﻿1
00:00:03,600 --> 00:00:40,354


2
00:01:04,600 --> 00:01:15,354


3
00:02:05,600 --> 00:02:20,354


4
00:02:24,333 --> 00:02:27,125
‫آقا,,, صدامو می‌شنوین؟

5
00:03:15,458 --> 00:03:16,500
‫استاد,

6
00:03:21,917 --> 00:03:23,583
‫استاد,,,

7
00:03:24,208 --> 00:03:25,208
‫استاد!

8
00:03:26,542 --> 00:03:29,125
‫آهان, کجا بودم؟

9
00:03:29,208 --> 00:03:32,750
‫داشتین می‌گفتین که روسو
‫صد در صد خودآموخته بود,

10
00:03:32,833 --> 00:03:35,208
‫بعدش گفتین که یه روز داشت قدم می‌زد،

11
00:03:35,292 --> 00:03:37,833
‫که یه آگهی مسابقه ادبی دید,

12
00:03:37,917 --> 00:03:39,083
‫آره، درسته,

13
00:03:40,042 --> 00:03:41,708
‫خب,,,

14
00:03:41,792 --> 00:03:42,917
‫پس,,,

15
00:03:44,208 --> 00:03:47,833
‫روسو روزنامه رو می‌خره
‫که خودشو از آفتاب بپوشونه،

16
00:03:47,917 --> 00:03:50,583
‫بعد میره زیر یه درخت می‌شینه، ورق می‌زنه،

17
00:03:50,667 --> 00:03:53,833
‫و اون آگهی مسابقه ادبی رو می‌بینه,

18
00:03:53,917 --> 00:03:59,417
‫آکادمی دیژون داشت مقاله
‫می‌خواست که به این سوال جواب بده:

19
00:03:59,500 --> 00:04:03,208
‫آیا پیشرفت علم و هنر باعث شده

20
00:04:03,292 --> 00:04:07,917
‫که عادت‌های مردم بهتر بشه یا بدتر؟

21
00:04:07,958 --> 00:04:10,375
‫مقاله‌ای که روسو فرستاد حسابی قوی بود,

22
00:04:10,458 --> 00:04:16,042
‫گفته بود: علم و هنر باعث
‫شده طبیعت انسان خراب‌تر بشه,

23
00:04:17,042 --> 00:04:20,500
‫حرفش اون موقع حسابی سر و صدا به پا کرد،

24
00:04:20,583 --> 00:04:23,042
‫که روسو هم این جوری جوابشونو داد,

25
00:04:23,125 --> 00:04:25,292
‫خوب گوش کنین, گفت که

26
00:04:25,375 --> 00:04:28,917
‫نابرابری اول از همه فقر
‫میاره، اینو که همه می‌دونیم,

27
00:04:29,000 --> 00:04:33,917
‫ولی حتماً باعث می‌شه ثروت هم جمع بشه,

28
00:04:33,958 --> 00:04:38,625
‫این ثروت شرط لازم
‫فراغت و تجمله،

29
00:04:38,708 --> 00:04:42,708
‫که اینا هم شرط لازم پیشرفت علم و هنره,

30
00:04:42,792 --> 00:04:48,167
‫حالا اینجاست که تناقض بزرگ پیش میاد،
‫چون این پیشرفتی که میگن

31
00:04:48,250 --> 00:04:50,833
‫رو فقر اکثریت مردم ساخته شده,

32
00:04:50,917 --> 00:04:55,292
‫آخرش هم میگه که نابرابری
‫ریشه همه بدبختیاست,

33
00:04:56,833 --> 00:05:01,042
‫روسو که یه آدم معمولی
‫بود، یه شبه معروف می‌شه,

34
00:05:01,125 --> 00:05:05,083
‫همه تو پاریس می‌خوان بدونن
‫این دهاتی کیه, بله، خوان؟

35
00:05:05,167 --> 00:05:07,500
‫منظور روسو اینه که هیچ پیشرفتی وجود نداره؟

36
00:05:07,583 --> 00:05:11,208
‫نه, در واقع میگه گول پیشرفت رو نخوریم،

37
00:05:11,292 --> 00:05:15,625
‫که مهم نیست دانشمند باشیم، یا
‫با فرهنگ, می‌تونیم ساده باشیم،

38
00:05:15,708 --> 00:05:18,958
‫حتی روستایی، مهم اینه که آدم خوبی باشیم,

39
00:05:19,042 --> 00:05:20,042
‫بیا تو,

40
00:05:21,042 --> 00:05:22,042
‫ممنون استاد,

41
00:05:22,917 --> 00:05:26,625
‫سلام رفقا,
‫الان وقت‌های حساسیه,

42
00:05:26,708 --> 00:05:30,042
‫تصمیمات اخیر نشون میده
‫که این دولت کلاهبرداره،

43
00:05:30,125 --> 00:05:32,792
‫نه فقط برای جامعه،
‫بلکه مخصوصاً برای کارگرا,

44
00:05:32,917 --> 00:05:35,500
‫همش دود و آینه‌ست
‫و باز هم،

45
00:05:35,583 --> 00:05:38,667
‫بانکدارای رباخوار و سرمایه
‫خارجی دارن کشورو می‌چرخونن,

46
00:05:38,750 --> 00:05:41,833
‫لنین سال 1902 پرسید چه باید کرد؟

47
00:05:41,917 --> 00:05:45,208
‫جواب هنوزم همونه,
‫باید اعتراض کنیم,

48
00:05:45,292 --> 00:05:48,083
‫ما لایق زندگی بهتری هستیم,

49
00:05:48,167 --> 00:05:52,833
‫شورای دانشجویی از همه دانشجوها
‫می‌خواد که بلند شن و اعتراض کنن,

50
00:05:52,917 --> 00:05:55,958
‫دیوونگیه که چهار ساعت
‫به حرف یه استاد گوش بدیم،

51
00:05:56,042 --> 00:05:58,417
‫در حالی که همه‌مون داریم فکر
‫می‌کنیم چجوری پول در بیاریم,

52
00:05:58,500 --> 00:06:00,667
‫باید بودجه بورسیه‌ها رو برگردونیم,

53
00:06:00,750 --> 00:06:03,833
‫راستش، ما به حرف نیاز نداریم,
‫وقت عمله,

54
00:06:03,917 --> 00:06:05,167
‫ممنون استاد,

55
00:06:05,250 --> 00:06:06,833
‫ممنون,

56
00:06:08,000 --> 00:06:09,958
‫-استاد,
‫-بله، سوزانا,

57
00:06:10,042 --> 00:06:12,792
‫از این به بعد کلاس‌ها چی می‌شه؟

58
00:06:12,917 --> 00:06:17,125
‫همونطور که قبلاً گفتم،
‫خبر کاسلی غافلگیرمون کرد,

59
00:06:17,208 --> 00:06:19,667
‫خب، از نظر آموزشی، اوضاع بهم ریخته‌ست,

60
00:06:19,750 --> 00:06:22,750
‫ولی نگران نباشین,
‫برنامه کاسلی همونطور می‌مونه,

61
00:06:22,833 --> 00:06:26,333
‫راستی، امروز تو کتابخونه
‫ملی یه مراسم یادبود هست,

62
00:06:26,417 --> 00:06:28,792
‫هر کی می‌خواد بیاد، خوب می‌شه,

63
00:06:28,917 --> 00:06:31,458
‫باشه، پس سه‌شنبه می‌بینمتون,

64
00:06:35,167 --> 00:06:38,250
‫-خداحافظ,
‫-بای، سه‌شنبه می‌بینمت,

65
00:06:38,333 --> 00:06:40,000
‫-ممنون استاد,
‫-خداحافظ,

66
00:06:56,958 --> 00:06:59,167
‫همیشه در نبرد

67
00:07:23,583 --> 00:07:25,583
‫کتابخانه ملی

68
00:07:28,583 --> 00:07:30,625
‫اومدم برای مراسم یادبود ادواردو کاسلی,

69
00:07:30,708 --> 00:07:32,750
‫فقط کارت شناساییتون لطفاً, ممنون,

70
00:07:32,833 --> 00:07:33,917
‫طبقه پنجم,

71
00:07:52,000 --> 00:07:53,083
‫مارسلو,,,

72
00:07:55,417 --> 00:07:56,750
‫مارسلو پنا؟

73
00:07:59,583 --> 00:08:00,958
‫رافائل سوخارچوک,

74
00:08:03,000 --> 00:08:04,208
‫مارسه,,,

75
00:08:06,167 --> 00:08:07,458
‫خیلی وقته ندیدمت,

76
00:08:11,250 --> 00:08:13,333
‫هنوز باورم نمی‌شه,

77
00:08:14,625 --> 00:08:17,625
‫شنیدم رفته بود دویدن, درسته؟

78
00:08:19,292 --> 00:08:21,000
‫چه مرگ احمقانه‌ای,

79
00:08:26,208 --> 00:08:27,917
‫من که خیلی ناراحتم,

80
00:08:29,333 --> 00:08:32,542
‫نمی‌تونم تصور کنم تو چه حالی هستی,

81
00:08:32,625 --> 00:08:35,083
‫-هنوز دارم هضمش می‌کنم,
‫-می‌دونم,

82
00:08:39,375 --> 00:08:40,583
‫خیلی جوون بود، نه؟

83
00:08:51,292 --> 00:08:52,583
‫الان فرانکفورتی؟

84
00:08:53,708 --> 00:08:56,417
‫آره، هنوز آلمانم,

85
00:08:56,500 --> 00:09:00,000
‫یه جورایی از این طرفا رد می‌شدم,
‫الان اونجا تعطیلاته,

86
00:09:01,250 --> 00:09:06,083
‫دانشگاه سن آندرس ازم خواهش کرد
‫یه کارگاه برگزار کنم

87
00:09:06,167 --> 00:09:09,500
‫درباره معضلات اخلاقی
‫هوش مصنوعی،

88
00:09:09,583 --> 00:09:13,167
‫که یکی از موضوعاتیه
‫که اخیراً روش کار می‌کنم,

89
00:09:14,292 --> 00:09:17,708
‫-جالبه,
‫-خیلی, خیلی جالبه,

90
00:09:26,125 --> 00:09:27,250
‫ عشق ورزیدم,

91
00:09:28,167 --> 00:09:29,333
‫عشق دیدم,

92
00:09:30,583 --> 00:09:32,625
‫خورشید صورتمو نوازش کرد,

93
00:09:34,792 --> 00:09:38,042
‫زندگی، تو به من بدهکار نیستی!

94
00:09:39,708 --> 00:09:43,542
‫زندگی، ما با هم در صلحیم!

95
00:09:53,042 --> 00:09:54,542
‫ممنون، آقای رئیس,

96
00:09:54,625 --> 00:09:58,917
‫اولین برداشتی که از ادواردو
‫کاسلی به عنوان استاد داشتم

97
00:09:58,958 --> 00:10:00,375
‫خیلی بد بود,

98
00:10:00,458 --> 00:10:05,208
‫داشتم دیر می‌رسیدم به کلاس فلسفه سیاسی،

99
00:10:05,292 --> 00:10:09,125
‫واسه همین نفس‌نفس زنون
‫از پله‌ها دویدم تو کلاس,

100
00:10:09,208 --> 00:10:14,250
‫یه یارویی رو دیدم که یه گوی
‫قرعه‌کشی داشت، از اون گردا,

101
00:10:14,333 --> 00:10:16,000
‫داشت می‌چرخوندش,,,

102
00:10:16,083 --> 00:10:20,750
‫- می‌دونی استاد پنا اینجاست؟
‫- همونه که اونجاست,

103
00:10:21,917 --> 00:10:25,500
‫ادواردو عاشق این بود که قبل شروع سال
‫تحصیلی محتوای درس رو قرعه‌کشی کنه,

104
00:10:27,125 --> 00:10:28,833
‫مارسه، گوشیته,

105
00:10:31,750 --> 00:10:35,125
‫ولی همون روز،

106
00:10:35,208 --> 00:10:38,833
‫بعد کلاس اول درباره
‫لویاتان (کتاب توماس هابز)،

107
00:10:38,917 --> 00:10:43,792
‫فهمیدم که می‌خوام کنار این شخصیت درس بدم,

108
00:10:43,917 --> 00:10:46,208
‫واسه سال‌های زیادی،

109
00:10:47,042 --> 00:10:52,125
‫بهترین وقت هفته‌م صبح شنبه بود,

110
00:10:53,375 --> 00:10:56,500
‫جلسه هیئت علمی خونه ادواردو داشتیم,

111
00:10:57,625 --> 00:11:01,000
‫می‌رفتم اونجا و کروسان‌ها رو می‌دیدم،

112
00:11:02,208 --> 00:11:04,250
‫که با دقت انتخاب شده بودن،

113
00:11:05,458 --> 00:11:06,708
‫بوی قهوه,,,

114
00:11:08,292 --> 00:11:12,917
‫حالا کی می‌خواد ما رو
‫قانع کنه که یه امیدی هست،

115
00:11:14,208 --> 00:11:16,292
‫حالا که ادواردو دیگه پیشمون نیست؟

116
00:11:19,417 --> 00:11:23,625
‫ادواردو کاسلی مثل یه ستاره ثابت بود,

117
00:11:23,708 --> 00:11:29,542
‫تو زمان‌های قدیم، واسه دریانوردی,,,

118
00:11:29,625 --> 00:11:31,542
‫,,,از ستاره‌ها به عنوان
‫راهنما استفاده می‌کردن,

119
00:11:31,625 --> 00:11:34,750
‫خب، ادواردو هم همین بود,

120
00:11:34,833 --> 00:11:40,792
‫یه مرجع اساسی واسه اینکه
‫بفهمیم تو این دنیا کجا وایسادیم,

121
00:12:07,667 --> 00:12:13,083
‫هیچی مناسب‌تر و درخورتر از این نبود
‫که تو این مناسبت غمگین از کانت یاد کنیم

122
00:12:14,583 --> 00:12:17,625
‫تو این موقعیت ناراحت کننده,

123
00:12:17,708 --> 00:12:20,792
‫چه رویی داره اینجوری حرف
‫می‌زنه, اصلاً ادواردو رو نمی‌شناخت,

124
00:12:20,917 --> 00:12:27,417
‫کانت میگه: خوشبختی، گلوکزلیگکایت،

125
00:12:27,500 --> 00:12:31,583
‫یه ایده‌آل عقلانی نیست،
‫بلکه یه ایده‌آل خیالیه,

126
00:12:32,708 --> 00:12:35,792
‫شنیدم برگشته چون با ورا موتا قرار می‌ذاره,

127
00:12:35,917 --> 00:12:37,458
‫- کی؟
‫- ورا موتا,

128
00:12:38,500 --> 00:12:40,250
‫نمی‌دونم کیه,

129
00:12:40,333 --> 00:12:43,542
‫بابا مارسلو! می‌شناسیش دیگه,
‫یه بازیگر خیلی معروفه!

130
00:12:43,625 --> 00:12:44,958
‫نه، اصلاً نمی‌شناسم,

131
00:12:45,042 --> 00:12:48,333
‫,,,من استادش نبودم، ولی شاگردش بودم,

132
00:12:48,417 --> 00:12:52,417
‫باید اعتراف کنم تنها نمره‌ی
‫ردی که تو دوران دانشگاه گرفتم،

133
00:12:53,417 --> 00:12:56,917
‫از ادواردو کاسلی بود,
‫فقط تصور کن چقدر ناامید شدم,

134
00:12:58,625 --> 00:13:03,417
‫ادواردو، می‌دونم که این کارو کردی

135
00:13:03,500 --> 00:13:09,375
‫فقط واسه اینکه شخصیت پرشور منو تعدیل کنی،
‫و امروز می‌تونم اینو ببینم,

136
00:13:09,458 --> 00:13:11,000
‫و ممنونم ازت,

137
00:13:15,375 --> 00:13:17,792
‫حالا می‌خوام میکروفون رو بدم به دوریس،

138
00:13:18,667 --> 00:13:21,625
‫همراه همیشگی ادواردو,

139
00:13:23,042 --> 00:13:27,000
‫دوریس، می‌خوام بگم که پوان خونه توئه،

140
00:13:28,000 --> 00:13:30,042
‫و ما خانواده‌ت هستیم,

141
00:13:31,042 --> 00:13:34,708
‫نمی‌ری بالا؟
‫باید یه چیزی بگی، مارسلو,

142
00:13:35,917 --> 00:13:37,833
‫من ادواردو رو,,,

143
00:13:39,250 --> 00:13:42,500
‫سال ۱۹۷۸، تو مکزیک ملاقات کردم,

144
00:13:45,625 --> 00:13:47,917
‫هر کدوممون به تنهایی
‫اونجا گیر افتاده بودیم,

145
00:13:48,000 --> 00:13:53,625
‫تو یکی از اون جلسه‌های
‫تبعیدی‌ها همدیگه رو دیدیم,

146
00:13:56,167 --> 00:14:00,333
‫خوش‌تیپ بود، خوشگل بود،

147
00:14:00,417 --> 00:14:05,375
‫قد بلند، بامزه, خیلی بامزه,

148
00:14:05,458 --> 00:14:09,583
‫و سیگار دلیکادوس می‌کشید،
‫یه مارک سیگار مکزیکی,

149
00:14:10,417 --> 00:14:12,917
‫اون موقع مردم خیلی سیگار می‌کشیدن,

150
00:14:13,000 --> 00:14:16,667
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم عاشق یه فیلسوف بشم,

151
00:14:18,208 --> 00:14:20,625
‫ولی ادواردو یه چیزی داشت,

152
00:14:24,167 --> 00:14:30,083
‫فکر کنم عاشق این دورهمی
‫می‌شد، تو این مکان, همین‌جا,

153
00:14:30,167 --> 00:14:35,708
‫راستش نه, از بین همه،
‫ادواردو کاسلی نمی‌خواست بمیره,

154
00:14:35,792 --> 00:14:38,125
‫مارسلو، خسته شدم از بس
‫بهت زنگ زدم, کجا بودی؟

155
00:14:39,000 --> 00:14:40,917
‫تو گفتی شنبه برمی‌گردن,

156
00:14:40,958 --> 00:14:45,125
‫ولی زودتر برگشتن, اصلاً گروه رو چک می‌کنی؟

157
00:14:45,208 --> 00:14:48,208
‫حق با توئه، اشتباه کردم,
‫الان میام,

158
00:14:48,292 --> 00:14:51,667
‫نه، لازم نیست, بابام مانولو رو برد،
‫امشب اونجا می‌خوابه,

159
00:14:51,750 --> 00:14:56,250
‫هی، الان تو مراسم یادبود ادواردو هستم,
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم، باشه؟

160
00:14:56,333 --> 00:14:58,625
‫حرف زدی؟
‫باید یه چیزی بگی,

161
00:14:58,708 --> 00:15:01,167
‫آره, حق با توئه، ولی,,, اوه!

162
00:15:06,250 --> 00:15:07,917
‫الو؟

163
00:15:12,958 --> 00:15:15,792
‫الو؟ الو؟

164
00:15:19,333 --> 00:15:21,333
‫- مارسه، همه چی خوبه؟
‫- نه,,,

165
00:15:22,417 --> 00:15:24,583
‫- بیا اینجا,
‫- گوشیم رو انداختم, ببین,,,

166
00:15:24,667 --> 00:15:27,625
‫- بذار ببینم,
‫- خراب شد,

167
00:15:27,708 --> 00:15:30,708
‫- کمک می‌خوای؟
‫- کار نمی‌کنه، ببین,

168
00:15:30,792 --> 00:15:32,417
‫- من چک می‌کنم,
‫- سلام پدرو,

169
00:15:33,667 --> 00:15:35,042
‫این افتاده,

170
00:15:38,917 --> 00:15:41,167
‫چقدر خودشیفته‌س، این سوخارچوک,

171
00:15:41,250 --> 00:15:44,208
‫- باورت میشه به آلمانی حرف زد؟
‫- عجب آدم مزخرفیه,

172
00:15:45,458 --> 00:15:48,792
‫شنیدی؟
‫میگن با ورا موتا قرار می‌ذاره,

173
00:15:48,917 --> 00:15:52,375
‫کتابش رو خونده و بهش پیام داده,

174
00:15:52,458 --> 00:15:54,750
‫خوش‌تیپه، نه؟ بانمکه,

175
00:15:56,250 --> 00:15:58,375
‫- ببین الان کار می‌کنه,
‫- بذار ببینم,

176
00:15:59,458 --> 00:16:01,958
‫کجاست,,,؟

177
00:16:03,708 --> 00:16:06,292
‫- دنبال چی می‌گردی؟
‫- پوشک بچه‌م,

178
00:16:06,375 --> 00:16:08,333
‫خیلی داره می‌رینه,,,

179
00:16:09,458 --> 00:16:13,083
‫انقدر آبکی و بدبو, یه کم نگرانم,

180
00:16:15,750 --> 00:16:19,125
‫مارسلو، نه! معذرت می‌خوام!

