﻿WEBVTT

00:02:50.200 --> 00:03:00.200


00:03:01.344 --> 00:03:05.784
‫در جهانی سرد، تمام ساعت‌ها
‫شروع به یخ زدن کردند.

00:03:07.080 --> 00:03:12.098
‫خورشید در میان بوران و کولاکی که تمام
‫مسیرها را از بین می‌برد، در رفت و آمد بود.

00:03:13.640 --> 00:03:15.800
‫در این جهان آتشی می‌زیست

00:03:16.400 --> 00:03:20.520
‫و در میان این آتش، دو عاشق
‫خانه‌ای یافتند.

00:05:12.440 --> 00:05:15.080
‫خیلی خب، آتشفشان آماده و منتظر ماست.

00:05:15.560 --> 00:05:16.560
‫بله.

00:05:21.400 --> 00:05:22.400
‫خیلی خب.

00:05:30.120 --> 00:05:31.160
‫کاتیا؟

00:05:42.800 --> 00:05:46.160
‫این "کاتیا"ست
‫و این هم "موریسه".

00:05:47.360 --> 00:05:50.040
‫دوم ژوئن سال 1991

00:05:50.640 --> 00:05:52.880
‫فردا آخرین روزشان خواهد بود.

00:05:55.040 --> 00:05:57.520
‫آنها نمونه‌ها را پشت
‫سرشان باقی خواهند گذاشت.

00:05:59.240 --> 00:06:00.240
‫کلمات.

00:06:01.880 --> 00:06:04.160
‫صدها ساعت فیلم.

00:06:06.040 --> 00:06:07.920
‫هزاران عکس.

00:06:10.760 --> 00:06:12.640
‫و میلیون‌ها سوال.

00:07:15.640 --> 00:07:16.720
‫قدیمی‌‌ترین بود.

00:07:16.757 --> 00:07:18.765
‫داشت خنک میشد.

00:07:18.790 --> 00:07:21.714
‫برای همین روی قسمت مخروطی شکل
‫شکاف‌هایی ایجاد میشد.

00:07:21.739 --> 00:07:23.878
‫اون چیکار کرد؟ افتاد توی یه سوراخ.

00:07:24.151 --> 00:07:26.088
‫اون من رو هول داد توش.

00:07:26.760 --> 00:07:28.680
‫اون‌ها 19 سال پیش آشنا شدند.

00:07:29.920 --> 00:07:31.680
‫در سال 1966.

00:07:34.400 --> 00:07:38.120
‫هیچ روایت قطعی‌ای از
‫اولین دیدارشون وجود نداره.

00:07:38.640 --> 00:07:42.040
‫و تصاویر ثبت شده از عشقی که
‫در حال شکل گیری بود بسیار نادره.

00:07:43.378 --> 00:07:44.578
‫این عکس هست...

00:07:46.360 --> 00:07:50.040
‫و همچنین این لحظات پر طراوت
‫از چند سال بعد

00:07:55.960 --> 00:08:00.080
‫بخشی از قصه‌ی کاتیا و
‫موریس در زمان گم شده.

00:08:07.640 --> 00:08:10.000
‫چنان که در عشق، رازهایی وجود دارد.

00:08:11.440 --> 00:08:13.506
‫تو به شدت عاشق چیزی
‫میشی که می‌شناسیش.

00:08:14.800 --> 00:08:16.760
‫و خیلی بیشتر، عاشق
‫چیزی که نمی‌شناسی.

00:08:21.240 --> 00:08:24.280
‫توی یکی از روایت‌ها، کاتیا و موریس
‫خیلی اتفاقی روی نیمکت آشنا شدن.

00:08:24.640 --> 00:08:26.640
‫توی دانشگاه استراسبورگ.

00:08:28.139 --> 00:08:31.326
‫"هارون تازیف"، فکر می‌کنم همگی بشناسیدش.

00:08:31.351 --> 00:08:33.912
‫اون جدیداً یه فیلم منتشر کرده.

00:08:34.000 --> 00:08:35.240
‫توی روایت دوم

00:08:35.320 --> 00:08:37.799
‫اون‌ها موقع تماشای فیلم
‫جدیدی از آتشفشان‌شناس معروف

00:08:37.824 --> 00:08:39.951
‫هارون تازیف، با هم آشنا میشن.

00:08:43.480 --> 00:08:47.240
‫مفصل‌ترین روایت از یه قرار
‫ندیده و نشناخته توی یه کافه‌ست.

00:08:48.625 --> 00:08:51.313
‫اون‌ها وجه مشترکی در
‫عشق‌های اول‌شون دارن.

00:08:51.338 --> 00:08:54.540
‫کوه "اتنا" و کوه "استرامبولی".

00:08:56.480 --> 00:09:00.680
‫کاتیا یه یاغی بود که به مدرسه‌ی
‫مخصوص دختران متمرد فرستاده شده بود.

00:09:00.960 --> 00:09:04.440
‫و تونسته بود پدر و مادرش رو متقاعد کنه که
‫اون رو به دیدن آتشفشان‌های ایتالیا ببرند.

00:09:50.160 --> 00:09:52.375
‫موریس هم توی سن 19 سالگی‌اش

00:09:52.400 --> 00:09:53.680
‫به استرامبولی برمی‌گشت.

00:09:54.040 --> 00:09:57.400
‫و یکسره حس تنهایی و شیدایی داشت.