181
00:16:20,833 --> 00:16:23,500
‫- بده؟
‫- آره, ببخشید، صبر کن,

182
00:16:23,583 --> 00:16:26,000
‫- دستمال مرطوب داری؟
‫- صبر کن, آره، دارم,

183
00:16:26,083 --> 00:16:30,917
‫نه، تموم شد, دو دقیقه مواظب پدرو باش
‫می‌دوم داروخونه,

184
00:16:30,958 --> 00:16:32,917
‫نه! نرو, بیا اینجا,

185
00:16:32,958 --> 00:16:35,708
‫- مطمئنی؟ همین نزدیکیه,
‫- نه، اشکال نداره, خودم یه دستشویی پیدا می‌کنم,

186
00:16:35,792 --> 00:16:37,292
‫- ببخشید,
‫- خیلی بده وضعش؟

187
00:16:37,375 --> 00:16:40,917
‫آره, فقط کتو همینجوری بگیر بالا,

188
00:16:44,917 --> 00:16:46,583
‫چیکار کردی با خودت؟

189
00:16:59,333 --> 00:17:01,042
‫مارسه، مارسه,

190
00:17:02,250 --> 00:17:04,667
‫داری میری خونه دوریس؟

191
00:17:04,750 --> 00:17:08,500
‫آره، راضیش کردم که همه
‫بریم اونجا یه چیزی بخوریم,

192
00:17:08,583 --> 00:17:11,667
‫بچه‌ها هم استقبال کردن از این ایده,

193
00:17:12,583 --> 00:17:14,958
‫واسه دوریس خوبه، نه؟

194
00:17:15,917 --> 00:17:17,917
‫میای با من بریم؟ بزن بریم,

195
00:17:17,958 --> 00:17:22,500
‫باشه، میام, ولی یه کم دیرتر,
‫اول باید یه کاری انجام بدم,

196
00:17:22,583 --> 00:17:26,375
‫نه بابا، ول کن, بیا با هم بریم،
‫یه کم حرف بزنیم, بیا مارسه,

197
00:17:26,458 --> 00:17:29,667
‫بیا بریم چند تا بطری شراب بخریم, بدو بریم,

198
00:17:32,083 --> 00:17:37,625
‫استادای دیگه هم دارن میان,
‫رفتن ساندویچ میگا و امپانادا بگیرن،

199
00:17:37,708 --> 00:17:41,417
‫از معدود چیزای خوبی که تو این
‫مملکت میشه ازش لذت برد، مگه نه؟

200
00:17:43,417 --> 00:17:45,250
‫مشکل لگن داری؟

201
00:17:56,958 --> 00:18:00,083
‫من هنوز استاد مهمان دانشگاه نیو اسکول هستم,

202
00:18:00,167 --> 00:18:03,417
‫پنج ساله که پشت سر هم دعوتم می‌کنن,

203
00:18:03,500 --> 00:18:06,333
‫راستش کی بدش میاد سالی یه بار بره نیویورک؟

204
00:18:07,917 --> 00:18:12,917
‫تازه دارم یه پیشنهاد دیگه
‫رو هم بررسی می‌کنم,,,

205
00:18:14,250 --> 00:18:19,333
‫که برم تو آزمایشگاه تفکر معاصر

206
00:18:19,417 --> 00:18:21,792
‫دانشگاه فون هومبولت برلین کار کنم,

207
00:18:24,375 --> 00:18:25,667
‫اینو می‌گیری؟

208
00:18:26,583 --> 00:18:28,458
‫حتماً خیلی هیجان‌زده‌ای,

209
00:18:30,458 --> 00:18:33,708
‫آره، ولی نمی‌خوام زیر
‫کلی مدرک فسیل بشم مارسه,

210
00:18:33,792 --> 00:18:38,667
‫من آدم عملم،
‫می‌خوام برگردم,,,

211
00:18:38,750 --> 00:18:41,917
‫- اروپا,
‫- نه مارسه، نه,

212
00:18:42,000 --> 00:18:44,583
‫اینجا, بوئنوس آیرس,

213
00:18:47,917 --> 00:18:49,042
‫عاشق شدم,

214
00:18:52,000 --> 00:18:55,625
‫عجب انتخاب خوبی کردی,

215
00:18:57,292 --> 00:19:00,833
‫بی شک با یه آدم خوش سلیقه طرفیم,

216
00:19:02,792 --> 00:19:05,375
‫جمعش میشه 93000 پزو,

217
00:19:05,458 --> 00:19:08,958
‫بذار 90000 تومن حساب کنیم
‫با یه تخفیف دوستانه,

218
00:19:12,708 --> 00:19:14,917
‫فکر کنم با کارت پرداخت میکنی، نه؟

219
00:19:26,250 --> 00:19:29,500
‫حتی فکرشم نکن مارسلو, خواهش می‌کنم,

220
00:19:29,583 --> 00:19:30,958
‫ممنون آقا,

221
00:19:36,625 --> 00:19:40,042
‫شاید باورت نشه مارسه، ولی
‫بعد از 20 سال زندگی تو آلمان،

222
00:19:40,125 --> 00:19:42,333
‫دلت واسه این جور شلوغی‌ها لک می‌زنه,

223
00:19:42,417 --> 00:19:44,708
‫- آره حتماً,
‫- یه چیزی تو این بی‌نظمی هست,,,

224
00:19:45,917 --> 00:19:51,583
‫که باعث میشه ایده‌های جدید
‫و نوآوری به وجود بیاد,

225
00:19:52,625 --> 00:19:54,000
‫ولی اونجا، برعکس,,,

226
00:19:55,917 --> 00:19:58,083
‫ارتباطات یه جورایی,,,

227
00:19:58,167 --> 00:20:00,292
‫سرد و بی‌روحه,,,

228
00:20:01,917 --> 00:20:03,333
‫و این اتفاقا نمی‌افته,

229
00:20:06,083 --> 00:20:07,792
‫بعضی وقتا، حس می‌کنم,,,

230
00:20:14,167 --> 00:20:15,167
‫چی؟

231
00:20:18,333 --> 00:20:19,708
‫بو نمیاد؟

232
00:20:22,917 --> 00:20:23,917
‫نه,

233
00:20:25,958 --> 00:20:27,917
‫انگار بوی گه میاد، نه؟

234
00:20:29,500 --> 00:20:31,417
‫نه، من چیزی حس نمی‌کنم,

235
00:20:38,625 --> 00:20:40,958
‫- بذار کفشاتو ببینم,
‫- نه، خوبم,

236
00:20:44,292 --> 00:20:51,250
‫رافا، چطوری؟ اوضاع چطوره؟
‫خیلی وقته ندیدمت,

237
00:20:51,333 --> 00:20:54,542
‫آخرین بار تو مونترال بود، یادته؟

238
00:20:54,625 --> 00:20:56,833
‫- کیا دیگه اینجان؟
‫- سلام مارسه,

239
00:20:56,917 --> 00:20:59,042
‫- مای هم اومده، برگشته,,,
‫- مای؟

240
00:20:59,125 --> 00:21:00,375
‫آره,,,

241
00:21:22,042 --> 00:21:23,333
‫یه لحظه,

242
00:21:33,833 --> 00:21:35,625
‫اومدم,

243
00:21:45,000 --> 00:21:46,042
‫سوکول,

244
00:21:47,125 --> 00:21:48,167
‫مارسلو,

245
00:21:49,583 --> 00:21:50,667
‫چه فاجعه‌ای,

246
00:21:52,708 --> 00:21:53,917
‫باید برم دستشویی,

247
00:22:40,333 --> 00:22:41,708
‫حالتون خوبه آقا؟

248
00:22:47,583 --> 00:22:52,417
‫شلوارم لک شده بود،
‫یه شلوار از ادواردو برداشتم,

249
00:22:52,500 --> 00:22:56,500
‫من کل خانواده رو می‌شناسم, لیدیا رو
‫هم می‌شناسم، سال‌ها اینجا کار می‌کرد,

250
00:22:56,583 --> 00:22:59,083
‫- تو جدیدی؟ ندیده بودمت,
‫- فکر می‌کنی من کی‌ام؟

251
00:23:01,042 --> 00:23:02,083
‫نمی‌دونم,,,

252
00:23:03,708 --> 00:23:06,333
‫تو کشور من بهت می‌گن رومی سونکو,

253
00:23:06,417 --> 00:23:08,333
‫به زبان کچوآ (زبان بومیان آند),

254
00:23:08,417 --> 00:23:12,333
‫اسم من ایزابل چوکه‌هوانکاست،
‫دکترای فلسفه دارم،

255
00:23:12,417 --> 00:23:15,708
‫استاد تمام
‫دانشگاه مردمی ال آلتو هستم،

256
00:23:15,792 --> 00:23:20,125
‫و موسس کارگاه تخیل,
‫شما پروفسور پنا هستین، درسته؟

257
00:23:20,208 --> 00:23:22,042
‫بله,

258
00:23:22,125 --> 00:23:24,250
‫دنبالتون می‌گشتم، استاد,

259
00:23:24,333 --> 00:23:25,375
‫ببخشید,

260
00:23:28,042 --> 00:23:30,833
‫- یه پیشنهاد براتون دارم,
‫- برای من؟

261
00:23:30,917 --> 00:23:36,750
‫بله، ادواردو تو دهه 80 استاد من بود،
‫تو دانشکده پوآن,

262
00:23:37,625 --> 00:23:42,417
‫سال پیش تو یه کنفرانس درباره ماریاتگی
‫تو دانشگاه ملی خودمختار مکزیک دیدمش,

263
00:23:42,500 --> 00:23:44,500
‫من تازه شروع کرده بودم

264
00:23:44,583 --> 00:23:48,333
‫به برگزاری یه سمپوزیوم تو کشورم,
‫رفتم جلو و ازش دعوت کردم,

265
00:23:48,417 --> 00:23:50,625
‫- از کی؟
‫- از ادواردو,

266
00:23:50,708 --> 00:23:56,292
‫اسم سمپوزیوم آینده آمریکای
‫لاتین هست, فقط آکادمیک نیست،

267
00:23:56,375 --> 00:24:00,333
‫هنرمندها و رهبران اجتماعی هم میان,

268
00:24:00,417 --> 00:24:02,375
‫یه ترکیب متنوع، استاد,

269
00:24:02,458 --> 00:24:06,667
‫- درسته, اسمش آینده,,,؟
‫- آینده آمریکای لاتین,

270
00:24:06,750 --> 00:24:10,083
‫میرم سر اصل مطلب،
‫می‌بینم حالتون یه کم خوب نیست,

271
00:24:11,042 --> 00:24:16,083
‫می‌خواستم ببینم شما حاضرین
‫جای ادواردو رو بگیرین و بیاین بولیوی,

272
00:24:17,083 --> 00:24:20,917
‫می‌دونم شما سال‌هاست
‫دست راست ادواردو بودین,

273
00:24:20,958 --> 00:24:24,625
‫خیلی برامون مهمه
‫اگه بتونین جاشو پر کنین,

274
00:24:26,750 --> 00:24:29,292
‫مطمئن نیستم بتونم سفر کنم، چون,,,

275
00:24:30,708 --> 00:24:33,542
‫باید تقویم دانشگاه رو چک
‫کنم, کی هست این برنامه؟

276
00:24:33,625 --> 00:24:35,167
‫بهار,

277
00:24:35,250 --> 00:24:40,375
‫اینو به بورگمن گفتم, حسابی
‫عصبانی شد، می‌خواست منو بخوره,

278
00:24:40,458 --> 00:24:42,458
‫- کی؟
‫- آلبرت بورگمن، نشنیدی اسمشو؟

279
00:24:42,542 --> 00:24:45,333
‫- نمی‌شناسمش,
‫- شاگرد آخر هایدگره،

280
00:24:45,417 --> 00:24:47,583
‫تو دانشگاه مونتانا درس میده,

281
00:24:47,667 --> 00:24:49,667
‫- آره، درموردش خوندم,
‫- دیدیش؟

282
00:24:49,750 --> 00:24:52,667
‫من و آلبرت با هم
‫تو یه پروژه تحقیقاتی کار می‌کنیم,

283
00:24:52,750 --> 00:24:54,917
‫آره, بی‌نهایت، مجازی,,,

284
00:24:55,000 --> 00:24:57,250
‫باید واسه ساندویچا پول بذاریم کنار,

285
00:24:57,333 --> 00:25:01,125
‫من که پولم ته کشیده, پول پرستار بچه رو دادم
‫ولی خودم هنوز حقوق نگرفتم,

286
00:25:01,208 --> 00:25:03,292
‫باید پول غذای بیرون رو بدیم,
‫تو حقوق گرفتی؟

287
00:25:03,375 --> 00:25:04,750
‫- نه هنوز,
‫- تو چی؟

288
00:25:04,833 --> 00:25:06,125
‫- نه,
‫- منم نه,

289
00:25:06,208 --> 00:25:09,375
‫- چقدر شد؟
‫- 3000 پزو,

290
00:25:10,208 --> 00:25:11,917
‫- مرسی,
‫- بیا، انعامم توشه,

291
00:25:11,958 --> 00:25:15,375
‫می‌خوام به سلامتی ادواردو یه نوش جان بگیم,

292
00:25:16,958 --> 00:25:18,667
‫- به سلامتی ادواردو!
‫- به سلامتی ادواردو!

293
00:25:18,750 --> 00:25:20,417
‫- به سلامتی ادواردو,
‫- نوش!

294
00:25:20,500 --> 00:25:22,125
‫به سلامتی دوریس!

295
00:25:38,125 --> 00:25:39,125
‫دوریس,

296
00:25:41,625 --> 00:25:42,625
‫مارسلو,

297
00:25:50,458 --> 00:25:53,458
‫فکر کردم حرف می‌زنی، یه چیزی می‌گی,

298
00:25:54,458 --> 00:25:55,667
‫نتونستم,

299
00:25:56,833 --> 00:25:57,917
‫نشد,

300
00:25:59,917 --> 00:26:05,042
‫شاید ندونی،
‫ولی مارسلو خیلی خجالتی بود, خیلی خیلی,

301
00:26:05,125 --> 00:26:06,667
‫خب,,,

302
00:26:06,750 --> 00:26:11,000
‫ادواردو بهم گفت: یه دانشجوی جدید اومده،
‫خیلی باهوشه، کتابخون حسابی،

303
00:26:11,083 --> 00:26:13,500
‫یه کمم کله‌شقه,

304
00:26:13,583 --> 00:26:14,708
‫مارسلو بود,

305
00:26:15,625 --> 00:26:19,250
‫نگاش کردم و فکر کردم:
‫ این یارو چشه؟

306
00:26:20,917 --> 00:26:24,583
‫انگار یادم رفته بود
‫دلتنگی بوئنوس آیرس چجوریه,

307
00:26:25,708 --> 00:26:28,208
‫زیاد می‌اومدی خونه‌مون، نه؟

308
00:26:28,292 --> 00:26:31,292
‫اون آپارتمان کوچیکه
‫تو خیابون تالکاهوانو,

309
00:26:33,208 --> 00:26:37,750
‫تازه برگشته بودیم،
‫هنوز این خونه رو نخریده بودیم,

310
00:26:38,833 --> 00:26:45,417
‫و اون ساعت‌ها و ساعت‌ها و ساعت‌ها
‫تو اتاق کار با ادواردو می‌موند,

311
00:26:47,625 --> 00:26:49,333
‫ساکت، فقط نشسته,

312
00:26:50,917 --> 00:26:56,417
‫من رد می‌شدم و فکر می‌کردم:
‫ خوابن؟ چه خبره اون تو؟

313
00:26:57,917 --> 00:27:03,292
‫ولی نه، داشتن فکر می‌کردن،
‫می‌خوندن، فلسفه‌بافی می‌کردن,

314
00:27:03,375 --> 00:27:05,375
‫مارسلو همیشه گشنه بود,

315
00:27:08,125 --> 00:27:11,417
‫هر چی بهش تعارف می‌کردم می‌خورد,

316
00:27:11,500 --> 00:27:14,708
‫مرغ کبابی، تیرامیسو، املت،

317
00:27:14,792 --> 00:27:20,792
‫کروسان، ساندویچ,
‫با کمال میل می‌خورد, درست میگم؟

318
00:27:20,917 --> 00:27:22,083
‫- یا دروغ میگم؟
‫- نه,

319
00:27:24,458 --> 00:27:26,583
‫یه چیزی ازت بخوام؟

320
00:27:26,667 --> 00:27:27,708
‫چی؟

321
00:27:29,417 --> 00:27:34,083
‫میشه مه رودخونه رو بخونی؟
‫ادواردو عاشقش بود,

322
00:27:34,167 --> 00:27:35,583
‫نه, اینجا، الان؟

323
00:27:35,667 --> 00:27:38,125
‫مارسلو، بخون دیگه, صدات خیلی خوبه,

324
00:27:38,208 --> 00:27:40,208
‫خواهش می‌کنم,

325
00:27:40,292 --> 00:27:42,500
‫برو، برو، برو, ببخشید,

326
00:27:42,583 --> 00:27:44,208
‫- باشه,
‫- ببین, اینجاست,

327
00:27:44,292 --> 00:27:46,625
‫خب، همینجوری,

328
00:27:46,708 --> 00:27:48,458
‫بزن بریم,

329
00:27:48,542 --> 00:27:51,000
‫- میشه بزرگترش کنی؟
‫- اینجوری بهتره,

330
00:27:55,458 --> 00:27:57,417
‫- نه، یکم بالاتر,
‫- بخون دیگه مارسلو,

331
00:28:00,208 --> 00:28:02,292
‫زود باش!

332
00:28:02,375 --> 00:28:03,583
‫بخون دیگه!

333
00:29:12,333 --> 00:29:13,333
‫ادامه بده,

334
00:29:38,583 --> 00:29:44,958
‫ لحظه‌ای که مردم
‫به طور قانونی به عنوان حاکم جمع می‌شوند،

335
00:29:45,042 --> 00:29:48,125
‫صلاحیت دولت کاملاً از بین می‌رود،

336
00:29:48,208 --> 00:29:53,500
‫قدرت اجرایی معلق می‌شود،
‫و شخص پست‌ترین شهروند

337
00:29:53,583 --> 00:29:57,917
‫به اندازه شخص اولین مقام حکومتی
‫مقدس و مصون است,,,

338
00:29:58,000 --> 00:29:59,125
‫این مهمه,

339
00:30:00,458 --> 00:30:01,667
‫ ,,,شخص پست‌ترین,,,

340
00:30:01,750 --> 00:30:03,833
‫- سلام!
‫- سلام بابا,

341
00:30:05,500 --> 00:30:07,958
‫چطور بود؟

342
00:30:08,042 --> 00:30:11,292
‫- خوب بود، یه چیز بامزه اتفاق افتاد,
‫- چی؟

343
00:30:11,375 --> 00:30:14,000
‫- ماشین ماریو رو دوباره یدک کشی بردن,
‫- این که خیلی گرونه,

344
00:30:14,083 --> 00:30:16,208
‫سی هزار پزو خرجش شد,

345
00:30:16,292 --> 00:30:18,917
‫باز گذاشتیش سر کوچه ماریو؟

346
00:30:19,000 --> 00:30:21,125
‫باید یه جایی بذارمش دیگه,

347
00:30:22,167 --> 00:30:25,333
‫هزینه یدک کشی
‫خیلی بیشتر از تورم رفته بالا,

348
00:30:25,417 --> 00:30:27,917
‫- واقعاً؟ دلار چنده الان؟
‫- کدوم نوعش؟

349
00:30:28,833 --> 00:30:33,917
‫صبر کن, کل ماجرا رو تعریف کن,
‫حسابی خندیدیم,

350
00:30:33,958 --> 00:30:37,208
‫این بچه دیشب
‫رفته بود پیتزا پالاس شام بخوره،

351
00:30:37,292 --> 00:30:40,625
‫سه تا برش پیتزا و دو تا نوشابه زده تو رگ,

352
00:30:40,708 --> 00:30:42,667
‫ویکی گفته بود انقدر گلوتن نخوره، ماریو,

353
00:30:42,750 --> 00:30:43,667
‫مارسلو،

354
00:30:43,750 --> 00:30:47,667
‫این که گلوتن رو شیطانی جلوه میدن افتضاحه,

355
00:30:47,750 --> 00:30:50,083
‫می‌دونی بدون گلوتن
‫بشر چقدر دووم میاره؟

356
00:30:50,167 --> 00:30:52,000
‫- نه,
‫- دو روز,

357
00:30:53,250 --> 00:30:56,625
‫- بابا، می‌خوای غش بازی دربیارم؟
‫- چی؟

358
00:30:56,708 --> 00:31:00,125
‫داشتیم تو پیتزا فروشی منتظر بودیم،
‫ماریو بهم گفت غش بازی دربیارم,

359
00:31:00,208 --> 00:31:01,625
‫بهش میگن صرع،

360
00:31:01,708 --> 00:31:04,000
‫یه بیماری جدیه، اصلاً خنده‌دار نیست,

361
00:31:04,083 --> 00:31:07,167
‫- می‌خوای ببینی یا نه؟
‫- باشه، ولی زود تمومش کن,

362
00:31:10,708 --> 00:31:13,583
‫خیلی زیاده‌روی کردی،
‫شبیه مومیایی شدی,

363
00:31:13,667 --> 00:31:17,167
‫- تو که گفتی خوب بود,
‫- بیا، غذاتو تموم کن, مامانته,

364
00:31:18,417 --> 00:31:20,167
‫یکم ملایم‌تر,

365
00:31:21,375 --> 00:31:22,458
‫فقط حرکات ریز,

366
00:31:24,708 --> 00:31:25,542
‫کی میای؟

367
00:31:25,625 --> 00:31:27,833
‫<i>عزیزم، الان نمیام خونه, دارم میرم گارین,</i>

368
00:31:27,917 --> 00:31:32,042
‫یه گزارشگر تلویزیونی قراره
‫باهامون درباره تعاونی‌ها مصاحبه کنه,

369
00:31:32,125 --> 00:31:33,375
‫باشه، بعداً می‌بینمت,

370
00:31:33,458 --> 00:31:35,500
‫آره، ولی امروز روز پرکاری هم هست,

371
00:31:35,583 --> 00:31:39,917
‫امروز جلسه کمیته فرهنگی
‫درباره جشنواره هست، مهمه,,,

372
00:31:40,000 --> 00:31:42,333
‫اگه امروز نبینمت، فردا می‌بینمت؟

373
00:31:42,417 --> 00:31:44,500
‫نه، بعدازظهر خونه‌ام,

374
00:31:44,583 --> 00:31:46,708
‫ولی خونه‌مون رو برای جلسه پیشنهاد دادم,

375
00:31:46,792 --> 00:31:49,292
‫چاره‌ای نداشتم, حدود دو ساعت طول می‌کشه,

376
00:31:59,708 --> 00:32:01,292
‫سلام!

377
00:32:03,042 --> 00:32:05,042
‫- میشه امضا کنید استاد؟
‫- بعداً میام,

378
00:32:10,750 --> 00:32:12,625
‫- سلام!
‫- سلام!

379
00:32:32,292 --> 00:32:36,083
‫من مثل یه جوجه‌تیغی‌ام,
‫سردمه، یخ زدم,

380
00:32:36,167 --> 00:32:42,375
‫دارم یخ می‌زنم, باد میاد,
‫یخبندونه، مه و طوفان,

381
00:32:43,208 --> 00:32:48,125
‫یه جوجه‌تیغی دیگه هم کنارمه،
‫اونم داره یخ می‌زنه,

382
00:32:48,208 --> 00:32:53,333
‫چشم تو چشم میشیم و یهو میل شدیدی
‫پیدا می‌کنیم که همدیگه رو گرم کنیم,

383
00:32:54,667 --> 00:32:59,500
‫پس میایم نزدیک هم,
‫ولی وقتی این کارو می‌کنیم،

384
00:32:59,583 --> 00:33:03,250
‫ما جوجه‌تیغی‌ها همدیگه رو زخمی می‌کنیم،

385
00:33:03,333 --> 00:33:05,750
‫و به همین خاطر معمولاً
‫از هم فاصله می‌گیریم,

386
00:33:05,833 --> 00:33:11,458
‫با این حال، فاصله گرفتن
‫یعنی دوباره سرمای غیرقابل تحمل,

387
00:33:12,667 --> 00:33:15,375
‫پس، با یه دوراهی روبرو هستیم,,,

388
00:33:16,250 --> 00:33:19,667
‫زخمی کردن همدیگه یا مردن,

389
00:33:21,583 --> 00:33:24,500
‫می‌خوایم شروع کنیم به حرکت کردن،

390
00:33:24,583 --> 00:33:27,000
‫تا به فاصله درست برسیم

391
00:33:27,083 --> 00:33:31,625
‫که نه خیلی به هم آسیب بزنیم
‫و نه از سرما بمیریم,

392
00:33:33,167 --> 00:33:34,167
‫صبر کن,

393
00:33:35,042 --> 00:33:38,250
‫دولت رو به عنوان اون فاصله در نظر بگیر,

394
00:33:49,292 --> 00:33:51,292
‫متأسفم، نمی‌تونی از این
‫دستشویی استفاده کنی,

395
00:33:52,375 --> 00:33:54,917
‫ببخشید، این دستشویی غیردوگانه‌ست,

396
00:33:55,000 --> 00:33:56,292
‫تو غیردوگانه هستی؟

397
00:34:00,125 --> 00:34:01,792
‫نه، نمی‌دونم, ببخشید,

398
00:34:08,125 --> 00:34:10,583
‫برگشتیم به برنامه «چون
‫اینطوریه» با آماندا لونگو,

399
00:34:10,667 --> 00:34:16,208
‫میریم به گارین، جایی که به نظر میرسه
‫یه کارخونه تحت مالکیت کارگرا وجود داره,

400
00:34:16,292 --> 00:34:19,333
‫روبرتینو، صدام رو داری؟
‫لطفاً برامون توضیح بده,

401
00:34:19,417 --> 00:34:22,667
‫سلام آماندا, درسته,
‫من اینجا با ویکی هستم،

402
00:34:22,750 --> 00:34:26,792
‫اون وکیل کارگراست و
‫نماینده قانونی مدی‌گراف,

403
00:34:26,917 --> 00:34:28,500
‫ویکی، ممنون که با ما صحبت می‌کنی,

404
00:34:28,583 --> 00:34:29,917
‫میشه صداشو بلندتر کنی؟

405
00:34:31,542 --> 00:34:32,625
‫سلام آماندا, خوبی؟

406
00:34:32,708 --> 00:34:33,833
‫ویکی، بریم سر اصل مطلب,

407
00:34:33,917 --> 00:34:36,333
‫تیم من یه کم درباره‌ت تحقیق کرد,

408
00:34:36,417 --> 00:34:40,042
‫یه مصاحبه از سال پیشت هست که توش اشاره کردی

409
00:34:40,125 --> 00:34:44,042
‫یکی از راه حل‌های اصلی
‫برای مشکلات کشورمون

410
00:34:44,125 --> 00:34:48,417
‫این بود که همه مردها رو
‫از مناصب قدرت حذف کنیم,

411
00:34:48,500 --> 00:34:50,167
‫ویکی، این هدف نهایی توئه؟

412
00:34:50,250 --> 00:34:53,208
‫ترجیح میدم به بینندگان بگم
‫که این کارخونه،

413
00:34:53,292 --> 00:34:58,333
‫که متعلق به کارگرانشه،
‫خواستار مصادره نهایی‌ه,

414
00:34:58,417 --> 00:35:02,208
‫من تصمیم می‌گیرم
‫چی برای برنامه‌م جالبه,

415
00:35:02,292 --> 00:35:05,333
‫می‌دونی چیه؟
‫ما از سخنرانی‌های نفرت‌انگیز خوشمون نمیاد,

416
00:35:05,417 --> 00:35:08,000
‫این یه سخنرانی نفرت‌انگیزه,
‫صحبت کردن باهات خیلی سخته,

417
00:35:08,083 --> 00:35:12,542
‫من هر روز بیدار میشم و سعی می‌کنم
‫آینده بهتری برای جامعه بسازم,

418
00:35:12,625 --> 00:35:14,958
‫من در تعجبم که انگیزه تو چیه,
‫چی تو رو به حرکت وامیداره؟

419
00:35:15,042 --> 00:35:18,458
‫بی‌احترامی نکن،
‫چون این خواهرانگی نیست,

420
00:35:18,542 --> 00:35:21,708
‫منظورم اینه که، این کارخونه
‫یه نمونه واضح از مبارزه،

421
00:35:21,792 --> 00:35:24,500
‫کار سخت، سازماندهی و خلاقیته,

422
00:35:24,583 --> 00:35:28,583
‫و ما زن‌ها می‌تونیم رهبران
‫تولید جمعی باشیم,

423
00:35:28,667 --> 00:35:32,958
‫اگه می‌تونیم یه کارخونه رو اداره کنیم،
‫می‌تونیم یه کشور رو هم اداره کنیم, ممنون,

424
00:35:33,042 --> 00:35:34,208
‫الان دارم کار می‌کنم,

425
00:35:34,292 --> 00:35:38,042
‫اگه تب داره، بهش ایبوپروفن بده,
‫اگه پایین نیومد، یه کم بیشتر بده,

426
00:35:38,125 --> 00:35:40,417
‫داشتم با مسئول آموزش صحبت می‌کردم،

427
00:35:40,500 --> 00:35:43,417
‫درباره قدم‌های بعدی
‫برای کلاس‌های کاسلی,

428
00:35:43,500 --> 00:35:45,583
‫برای این ماه،
‫من مسئول خواهم بود، و,,,

429
00:35:45,667 --> 00:35:49,042
‫ببخشید، فکر کردم،
‫چون الان داریم روسو رو کار می‌کنیم،

430
00:35:49,125 --> 00:35:52,208
‫منطقی‌تره که من فعلاً مسئول باشم,

431
00:35:53,417 --> 00:35:54,750
‫نمی‌دونم,

432
00:35:54,833 --> 00:35:58,083
‫- اگه تو می‌خوای,,,
‫- باشه، بیا نوبتی پیش بریم,

433
00:35:58,167 --> 00:36:02,292
‫امروز یازمین میره، دفعه بعد
‫مارسلو، و همینطور ادامه میدیم, ممنون,

434
00:36:02,375 --> 00:36:04,792
‫پس وقتی ترم تموم شد چی میشه؟

435
00:36:04,917 --> 00:36:10,083
‫اول چیزای مهم‌تر, باید چهار ساعت کلاس
‫برای 300 دانشجو رو پوشش بدیم,

436
00:36:10,167 --> 00:36:13,500
‫و ادواردو هم رفته, امتحانات نزدیکه،
‫پایان سال تحصیلی,,,

437
00:36:13,583 --> 00:36:15,917
‫- فراخوان استخدام میدن؟
‫- می‌خواستم به اون هم اشاره کنم,

438
00:36:16,000 --> 00:36:19,167
‫رئیس دانشکده بهم زنگ زد,
‫یه ایمیل از رافائل سوخارچوک داشته،

439
00:36:19,250 --> 00:36:21,125
‫درباره تاریخ‌های امتحان,

440
00:36:21,208 --> 00:36:24,958
‫این هفته دارن تاریخ‌ها
‫و شرایط رو اعلام می‌کنن,

441
00:36:25,042 --> 00:36:26,958
‫عجب پررویی داره این یارو!

442
00:36:27,042 --> 00:36:29,958
‫ما هنوز داریم سعی می‌کنیم بفهمیم
‫چطوری این ترم رو پوشش بدیم،

443
00:36:30,042 --> 00:36:32,917
‫- و اون داره خودشو می‌ندازه وسط؟
‫- خوب می‌شناسیش؟

444
00:36:33,000 --> 00:36:38,208
‫قدیما همکلاسی بودیم,
‫الان حال و هوای فرانکفورتی گرفته,

445
00:36:38,292 --> 00:36:42,625
‫تو یه گروه تحقیقاتی بین‌رشته‌ای
‫با آلبرت بورگمن و مالداسنا کار می‌کنه,

446
00:36:42,708 --> 00:36:46,042
‫- آلبرت برگمن؟
‫- بورگمن، مارسلو، با او,

447
00:36:46,125 --> 00:36:49,792
‫یکی از شاگردهای متأخر هایدگره
‫که تو دانشگاه مونتانا درس میده,

448
00:36:49,917 --> 00:36:52,833
‫مگه اینا مهمه؟ اگه رافائل
‫می‌خواد تو دانشکده باشه،

449
00:36:52,917 --> 00:36:55,667
‫باید همون روندی رو که
‫سال‌هاست داریم طی کنه،

450
00:36:55,750 --> 00:36:57,708
‫- حالا برگمن هرچی می‌گه,
‫- بورگمن,

451
00:36:57,792 --> 00:37:01,417
‫این یه میراث دانشگاهیه،
‫نمی‌تونیم بذاریم از هم بپاشه,

452
00:37:01,500 --> 00:37:04,083
‫تازه این یارو بیست ساله
‫پاشو تو این دانشگاه نذاشته,

453
00:37:04,167 --> 00:37:07,917
‫به یه جور دیگه کار کردن و
‫امکانات متفاوت عادت کرده,

454
00:37:08,000 --> 00:37:10,083
‫- حقوق‌های بالاتر که دیگه بماند,
‫- حقوقتو گرفتی؟

455
00:37:10,167 --> 00:37:12,000
‫- نه,
‫- هنوز نه,

456
00:37:12,083 --> 00:37:15,292
‫منم با مارسلو موافقم،

457
00:37:15,375 --> 00:37:18,583
‫این سوخارچوک داره سوءاستفاده می‌کنه,

458
00:37:18,667 --> 00:37:22,917
‫راستش، وقتی یه همکار
‫تجربه‌های خارج از کشورشو میاره،

459
00:37:23,000 --> 00:37:28,917
‫دانشگاه غنی‌تر میشه، دانشکده اعتبار
‫پیدا می‌کنه، دانشجوها هم سود می‌برن,

460
00:37:29,000 --> 00:37:31,292
‫راسته که با ورا موتا قرار می‌ذاره؟

461
00:37:32,167 --> 00:37:34,708
‫- نمی‌بینم چه ربطی داره,
‫- با مارسلو موافقم,

462
00:37:34,792 --> 00:37:37,667
‫رافائل از اون آدماییه که
‫حس تعلق رو به خطر میندازه,

463
00:37:37,750 --> 00:37:41,000
‫- هیچوقت به پوآن تعلق خاطر پیدا نمی‌کنه,
‫- ببخشید وسط حرفتون می‌پرم، ولی,,,

464
00:37:41,083 --> 00:37:45,000
‫من متوجه یه کمبود شدید تفکر انتقادی
‫نسبت به برنامه درسی‌مون شدم,

465
00:37:45,083 --> 00:37:49,250
‫ما هنوز داریم نظریه دولت، قرارداد
‫اجتماعی و لویاتان درس می‌دیم, خیلی خوبه,

466
00:37:49,333 --> 00:37:52,417
‫ولی اوضاع عوض شده،
‫اون بیرون یه دنیای دیگه‌ست

467
00:37:52,500 --> 00:37:55,208
‫که دیگه با برچسب‌های
‫قرن هفدهم جور در نمیاد,

468
00:37:55,292 --> 00:37:58,917
‫وقتشه در روی ایده‌های جدید باز کنیم،

469
00:37:59,000 --> 00:38:03,958
‫و یه آدمی مثل سوخارچوک می‌تونه دقیقاً
‫همون هوای تازه‌ای باشه که لازم داریم,,,

470
00:38:04,042 --> 00:38:07,792
‫چه شرم‌آوره که صبر کردی
‫ادواردو بمیره تا حرفتو بزنی,

471
00:38:07,917 --> 00:38:09,583
‫منظورم اینه که,,,

472
00:38:09,667 --> 00:38:13,083
‫بیاین گیر تضادهای الکی نیفتیم,

473
00:38:13,167 --> 00:38:15,375
‫دانشکده به یه استاد ارشد نیاز داره,

474
00:38:15,458 --> 00:38:17,583
‫من سابقه کافی برای این کار رو ندارم,

475
00:38:17,667 --> 00:38:20,917
‫علاقه‌ای هم ندارم که دوباره درخواست بدم,

476
00:38:23,292 --> 00:38:24,750
‫تو چی مارسلو؟

477
00:38:25,708 --> 00:38:27,250
‫- چی؟
‫- تو نکته‌ای نداری؟

478
00:38:30,958 --> 00:38:33,833
‫مطمئن نیستم، فکر کنم, باید بررسی کنم,

479
00:38:33,917 --> 00:38:36,417
‫باید درخواست بدی،
‫نمی‌تونیم همینجوری ولش کنیم,

480
00:38:36,500 --> 00:38:39,042
‫تازه، می‌دونی که ادواردو هم
‫می‌خواست تو این کارو بکنی,

481
00:38:39,125 --> 00:38:41,042
‫با تو موافقم مارسلو, پشتتم,

482
00:38:49,583 --> 00:38:51,375
‫- الو,
‫- <i>استاد پنا؟</i>

483
00:38:51,458 --> 00:38:54,500
‫- بله, شما؟
‫- <i>ایزابل چوکه‌هوآنکا، از بولیوی,</i>

484
00:38:54,583 --> 00:38:55,958
‫حالتون چطوره استاد؟

485
00:38:56,042 --> 00:38:58,917
‫<i>ببخشید مزاحم شدم،
‫فقط می‌خواستم یادآوری کنم</i>

486
00:38:58,958 --> 00:39:01,042
‫<i>که خیلی برامون مهمه</i>

487
00:39:01,125 --> 00:39:04,500
‫<i>اگه بتونید به سمپوزیوم ما تشریف بیارید,</i>

488
00:39:04,583 --> 00:39:07,417
‫بله، ولی الان اصلاً وقت مناسبی نیست,

489
00:39:07,500 --> 00:39:10,250
‫داریم دانشکده رو بازسازی
‫می‌کنیم، اوضاع خیلی بهم ریخته‌س,

490
00:39:10,333 --> 00:39:13,917
‫بیشتر از ۴۰۰ تا دانشجو داریم،
‫امتحانا نزدیکه، وقت خوبی نیست,

491
00:39:15,208 --> 00:39:19,208
‫می‌تونم یه سوالی بپرسم,,,؟ هزینه
‫سفر یا چیزی، جبران مالی, هیچی؟

492
00:39:19,292 --> 00:39:23,000
‫<i>این یه رویداد مردمیه،
‫بودجه‌ای برای این چیزا نداریم,</i>

493
00:39:24,292 --> 00:39:26,708
‫چاق گنده، حواستو جمع کن! د یالا!