00:10:01.920 --> 00:10:04.240
‫کاتیا این تنهایی رو درک می‌کرد.

00:10:05.120 --> 00:10:06.600
‫این تنهایی از آن او هم بود.

00:10:14.600 --> 00:10:18.000
‫با بزرگ شدن در کنار آوار آلزاس* بعد از جنگ
‫(*شهری در فرانسه)

00:10:18.160 --> 00:10:22.560
‫دنیا از دید آنها حسی ناامن و نامطمئن داشت.

00:10:27.280 --> 00:10:31.160
‫و آن‌ها به راز و رمز
‫جهان طبیعی پناه می‌بردند.

00:10:37.120 --> 00:10:40.252
‫و تنها 20 کیلومتر دور از هم
‫رویا می‌بافتند.

00:10:40.560 --> 00:10:45.480
‫خطوط گسل‌های "ووژ" و "راین"
‫به آرامی در زیرشان جابه‌جا می‌شدند.

00:10:48.560 --> 00:10:53.240
‫در انتهای این نسخه از روایت‌ها، کافه
‫تعطیل می‌کند و باران شروع به باریدن می‌کند.

00:10:55.520 --> 00:10:57.440
‫آن دو هرگز یکدیگر را ترک نمی‌کنند.

00:12:44.920 --> 00:12:48.080
‫نوزدهم نوامبر 1967

00:12:48.520 --> 00:12:51.160
‫یک هواپیمای جنگنده‌ی
‫آمریکایی دو بمب چشم ماری (mk82) را

00:12:51.280 --> 00:12:53.320
‫در امتداد مرز جنوبی ویتنام پرتاب کرد.

00:12:54.160 --> 00:12:57.360
‫منطقه‌ای که زمانی به عنوان هندوچین
‫فرانسوی به استعمار گرفته شده بود.

00:12:59.600 --> 00:13:00.775
‫یک هفته بعد

00:13:00.800 --> 00:13:04.360
‫کاتیا و موریس به تظاهرات
‫ضد جنگ در پاریس پیوستند.

00:13:05.320 --> 00:13:08.840
‫روز بعد عکس‌شان بر صفحه‌ی اول
‫روزنامه‌ی لومانیته (بشریت) ظاهر شد.

00:13:13.960 --> 00:13:17.655
‫اما قدرت طلبی انسان، در کنار قدرت زمین

00:13:17.680 --> 00:13:19.480
‫به حسی عبث و پوچ می‌رسد.

00:13:21.065 --> 00:13:23.471
‫هم کاتیا و هم من درگیر
‫آتشفشان‌شناسی شدیم

00:13:23.496 --> 00:13:25.643
‫چون از انسانیت ناامید شده بودیم.

00:13:26.044 --> 00:13:28.903
‫و از اونجایی که آتشفشان‌ها
‫فوق‌العاده‌تر از انسان‌ها هستن

00:13:29.357 --> 00:13:31.255
‫ما حس می‌کردیم این چیزیه که بهش نیاز داریم.

00:13:31.280 --> 00:13:34.098
‫چیزی فراتر از درک انسان.

00:13:36.240 --> 00:13:38.920
‫و همچنین دوره‌ی انقلاب
‫بنیادینی در پوسته‌ی زمین هم بود.

00:13:39.120 --> 00:13:42.320
‫و رشته‌ی آتشفشان‌شناسی
‫کم‌کم شکل خودش را پیدا می‌کرد.

00:13:42.912 --> 00:13:46.717
‫کشف و هچنین تایید نظریه‌ی پوسته‌ی متحرک

00:13:47.237 --> 00:13:50.792
‫به اندازه‌ی کشف اتم توی فیزیک اهمیت داره.

00:14:03.640 --> 00:14:06.840
‫آن‌ها تشنه‌ی هر فرضیه و افسانه‌ای بودند.

00:14:07.240 --> 00:14:11.920
‫هر آنچه که تا به آن روز در
‫آرشیو کره‌ی زمین گردآوری شده بود.

00:14:15.440 --> 00:14:16.520
‫حقایق...

00:14:17.840 --> 00:14:18.920
‫تکه پاره‌ها....

00:14:20.320 --> 00:14:21.520
‫سوالات...

00:14:24.000 --> 00:14:27.520
‫آن‌ها مانده بودند که چه چیزی
‫جهان را می‌سازد و ترمیم می‌کند.

00:14:31.920 --> 00:14:35.640
‫آن‌ها شوق نزدیک شدن به چنین
‫اسراری را داشتند.

00:14:43.318 --> 00:14:45.459
‫ایسلند
‫1968

00:14:53.440 --> 00:14:56.320
‫با پول کمک هزینه که کافی بود
‫و یک ماشین اهدایی

00:14:56.400 --> 00:14:59.120
‫کاتیا و موریس به جستجوی
‫آتش‌فشان‌های ایسلند رفتند.

00:14:59.200 --> 00:15:00.960
‫همراه با دوست‌شان رونالد.

00:15:01.880 --> 00:15:04.135
‫کاتیا ژئوشیمیدان* است (کسی که ترکیب
‫و تغییرات پوسته‌ی زمین را بررسی کند)

00:15:04.160 --> 00:15:06.040
‫و موریس زمین شناس است.

00:15:07.320 --> 00:15:10.009
‫به تنهایی آن‌ها فقط می‌توانستند
‫رویای آتشفشان‌ها را ببینند.