494
00:39:26,792 --> 00:39:28,375
‫چاق گنده؟

495
00:39:28,458 --> 00:39:30,625
‫چته تو؟ یکم حساسی، احمق؟

496
00:39:33,625 --> 00:39:35,750
‫- سلام,
‫- عصر بخیر,

497
00:39:35,833 --> 00:39:39,333
‫- با نگهبان هماهنگ کردی؟
‫- اون منو راه داد, منو می‌شناسه، لوئیسا,

498
00:39:39,417 --> 00:39:42,417
‫باید خودتو معرفی کنی،
‫مثل بقیه، مارسلو,

499
00:39:42,500 --> 00:39:45,833
‫من مثل بقیه نیستم،
‫پنج ساله اینجا درس می‌دم,

500
00:39:45,917 --> 00:39:48,833
‫تازه، کلاسم ساعت ۴ه,
‫الان ساعت ۴ه,

501
00:39:48,917 --> 00:39:52,292
‫خانم کمردرد داشت،
‫مجبور شدم ماساژور رو صدا کنم,

502
00:39:52,375 --> 00:39:56,667
‫نمی‌تونم منتظر بمونم, اگه به ماساژ نیاز
‫داره می‌تونه ماساژ بگیره, بهم زنگ بزن,,,

503
00:39:56,750 --> 00:39:59,625
‫بیا تو مارسلو, بذار ازش بپرسم,

504
00:40:10,250 --> 00:40:12,458
‫این استاد فلسفه‌س,

505
00:40:21,208 --> 00:40:24,125
‫مرسی آدری, تو فرشته‌ای,

506
00:40:24,208 --> 00:40:27,500
‫- خیلی حالشو بهتر کردی,
‫- خواهش می‌کنم,

507
00:40:27,583 --> 00:40:29,250
‫- خداحافظ,
‫- به امید دیدار,

508
00:40:33,583 --> 00:40:35,625
‫وقتی آماده شد،
‫میام دنبالت,

509
00:40:37,792 --> 00:40:39,958
‫پس از خودش یه سوال می‌پرسه,

510
00:40:41,333 --> 00:40:43,000
‫درسته,

511
00:40:43,083 --> 00:40:46,125
‫چرا چیزی هست
‫به جای اینکه هیچی نباشه؟

512
00:40:46,208 --> 00:40:51,583
‫هایدگر میگه انسان‌ها تنها موجوداتی
‫هستن که می‌تونن این سوال رو بپرسن,

513
00:40:51,667 --> 00:40:55,167
‫- موجود یعنی چی مارسلو؟
‫- موجود یعنی یه چیز,

514
00:40:55,250 --> 00:40:57,708
‫اگه بشه تعریفش کرد،
‫موجوده، آملیا,

515
00:40:57,792 --> 00:41:01,583
‫- مثلاً من یه موجودم؟
‫- سوال عالی‌ای پرسیدی,

516
00:41:01,667 --> 00:41:06,917
‫جسارت هایدگر در اینه که بهمون
‫میگه با اینکه انسان‌ها موجود هستن،

517
00:41:07,000 --> 00:41:10,000
‫وجود انسان به یه نظم دیگه تعلق داره,

518
00:41:10,083 --> 00:41:13,083
‫- چه جور نظمی؟
‫- اینجاست که قضیه پیچیده میشه، پس,,,

519
00:41:13,167 --> 00:41:17,792
‫هایدگر یه حقه‌ی استادانه زد,
‫زبان رو تحریف کرد,

520
00:41:17,917 --> 00:41:20,750
‫منظورم اینه که یه کلمه براش اختراع کرد,

521
00:41:20,833 --> 00:41:24,792
‫کلمه‌اش داسان‌هِ

522
00:41:24,917 --> 00:41:26,500
‫معنیش چیه؟

523
00:41:26,583 --> 00:41:29,917
‫میشه گفت یعنی هستی در آنجا,

524
00:41:31,958 --> 00:41:33,375
‫هستی در آنجا، کجا؟

525
00:41:33,458 --> 00:41:35,375
‫هستی در آنجا در جهان، آملیا,

526
00:41:36,417 --> 00:41:38,208
‫من کاملاً گیج شدم، مارسلو,

527
00:41:38,292 --> 00:41:44,292
‫فقط کافیه بفهمی که
‫هستی یه عمله، یه حرکته,

528
00:41:44,375 --> 00:41:46,042
‫و این حرکت

529
00:41:46,125 --> 00:41:49,500
‫تنها چیزیه که می‌تونه ما رو از
‫خطر وحشتناک سقوط نجات بده,

530
00:41:49,583 --> 00:41:51,125
‫مثل دوستم چوچی؟

531
00:41:51,208 --> 00:41:56,083
‫اون تو خیابون افتاد، لگنش شکست و
‫الان باید با عصا راه بره, منظورت اینه؟

532
00:41:56,167 --> 00:41:58,375
‫نه، من درباره یه جور
‫دیگه از افتادن حرف می‌زنم,

533
00:41:59,583 --> 00:42:02,083
‫ببینم، تو هر از گاهی احساس اضطراب می‌کنی؟

534
00:42:02,167 --> 00:42:03,792
‫آره، حتماً می‌کنم,

535
00:42:03,917 --> 00:42:05,500
‫چی باعث میشه این حس رو داشته باشی؟

536
00:42:05,583 --> 00:42:07,708
‫خیلی چیزا تو زندگی، مارسلو,

537
00:42:07,792 --> 00:42:11,917
‫پس تو واقعاً وجود داری،
‫آملیا, تو از سقوط در امانی,

538
00:42:12,000 --> 00:42:15,000
‫- واقعاً؟
‫- آره، اون موجوداتی که مدام دارن سقوط می‌کنن،

539
00:42:15,083 --> 00:42:16,542
‫و کاملاً وجود ندارن،

540
00:42:16,625 --> 00:42:20,958
‫در واقع دارن فرار می‌کنن،
‫جلو می‌دون و سعی می‌کنن

541
00:42:21,042 --> 00:42:24,333
‫از هر الگوی موجودی تقلید کنن،
‫از خودشون سؤال نمی‌پرسن،

542
00:42:24,417 --> 00:42:27,292
‫و از نظر هایدگر، این وجود داشتن نیست,

543
00:42:27,375 --> 00:42:28,417
‫پس چیه؟

544
00:42:29,292 --> 00:42:30,917
‫این کارکرده، آملیا,

545
00:42:30,958 --> 00:42:34,708
‫اینیه که بیشتر مردم انجام میدن،
‫کارکرد داشتن وجود داشتن نیست,

546
00:42:36,042 --> 00:42:39,667
‫تو وقتی وجود داری که تمایل به ورود به خلاء داشته باشی،

547
00:42:39,750 --> 00:42:43,958
‫وقتی جرأت کنی ناشناخته‌ها رو تجربه کنی،
‫همه چیزایی که باعث سرگیجه میشن,

548
00:42:44,042 --> 00:42:45,750
‫وجود تو اونجاست، آملیا,

549
00:42:45,833 --> 00:42:48,167
‫- ببخشید خانم,
‫- بله، لوییسا,

550
00:42:51,458 --> 00:42:53,625
‫- ممنون، لوییسا,
‫- راحتین؟

551
00:42:53,708 --> 00:42:55,667
‫آره عزیزم, مرسی,

552
00:42:57,083 --> 00:43:00,625
‫اگه کاری داشتین من تو آشپزخونه‌ام,

553
00:43:00,708 --> 00:43:02,375
‫باشه,

554
00:43:05,708 --> 00:43:09,375
‫آملیا، بیا یه پرش کوچیک تو زمان بکنیم،

555
00:43:09,458 --> 00:43:11,792
‫بریم سراغ اگزیستانسیالیسم فرانسوی,

556
00:43:11,917 --> 00:43:13,167
‫- خوبه؟
‫- آره,

557
00:43:13,250 --> 00:43:16,500
‫به کتاب «بیگانه» کامو اشاره می‌کنیم,

558
00:43:16,583 --> 00:43:22,167
‫مرسو داره لب ساحل الجزیره
‫قدم می‌زنه،

559
00:43:22,250 --> 00:43:24,833
‫و به دریای مدیترانه نگاه می‌کنه,

560
00:43:24,917 --> 00:43:27,333
‫تو افکارش غرق شده،

561
00:43:28,292 --> 00:43:32,625
‫و یهو، یه الجزایری، یه مرد
‫عرب، از کنارش رد میشه,

562
00:43:32,708 --> 00:43:37,542
‫یه چیزی داره اذیتش می‌کنه،
‫نور خورشیده,

563
00:43:37,625 --> 00:43:40,167
‫نور خورشیده که به صورتش می‌تابه,,,

564
00:43:40,250 --> 00:43:44,333
‫وقتی داره به دریای مدیترانه خیره میشه,

565
00:44:09,792 --> 00:44:10,792
‫لوییسا!

566
00:44:13,000 --> 00:44:14,000
‫لوییسا!

567
00:44:22,583 --> 00:44:24,417
‫خوابش برده، من دارم میرم,

568
00:44:24,500 --> 00:44:27,083
‫ولی هنوز 15 دقیقه از کلاس مونده,

569
00:44:27,167 --> 00:44:28,625
‫تموم شد، خوابیده,

570
00:44:28,708 --> 00:44:31,250
‫می‌دونم ساعتی بهت پول میده,

571
00:44:31,333 --> 00:44:33,417
‫آره، ولی خوابش برده, من دارم میرم,

572
00:44:34,250 --> 00:44:36,125
‫نه، نه!

573
00:44:40,417 --> 00:44:44,167
‫- ادامه بده، مارسلو, دارم گوش میدم,
‫- باشه,

574
00:44:44,250 --> 00:44:45,458
‫داشتی درباره,,,

575
00:44:46,417 --> 00:44:48,375
‫هیچی، ایده بودن حرف می‌زدی,

576
00:44:49,500 --> 00:44:52,667
‫بیا یه موضوع دیگه رو بررسی
‫کنیم, درباره مطلق صحبت کنیم,

577
00:44:53,708 --> 00:44:56,167
‫یادته وقتی درباره لایه‌های
‫مختلف واقعیت بحث کردیم؟

578
00:45:44,375 --> 00:45:46,292
‫- مانولو کجاست؟
‫- خونه کاتا,

579
00:45:47,125 --> 00:45:49,292
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم,

580
00:45:49,375 --> 00:45:51,708
‫خب، کلاس چطور پیش رفت؟

581
00:45:51,792 --> 00:45:54,750
‫- من مسئول نبودم، یاسمین بود,
‫- آها,

582
00:45:54,833 --> 00:45:58,208
‫خوبه که یکم تمرین کنه، و همینطور,,,

583
00:45:58,292 --> 00:46:01,750
‫- مارسلیتو، ویکی رو تو تلویزیون دیدی؟
‫- آره,

584
00:46:01,833 --> 00:46:05,833
‫عالی بود, عاشق این بودم که
‫چطور دهن اون عوضی رو بستی,

585
00:46:05,917 --> 00:46:08,917
‫- نه, خیلی خجالت‌آوره,
‫- نه، خیلی خوب بودی,

586
00:46:09,000 --> 00:46:12,000
‫- من از بودن تو رسانه‌ها خوشم نمیاد,
‫- ولی تو استعدادشو داری,

587
00:46:12,083 --> 00:46:15,333
‫جعبه‌های آبی انباری منو ندیدی؟

588
00:46:15,417 --> 00:46:18,583
‫- باید یه سری مدارک پیدا کنم,,,
‫- من ندیدم,

589
00:46:18,667 --> 00:46:20,583
‫مهمه، واسه وام‌هاست,

590
00:46:20,667 --> 00:46:24,667
‫ویکی، باید بریم,
‫دخترا می‌خوان زود تموم کنن,

591
00:46:24,750 --> 00:46:27,083
‫مهمه، واسه وام‌هاست,

592
00:46:27,167 --> 00:46:29,917
‫- ولی من ندیدمشون,
‫- لازمشون دارم، یه اتفاقی افتاده,

593
00:46:29,958 --> 00:46:31,625
‫من ندیدمشون، نمی‌دونم,

594
00:46:31,708 --> 00:46:36,250
‫تو اتاق خواب چندتا بچه هست,
‫یکی از دخترا به کمک نیاز داشت، پس,,,

595
00:47:04,167 --> 00:47:07,042
‫داریم توپ بازی می‌کنیم، آقای خر,

596
00:47:07,125 --> 00:47:08,333
‫آقای خر,

597
00:47:10,000 --> 00:47:11,250
‫یه سیاره داره میفته,

598
00:47:11,333 --> 00:47:13,292
‫اگه اجازه بدین، می‌خوام رد شم,

599
00:47:13,375 --> 00:47:16,917
‫می‌تونین اینجا بازی کنین،
‫منم این فضای کوچیک رو روی تختم می‌گیرم,

600
00:47:18,375 --> 00:47:20,833
‫مواظب تلویزیون باشین، با توپ مراقب باشین,

601
00:47:45,792 --> 00:47:47,833
‫- بابا,
‫- چیه؟

602
00:47:47,917 --> 00:47:49,417
‫استعدادهای تو چیه؟

603
00:47:50,708 --> 00:47:52,833
‫سؤال خوبیه,

604
00:47:52,917 --> 00:47:55,167
‫میشه بپرسم واسه چیه؟

605
00:47:55,250 --> 00:47:58,625
‫ازمون خواستن سه تا از استعدادهای
‫اعضای خانواده‌مون رو بنویسیم,

606
00:48:00,500 --> 00:48:02,583
‫- واسه جشنواره خانواده,
‫- خوبه,

607
00:48:02,667 --> 00:48:05,250
‫بهترین استعداد انتخاب میشه,

608
00:48:06,583 --> 00:48:11,042
‫کلی برنامه هست، کنسرت، کارگاه، غذا،

609
00:48:11,125 --> 00:48:13,333
‫فکر کنم فروش کتاب هم داره,

610
00:48:13,417 --> 00:48:17,375
‫- از مامانت پرسیدی؟
‫- آره، هفت تا چیز نوشتم,

611
00:48:17,458 --> 00:48:18,708
‫بشین صبحونه بخور,

612
00:48:18,792 --> 00:48:21,042
‫- باشه,
‫- خواهش می‌کنم,

613
00:48:21,125 --> 00:48:22,208
‫بذار ببینم:

614
00:48:23,625 --> 00:48:27,500
‫می‌تونم وارونه فلسفه‌بافی
‫کنم، می‌تونم تانگو بخونم,

615
00:48:31,167 --> 00:48:33,917
‫- می‌تونم پانتومیم اجرا کنم,
‫- پانتومیم؟

616
00:48:33,958 --> 00:48:36,375
‫- آره,
‫- اینو نمی‌نویسم,

617
00:48:36,458 --> 00:48:40,917
‫یه پاکت پول گذاشتم تو کیفت,
‫بده به مامان کامیلو واسه تی‌شرت,

618
00:48:40,958 --> 00:48:42,167
‫باشه,

619
00:48:42,250 --> 00:48:47,208
‫پِکه، لطفاً بهش بگو منتظرم بمونه,
‫موضوع حساسیه، باید دربارش حرف بزنیم,

620
00:48:47,292 --> 00:48:48,958
‫این گوشی جدیده؟

621
00:48:49,917 --> 00:48:53,250
‫آره، اون قبلیه درست کار نمی‌کرد،
‫باتریش دو ساعت بیشتر دووم نمی‌آورد,

622
00:48:53,333 --> 00:48:57,333
‫می‌تونستی باتریشو عوض کنی،
‫لازم نبود گرون‌ترین گوشی رو بخری,

623
00:48:57,417 --> 00:49:00,917
‫- بعضی گوشی‌های ارزون هم خیلی خوبن,
‫- مارسلو، این ابزار کارمه,

624
00:49:00,958 --> 00:49:02,625
‫تو دخالت نکن,

625
00:49:02,708 --> 00:49:07,083
‫خونه رو مرتب نگه دار,
‫دانیلا امروز می‌خواد نشونش بده,

626
00:49:07,167 --> 00:49:09,292
‫- خداحافظ عزیزم,
‫- خداحافظ,

627
00:49:09,375 --> 00:49:12,375
‫- تو پروژه‌ها موفق باشی,
‫- چی؟

628
00:49:12,458 --> 00:49:15,375
‫مگه امروز شروع فلسفه تو پروژه‌ها نیست؟

629
00:49:15,458 --> 00:49:17,542
‫امروزه؟
‫کاملاً یادم رفته بود,

630
00:49:17,625 --> 00:49:18,625
‫باشه,

631
00:49:21,125 --> 00:49:24,375
‫- تو به یه دفترچه برنامه‌ریزی نیاز داری,
‫- بخور، زود باش,

632
00:49:29,417 --> 00:49:31,292
‫مدت زیادیه این کارو می‌کنی؟

633
00:49:32,375 --> 00:49:33,667
‫فلسفه رو میگی؟

634
00:49:35,042 --> 00:49:37,458
‫- میشه گفت یه عمره,
‫- چه خوب,

635
00:49:40,458 --> 00:49:44,042
‫یه توقف کوتاه می‌کنیم،
‫تا نگهبان ژاندارمری رو سوار کنیم,

636
00:49:44,125 --> 00:49:45,417
‫چی چی؟

637
00:49:45,500 --> 00:49:48,500
‫به همه استادای این برنامه یه نگهبان میدن،

638
00:49:48,583 --> 00:49:51,000
‫مثل یه محافظ, فقط یه تشریفاته,

639
00:50:04,708 --> 00:50:06,042
‫سلام، عصر بخیر,

640
00:50:10,625 --> 00:50:14,292
‫- بعداً می‌بینمت,
‫- می‌بینمت، موفق باشی,

641
00:50:14,375 --> 00:50:15,375
‫سلام,

642
00:50:16,667 --> 00:50:19,208
‫- استاد,
‫- حالتون چطوره؟

643
00:50:19,292 --> 00:50:20,333
‫خوبم، شما چطورین؟

644
00:50:27,833 --> 00:50:32,125
‫فلاویا! قضیه پرداخت چی شد؟
‫فاکتور رو بفرستم براتون؟

645
00:50:32,208 --> 00:50:36,417
‫آها، بعد از 60 روز کاری،
‫پول به حسابتون واریز میشه, بریم,

646
00:50:48,417 --> 00:50:51,083
‫گروه خوبیه,
‫منتظرتون هستن,

647
00:51:02,042 --> 00:51:04,167
‫دو ساعت اینجا می‌شینی؟

648
00:51:04,250 --> 00:51:07,250
‫بله، استاد,
‫نگران نباشین، عادت دارم,

649
00:51:07,333 --> 00:51:09,750
‫- بیا تو,
‫- کجا؟

650
00:51:09,833 --> 00:51:11,417
‫- کلاس,
‫- لازم نیست,

651
00:51:11,500 --> 00:51:13,583
‫چرا، لازمه, بیا تو,

652
00:51:13,667 --> 00:51:14,667
‫بیا بریم,

653
00:51:19,958 --> 00:51:24,917
‫فیلسوف‌ها،
‫عاشق دانشن,

654
00:51:25,750 --> 00:51:27,208
‫چیکار می‌کنن؟

655
00:51:28,458 --> 00:51:30,625
‫سؤال می‌پرسن،

656
00:51:30,708 --> 00:51:34,542
‫مدام سؤال می‌پرسن,

657
00:51:34,625 --> 00:51:36,958
‫مثل بچه‌ها؟

658
00:51:37,042 --> 00:51:39,167
‫- چطور مگه؟ اسمت چیه؟
‫- ترزا,

659
00:51:39,250 --> 00:51:40,333
‫ترزا، چطور مگه؟

660
00:51:41,167 --> 00:51:45,375
‫خیلی کنجکاون,
‫سؤال می‌پرسن و عمیق‌تر می‌رن,

661
00:51:45,458 --> 00:51:47,333
‫چرا این، چرا اون, ول‌کن نیستن,

662
00:51:47,417 --> 00:51:52,625
‫این نشون میده چرا داشتن مدرک
‫باعث نمیشه کسی فیلسوف بشه,