00:15:10.800 --> 00:15:13.154
‫اما کنار هم، به آن‌ها دست پیدا می‌کنند.

00:15:18.600 --> 00:15:22.000
‫فقط اینکه ماشین 27 باری خراب شد...

00:15:24.680 --> 00:15:25.920
‫و تصادف هم کردند

00:15:28.840 --> 00:15:31.268
‫و موریس توی آب داغ افتاد

00:15:32.680 --> 00:15:35.120
‫در اینجا بازیگری را داریم که
‫یادداشت‌های کاتیا را می‌خواند.

00:15:35.149 --> 00:15:37.797
‫داشتم اندازه‌گیری‌هایم را تمام می‌کردم

00:15:37.822 --> 00:15:41.665
‫آثاری از سولفید هیدروژن و
‫اسید کلریدریک باقی مانده بود

00:15:41.690 --> 00:15:45.409
‫خوشحال از نتایجم به
‫سمت موریس راه افتادم.

00:15:45.434 --> 00:15:48.492
‫با چنین علاقه‌ای به چه چیزی زل زده؟

00:15:49.222 --> 00:15:53.456
‫پوست قوزک پای راستش مثل
‫پوست یک پیاز بلند شده است.

00:15:54.740 --> 00:15:58.294
‫آره. پای راستم توی گل و لای داغ،سوخته بود.

00:15:58.341 --> 00:16:00.974
‫140 درجه.
‫واسه من که به قدر کافی داغ بود.

00:16:00.999 --> 00:16:03.847
‫این غسل تعمید
‫آتش‌فشان شناس‌هاست.

00:16:06.480 --> 00:16:09.080
‫بدون هیچگونه ناامیدی
‫آن‌ها چند تابستان بعدی را

00:16:09.160 --> 00:16:12.960
‫به مطالعه‌ی دوستان مشترک‌شان
‫گذراندند. اتنا و استرامبولی

00:16:14.880 --> 00:16:17.320
‫آن‌ها همچنین دوستان
‫بیشتری هم با خود همراه کردند.

00:16:17.720 --> 00:16:20.362
‫اسم خودشان را گذاشته بودند "لکیپ وولکن"
‫به معنای تیم آتشفشان.

00:16:33.503 --> 00:16:37.104
‫خیلی عملیات ظریفیه، نمونه
‫برداشتن از این گازها توی این بطری‌ها.

00:16:38.909 --> 00:16:41.111
‫خیلی دردسر دارن.

00:16:42.461 --> 00:16:45.700
‫ما با شلوار از کوه بالا می‌ریم

00:16:45.815 --> 00:16:48.173
‫ولی با شورت و شلوارک برمی‌گردیم پایین.

00:17:24.280 --> 00:17:26.040
‫کاتیا و موریس در جستجوی

00:17:26.160 --> 00:17:28.480
‫کیمیای عجیب عناصر هستند.

00:17:28.680 --> 00:17:31.000
‫ترکیبی از مواد معدنی، حرارت،

00:17:32.000 --> 00:17:35.440
‫گاز و زمان که فوران
‫آتشفشان را تحریک می‌کند.

00:17:40.760 --> 00:17:44.440
‫پرسیدند این چه چیزی‌ست
‫که باعث تپش قلب زمین می‌شود؟

00:17:45.160 --> 00:17:46.560
‫جریان خونش است؟

00:17:51.320 --> 00:17:55.680
‫آنها تحقیق کردند، بررسی
‫کردند و سوال پرسیدند.

00:17:57.615 --> 00:18:01.135
‫کاتیا و موریس شروع به یادگیری رموز
‫این سیاره کردند

00:18:01.160 --> 00:18:03.040
‫که تعداد بسیار کمی می‌دانستند.

00:18:10.520 --> 00:18:13.720
‫و درک کردن
‫نام دیگر عشق است.

00:18:26.458 --> 00:18:28.886
‫به محض اینکه یه فوران ببینی
‫دیگه نمی‌تونی بدون اون زندگی کنی.

00:18:28.911 --> 00:18:31.309
‫چون که خیلی باشکوه
‫و خیلی قدرتمنده.

00:18:31.933 --> 00:18:35.079
‫و احساس اینکه
‫کلاً هیچ چیزی نیستی.

00:18:35.618 --> 00:18:37.976
‫بودن کنار این عناصر رام نشده‌ی وحشی.

00:18:46.240 --> 00:18:47.560
‫1970

00:18:48.080 --> 00:18:51.800
‫کاتیا و موریس با یک مراسم
‫کوچک در آلزاس ازدواج کردند.

00:18:53.044 --> 00:18:56.248
‫و ماه عسل‌شون رو توی جزیره‌ی
‫آتشفشانی سانتورینی گذروندن.

00:18:56.480 --> 00:18:59.280
‫همانجایی که طبق باورها ،
‫منطقه‌ی مخفی آتلانتیس است.

00:19:07.600 --> 00:19:10.760
‫کاتیا و موریس تصمیم گرفتند
‫که هرگز بچه‌دار نخواهند شد.

00:19:12.680 --> 00:19:15.880
‫موریس گفت: از اینجا به
‫بعد زندگی فقط آتشفشانه.

00:19:16.000 --> 00:19:18.840
‫آتش‌فشان و آتش‌فشان.

00:19:36.098 --> 00:19:39.556
‫نه این یه فیلم علمی تخیلی نیست.