663
00:51:52,708 --> 00:51:56,417
‫مثلاً منو ببین، من لیسانس فلسفه دارم،
‫ولی فقط یه معلم فلسفه‌ام,

664
00:51:56,500 --> 00:52:00,167
‫این اتفاق میفته
‫چون فلسفه یه روش زندگیه،

665
00:52:00,250 --> 00:52:02,625
‫درباره پرسیدن سؤال از خودته,

666
00:52:03,458 --> 00:52:06,958
‫نه فقط سؤالای مسخره یا ساده,
‫نه، نه,

667
00:52:07,042 --> 00:52:09,625
‫سؤالای ناراحت‌کننده،
‫از اونایی که مجبورت می‌کنه فکر کنی,

668
00:52:10,917 --> 00:52:12,958
‫یه مثال می‌زنم,

669
00:52:13,042 --> 00:52:16,292
‫همین الان تو این کلاس، بین ما،

670
00:52:16,375 --> 00:52:18,167
‫یه نفر اسلحه داره,

671
00:52:20,625 --> 00:52:22,125
‫اِواریستو، میشه خودتو معرفی کنی؟

672
00:52:24,750 --> 00:52:27,583
‫- سلام، چطورین؟
‫- سلام,

673
00:52:27,667 --> 00:52:30,667
‫من اینجا پیش استاد می‌مونم,
‫این یه برنامه‌ست بین ژاندارمری

674
00:52:30,750 --> 00:52:34,042
‫و شهرداری،
‫برای تأمین امنیت کلاس,

675
00:52:34,125 --> 00:52:37,292
‫چرا یه استاد فلسفه

676
00:52:37,375 --> 00:52:40,833
‫باید یه محافظ همراهش باشه؟

677
00:52:42,333 --> 00:52:45,500
‫این به شخص شما ربطی نداره،
‫اِواریستو,

678
00:52:45,583 --> 00:52:49,500
‫ممکنه ما از شما به عنوان یه آدم خوشمون
‫بیاد، برامون مهم باشین, قضیه این نیست,

679
00:52:49,583 --> 00:52:52,167
‫ما داریم درباره اِواریستو
‫به عنوان یه کارمند دولت حرف می‌زنیم,

680
00:52:52,250 --> 00:52:55,167
‫چون الان شما نماینده
‫دولت هستین,

681
00:52:56,667 --> 00:53:01,583
‫یه متفکر انگلیسی قرن هفدهمی هست
‫به اسم تامس هابز,

682
00:53:01,667 --> 00:53:05,792
‫یه کتابی نوشته به اسم «لویاتان»,
‫هابز,,,

683
00:53:07,917 --> 00:53:09,500
‫میگه که

684
00:53:09,583 --> 00:53:15,417
‫شرایط طبیعی بشر
‫یه حالت جنگ همه علیه همه‌ست،

685
00:53:15,500 --> 00:53:19,583
‫و هیچ امیدی برای
‫ساختن چیزی برای فردا نیست,

686
00:53:19,667 --> 00:53:23,042
‫ زندگی تنها،

687
00:53:23,125 --> 00:53:26,792
‫فقیرانه، زمخت و کوتاهه,

688
00:53:28,583 --> 00:53:29,583
‫پس,,,

689
00:53:33,250 --> 00:53:36,750
‫بدون حضور اِواریستو اینجا،
‫قانون جنگل حاکم می‌شد،

690
00:53:38,125 --> 00:53:41,292
‫با حضور اِواریستو، ما سرکوب شدیم,

691
00:53:42,917 --> 00:53:44,125
‫پس چیکار کنیم؟

692
00:53:48,167 --> 00:53:51,750
‫فلسفه سیاسی
‫فلسفه کلاسیک

693
00:54:00,958 --> 00:54:02,500
‫ورا روی فرش قرمز
‫متوقف‌ نشدنی

694
00:54:02,583 --> 00:54:06,542
‫ورا و رافائل چطوری با هم آشنا شدن
‫و سلیقه‌های مشترکشون چیه

695
00:54:07,500 --> 00:54:10,000
‫ببخشید، ولی نمی‌فهمم این غیبت‌ها

696
00:54:10,083 --> 00:54:12,333
‫چه ربطی به مشکلاتی که داریم داره

697
00:54:34,750 --> 00:54:35,792
‫نگران نباشید

698
00:54:35,917 --> 00:54:39,500
‫استاد، نگران نباشید
‫بشینید, چیزی نیست

699
00:54:39,583 --> 00:54:41,958
‫نترسید بچه‌ها, همه چی خوبه

700
00:54:42,042 --> 00:54:44,750
‫نترسید، آروم باشید
‫اوضاع خوبه

701
00:54:46,750 --> 00:54:48,125
‫دارن میرن

702
00:54:59,708 --> 00:55:01,500
‫راحت باشید, لذت ببرید

703
00:55:11,917 --> 00:55:13,333
‫سلام، عصر بخیر
‫حالتون چطوره؟

704
00:55:16,958 --> 00:55:21,917
‫تا جایی که می‌دونم
‫استاد یاسمین لوتزکی درباره

705
00:55:21,958 --> 00:55:23,917
‫سخنرانی دوم روسو صحبت کرد، درسته؟

706
00:55:23,958 --> 00:55:26,750
‫بذارید دانشجوهای بیشتری بیان
‫نمی‌دونم چرا امروز اینقدر کمیم

707
00:55:27,917 --> 00:55:29,917
‫- ببخشید استاد
‫- بله آنیبال

708
00:55:29,958 --> 00:55:32,292
‫من تو یه دبیرستان تو مرکز شهر معلمم

709
00:55:32,375 --> 00:55:35,667
‫همیشه کتاب‌های اهدایی می‌گیریم
‫این کتاب رو گرفتم

710
00:55:35,750 --> 00:55:37,292
‫و داشتم می‌خوندمش

711
00:55:37,375 --> 00:55:39,708
‫آره، ماریاتگی یه متفکر پروییه

712
00:55:39,792 --> 00:55:41,833
‫که قرارداد اجتماعی رو خیلی خوب فهمیده

713
00:55:43,042 --> 00:55:47,625
‫ولی ما مستقیم میریم سراغ روسو
‫این دوره کوتاهه

714
00:55:47,708 --> 00:55:51,375
‫پس نمی‌تونیم همه چیزایی که
‫از ایده‌های روسو میاد رو بگیریم

715
00:55:51,458 --> 00:55:53,833
‫ببخشید استاد
‫من تو کلاس ویژه بودم

716
00:55:53,917 --> 00:55:55,125
‫کلاس ویژه؟

717
00:55:55,208 --> 00:55:58,458
‫کلاس استاد رافائل سوخارچوک
‫تو سالن سخنرانی

718
00:56:02,750 --> 00:56:03,750
‫خب,,,

719
00:56:13,958 --> 00:56:17,542
‫,,,طبیعت یه دنیای کسل‌کننده و وحشتناک ساخته

720
00:56:17,625 --> 00:56:20,500
‫این دنیا، دنیایی که توش زندگی می‌کنیم

721
00:56:20,583 --> 00:56:25,042
‫دنیایی که داره از بین میره، همونطور که شاهد
‫نابودی زیبایی‌ها هستیم

722
00:56:25,125 --> 00:56:26,917
‫چیزای عادی، و حیاتی

723
00:56:28,208 --> 00:56:30,792
‫کی فکرشو می‌کرد که ارتباط بین آدما

724
00:56:30,917 --> 00:56:33,667
‫از یه احساس منفی مثل ترس شکل بگیره؟

725
00:56:38,583 --> 00:56:39,583
‫ممنون

726
00:56:44,042 --> 00:56:45,583
‫این اسپینوزاست

727
00:56:45,667 --> 00:56:48,917
‫یه یهودی که از دین طرد شد
‫و یه زندگی سرگردون داشت

728
00:56:49,000 --> 00:56:52,583
‫تو قرن هفدهم، که تنها داراییش یه تخت بود

729
00:56:52,667 --> 00:56:57,500
‫برخلاف هابز، اسپینوزا فکر نمی‌کرد
‫فقط ترس می‌تونه جامعه بسازه

730
00:56:57,583 --> 00:57:02,500
‫برعکس، اسپینوزا معتقد بود
‫آدما این قدرت رو دارن

731
00:57:02,583 --> 00:57:06,792
‫که با هم ارتباط برقرار کنن
‫و دور احساسات شادی‌آورشون جمع بشن

732
00:57:07,958 --> 00:57:11,667
‫اون موقع، اسپینوزا شکست خورد،
‫هابز پیروز شد، و ما الان اینجاییم

733
00:57:14,500 --> 00:57:17,583
‫حالا بیاید یه لحظه تصور کنیم,,,

734
00:57:20,000 --> 00:57:25,125
‫به یه جامعه‌ای فکر کنیم
‫که بر اساس ترس نباشه

735
00:57:25,208 --> 00:57:32,250
‫ما بخشی از یه جمعیت بزرگیم، که توش
‫درد یه نفر، درد همه است

736
00:57:32,333 --> 00:57:35,708
‫جایی که شادی اولین حقه

737
00:57:36,583 --> 00:57:43,083
‫من پیامبر نیستم، ولی بذارید بهتون هشدار بدم
‫خیابون‌ها به زودی راه رو بهمون نشون میدن

738
00:57:44,250 --> 00:57:47,417
‫تنها انتخاب ما اینه که از نو بسازیم

739
00:57:47,500 --> 00:57:52,750
‫یک بار برای همیشه
‫اون پیمان قدیمی و کهنه ترس رو

740
00:57:53,833 --> 00:57:55,083
‫خیلی ممنون

741
00:58:07,417 --> 00:58:08,458
‫عاشقش شدم

742
00:58:22,792 --> 00:58:23,958
‫رافائل!

743
00:58:26,167 --> 00:58:27,292
‫رافائل

744
00:58:29,917 --> 00:58:32,167
‫چه خبر مارسلو؟
‫حالت چطوره؟

745
00:58:32,250 --> 00:58:35,125
‫اون پشت دیدمت
‫اومدی منو ببینی، چه خوب

746
00:58:35,208 --> 00:58:39,750
‫نه, راستش، برام مهم نیست که ایده‌هات چیه

747
00:58:39,833 --> 00:58:42,333
‫اومدم بگم چقدر مسخره‌ست که کلاس ویژه‌ت رو

748
00:58:42,417 --> 00:58:45,042
‫دقیقاً همزمان با کلاس ما گذاشتی, همین

749
00:58:45,125 --> 00:58:48,208
‫من برنامه‌ریزیش نکردم، مارسلو

750
00:58:48,292 --> 00:58:52,500
‫- اصلاً خبر نداشتم
‫- می‌بینم داری چیکار می‌کنی

751
00:58:52,583 --> 00:58:54,500
‫- ببخشید؟
‫- استاد

752
00:58:55,750 --> 00:58:59,042
‫فکر می‌کنی برنامه کاسلی
‫قدیمی و از مد افتاده‌ست

753
00:58:59,125 --> 00:59:02,958
‫پس میای اینجا که ما بومی‌ها رو
‫با حقه‌بازی‌هات خیره کنی، آره؟

754
00:59:03,042 --> 00:59:05,500
‫مارسلو، اصلاً برام مهم نیست این کلاس چیه

755
00:59:05,583 --> 00:59:09,208
‫من خیلی دیرم شده واسه دو تا مقاله
‫برای یه مجموعه استنفورد

756
00:59:09,292 --> 00:59:12,125
‫رئیس دانشکده التماسم کرد

757
00:59:12,208 --> 00:59:14,667
‫تو حقه‌بازی کردی که سالن سخنرانی رو بگیری

758
00:59:14,750 --> 00:59:18,125
‫و دقیقاً گذاشتیش همزمان با
‫کلاس ما, فکر کردی کی هستی؟

759
00:59:18,208 --> 00:59:20,958
‫واقعاً، فکر کردی کدوم خری هستی؟

760
00:59:21,042 --> 00:59:22,583
‫- آروم باش
‫- من آرومم

761
00:59:23,625 --> 00:59:26,792
‫اینجا قرون وسطی نیست
‫پوان (دانشکده فلسفه) یه ملک اربابی نیست

762
00:59:26,917 --> 00:59:28,833
‫تو رئیس قبیله نیستی

763
00:59:29,792 --> 00:59:32,458
‫- یه کم نخبه‌گرا شدی
‫- چی؟

764
00:59:32,542 --> 00:59:35,042
‫- هیچی
‫- همینجوری بهم میگی نخبه‌گرا

765
00:59:35,125 --> 00:59:37,833
‫سلام، سلام

766
00:59:42,042 --> 00:59:43,917
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم، تو چطوری؟

767
00:59:44,000 --> 00:59:45,500
‫ورا، مارسلو

768
00:59:45,583 --> 00:59:48,208
‫خوشبختم، چه خبر؟

769
00:59:48,292 --> 00:59:50,417
‫کلاس چطور بود عزیزم؟
‫خوب بود؟

770
00:59:50,500 --> 00:59:53,583
‫خیلی خوب بود، چه جمعیت گرمی

771
00:59:53,667 --> 00:59:56,333
‫عالیه, می‌خواستم اونجا باشم
‫ولی گیر فیلمبرداری بودم

772
00:59:56,417 --> 00:59:59,292
‫ورا نقش اصلی یه فیلم خیلی مهم رو داره

773
01:00:00,167 --> 01:00:02,542
‫هم‌بازی با ویگو مورتنسن

774
01:00:02,625 --> 01:00:05,083
‫- آره، عکس‌هاشو دیدم
‫- کدوم عکس‌ها؟

775
01:00:06,750 --> 01:00:08,417
‫فیلمه, دیدمش

776
01:00:08,500 --> 01:00:10,292
‫واقعاً؟ چه مهربون, کدومش؟

777
01:00:10,375 --> 01:00:12,667
‫وای خدا، چه افتخاریه
‫که شما رو تو پوان داریم

778
01:00:12,750 --> 01:00:15,833
‫- میشه یه عکس بگیریم؟ بیا
‫- آره، حتماً

779
01:00:15,917 --> 01:00:17,125
‫اینجوری؟ بیا عزیزم

780
01:00:18,375 --> 01:00:19,458
‫همه با هم

781
01:00:28,417 --> 01:00:30,708
‫اسمش کارلوسه
‫تو یه اپلیکیشن باهاش آشنا شدم

782
01:00:30,792 --> 01:00:34,375
‫اون که جوون‌تر نمیشه، تو بانک
‫مرکزی کار می‌کنه, خیلی هم خوش‌تیپه,

783
01:00:34,458 --> 01:00:36,583
‫- اینجا خونشه,
‫- تا حالا رفتی اونجا؟

784
01:00:36,667 --> 01:00:39,792
‫نه بابا، زن داره,
‫یه قایق موتوری داره، بهت نشون میدم,

785
01:00:39,917 --> 01:00:42,708
‫هر سه‌شنبه میریم
‫تا ته رودخونه پلاتا,

786
01:00:42,792 --> 01:00:44,167
‫- چه دیر کردی مارسلو,
‫- سلام,

787
01:00:44,250 --> 01:00:47,375
‫حالا که مارسلو اومده،
‫بذار خلاصه براتون بگم بچه‌ها,

788
01:00:47,458 --> 01:00:50,500
‫دو تا اتاق خواب, یه کوچیکه
‫واسه بچه، اون یکی هم واسه شما,

789
01:00:50,583 --> 01:00:53,292
‫نمی‌تونیم زیاد چونه بزنیم,

790
01:00:53,375 --> 01:00:56,417
‫پس شما اونجا ساکت باشین، حرف نزنین,

791
01:00:56,500 --> 01:01:00,042
‫اگه خوشتون نیومد، علاقه ندارین،
‫هر چیزی شد با من حرف بزنین,

792
01:01:00,125 --> 01:01:01,375
‫فهمیدین؟

793
01:01:03,625 --> 01:01:05,000
‫مواظب باشین نیفتین,

794
01:01:15,833 --> 01:01:17,708
‫قبلاً اینجا چی بوده؟

795
01:01:17,792 --> 01:01:21,917
‫مال پدربزرگم بود،
‫بعدش شد مهدکودک،

796
01:01:21,958 --> 01:01:25,417
‫یه مدت کوتاه هم غیرقانونی اشغالش کرده بودن،
‫ولی دوباره پسش گرفتم,

797
01:01:27,042 --> 01:01:29,208
‫خب، اون یکی اتاق خواب,,,

798
01:01:40,292 --> 01:01:42,292
‫وای چه اتاق باحالیه,

799
01:01:42,375 --> 01:01:45,083
‫انرژی خوبی داره,

800
01:01:47,500 --> 01:01:50,333
‫این بهترین چیزیه که تونستم
‫با بودجه‌تون پیدا کنم,

801
01:01:50,417 --> 01:01:52,250
‫یا می‌تونیم جاهای دیگه رو هم ببینیم,

802
01:01:53,583 --> 01:01:56,625
‫این زمین سرمایه‌گذاری خوبیه,

803
01:01:56,708 --> 01:01:59,167
‫الان بخرین، دو سال دیگه بفروشین

804
01:01:59,250 --> 01:02:02,833
‫واسه ساخت و ساز،
‫می‌تونه تا شیش هفت طبقه بره بالا,

805
01:02:40,708 --> 01:02:43,292
‫اینا شبیه مدرکن،

806
01:02:43,375 --> 01:02:47,000
‫شاید روشون نوشته باشه گواهی ، سمینار ,,,

807
01:02:49,375 --> 01:02:51,917
‫- فکر کنم یه چیزی پیدا کردم,
‫- چی نوشته روش؟

808
01:02:51,958 --> 01:02:55,208
‫SADAF، انجمن آرژانتینی
‫تحلیل فلسفی,

809
01:02:55,292 --> 01:02:58,125
‫نه بابا، این فلسفه تحلیلیه,

810
01:02:58,208 --> 01:03:00,958
‫بهت که گفتم، این به درد
‫امتحان نمی‌خوره,

811
01:03:01,042 --> 01:03:05,167
‫فلسفه سیاسی لازمه,
‫هابز، لاک، کی دیگه؟

812
01:03:05,250 --> 01:03:07,208
‫- روسو,
‫- آفرین، تو اون جعبه رو نگاه کن,

813
01:03:07,292 --> 01:03:11,417
‫اگه می‌خواستی امتحان بدی باید
‫اینا رو بهتر مرتب می‌کردی,

814
01:03:11,500 --> 01:03:12,958
‫نمی‌دونستم,

815
01:03:13,042 --> 01:03:17,583
‫گاهی وقتا تا یکی دیگه یه چیزی رو نخواد
‫خودت نمی‌فهمی چقدر می‌خوایش,

816
01:03:18,500 --> 01:03:22,792
‫آدم که نباید یه چیزی رو بخواد
‫فقط چون یکی دیگه می‌خوادش,

817
01:03:22,917 --> 01:03:25,917
‫الان دیگه باید آرزوهای خودت رو
‫داشته باشی، نه؟

818
01:03:28,292 --> 01:03:31,958
‫نمی‌دونم, چرا کمک نمی‌کنی مدارک
‫رو پیدا کنیم؟ اینجوری فایده نداره,

819
01:03:32,042 --> 01:03:33,375
‫دارم می‌گردم,

820
01:03:42,667 --> 01:03:44,833
‫تو رو واسه نمایش استعدادیابی انتخاب کردن,

821
01:03:44,917 --> 01:03:48,750
‫- جدی، منو؟
‫- آره، می‌خوان تانگو بخونی,

822
01:03:48,833 --> 01:03:50,792
‫یه بابای دیگه هم داره لوکرو (نوعی
‫خورش آرژانتینی) درست می‌کنه,

823
01:03:51,625 --> 01:03:53,417
‫عالیه, حتماً میام,

824
01:03:53,500 --> 01:03:56,208
‫چه خوب که کلاس هفتمی‌ها
‫دارن بلیط بخت‌آزمایی می‌فروشن,