00:19:39.674 --> 00:19:43.147
‫این‌ها دو تا آتشفشان‌شناس جوان هستند
‫که لبه‌ی یه آتش‌فشان می‌رقصند.

00:19:44.831 --> 00:19:48.035
‫اون‌ها کاتیا و موریس کرافت هستند.

00:19:49.198 --> 00:19:51.655
‫عازم ماجراجویی

00:19:54.190 --> 00:19:56.335
‫امروزه، انسان و آتش‌فشان‌ها...

00:20:00.062 --> 00:20:02.761
‫منظور از بمب آتش‌فشانی چیه؟

00:20:03.213 --> 00:20:06.615
‫بمب آتش‌فشانی سنگیه که به وسیله‌ی
‫آتشفشان به بیرون پرتاب میشه.

00:20:06.640 --> 00:20:08.561
‫اغلب به شکل یک گدازه.

00:20:09.051 --> 00:20:11.295
‫فکر کنم راحت‌تره که یکی رو نشون‌تون بدم.

00:20:11.324 --> 00:20:13.149
‫یه بمب آتش‌فشان.

00:20:13.746 --> 00:20:14.896
‫سنگینه؟

00:20:16.067 --> 00:20:19.156
‫ممکنه چند تن وزن داشته باشن
‫ولی این یکی دو کیلوئه.

00:20:19.928 --> 00:20:22.570
‫به هرحال اگه بخوره به سرت
‫چندان حس خوبی نداره.

00:20:23.375 --> 00:20:26.308
‫موریس کرافت، آیا آتش‌فشان‌ها
‫خصوصیات متفاوتی دارن؟

00:20:26.333 --> 00:20:28.820
‫تا بحال سعی کردین
‫اون‌ها رو دسته‌بندی کنین؟

00:20:29.194 --> 00:20:31.765
‫دسته‌بندی آتش‌فشان‌ها
‫باید ممنوع باشه.

00:20:32.661 --> 00:20:35.970
‫نمی‌تونین اون‌ها رو دسته‌بندی کنین
‫هرکدوم خصوصیات کاملاً منحصربه فردی دارن.

00:20:36.239 --> 00:20:37.748
‫جسارت نباشه ولی ....

00:20:37.773 --> 00:20:41.195
‫فقط دانشگاهی‌های ریشوی
‫پیر چیزها رو دسته‌بندی می‌کنن.

00:20:41.804 --> 00:20:44.254
‫و یک نسل کامل رو مجبور می‌کنن
‫که از شیوه‌ی اون‌ها استفاده کنن.

00:20:44.279 --> 00:20:45.682
‫هیچ حقیقتی توی این کار نیست.

00:20:45.707 --> 00:20:48.280
‫بهتره که هر آتش‌فشان جداگانه بررسی بشه.

00:20:48.419 --> 00:20:51.117
‫و از طبقه‌بندی‌های نامربوط اجتناب بشه.

00:20:51.142 --> 00:20:54.792
‫این یه محصولیه که گازها رو به
‫صورت انتخابی نشون می‌ده.

00:20:54.855 --> 00:20:57.292
‫وقتی که که یه ترکیب گازی
‫وارد این دستگاه میشه

00:21:00.046 --> 00:21:02.046
‫رشته‌ی جدید آتش‌فشان شناسی

00:21:02.120 --> 00:21:04.160
‫دوتا ستاره‌ی جوان پیدا کرده بود.

00:21:04.185 --> 00:21:07.340
‫نمونه‌هایی که با خودتون آوردین
‫بسیار زیبا هستند.

00:21:07.365 --> 00:21:11.234
‫و خیلی هم رنگارنگ‌اند، بینندگانی که
‫تلویزیون رنگی دارن، می‌تونن ببینن.

00:21:11.280 --> 00:21:14.021
‫دوربین عاشق اون‌هاست
‫(جلوی دوربین خیلی خوب به نظر میان)

00:21:14.280 --> 00:21:16.980
‫و اون‌ها هم عاشق
‫دوربین‌های خودشون هستن.

00:21:20.640 --> 00:21:24.160
‫عکاسی وسیله‌ایه برای به
‫ذهن سپردن، بازنگری کردن.

00:21:24.185 --> 00:21:27.240
‫و طولانی‌تر کردن زمان خودشون
‫در کنار آتش‌فشان‌ها.

00:21:27.759 --> 00:21:30.001
‫شما از تمام سفرهای
‫تحقیقاتی‌تون فیلم می‌گیرین؟

00:21:30.026 --> 00:21:33.042
‫بله. همینجوری اون‌ها رو
‫بازنگری و بررسی می‌کنیم.

00:21:33.067 --> 00:21:36.261
‫و بعد مجدد عکس‌ها رو تماشا می‌کنیم
‫و اون‌ها رو بررسی ‌می‌کنیم.

00:21:36.293 --> 00:21:39.797
‫برای اینکه وقتی جلوی آتش‌فشان‌ها
‫ایستادی همه چیز خیلی سریع اتفاق می‌افته.

00:21:40.828 --> 00:21:44.374
‫این عکس یه مسیر سهموی* رو نشون میده
‫(*مسیری که خروج از مرکز آن برابر با یک است)

00:21:44.399 --> 00:21:46.961
‫از بمب‌های آتش‌فشانی که از
‫استرامبولی به بیرون پرتاب شدن.

00:21:47.131 --> 00:21:50.375
‫و این عکس نشون میده که چجوری گدازه
‫تحت فشار تبدیل به پشم شیشه میشه

00:21:50.400 --> 00:21:51.840
‫که بهش میگن موهای پله.

00:21:52.600 --> 00:21:56.240
‫و این نما به تصویر سازی از
‫فرضیه‌ی صفحات تکنوتیکی* کمک می‌کنه.

00:21:56.265 --> 00:21:59.417
‫(*این نظریه معتقد است که پوسته‌ی زمین از 7
‫یا 8 صفحه‌ی تکنوتیکی جدا از هم تشکیل شده که

00:21:59.442 --> 00:22:02.698
‫مدام در حرکتند و از برخورد همین صفحات
‫زلزله، گسل، تشکیل کوه‌ها و ... رخ می‌دهد.)

00:22:02.760 --> 00:22:05.800
‫آتش‌فشان شناسی علم مشاهدات است.

00:22:06.520 --> 00:22:10.000
‫هرچقدر بیشتر بتوانند نزدیک شوند
‫بیشتر هم می‌توانند ببینند.

00:22:40.828 --> 00:22:44.140
‫آیا شما رو به عنوان یک مجری همیشه
‫در سفر آتش‌فشانی در نظر می‌گیرن؟

00:22:45.656 --> 00:22:47.656
‫آمریکایی‌ها به ما میگن مستقل.

00:22:49.639 --> 00:22:53.357
‫ولی درسته. ما مثل
‫مجری‌های سیار هستیم.

00:22:54.605 --> 00:22:55.965
‫آتش‌فشان‌چی.

00:23:00.108 --> 00:23:01.764
‫ما با ریتم زمین زندگی می‌کنیم.

00:23:02.507 --> 00:23:04.757
‫و زمین تصمیم می‌گیره
‫که بعد از این کجا بریم.

00:23:06.458 --> 00:23:09.349
‫کاتیا آیا احساس می‌کنی که داری یه
‫سبک زندگی غیرمعمول رو پیش می‌بری؟

00:23:11.123 --> 00:23:13.232
‫برای من که قطعاً اینجوری نیست.

00:23:13.257 --> 00:23:17.514
‫ولی خب یه سری از همکارها به ما به
‫چشم آدم‌های عجیب و غریب نگاه می‌کنند.

00:23:20.400 --> 00:23:22.775
‫در همان لحظه
‫آتش‌فشانی بیدار میشود.

00:23:22.800 --> 00:23:24.446
‫و به این آدم‌های عجیب
‫و غریب خبر داده می‌شود.

00:23:24.471 --> 00:23:26.282
‫بوسیله‌ی شبکه‌ای در حال
‫گسترش از دوستان محلی

00:23:26.307 --> 00:23:28.351
‫و راهنما‌هایی که توی
‫مسیر بهشون کمک می‌کنند تا

00:23:28.376 --> 00:23:31.416
‫با بیشترین سرعتی که برای
‫انسان مقدوره به دهانه برسند.

00:23:40.017 --> 00:23:43.586
‫زئیر * 1973 (کشوری در آفریقای
‫مرکزی که امروز جمهوری کنگو نام دارد.)

00:23:47.720 --> 00:23:51.280
‫موریس و کاتیا سفری
‫به کوه "نیراگونگو" می‌روند.

00:23:51.371 --> 00:23:54.517
‫آتش‌فشانی که بین دو
‫صفحه‌ی واگرا* قرار دارد.

00:23:54.542 --> 00:23:55.544
‫(*مرزی تکنوتیکی بین دو
‫صفحه‌ی زمین که از هم فاصله

00:23:55.568 --> 00:23:58.095
‫گرفته و پوسته‌ی جدیدی از
‫مواد معدنی تشکیل می‌شود)

00:23:58.120 --> 00:24:01.760
‫یک همکار آتش‌فشان شناس به نام
‫"ژاک دوریو" آن‌ها را هدایت می‌کند.

00:24:06.080 --> 00:24:08.575
‫شما به دهانه‌ی آتش‌فشان رسیدید.

00:24:08.600 --> 00:24:11.135
‫و باید وارد دهانه‌ی آتش‌فشان بشین

00:24:11.575 --> 00:24:13.575
‫پس به سمت پایین حرکت می‌کنیم.

00:24:13.600 --> 00:24:17.240
‫چندان ارتفاعی نداره. حدود سیصد متر
‫ولی سنگ‌های بدی سر راهه.

00:24:17.920 --> 00:24:21.572
‫دودخان*های زیادی اینجاست
‫واسه همین سنگها خیلی محکم نیستند.

00:24:21.597 --> 00:24:24.684
‫(*حفره‌هایی در پوسته‌ی زمین و اغلب اطراف
‫آتش‌فشان‌ها که از آن بخار و گازهایی نظیر

00:24:24.709 --> 00:24:27.881
‫کربن دی اکسید، گوگرد،
‫سولفید و ... خارج می‌شوند)

00:24:45.880 --> 00:24:48.455
‫اینجا موریس و کاتیا خونه‌شون رو برای

00:24:48.480 --> 00:24:50.040
‫دو هفته‌ی آینده می‌سازند.

00:25:04.600 --> 00:25:06.614
‫کاتیا بعدتر می‌نویسد...

00:25:07.537 --> 00:25:10.702
‫ما در حالی که لبه‌ی پرتگاه دراز می‌کشیدیم
‫غرق در فکر می‌شدیم.

00:25:18.385 --> 00:25:22.579
‫و این پدیده‌ی سرسخت پشت
‫ما رو به لرزه می‌انداخت.