825
01:03:56,292 --> 01:03:58,708
‫- جدی؟
‫- آره، واسه اردوی فارغ‌التحصیلی,

826
01:03:58,792 --> 01:04:02,292
‫- جایزش چیه؟
‫- یه عالمه وسیله خونه,

827
01:04:02,375 --> 01:04:05,708
‫توستر، مایکروویو، از این چیزا,

828
01:04:05,792 --> 01:04:07,042
‫خیلی باحال میشه,

829
01:04:14,375 --> 01:04:15,625
‫وایسا، وایسا,

830
01:04:16,917 --> 01:04:18,833
‫نباید بذاری اول اون بیاد سمتت,

831
01:04:18,917 --> 01:04:21,708
‫نذار اون حمله کنه،
‫باید از خودت دفاع کنی،

832
01:04:21,792 --> 01:04:24,708
‫و اول حمله کنی،
‫تو باید اولین حرکت رو بزنی، فهمیدی؟

833
01:04:24,792 --> 01:04:27,000
‫بیا دوباره امتحان کنیم، ببینم چی بلدی,

834
01:04:37,208 --> 01:04:39,667
‫- سلام,
‫- سلام، مارسلو,

835
01:04:39,750 --> 01:04:43,708
‫ببخشید مزاحم شدم,
‫الان می‌تونی حرف بزنی؟

836
01:04:43,792 --> 01:04:46,333
‫آره, می‌شنوم، آملیا,

837
01:04:46,417 --> 01:04:51,083
‫یه مشکلی پیش اومده،
‫شاید بتونی کمکم کنی,

838
01:04:51,167 --> 01:04:54,625
‫این شنبه هشتاد و پنج سالم میشه,

839
01:04:54,708 --> 01:04:57,000
‫واقعاً؟ چه خوب,

840
01:04:57,083 --> 01:05:02,500
‫قراره یه مهمونی بزرگ باشه,
‫دوستام از همه جا میان، کل خانوادم,

841
01:05:02,583 --> 01:05:05,708
‫یه شعبده‌باز گرفته بودم، از بهتریناش,

842
01:05:05,792 --> 01:05:08,917
‫ولی الان شنیدم
‫که دستگیرش کردن,

843
01:05:09,000 --> 01:05:12,375
‫نمی‌دونم تو چه کاری بوده,

844
01:05:12,458 --> 01:05:14,500
‫پس الان شعبده‌باز نداری,

845
01:05:14,583 --> 01:05:19,417
‫واسه همین تو اومدی تو ذهنم، مارسلو,

846
01:05:19,500 --> 01:05:24,542
‫فکر کردم شاید بتونی یه نمایش
‫فلسفی اجرا کنی, نظرت چیه؟

847
01:05:25,500 --> 01:05:31,125
‫ایده خیلی خوبیه،
‫دوستای من عاشقش میشن,

848
01:05:31,208 --> 01:05:32,500
‫من نمایش فلسفی اجرا نمی‌کنم,

849
01:05:32,583 --> 01:05:35,333
‫با دلار بهت پول میدم، مارسلو,

850
01:05:35,417 --> 01:05:39,167
‫نمی‌تونم، الان خیلی سرم شلوغه,

851
01:05:39,250 --> 01:05:42,250
‫زیاد طول نمی‌کشه،
‫و، مارسلو،

852
01:05:42,333 --> 01:05:46,000
‫می‌دونی، شاید این آخرین تولدم باشه,

853
01:05:53,667 --> 01:05:55,333
‫مجلات

854
01:06:07,583 --> 01:06:12,000
‫نمی‌فهمم چرا انقدر از امتحان دادن
‫واسه این موقعیت می‌ترسی,

855
01:06:14,750 --> 01:06:17,208
‫آخرش که چی؟ قانونه دیگه، نه؟

856
01:06:19,000 --> 01:06:21,917
‫می‌ترسم چون بیکار میشم,

857
01:06:22,000 --> 01:06:25,250
‫اگه رافائل قبول بشه،
‫اولین کاری که می‌کنه اینه که منو اخراج کنه,

858
01:06:25,333 --> 01:06:26,750
‫نمی‌بینی؟

859
01:06:26,833 --> 01:06:28,208
‫این تنها چیزیه که دارم,

860
01:06:28,292 --> 01:06:30,167
‫سمینار - کار مزدی از نظر مارکس

861
01:06:30,250 --> 01:06:31,500
‫من ملکه هیچی نیستم,

862
01:06:31,583 --> 01:06:33,750
‫کسی واسه سلفی گرفتن نمیاد سراغم,

863
01:06:36,917 --> 01:06:39,333
‫تنها جایی که یه کسی
‫هستم پوئانه (نام دانشکده),

864
01:06:47,625 --> 01:06:50,708
‫دوریس، می‌خواستم بدونی که
‫من دارم واسه سمت رئیس درخواست میدم,

865
01:06:51,750 --> 01:06:53,792
‫آره، استادای دیگه بهم گفتن,

866
01:06:53,917 --> 01:06:55,042
‫جدی؟

867
01:06:55,917 --> 01:06:57,708
‫کی دیدیشون؟

868
01:06:57,792 --> 01:07:00,500
‫اونا اینجا بودن, اومده
‫بودن چندتا کتاب ببرن,

869
01:07:03,208 --> 01:07:04,542
‫رافائل هم اینجا بود,

870
01:07:05,458 --> 01:07:06,792
‫آه,,,

871
01:07:06,917 --> 01:07:09,833
‫- اونم کتاب برد؟
‫- آره، چندتایی می‌خواست,

872
01:07:11,458 --> 01:07:15,625
‫نمی‌دونم، فقط بهش دادم,
‫مخصوصاً چندتا به زبان آلمانی,

873
01:07:15,708 --> 01:07:21,375
‫تازه منو هم دعوت کرد شام برم
‫خونه دوست دخترش، ورا موتا,

874
01:07:21,458 --> 01:07:24,583
‫خیلی مهربون بودن، خوش گذشت,

875
01:07:24,667 --> 01:07:27,583
‫اختاپوس درست کرده بود، پیانو هم زد,

876
01:07:27,667 --> 01:07:30,000
‫اونجا بود که بچه‌ها بهم گفتن,

877
01:07:30,958 --> 01:07:32,917
‫خب، چی گفتن؟

878
01:07:32,958 --> 01:07:35,917
‫همون چیزی که همه تو دانشکده می‌دونن,

879
01:07:36,000 --> 01:07:37,917
‫اون داره نخا رو می‌کشه،

880
01:07:38,000 --> 01:07:41,208
‫و انگار تونسته خیلی زود
‫فراخوان امتحان رو باز کنه،

881
01:07:42,375 --> 01:07:45,458
‫و بئاتریز، رئیس دانشکده‌مون، هم طرف اونه,

882
01:07:48,625 --> 01:07:51,042
‫فکر کنم تو جایگاه استاد ارشد رو بگیری،

883
01:07:51,125 --> 01:07:53,500
‫ولی راحت نیست,

884
01:07:53,583 --> 01:07:54,917
‫آره، می‌دونم,

885
01:08:00,458 --> 01:08:03,625
‫می‌خواستم خودم بهت بگم، و,,,

886
01:08:06,417 --> 01:08:08,417
‫این کارو عمدتاً به خاطر ادواردو می‌کنم,

887
01:08:09,292 --> 01:08:10,708
‫سال‌هاست که برنامه درسیشو تدریس می‌کنم،

888
01:08:10,792 --> 01:08:14,333
‫پس من بهترین گزینه‌ام
‫برای اطمینان از تداومش,

889
01:08:14,417 --> 01:08:15,583
‫تداوم,,,

890
01:08:17,500 --> 01:08:20,625
‫چند وقته که کاسلی زیر بال و پرت رو گرفته؟

891
01:08:23,000 --> 01:08:24,333
‫خیلی وقته,

892
01:08:24,417 --> 01:08:27,583
‫تا حالا فکر کردی یه کار دیگه بکنی؟

893
01:08:30,208 --> 01:08:32,292
‫نمی‌دونم، فقط میگم,

894
01:08:32,375 --> 01:08:36,958
‫صدای خودت رو پیدا کنی،
‫شخصی‌تر، بیشتر شبیه خودت,

895
01:08:38,083 --> 01:08:41,125
‫انگار شماها مجبورین به دانشکده بچسبین،

896
01:08:41,208 --> 01:08:44,667
‫انگار هیچی دیگه‌ای تو دنیا نیست,

897
01:08:44,750 --> 01:08:46,167
‫مثل یه فرقه می‌مونه,

898
01:08:50,083 --> 01:08:52,167
‫شاید من کاملاً اشتباه می‌کنم،

899
01:08:53,000 --> 01:08:56,042
‫و تو با برنامه ادواردو موافقی,

900
01:09:00,250 --> 01:09:02,167
‫من شخصاً نمی‌خوام

901
01:09:03,000 --> 01:09:05,583
‫زندگیم رو تبدیل به یه آرامگاه
‫زنده برای ادواردو کاسلی کنم,

902
01:09:06,917 --> 01:09:09,125
‫من دارم پیش می‌رم،

903
01:09:11,792 --> 01:09:13,458
‫کار خودم رو می‌کنم,

904
01:09:16,917 --> 01:09:18,917
‫می‌رم دوستام رو ببینم، می‌رم,,,

905
01:09:21,917 --> 01:09:22,917
‫زندگی کنم,

906
01:10:58,083 --> 01:11:00,250
‫ آمریکای ما

907
01:11:49,167 --> 01:11:52,250
‫این تنها اتاقیه که هنوز
‫جرأت نکردم واردش بشم,

908
01:11:53,833 --> 01:11:56,208
‫ببخشید، همینطوری اومدم تو, عذر می‌خوام,

909
01:12:10,917 --> 01:12:12,417
‫داشت آماده می‌شد

910
01:12:13,583 --> 01:12:16,208
‫برای یه سمینار تو
‫بولیوی, قرار بود با هم بریم,

911
01:12:17,500 --> 01:12:19,625
‫شنیدی درموردش؟

912
01:12:19,708 --> 01:12:22,208
‫آره، با استادی که داره
‫برگزارش می‌کنه حرف زدم,

913
01:12:23,708 --> 01:12:27,833
‫چرا بهش میگن تفکر آمریکای
‫لاتین، به جای فلسفه آمریکای لاتین؟

914
01:12:27,917 --> 01:12:29,542
‫نمی‌فهمم,

915
01:12:29,625 --> 01:12:32,458
‫هیچوقت چیزی مثل تفکر اروپایی نشنیدم,

916
01:12:34,125 --> 01:12:37,833
‫چون سنتی وجود نداره، ولی این موضوع بحثه,

917
01:12:48,625 --> 01:12:50,667
‫این آخرین نوشته ادواردوئه,

918
01:13:04,000 --> 01:13:05,125
‫بیا,

919
01:13:08,917 --> 01:13:09,917
‫بگیرش,

920
01:13:20,333 --> 01:13:21,375
‫ممنون,

921
01:14:26,583 --> 01:14:28,667
‫امروز می‌خوام درباره مرگ حرف بزنم,

922
01:14:30,125 --> 01:14:34,208
‫شاید بگین: چه ناجور، بیا
‫درباره یه چیز دیگه حرف بزنیم,

923
01:14:35,083 --> 01:14:39,375
‫ولی، بذارین بهتون بگم،
‫یه روز همه‌مون می‌میریم,

924
01:14:39,458 --> 01:14:43,292
‫پس، چرا درموردش سؤال نپرسیم؟

925
01:14:44,458 --> 01:14:46,625
‫خب، بذارین بپرسم:

926
01:14:46,708 --> 01:14:48,125
‫مردن یعنی چی؟

927
01:14:49,958 --> 01:14:52,917
‫من میگم یه استراحت ابدیه,

928
01:14:55,625 --> 01:14:58,208
‫دقیقاً نمی‌دونیم چون هنوز نمردیم,

929
01:15:00,458 --> 01:15:03,500
‫ویوی درست میگه، مثل حرف اپیکوره,

930
01:15:03,583 --> 01:15:06,167
‫نمی‌تونم درباره مرگ حرف
‫بزنم چون زنده‌ام، و وقتی بمیرم،

931
01:15:06,250 --> 01:15:08,083
‫مرده‌ام و نمی‌تونم حرف بزنم,

932
01:15:09,000 --> 01:15:11,708
‫من یه خواب تکراری
‫می‌بینم که توش پرواز می‌کنم،

933
01:15:11,792 --> 01:15:17,625
‫پس حدس می‌زنم تو زندگی
‫قبلیم پرنده بودم، نمی‌دونم,

934
01:15:17,708 --> 01:15:19,833
‫همش خواب می‌بینم دارم پرواز می‌کنم,

935
01:15:19,917 --> 01:15:23,667
‫یه متفکر قدیمی بود به اسم هراکلیتوس,

936
01:15:24,750 --> 01:15:28,292
‫اون می‌گفت زمان مشخصی برای مرگ نیست،

937
01:15:29,583 --> 01:15:32,542
‫بلکه از روزی که به دنیا
‫میایم شروع به مردن می‌کنیم,

938
01:15:32,625 --> 01:15:34,958
‫انگار زندگی یه پیشرفته،

939
01:15:35,042 --> 01:15:39,958
‫یه جور حرکت مداوم، ثابت و دائمی،

940
01:15:40,042 --> 01:15:42,750
‫که هیچوقت متوقف نمیشه، همش در جریانه،

941
01:15:42,833 --> 01:15:44,750
‫پس هیچی ثابت نیست,

942
01:15:44,833 --> 01:15:48,208
‫یه متفکر دیگه، پارمنیدس،

943
01:15:48,292 --> 01:15:51,625
‫یه دیدگاه کاملاً مخالف هراکلیتوس داشت,

944
01:15:51,708 --> 01:15:55,833
‫اون می‌گفت اونچه واقعاً
‫وجود داره تغییرناپذیره،

945
01:15:55,917 --> 01:15:57,833
‫هیچوقت حرکت نمی‌کنه,

946
01:15:57,917 --> 01:16:00,250
‫همیشه همونطور می‌مونه,

947
01:16:00,333 --> 01:16:04,042
‫افلاطون به این دو منبع
‫برگشت، هراکلیتوس و پارمنیدس,

948
01:16:04,125 --> 01:16:07,833
‫گفت: اونچه هراکلیتوس
‫گفت درسته، حق با اونه,

949
01:16:07,917 --> 01:16:13,542
‫همه چیز جریان داره، حرکت
‫می‌کنه، بدن‌ها فاسد میشن,

950
01:16:14,500 --> 01:16:18,708
‫اگه 30 سال پیش منو می‌دیدین، می‌گفتین:

951
01:16:18,792 --> 01:16:22,125
‫ اون مارسلوئه، دانشجوی فلسفه مو بلند,

952
01:16:23,208 --> 01:16:27,250
‫الان منو می‌بینین و میگین: اون
‫مارسلوئه، استاد فلسفه کچل,

953
01:16:29,125 --> 01:16:31,583
‫کدوم از این مارسلوها مارسلو واقعیه؟

954
01:16:32,750 --> 01:16:36,792
‫با این وجود، کاری که افلاطون می‌کنه
‫اینه که پارمنیدس رو می‌گیره و میگه،

955
01:16:36,917 --> 01:16:40,125
‫دقت کنین، یه چیزی تو این واقعیت هست

956
01:16:40,208 --> 01:16:44,917
‫که واقعاً تغییر نمی‌کنه، عوض
‫نمیشه، همونطور می‌مونه،

957
01:16:45,000 --> 01:16:47,250
‫یه چیزی تو نظم الهی,

958
01:16:47,333 --> 01:16:51,167
‫اون چیز، برای افلاطون، روح بود,

959
01:16:52,792 --> 01:16:57,083
‫افلاطون خیلی تحت تأثیر این موضوعات
‫بود، چون خودش شاهد مرگ استادش سقراط بود,

960
01:16:57,167 --> 01:17:00,417
‫اون مستقیم دید که چطوری سقراط از دنیا رفت,

961
01:17:00,500 --> 01:17:03,208
‫یه قسمت خیلی قشنگی هست،

962
01:17:03,292 --> 01:17:06,750
‫که افلاطون اتفاقاً داره تعریف می‌کنه

963
01:17:07,958 --> 01:17:10,958
‫ماجرای مرگ سقراط رو,

964
01:17:11,042 --> 01:17:13,792
‫میگه، بعد از اینکه حکم مرگش صادر شد:

965
01:17:15,708 --> 01:17:18,625
‫ زندانبان بهش شوکران داد,

966
01:17:18,708 --> 01:17:20,583
‫یعنی همون زهر,

967
01:17:20,667 --> 01:17:25,333
‫ سقراط کم کم داشت سرد و سخت می‌شد,

968
01:17:26,583 --> 01:17:29,417
‫وقتی زهر به قلبش می‌رسید،

969
01:17:29,500 --> 01:17:31,583
‫سقراط دیگه تموم می‌کرد,

970
01:17:32,917 --> 01:17:36,208
‫پس، آخرین حرفاشو زد:

971
01:17:37,458 --> 01:17:40,625
‫ما یه خروس به آسکلپیوس
‫(خدای پزشکی یونان باستان) بدهکاریم،

972
01:17:40,708 --> 01:17:42,708
‫حتماً این نذر رو ادا کنین، یادتون نره,'

973
01:17:43,792 --> 01:17:45,708
‫شاگردش جواب داد 'حتماً انجام میشه,'

974
01:17:46,958 --> 01:17:48,208
‫'کار دیگه‌ای هست؟'

975
01:17:53,750 --> 01:17:56,042
‫و این سؤال بی‌جواب موند,

976
01:18:05,167 --> 01:18:08,958
‫- اون پای گوشت چه خوشمزه به نظر میاد,
‫- آره، غذای مورد علاقه خانومه,

977
01:18:09,042 --> 01:18:13,417
‫واسه اون درستش کردم، دست نزنیا,

978
01:18:14,542 --> 01:18:16,667
‫- عصر بخیر,
‫- سلام,

979
01:18:16,750 --> 01:18:19,000
‫حالتون چطوره؟ من چوچی هستم,

980
01:18:19,083 --> 01:18:21,000
‫- سلام,
‫- چطوری لوئیسا؟

981
01:18:21,083 --> 01:18:24,958
‫من دوست آملیا هستم،
‫خوشبختم, سرت شلوغه؟

982
01:18:27,458 --> 01:18:31,708
‫- منم دوستشم,
‫- از دوران دبیرستان با هم رفیقیم,

983
01:18:31,792 --> 01:18:34,917
‫- لوئیسای عزیزم,
‫- خانوم,

984
01:18:34,958 --> 01:18:38,583
‫ما گشنمونه,
‫ما اولین نفراییم که رسیدیم,

985
01:18:39,792 --> 01:18:42,333
‫خانوما چقدر خوشگل شدن!