00:25:54.767 --> 00:25:56.767
‫ناگهان گدازه، در عرض چند ثانیه

00:25:56.800 --> 00:25:58.480
‫ده متر پایین می‌ریزه.

00:26:03.118 --> 00:26:06.056
‫موریس گفت ما
‫دیوونه‌ایم که اینجا موندیم.

00:26:11.686 --> 00:26:13.577
‫ولی با تمام این اوصاف

00:26:14.098 --> 00:26:15.567
‫همونجا موندیم.

00:26:26.409 --> 00:26:28.980
‫کنجکاوی از ترس قوی‌تره.

00:26:32.680 --> 00:26:35.055
‫کاتیا و موریس بالاخره از این دهانه

00:26:35.080 --> 00:26:38.400
‫با شجاعت و بدون هیچ آسیبی خارج شدند.

00:26:39.251 --> 00:26:43.134
‫ما خیلی به آتش‌فشان‌ها نزدیک می‌شیم.
‫این خیلی کار سختی نیست.

00:26:43.799 --> 00:26:47.088
‫آتش‌فشان‌های این مدلی، قرمزرنگ‌ها
‫معمولاٌ خیلی مساعد هستند.

00:26:53.800 --> 00:26:55.400
‫در این جهان پهناور

00:26:55.480 --> 00:26:57.831
‫که محل طبقه‌بندی آتش‌فشان‌هاست

00:26:57.920 --> 00:27:01.680
‫کرافت‌ها (نام خانوادگی موریس و کاتیا)
‫در نهایت دو طبقه‌ی کلی رو تصویب کردند.

00:27:02.040 --> 00:27:03.040
‫قرمز...

00:27:05.209 --> 00:27:06.369
‫و خاکستری.

00:27:09.538 --> 00:27:14.061
‫وقتی مردم به گدازه فکر می‌کنن قرمزها
‫رو تصور می‌کنن. گدازه‌های مهربون.

00:27:15.207 --> 00:27:18.653
‫ولی ما آتش‌فشان‌های خاکستری رو
‫هم داریم. که کشنده و انفجاری هستند.

00:27:20.760 --> 00:27:23.375
‫آتش‌فشان‌های قرمز مثل نیراگانگو

00:27:23.400 --> 00:27:26.040
‫با جدا شدن صفحات تکنوتیکی و در

00:27:26.065 --> 00:27:28.735
‫داغ‌ترین نقاط کف اقیانوس‌ها به وجود میان.

00:27:29.680 --> 00:27:33.880
‫مواد آلی بالا میاد و شکاف‌هایی که در اثر
‫حرکت زمین به وجود اومدن رو پر می‌کنه.

00:27:34.440 --> 00:27:36.304
‫و سرزمین‌های جدیدی به وجود میاره.

00:27:39.520 --> 00:27:42.010
‫آتش‌فشان‌های قرمز بازالتی* هستند.
‫(آتش‌فشان‌های همیشه فعال...

00:27:42.035 --> 00:27:44.495
‫فوران کننده.
‫... هم به شکل گدازه‌های جاری و هم پرتابی.)

00:27:44.520 --> 00:27:47.640
‫و حرارت‌شون تا 1200 سلسیوس می‌رسه.

00:27:51.936 --> 00:27:54.912
‫کشته شدن به دست یه
‫آتش‌فشان قرمز خیلی مشکله.

00:27:55.433 --> 00:27:58.840
‫چون که جریان گدازه همیشه از یه مسیر
‫آبراهه مانند می‌گذره. مثل یه رودخونه.

00:27:58.865 --> 00:28:00.621
‫ما می‌دونیم که به کدوم سمت میره.

00:28:07.483 --> 00:28:11.584
‫خطرناک‌تر از راه رفتن توی یه جاده‌ای
‫توی بلژیک یا هرجای دیگه‌ای، نیست.

00:28:11.609 --> 00:28:14.687
‫واقعاً همینه. مسئله فقط
‫حساب کردن میزان خطره.

00:32:14.747 --> 00:32:16.489
‫خیلی خوب نشده.

00:32:16.888 --> 00:32:19.005
‫من معمولاً بهتر از
‫این درست می‌کنم.

00:32:42.214 --> 00:32:46.292
‫آیا شما با گذشت زمان
‫منطقی‌تر شدین یا برعکس؟

00:32:46.694 --> 00:32:50.046
‫- ما نظرات مختلفی داریم.
‫- کاتیا منطقی‌تره؟

00:32:50.445 --> 00:32:53.289
‫یه سری اشتباهات احمقانه
‫هستند که ما دیگه انجام نمی‌دیم.

00:32:53.314 --> 00:32:56.004
‫مثلاً هجوم بردن به سمت دهانه‌ها.

00:32:56.029 --> 00:32:58.208
‫ما بعدتر فهمیدیم که چه
‫اتفاقاتی ممکنه پیش بیاد.

00:32:58.240 --> 00:33:00.685
‫پس میشه گفت که الان منطقی‌تریم.

00:33:01.021 --> 00:33:02.770
‫نه تو منطقی‌تری.

00:33:04.000 --> 00:33:06.520
‫کاتیا و موریس تفاوت‌های
‫خودشون رو دارند.

00:33:09.600 --> 00:33:11.440
‫کاتیا مثل یه پرنده می‌مونه.

00:33:14.800 --> 00:33:17.480
‫موریس مثل یه فک فیلی.

00:33:24.440 --> 00:33:28.840
‫کاتیا به سمت جزئیات کشیده میشه.
‫به سمت بهم پیوستگی پدیده‌ها.

00:33:34.480 --> 00:33:38.080
‫موریس تک و بلندپروازه.

00:33:42.520 --> 00:33:47.160
‫هردوشون جهان رو مشاهده می‌کنند
‫اما هرکس به شیوه‌ی متمایز خودش.

00:33:51.120 --> 00:33:56.040
‫کاتیا با دوربینش یک لحظه
‫رو با یک عکس ثبت می‌کنه.

00:34:02.200 --> 00:34:04.120
‫موریس حرکات رو دنبال می‌کنه.

00:34:05.080 --> 00:34:08.640
‫و زنجیره‌ای از ثانیه‌ها رو ضبط می‌کنه.
‫هر کدوم 24 فریم.

00:34:10.352 --> 00:34:12.807
‫اون تشنه‌ی اینه که هر
‫لحظه‌ای که ممکنه رو ضبط کنه.

00:34:12.831 --> 00:34:16.552
‫جون این منظره ممکنه کاملاً ناپدید شه.

00:34:18.600 --> 00:34:20.760
‫و این باعث سرگردونی اون میشه.

00:34:22.560 --> 00:34:23.720
‫و پرسه می‌زنه.

00:34:26.360 --> 00:34:27.520
‫و پرسه می‌زنه.

00:34:31.120 --> 00:34:34.000
‫بزرگترین ترس کاتیا اینه که
‫موریس از جلوی چشمش دور شه

00:34:35.200 --> 00:34:36.840
‫و دیگه هیچوقت نبینتش.

00:34:39.651 --> 00:34:41.799
‫این تله‌ی آتش‌فشان شناسه.

00:34:41.824 --> 00:34:43.745
‫اگر که زمین نشست کنه

00:34:43.770 --> 00:34:46.819
‫شما می‌افتین توی گدازه‌ها
‫و چندتا جرقه زده میشه.

00:34:46.844 --> 00:34:48.765
‫و برای آتش‌فشان شناس
‫بازی دیگه تموم میشه.

00:35:13.120 --> 00:35:15.440
‫یه تلگراف غافلگیرانه کاتیا و موریس رو به

00:35:15.465 --> 00:35:17.407
‫به نیرا گانگو فرا میخونه.

00:35:17.490 --> 00:35:20.090
‫ آتش‌فشان عزیزشون که
‫چهار سال پیش باهاش آشنا شدن.

00:35:22.752 --> 00:35:25.072
‫زئیر 1977

00:35:26.723 --> 00:35:29.809
‫تلگراف فوری. دهم ژانویه
‫ساعت ده صبح.

00:35:29.834 --> 00:35:33.238
‫دریاچه‌ی گدازه به اطراف سرازیر شد.

00:35:33.263 --> 00:35:37.763
‫شهر گوما رو تهدید می‌کنه. پایان.

00:35:50.693 --> 00:35:54.381
‫نیراگانگو که کاملاً بی‌خطر به نظر می‌رسید
‫در عرض چند دقیقه خالی شد.

00:35:55.186 --> 00:35:56.938
‫مثل یه وان حمومی که سوراخ شده

00:35:56.962 --> 00:35:58.805
‫و مرگ رو به تمام اطرافش پخش می‌کنه.

00:36:20.200 --> 00:36:21.855
‫کاتیا و موریس می‌دونستن که

00:36:21.880 --> 00:36:23.800
‫چنین ویرانی‌هایی کاملاً محتمله.

00:36:24.240 --> 00:36:27.680
‫ولی اولین بار بود که چنین
‫چیزی رو از نزدیک تجربه می‌کردن.

00:36:35.440 --> 00:36:38.400
‫جریان گدازه‌ها خیلی
‫خیلی سریع پیش می‌رفتند.

00:36:38.800 --> 00:36:43.840
‫احتمالاً با سرعت 60 یا 70
‫کیلومتر در ساعت جریان داشتند.

00:36:45.240 --> 00:36:49.320
‫و این اتفاق صبحی افتاده بود که
‫خیلی از مردم توی جاده بودند.

00:36:49.600 --> 00:36:50.920
‫می‌رفتن بازار.

00:36:51.400 --> 00:36:56.400
‫ما فکر می‌کنیم حدود صد نفر به
‫دست جریان گدازه‌ای کشته شدند.

00:36:57.480 --> 00:36:59.000
‫خیلی فوران غیرعادی‌ای بود.

00:37:07.276 --> 00:37:10.979
‫این‌ها نمونه‌های فوق‌العاده‌ای
‫از اجساد فیل‌ها هستن.

00:37:11.427 --> 00:37:14.724
‫حتی خرطوم و دم هم
‫توی گدازه‌ها بجا موندن.

00:37:30.080 --> 00:37:32.040
‫هیچگونه تحقیقات علمی‌ای نمی‌تونست

00:37:32.065 --> 00:37:34.267
‫اون‌ها رو برای چنین شوکی آماده کنه.

00:37:35.960 --> 00:37:38.720
‫در عوض زبان اساطیر
‫به نظر مناسب می‌اومد.

00:37:41.280 --> 00:37:43.120
‫آن‌ها توی دیگ شیطان بودند.

00:37:43.840 --> 00:37:45.489
‫در دروازه‌ی جهنم.