986
01:18:44,500 --> 01:18:46,625
‫- چه ناز!
‫- سلام,

987
01:18:47,792 --> 01:18:51,292
‫- تو شعبده‌بازی؟
‫- نه,

988
01:18:51,375 --> 01:18:54,833
‫- میخوای واسمون یه شعبده‌بازی کنی؟
‫- من شعبده‌باز نیستم,

989
01:18:54,917 --> 01:18:58,292
‫من شعبده‌باز نیستم,
‫من یه نمایش دیگه اجرا می‌کنم,

990
01:18:58,375 --> 01:18:59,833
‫- چه جور نمایشی؟
‫- بچه‌ها,,,

991
01:18:59,917 --> 01:19:03,500
‫میشه لطفاً برین تو سالن؟
‫الان میام پیشتون,

992
01:19:03,583 --> 01:19:06,625
‫- باشه,
‫- من سرم شلوغه، برین تو سالن,

993
01:19:06,708 --> 01:19:08,625
‫الان میام پیشتون,

994
01:19:09,583 --> 01:19:13,667
‫یه کار با معنی و قشنگ انجام بده,
‫که یه خاطره خوب بسازه,

995
01:19:21,500 --> 01:19:25,625
‫- استاد فلسفه، مارسلو,
‫- بله,

996
01:19:25,708 --> 01:19:28,667
‫- سیلویتا، دختر بزرگه, چطوری؟
‫- خوشبختم,

997
01:19:28,750 --> 01:19:32,583
‫خیلی خوبه که اینجا پیش ما هستین,
‫چه افتخاری، چه شخصیت برجسته‌ای,

998
01:19:32,667 --> 01:19:34,917
‫خیلی درباره‌تون شنیدم,

999
01:19:35,000 --> 01:19:38,917
‫از وقتی مامانم شروع کرده به شرکت تو
‫کلاسای شما، انگار خیلی باهوش‌تر شده,

1000
01:19:39,000 --> 01:19:44,917
‫بهم میگه انگار یه سفره به
‫اعماق وجود, یا یه همچین چیزی,

1001
01:19:45,000 --> 01:19:46,208
‫ممنون,

1002
01:19:46,292 --> 01:19:48,958
‫میدونی چیه؟
‫یه خواهش کوچیک ازت دارم,

1003
01:19:49,042 --> 01:19:52,208
‫مامانم صبح زنگ زد بهم،
‫خیلی پریشون بود، گریه می‌کرد,

1004
01:19:52,292 --> 01:19:54,917
‫می‌خواست مهمونی رو کنسل کنه,

1005
01:19:56,167 --> 01:19:59,667
‫از دکترش زنگ زده بودن
‫که باید عمل لگن انجام بده,

1006
01:19:59,750 --> 01:20:02,208
‫- وای چه بد,
‫- موضوع حساسیه,

1007
01:20:02,292 --> 01:20:07,167
‫علاوه بر این، یه سری قرص خواب‌آور
‫خورده و یه کم هم مشروب,

1008
01:20:07,250 --> 01:20:10,000
‫اوضاع خیلی بهم ریخته‌س، حالش خیلی ناجوره,

1009
01:20:11,000 --> 01:20:15,000
‫حسابی بداخلاق شده،
‫تحمل یه نمایش فلسفی رو نداره,

1010
01:20:15,083 --> 01:20:18,458
‫- نداره؟
‫- مهمونا هم حوصله‌شون سر میره,

1011
01:20:20,792 --> 01:20:24,375
‫- پس من برم؟
‫- نه، اصلاً, شما که الان اینجایی,

1012
01:20:24,458 --> 01:20:26,792
‫شاید بتونی مامانم رو بخندونی,

1013
01:20:26,917 --> 01:20:28,250
‫- بخندونم؟
‫- آره,

1014
01:20:29,958 --> 01:20:32,750
‫- چند تا جوک فلسفی,
‫- جوک؟

1015
01:20:32,833 --> 01:20:34,917
‫یا شاید آهنگای فلسفی؟

1016
01:20:36,625 --> 01:20:39,083
‫- بذار ببینم، می‌تونم یه تانگو بخونم,
‫- نه، تانگو نه,

1017
01:20:39,167 --> 01:20:41,333
‫عمراً، خیلی غم‌انگیزه,

1018
01:20:41,417 --> 01:20:44,542
‫یه چیز شاد که سرحالش بیاره,

1019
01:20:44,625 --> 01:20:45,708
‫یه چیز ساده,

1020
01:20:47,500 --> 01:20:49,375
‫ولی لطفاً بامزه باشه,

1021
01:20:56,292 --> 01:20:58,292
‫الان برمی‌گردم, فقط یه لحظه,

1022
01:21:02,125 --> 01:21:04,708
‫خوش اومدین, بفرمایین تو,

1023
01:21:04,792 --> 01:21:07,500
‫خیلی ممنون، لوئیسای عزیز,

1024
01:21:07,583 --> 01:21:10,292
‫حال شما چطوره، آقای رودولفو؟

1025
01:21:11,917 --> 01:21:14,542
‫- خوشحالم می‌بینمتون,
‫- ممنون,

1026
01:21:14,625 --> 01:21:17,500
‫بیاین تو، نمایش الان شروع میشه,

1027
01:21:18,583 --> 01:21:20,000
‫اِ، رودیه!

1028
01:21:20,083 --> 01:21:23,667
‫- سلام، سلام,
‫- حالت چطوره؟

1029
01:21:23,750 --> 01:21:25,292
‫سلام رودولفو, خوبی؟

1030
01:21:25,375 --> 01:21:27,458
‫- تولدت مبارک,
‫- مرسی,

1031
01:21:27,542 --> 01:21:29,125
‫- سلام عزیزم, چطوری؟
‫- سلام رودو,

1032
01:21:30,125 --> 01:21:32,583
‫- ممنون,
‫- ممنون، لوئیسا,

1033
01:21:32,667 --> 01:21:34,042
‫- حالت چطوره؟
‫- خوب نیستم,

1034
01:21:35,167 --> 01:21:37,042
‫حالم خوب نیست,

1035
01:21:37,125 --> 01:21:38,583
‫ناراحتم,

1036
01:21:43,750 --> 01:21:45,917
‫- روزی که بمیرم,,,
‫- این حرفو نزن!

1037
01:21:46,000 --> 01:21:48,292
‫- ساکت!
‫- از این حرفا نزن!

1038
01:21:48,375 --> 01:21:53,917
‫همه‌تون میپرین میرین دفترخونه،
‫لباسای شیکتون رو می‌پوشین,,,

1039
01:21:53,958 --> 01:21:56,208
‫- الان مهمونیه، تولدته,
‫- آره عزیزم، ولی,,,

1040
01:21:56,292 --> 01:21:59,458
‫- میرین آگهی ترحیم میدین,,,
‫- آره مامان,,,

1041
01:21:59,542 --> 01:22:02,417
‫الان جشن تولدته،
‫چرا یه کم فضا رو عوض نمی‌کنیم؟

1042
01:22:02,500 --> 01:22:07,042
‫خوش می‌گذرونیم، یه نوشیدنی می‌زنیم,
‫ببین چقدر خوشگل شدی؟ محشره,

1043
01:22:07,125 --> 01:22:10,625
‫می‌دونم همه‌تون از این پیرزن چی می‌خواین,

1044
01:22:10,708 --> 01:22:13,333
‫این حرفو نزن، خواهش می‌کنم!

1045
01:22:13,417 --> 01:22:15,208
‫ببین کی اینجاست,

1046
01:22:15,292 --> 01:22:18,750
‫نگاه کن چه لباسی براش
‫آماده کردم, معرفیش کن، مامان,

1047
01:22:18,833 --> 01:22:20,917
‫این استاد فلسفه‌مه,

1048
01:22:21,000 --> 01:22:23,167
‫لوئیزا، موزیک رو خاموش
‫کن، داریم بازی می‌کنیم,

1049
01:22:23,250 --> 01:22:26,292
‫اونایی که عقب نشستن، لطفاً بیاین جلو,

1050
01:22:26,375 --> 01:22:27,792
‫بیاین اینجا، خواهش می‌کنم,

1051
01:22:29,667 --> 01:22:31,792
‫مارسلو! بیا دیگه، بذار ببینیم چی داری,

1052
01:22:31,917 --> 01:22:33,375
‫خب، بسه,

1053
01:22:33,458 --> 01:22:34,833
‫هفت تا کلمه,

1054
01:22:37,750 --> 01:22:40,250
‫- این پانتومیمه,
‫- هفت تا کلمه,

1055
01:22:42,250 --> 01:22:43,417
‫یه مجسمه!

1056
01:22:43,500 --> 01:22:44,750
‫یونانیه,

1057
01:22:47,292 --> 01:22:49,167
‫- سه تای آخر چیه؟
‫- شکوفایی,

1058
01:22:49,250 --> 01:22:51,167
‫- آتش‌بازی,
‫- یا خدا,

1059
01:22:51,250 --> 01:22:53,833
‫مارسلو، این اون چیزی نبود که می‌خواستم!

1060
01:22:53,917 --> 01:22:55,833
‫اون کار هایدگر رو انجام بده!

1061
01:22:55,917 --> 01:22:57,917
‫- هایدگر دیگه کیه؟
‫- این می‌دونه,

1062
01:22:57,958 --> 01:22:59,083
‫حرف زدن,

1063
01:22:59,167 --> 01:23:02,375
‫- می‌دونم، اون یه سینه‌ی باد کرده‌س,
‫- با ولع خوردن,

1064
01:23:02,458 --> 01:23:05,167
‫- بیا دیگه، بازی کن,
‫- رودی، تو هم بازی کن,

1065
01:23:08,583 --> 01:23:11,208
‫مارسلو، من فلسفه می‌خواستم,

1066
01:23:11,292 --> 01:23:13,500
‫بهش بگو این چیزی نیست که توافق کرده بودیم,

1067
01:23:13,583 --> 01:23:17,000
‫واقعاً ازت ممنونم،
‫ولی این جواب نمیده مارسلو,

1068
01:23:17,083 --> 01:23:19,083
‫رومیزی رو همونجا بذار,

1069
01:23:19,167 --> 01:23:22,625
‫- این چیزاییه که یاد می‌گیرین؟
‫- اصلاً,

1070
01:23:24,375 --> 01:23:26,375
‫سلامتی, به افتخار آملیا,

1071
01:23:27,167 --> 01:23:29,667
‫آملیا، آملیا، آملیا!

1072
01:23:32,667 --> 01:23:35,458
‫ببخشید، یه فکر دیگه می‌کنیم,

1073
01:23:35,542 --> 01:23:38,708
‫بیاین کارناوال برزیلی راه بندازیم،
‫یه خط کوچیک کنگا,

1074
01:23:38,792 --> 01:23:42,917
‫لوئیزا، صدای موزیک رو بلند کن و
‫کیک رو بیار, مردم گرسنه‌شونه, زود باش,

1075
01:23:44,208 --> 01:23:47,458
‫<i>تولدت مبارک,</i>

1076
01:24:15,208 --> 01:24:18,917
‫<i>کجایی؟
‫من و مانولو منتظرتیم,</i>

1077
01:24:18,958 --> 01:24:22,917
‫<i>یه کم بی‌قراره, به همه‌ی کلاس گفته
‫که باباش قراره تانگو بخونه,</i>

1078
01:24:22,958 --> 01:24:24,292
‫<i>نزدیکی؟</i>

1079
01:25:12,042 --> 01:25:14,500
‫فکر می‌کردم هفته‌ی بعده، اشتباه کردم,

1080
01:25:14,583 --> 01:25:18,917
‫اشکالی نداره, نمایش استعدادیابی خیلی
‫خسته‌کننده بود، همه‌شون افتضاح بودن,

1081
01:25:19,000 --> 01:25:24,292
‫- خیلی دلم می‌خواست آواز بخونم,
‫- اشکالی نداره، یه فاجعه بود,

1082
01:25:24,375 --> 01:25:28,917
‫ببین، این هفته به مدرسه زنگ می‌زنم،
‫و یه تاریخ برای بازدیدم تعیین می‌کنیم,

1083
01:25:28,958 --> 01:25:30,958
‫نگران نباش، مشکلی نیست,

1084
01:25:32,042 --> 01:25:34,750
‫حقیقت رو بهش بگو،
‫همونی که به من گفتی,

1085
01:25:39,458 --> 01:25:41,750
‫اسمت رو اعلام کرده بودن،
‫منتظرت بود,

1086
01:25:44,917 --> 01:25:46,167
‫اشکالی نداره,

1087
01:25:46,250 --> 01:25:47,500
‫بیا ورق بازی کنیم,

1088
01:25:49,000 --> 01:25:50,042
‫بیا دیگه,

1089
01:25:56,208 --> 01:25:57,250
‫تو تخته‌ای,

1090
01:25:59,708 --> 01:26:01,417
‫- من تخته‌ام؟
‫- آره، تویی,

1091
01:26:08,625 --> 01:26:09,667
‫بُر بزن,

1092
01:26:17,375 --> 01:26:18,417
‫ببخشید,

1093
01:26:19,292 --> 01:26:20,750
‫مشکلی نیست,

1094
01:26:20,833 --> 01:26:21,917
‫اشکالی نداره,

1095
01:26:24,333 --> 01:26:25,375
‫نوبت توئه,

1096
01:26:28,542 --> 01:26:33,417
‫رافائل داره سخنرانی می‌کنه،
‫بعدش نوبت بابات میشه,

1097
01:26:33,500 --> 01:26:35,417
‫بابام اعتبارنامه‌هاش رو پیدا کرده,

1098
01:26:35,500 --> 01:26:38,667
‫اون مهمه،
‫ولی هر کی بهتر سخنرانی کنه شغل رو می‌گیره,

1099
01:26:38,750 --> 01:26:41,042
‫ما اینجاییم که ازش حمایت کنیم,

1100
01:26:41,125 --> 01:26:43,750
‫نگاش کن، چقدر استرس داره,

1101
01:27:00,333 --> 01:27:01,833
‫مارسلو,

1102
01:27:01,917 --> 01:27:03,250
‫برو حالشو ببر,

1103
01:27:04,500 --> 01:27:05,542
‫ببینیم چی میشه,

1104
01:27:21,708 --> 01:27:23,583
‫استاد پنا،

1105
01:27:23,667 --> 01:27:26,625
‫سوخارچوک داره تموم می‌کنه,

1106
01:27:26,708 --> 01:27:28,667
‫شما پنج دقیقه دیگه نوبتتونه,

1107
01:27:28,750 --> 01:27:31,083
‫نمی‌خوای واسه جمع‌بندیش بمونی؟

1108
01:27:31,167 --> 01:27:33,958
‫نه، به اندازه کافی شنیدم,

1109
01:27:36,375 --> 01:27:38,125
‫مارسلو، رقیب سرسختی داری,

1110
01:27:39,000 --> 01:27:40,000
‫آره، می‌دونم,

1111
01:27:42,750 --> 01:27:45,833
‫تو ارائه‌ت دقیق باش,

1112
01:27:45,917 --> 01:27:51,792
‫ولی مهم‌تر از همه، رو میراث کاسلی تأکید کن،

1113
01:27:51,917 --> 01:27:54,083
‫که تو از همه بهتر می‌شناسیش,

1114
01:27:56,042 --> 01:28:00,708
‫به همه اون سال‌های تلاش سخت اشاره کن

1115
01:28:00,792 --> 01:28:05,042
‫که صرف حفظ سطح بالای این دانشگاه شده,

1116
01:28:06,500 --> 01:28:09,292
‫سعی کن به قلب هیئت داوران نفوذ کنی,

1117
01:28:10,375 --> 01:28:11,750
‫منظورمو می‌فهمی، نه؟

1118
01:28:13,917 --> 01:28:14,917
‫موفق باشی,

1119
01:28:26,708 --> 01:28:27,917
‫استاد پنا,

1120
01:28:35,417 --> 01:28:37,417
‫ناپدیدشدگان، حاضر

1121
01:28:48,375 --> 01:28:50,375
‫دانشجویان علیه کاهش بودجه

1122
01:29:00,083 --> 01:29:04,500
‫همیشه در نبرد

1123
01:29:05,500 --> 01:29:07,833
‫این عکسو از پسری که باهاش آشنا شدم گرفتم،

1124
01:29:07,917 --> 01:29:10,333
‫همونی که تو اپلیکیشن دیدم
‫و تو بانک مرکزی کار می‌کنه,

1125
01:29:10,417 --> 01:29:12,083
‫اون ماشین‌های زرهی چیه؟

1126
01:29:12,167 --> 01:29:16,250
‫هر شب، چهارتا از اینا از
‫زیرزمین بانک مرکزی میرن بیرون,

1127
01:29:16,333 --> 01:29:20,667
‫هواپیماهای باری تو فرودگاه منتظرن,
‫داره اتفاق می‌افته، دارن میرن خارج,

1128
01:29:20,750 --> 01:29:22,917
‫- کیا دارن میرن خارج؟
‫- دلارها,

1129
01:29:23,000 --> 01:29:27,042
‫تا جمعه، یه دلار هم تو
‫کشور نمی‌مونه, اوضاع خرابه,

1130
01:29:28,167 --> 01:29:29,833
‫باید بفروشی,

1131
01:29:29,917 --> 01:29:32,917
‫هر پیشنهادی که واسه
‫آپارتمان بهمون دادن قبول کن،

1132
01:29:32,958 --> 01:29:36,000
‫هر چیزی بهتر از هیچیه, می‌دونم چی میگم,

1133
01:29:36,083 --> 01:29:37,958
‫این خیلی جدیه,

1134
01:29:38,042 --> 01:29:40,042
‫اگه راست باشه، باید شروع کنم به زنگ زدن,

1135
01:29:40,125 --> 01:29:42,042
‫مارسلو، تلفن داره زنگ می‌زنه!

1136
01:29:42,125 --> 01:29:45,167
‫شماها اگه یه ریسک نکنین
‫هیچوقت از جاتون تکون نمی‌خورین,

1137
01:29:45,250 --> 01:29:47,542
‫همینجا تو این آپارتمان کوچیک می‌میرین,

1138
01:29:47,625 --> 01:29:49,708
‫- رافائل,
‫- جواب نمیدم,

1139
01:29:49,792 --> 01:29:52,250
‫جواب بده، همکارته, انقدر بچه نباش!

1140
01:29:52,333 --> 01:29:54,500
‫- جواب نمیدم,
‫- همونی که کار رو گرفت؟

1141
01:29:54,583 --> 01:29:56,792
‫سلام رافائل,
‫ویکی هستم، حالت چطوره؟

1142
01:29:56,917 --> 01:30:00,208
‫مارسلو خونه نیست, مثل
‫قدیما پیغامتو بهش می‌رسونم,

1143
01:30:00,292 --> 01:30:01,500
‫صدات خیلی قشنگه,

1144
01:30:01,583 --> 01:30:04,667
‫عزیزی تو,
‫خیلی وقته کسی اینو بهم نگفته,

1145
01:30:04,750 --> 01:30:07,333
‫خوشتیپه,
‫با ورا موتا قرار می‌ذاره، تو تلویزیون دیدم,

1146
01:30:07,417 --> 01:30:09,083
‫باشه، خداحافظ,

1147
01:30:09,167 --> 01:30:10,292
‫- خب؟
‫- خب چی؟

1148
01:30:10,375 --> 01:30:11,417
‫چی می‌خواست؟

1149
01:30:11,500 --> 01:30:13,333
‫فردا صبح تو کافه سقراط منتظرته,

1150
01:30:13,417 --> 01:30:15,833
‫- عمراً برم,
‫- باید بری,

1151
01:30:15,917 --> 01:30:17,625
‫- مجبوری,
‫- میری,

1152
01:30:17,708 --> 01:30:20,708
‫میری و بهش تبریک میگی واسه نتیجه امتحان,

1153
01:30:20,792 --> 01:30:22,792
‫و به حرفاش گوش میدی,

1154
01:30:22,917 --> 01:30:25,333
‫و کارت منو بهش میدی:
‫دانیلا فورمن، املاک و مستغلات,

1155
01:30:27,917 --> 01:30:32,250
‫,,,قیمت دلار داره بی‌وقفه بالا میره,

1156
01:30:33,750 --> 01:30:35,500
‫مارسه، این فقط شانس بود,

1157
01:30:35,583 --> 01:30:39,833
‫مدارک طبقه دومه، می‌تونی بری بخونیشون,

1158
01:30:39,917 --> 01:30:41,917
‫برای هر دوتون خیلی تعریفی بود,

1159
01:30:43,250 --> 01:30:48,292
‫بهت زنگ زدم چون می‌خوام استاد همکارم بشی,

1160
01:30:49,333 --> 01:30:53,000
‫صبر کن، ازت نمی‌خوام
‫با برنامه من سازگار بشی,

1161
01:30:53,083 --> 01:30:55,292
‫بهت اختیار تام میدم که
‫محتوای خودتو سازماندهی کنی،

1162
01:30:55,375 --> 01:30:58,125
‫تا برنامه کاسلی ادامه پیدا کنه,

1163
01:31:02,125 --> 01:31:05,458
‫- ممنونم، ولی,,,
‫- می‌دونم می‌خوای چی بگی، مارسه,

1164
01:31:05,542 --> 01:31:09,125
‫منم امتحان‌هایی رو باختم،
‫آخر دنیا که نیست، می‌دونی؟

1165
01:31:10,167 --> 01:31:11,167
‫میگم

1166
01:31:12,500 --> 01:31:15,917
‫عنوان رو با هم شریک بشیم: سوخارچوک-پنا,

1167
01:31:16,000 --> 01:31:20,208
‫و برنامه درجه یک میشه،
‫همه در موردش حرف می‌زنن,

1168
01:31:22,917 --> 01:31:24,417
‫مارسه، بهت نیاز دارم,

1169
01:31:25,542 --> 01:31:29,417
‫داشتم لیست دانشجوها و برنامه
‫درسی رو مرور می‌کردم,,,

1170
01:31:29,500 --> 01:31:33,292
‫خیلی بزرگتر از اون چیزیه که فکر می‌کردم،
‫نمی‌دونم کاسلی چطوری مدیریتش می‌کرد،

1171
01:31:33,375 --> 01:31:36,292
‫با اینکه فقط چند تا استاد داشت،
‫و این همه کار,

1172
01:31:37,667 --> 01:31:41,083
‫تازه، یه وقتی تو ماه آینده،
‫باید برگردم فرانکفورت

1173
01:31:41,167 --> 01:31:42,583
‫واسه یه سمینار,

1174
01:31:45,375 --> 01:31:48,167
‫می‌دونی که، به یورو پول میدن,

1175
01:31:53,625 --> 01:31:55,833
‫فکر می‌کنم می‌تونیم تیم خوبی بشیم,

1176
01:31:57,708 --> 01:31:59,000
‫بذار روش فکر کنم,

1177
01:32:03,667 --> 01:32:05,917
‫اینجا دانشگاه دولتیه،
‫هر کسی می‌تونه بیاد تو,

1178
01:32:08,500 --> 01:32:09,417
‫چه خبر شده؟

1179
01:32:09,500 --> 01:32:12,667
‫انگار دانشگاه ورشکست
‫شده و نمی‌ذارن بریم تو,

1180
01:32:12,750 --> 01:32:16,167
‫- یعنی چی ورشکست شده؟
‫- نمی‌دونم, تعطیل شدیم,

1181
01:32:16,250 --> 01:32:17,708
‫حق داریم توضیح بخوایم,

1182
01:32:17,792 --> 01:32:20,917
‫از اتحادیه بهم زنگ زدن،
‫گفتن ساختمون بسته می‌مونه,

1183
01:32:21,000 --> 01:32:22,833
‫این یه فاجعه کامله,

1184
01:32:22,917 --> 01:32:25,500
‫ظاهراً تا آخر سال بودجه‌ای نیست،

1185
01:32:25,583 --> 01:32:27,000
‫و تعطیل می‌مونه,

1186
01:32:27,083 --> 01:32:30,500
‫این مسخره‌ست, باید ترم رو تموم
‫کنیم، رئیس دانشگاه باید بیاد، و,,,

1187
01:32:30,583 --> 01:32:32,750
‫- میگن استعفا داده,
‫- استعفا داده؟

1188
01:32:32,833 --> 01:32:34,417
‫- تأیید شده؟
‫- نه، فقط شایعه‌ست,

1189
01:32:34,500 --> 01:32:36,583
‫استاد، یه چیزی بگید،
‫همه می‌خوان بدونن,

1190
01:32:36,667 --> 01:32:38,708
‫ولی نمی‌دونم چی بگم,

1191
01:32:38,792 --> 01:32:41,958
‫استعفاها پشت سر همه،
‫و نمی‌دونم کجا تموم میشه,

1192
01:32:42,042 --> 01:32:45,500
‫فقط دانشگاه بوینس آیرس نیست،
‫از همه استان‌ها دارن پیام می‌فرستن,

1193
01:32:45,583 --> 01:32:48,792
‫انگار دارن همه دانشگاه‌های
‫ملی رو تعطیل می‌کنن,

1194
01:32:50,250 --> 01:32:52,333
‫دیوونگیه محضه,

1195
01:32:52,417 --> 01:32:56,250
‫گوش کنید، من الان تو دفتر
‫ریاست بودم, یه فاجعه‌ست,

1196
01:32:56,333 --> 01:32:59,667
‫برق و گاز همه دانشکده‌ها رو قطع کردن,

1197
01:33:00,625 --> 01:33:04,708
‫رادیو میگه نرخ ارز تغییر کرده,
‫قراره یه کنفرانس خبری بذارن,

1198
01:33:04,792 --> 01:33:06,583
‫دفتر ریاست الان توییت کرده

1199
01:33:06,667 --> 01:33:10,000
‫که وزارت آموزش گفته بودجه‌ای نیست,

1200
01:33:10,083 --> 01:33:13,333
‫ در حال حاضر، دانشگاه
‫بوینس آیرس ورشکسته اعلام شده،

1201
01:33:13,417 --> 01:33:16,583
‫و تا اطلاع ثانوی پرداخت حقوق‌ها
‫و تامین منابع رو متوقف می‌کنه,

1202
01:33:16,667 --> 01:33:19,125
‫تا اطلاع ثانوی؟ من باید
‫به پرستار بچه پول بدم,

1203
01:33:19,208 --> 01:33:22,208
‫هم‌کلاسی‌ها، بیاین یه کاری
‫بکنیم, خیابون‌ها رو ببندیم!

1204
01:33:24,375 --> 01:33:28,458
‫- بریم دفتر ریاست,
‫- چه فایده‌ای داره؟ استعفا داده که,

1205
01:33:28,542 --> 01:33:31,625
‫چرا صندلی‌ها رو نیاریم
‫بیرون و خیابون رو نبندیم؟

1206
01:33:31,708 --> 01:33:33,917
‫موافقم, خیابون رو ببندیم،
‫صندلی‌ها رو بیاریم بیرون،

1207
01:33:33,958 --> 01:33:35,417
‫و یه کلاس آزاد بذاریم,

1208
01:33:35,500 --> 01:33:37,625
‫- با مارسلو موافقم,
‫- منم همینطور,

1209
01:33:37,708 --> 01:33:40,167
‫- منم موافقم,
‫- رافائل، نظر تو چیه؟

1210
01:33:40,250 --> 01:33:44,417
‫من میگم یکم صبر کنیم
‫ببینیم اوضاع چقدر جدیه,

1211
01:33:44,500 --> 01:33:47,667
‫در ضمن، نباید برای بستن خیابون مجوز بگیریم؟

1212
01:34:27,625 --> 01:34:32,208
‫می‌خوان به ما بقبولونن که
‫این دانشگاه یه خیال واهیه،

1213
01:34:32,292 --> 01:34:36,167
‫ولی شما، ما، همه‌مون یه دژ محکمیم!

1214
01:34:43,917 --> 01:34:47,792
‫عصر همگی بخیر,

1215
01:34:47,917 --> 01:34:50,417
‫متاسفم که خبرای بدی براتون دارم,

1216
01:34:51,375 --> 01:34:54,833
‫امروز صبح، ما که مسئولین این دانشگاهیم،

1217
01:34:54,917 --> 01:34:59,667
‫با این وضعیت فاجعه‌بار غافلگیر شدیم,

1218
01:35:00,583 --> 01:35:05,083
‫دانشگاه بوینس آیرس بی‌سرپرست و ورشکسته شده,

1219
01:35:05,167 --> 01:35:08,333
‫یه تصمیم سیاسی نسبتاً قطعی گرفته شده

1220
01:35:08,417 --> 01:35:11,958
‫که دیگه بودجه‌ای به ما اختصاص نده,

1221
01:35:12,042 --> 01:35:14,667
‫این یعنی، همین الان،

1222
01:35:14,750 --> 01:35:17,542
‫دانشکده فلسفه و ادبیات دیگه وجود نداره,

1223
01:35:17,625 --> 01:35:18,958
‫نه!

1224
01:35:19,042 --> 01:35:21,833
‫باید خودمون رو برای
‫یه نبرد طولانی آماده کنیم,

1225
01:35:21,917 --> 01:35:24,958
‫ولی این اولین بار نیست،
‫و آخرین بارم نخواهد بود،

1226
01:35:25,042 --> 01:35:28,208
‫که با تن و بدنمون از عقایدمون دفاع می‌کنیم,

1227
01:35:28,292 --> 01:35:29,667
‫مقاومت کنیم!

1228
01:35:39,417 --> 01:35:44,583
‫رافائل، تو استاد ارشدی، باید صحبت کنی,

1229
01:35:44,667 --> 01:35:46,042
‫برو,

1230
01:35:51,417 --> 01:35:55,292
‫برای کسایی که منو نمی‌شناسن،
‫من رافائل سوخارچوک هستم,

1231
01:35:55,375 --> 01:35:59,292
‫امروز قرار بود اولین کلاسم رو

1232
01:35:59,375 --> 01:36:02,917
‫به عنوان استاد ارشد فلسفه سیاسی برگزار کنم,

1233
01:36:04,000 --> 01:36:07,333
‫با اینکه دانشگاه تعطیله،

1234
01:36:07,417 --> 01:36:09,583
‫ما بازم کلاس رو برگزار می‌کنیم,

1235
01:36:13,583 --> 01:36:17,917
‫بیاین سعی کنیم فکر کردن
‫رو یه نوع مقاومت ببینیم,

1236
01:36:17,958 --> 01:36:21,458
‫پس، بیاین کلاس رو با یه سوال شروع کنیم,

1237
01:36:22,583 --> 01:36:23,917
‫سوال اینه:

1238
01:36:24,917 --> 01:36:28,208
‫مردم چیه؟

1239
01:36:29,292 --> 01:36:31,417
‫لطفاً یک دقیقه سکوت کنید,,,

1240
01:36:33,125 --> 01:36:36,500
‫,,,و سعی کنید به یه جواب فکر کنید,,,

1241
01:36:39,083 --> 01:36:40,208
‫,,,برای این سوال,

1242
01:36:41,917 --> 01:36:43,958
‫مردم چیه؟

1243
01:36:49,708 --> 01:36:50,708
‫صبح بخیر,

1244
01:36:52,000 --> 01:36:53,625
‫شما اینجا مسئولید؟

1245
01:36:53,708 --> 01:36:55,208
‫من پروفسور مارسلو پنا هستم,

1246
01:36:55,292 --> 01:36:59,333
‫استاد، من ازتون می‌خوام لطفاً تجمعتون رو

1247
01:36:59,417 --> 01:37:01,625
‫به پیاده‌رو منتقل کنید تا
‫ترافیک خیابون راه بیفته,

1248
01:37:01,708 --> 01:37:04,750
‫ببخشید, باید درک کنید که این یه وضعیت جدیه,

1249
01:37:04,833 --> 01:37:07,750
‫حقوق‌هامون رو قطع کردن، و
‫هیچ توضیح درستی هم ندادن,

1250
01:37:07,833 --> 01:37:11,333
‫متوجه‌ام، ولی من از شما می‌خوام
‫این تجمع رو به پیاده‌رو منتقل کنید،

1251
01:37:11,417 --> 01:37:14,250
‫تا بتونم ترافیک خیابون رو
‫به حالت عادی برگردونم,

1252
01:37:14,333 --> 01:37:18,000
‫باشه, بذارید به گروه اطلاع بدم,

1253
01:37:19,417 --> 01:37:21,250
‫امکانش هست؟ عالیه,

1254
01:37:25,625 --> 01:37:27,167
‫هم‌کلاسی‌ها،

1255
01:37:27,250 --> 01:37:30,917
‫پلیس به ما اطلاع داده
‫که باید خیابون رو باز کنیم,

1256
01:37:31,000 --> 01:37:32,500
‫نه!

1257
01:37:33,792 --> 01:37:38,375
‫مأمورین پلیس هم مثل ما کارمند دولت هستن،

1258
01:37:38,458 --> 01:37:41,833
‫پس حتماً می‌دونن که ما باید
‫با هم همبستگی داشته باشیم,

1259
01:37:41,917 --> 01:37:47,083
‫پس من از پلیس‌ها می‌خوام اجازه
‫بدن ما با رأی‌گیری تصمیم بگیریم

1260
01:37:47,167 --> 01:37:50,333
‫که خیابون رو باز می‌کنیم یا نه,

1261
01:37:50,417 --> 01:37:53,167
‫من به هیچ وجه قدرت این رو ندارم
‫که تصمیم بگیرم و خیابون رو باز کنم,

1262
01:38:00,917 --> 01:38:07,083
‫لطفاً، بیاین با آرامش رأی‌گیری کنیم،

1263
01:38:07,167 --> 01:38:11,583
‫تا رئیس پلیس ببینه که این یه تصمیم جمعیه،

1264
01:38:11,667 --> 01:38:13,542
‫نه فقط تصمیم یه مشت استاد,

1265
01:38:13,625 --> 01:38:15,792
‫پس، بذارید ازتون بپرسم:

1266
01:38:15,917 --> 01:38:18,958
‫اونایی که موافق باز کردن خیابون هستن

1267
01:38:19,042 --> 01:38:21,750
‫و انتقال کلاس به پیاده‌رو،
‫دستشون رو بلند کنن,

1268
01:38:21,833 --> 01:38:23,333
‫نه!

1269
01:38:26,250 --> 01:38:30,208
‫اونایی که موافق برگزاری
‫کلاس عمومی تو خیابون هستن،

1270
01:38:30,292 --> 01:38:33,208
‫تا وقتی که یه جواب رسمی
‫بگیریم، دستشون رو بلند کنن,

1271
01:38:51,750 --> 01:38:54,708
‫من با حسن نیت اومدم اینجا،
‫ولی شما منطقی رفتار نمی‌کنید,

1272
01:38:54,792 --> 01:38:56,500
‫این یه تصمیم جمعیه، جناب سرگرد,

1273
01:38:56,583 --> 01:38:59,375
‫شما می‌دونستید نتیجه رأی‌گیری
‫چی میشه, من ازتون خواهش می‌کنم,,,

1274
01:39:03,042 --> 01:39:04,292
‫ما در آستانه بیکار شدنیم,

1275
01:39:04,375 --> 01:39:06,000
‫شما کارمند دولتید؟ به نظر نمیاد,,,

1276
01:39:29,375 --> 01:39:30,917
‫مارسه، حالت خوبه؟

1277
01:40:52,167 --> 01:40:54,792
‫آقا,,, مطمئنین که,,,؟

1278
01:40:56,042 --> 01:40:58,167
‫نگران نباش، مسیر هموار و راحتیه,

1279
01:41:03,250 --> 01:41:05,500
‫شما پروفسور مارسلو پنا هستین؟

1280
01:41:05,583 --> 01:41:06,833
‫بله، خودمم,

1281
01:41:06,917 --> 01:41:08,417
‫بفرمایید داخل، منتظرتون هستن,

1282
01:41:11,542 --> 01:41:13,542
‫کتابخونه

1283
01:41:14,750 --> 01:41:16,042
‫بیا استاد,

1284
01:41:20,500 --> 01:41:22,292
‫- خوش اومدین,
‫- ممنون,

1285
01:41:28,583 --> 01:41:33,667
‫خب استاد، وقتشه خودتون رو معرفی کنین,

1286
01:41:33,750 --> 01:41:37,625
‫ولی یادتون باشه، ما از رزومه‌های
‫خسته‌کننده خوشمون نمیاد,

1287
01:41:38,458 --> 01:41:44,292
‫شاید بتونین یه داستان شخصی تعریف
‫کنین، چیزی که ما رو بیشتر با شما آشنا کنه,

1288
01:41:49,833 --> 01:41:54,750
‫مثلاً یه خاطره از پوآن یا کاسلی
‫(دو تا از استادان معروف فلسفه در آرژانتین)

1289
01:41:56,833 --> 01:42:18,750


1290
01:42:20,458 --> 01:42:24,500
‫♪ لنگرگاه کدری که کشتی‌ها پهلو می‌گیرن ♪

1291
01:42:27,167 --> 01:42:30,500
‫♪ اونایی که تا ابد اونجا می‌مونن ♪

1292
01:42:32,583 --> 01:42:37,042
‫♪ تو شب دردناک، سایه‌ها خزیدن ♪

1293
01:42:37,125 --> 01:42:42,042
‫♪ بعد از اینکه قلبشونو از
‫دست دادن، آواره‌های دنیا ♪

1294
01:42:42,125 --> 01:42:45,958
‫♪ پل‌ها و ریسمان‌هایی که
‫باد توشون زوزه می‌کشه ♪

1295
01:42:47,667 --> 01:42:51,083
‫♪ کشتی‌های زغالی که هرگز راهی دریا نمیشن ♪

1296
01:42:52,417 --> 01:42:56,083
‫♪ گورستان وحشی کشتی‌های در حال مرگ ♪

1297
01:42:57,583 --> 01:43:02,292
‫♪ که هنوز رویای رفتن به دریا رو دارن ♪

1298
01:43:04,000 --> 01:43:09,375
‫♪ مه خلیج که به خاطراتم گره خورده ♪

1299
01:43:10,167 --> 01:43:13,083
‫♪ هنوز منتظرتم ♪

1300
01:43:13,167 --> 01:43:16,792
‫♪ مه خلیج ♪

1301
01:43:16,917 --> 01:43:22,208
‫♪ از اون عشق منو دور می‌کنی ♪

1302
01:43:22,292 --> 01:43:24,500
‫♪ اون هیچوقت برنگشت ♪

1303
01:43:24,583 --> 01:43:27,333
‫♪ برای همیشه رفت ♪

1304
01:43:27,417 --> 01:43:31,667
‫♪ دیگه هیچوقت با صداش اسممو صدا نزد ♪

1305
01:43:31,750 --> 01:43:36,917
‫♪ خداحافظی کرد و صداش همون بود ♪

1306
01:43:40,083 --> 01:43:44,125
‫♪ تو کافه ساکت، ملوان،
‫رویای کشتی قدیمیتو ببین ♪

1307
01:43:44,208 --> 01:43:48,958
‫♪ دلتنگیتو تو کافه کثیف سر بکش ♪

1308
01:43:49,042 --> 01:43:53,833
‫♪ رو بندر بارون میاد، همزمان آهنگ من ♪

1309
01:43:53,917 --> 01:43:58,333
‫♪ آروم رو غمت بارون می‌باره ♪

1310
01:43:58,417 --> 01:44:02,125
‫♪ لنگرهایی که دیگه
‫هیچوقت بالا کشیده نمیشن ♪

1311
01:44:02,208 --> 01:44:06,208
‫♪ لبه‌های قایق‌ها که دیگه
‫طنابی برای باز کردن ندارن ♪

1312
01:44:07,125 --> 01:44:11,083
‫♪ کاروان غمگینی بدون سرنوشت و امید ♪

1313
01:44:12,125 --> 01:44:16,292
‫♪ مثل یه کشتی تو بطری تو یه مغازه ♪

1314
01:44:18,500 --> 01:44:23,708
‫♪ مه خلیج که به خاطراتم گره خورده ♪

1315
01:44:25,250 --> 01:44:26,792
‫♪ هنوز منتظرتم ♪

1316
01:44:28,167 --> 01:44:30,792
‫♪ مه خلیج ♪

1317
01:44:30,917 --> 01:44:36,542
‫♪ از اون عشق منو دور می‌کنی ♪

1318
01:44:36,625 --> 01:44:38,708
‫♪ اون هیچوقت برنگشت ♪

1319
01:44:38,792 --> 01:44:40,917
‫♪ برای همیشه رفت ♪

1320
01:44:40,958 --> 01:44:44,625
‫♪ دیگه هیچوقت با صداش اسممو صدا نزد ♪

1321
01:44:46,333 --> 01:44:49,917
‫♪ خداحافظی کرد و صداش,,, ♪

1322
01:44:52,292 --> 01:44:54,708
‫♪ همون بود ♪

1323
01:44:56,292 --> 01:49:54,708