00:37:46.800 --> 00:37:50.320
‫و یا در بند ارواح کینه‌جوی آتش‌فشان.

00:37:50.720 --> 00:37:53.560
‫طبق گفته‌ی دوستاشون توی شهر گوما.

00:38:12.084 --> 00:38:15.318
‫من تصور می‌کردم که
‫دورنمای ما از بالا چجوریه.

00:38:16.898 --> 00:38:20.023
‫یه ستون مسخره از مورچه‌های ریز

00:38:20.048 --> 00:38:23.541
‫که از پشت یه هیولای بزرگ بالا میرن.

00:38:24.265 --> 00:38:26.968
‫و با نخوت می‌گن:

00:38:28.307 --> 00:38:31.018
‫من از تو صعود کردم تا درکت کنم

00:38:31.727 --> 00:38:34.172
‫تا اسرار هزار ساله‌ات رو ازت بیرون بکشم.

00:38:34.197 --> 00:38:36.366
‫تا علم بتونه پیشرفت کنه.

00:38:38.934 --> 00:38:42.692
‫تکبر و جاه‌طلبی انسان چقدر بزرگه؟

00:38:56.842 --> 00:38:59.397
‫ما سعی داشتیم که شاهد این قدرت باشیم.

00:38:59.919 --> 00:39:03.208
‫اما چشم انسان قادر به دیدن
‫زمان زمین‌شناسی* نیست.

00:39:03.233 --> 00:39:05.505
‫(*دوره‌های طولانی شامل
‫رخداد‌های مختلف زمین‌شناسی.)

00:39:05.530 --> 00:39:09.535
‫زندگی ما در مقایسه با زندگی یه
‫آتش‌فشان مثل چشمک زدن می‌مونه.

00:39:16.087 --> 00:39:18.282
‫وقتی پای کشفیات علمی وسط باشه

00:39:18.307 --> 00:39:21.721
‫مثل اینکه چرا یه آتش‌فشان
‫فعال میشه یا چرا زمین گرمه

00:39:22.874 --> 00:39:25.272
‫در واقع همه‌چیز ناشناخته‌ست.

00:39:25.297 --> 00:39:27.046
‫ما تقریباً هیچ چیز نمی‌دونیم.

00:39:53.440 --> 00:39:55.170
‫برای کاتیا و موریس...

00:39:55.440 --> 00:39:58.410
‫"ناشناخته" چیزی نیست که ازش بترسی

00:39:58.760 --> 00:40:00.600
‫بلکه چیزیه که باید به سمتش رفت.

00:40:32.722 --> 00:40:36.199
‫من می‌خوام برم نزدیک‌تر
‫مستقیم توی دل آتش‌فشان.

00:40:37.098 --> 00:40:40.981
‫یه روزی بالاخره من رو می‌کشه
‫ولی اصلاً برام مهم نیست.

00:40:57.938 --> 00:41:00.172
‫اینجوری نیست که من
‫مرگ رو به بازی گرفته باشم.

00:41:00.197 --> 00:41:01.985
‫ولی در اون لحظه...

00:41:02.211 --> 00:41:04.149
‫اصلاً بهش اهمیتی نمی‌دادم.

00:41:05.555 --> 00:41:07.782
‫شیفته‌ی خطر شده بودم؟

00:41:07.807 --> 00:41:09.250
‫شاید!

00:41:10.317 --> 00:41:12.215
‫اندونزی 1979

00:41:12.240 --> 00:41:14.335
‫با فقط 52 سال سن

00:41:14.360 --> 00:41:17.880
‫یه بچه آتش‌فشان اندونزی
‫شروع به فوران می‌کنه.

00:41:18.880 --> 00:41:20.880
‫کاتیا و موریس به دنبالش میرن.

00:41:24.320 --> 00:41:29.320
‫در سال 1883، مادر همون آتش‌فشان که
‫آتش‌فشانی به نام کراکاتو بود، منفجر شد.

00:41:30.760 --> 00:41:33.655
‫و سونامی بسیار نیرومندی درست کرد که تا

00:41:33.680 --> 00:41:38.480
‫سواحل همسایه رسید و
‫منجر به مرگ 36417 نفر شد.

00:41:41.861 --> 00:41:45.055
‫و همچنین یک بافت مرجانی رو از
‫کف دریا جدا کرد که باعث شد یک

00:41:45.080 --> 00:41:48.760
‫کشتی بخار مستعمراتی هلندی دو مایل
‫مونده به خشکی، روی مرجان‌ها متوقف بشه.

00:41:49.855 --> 00:41:54.095
‫خاکستر به دور کره‌ی زمین چرخید و
‫غروب‌ها رو تشدید کرد به طوری که

00:41:54.120 --> 00:41:58.520
‫دانشمندان و هنرمندان، خصوصاً یک
‫نقاش نروژی، مبهوت و متحیر شدند.

00:41:58.600 --> 00:42:01.635
‫نقاشی که این غروب‌ها رو
‫به عنوان "جیغ" تشبیه کرد.

00:42:05.120 --> 00:42:08.026
‫و بعد آتش‌فشان توی دریا نشست کرد

00:42:09.320 --> 00:42:12.201
‫فقط برای اینکه به عنوان یه
‫تازه وارد دوباره ظاهر بشه.

00:42:12.226 --> 00:42:14.334
‫تازه واردی به نام آناک کراکاتو

00:42:14.358 --> 00:42:16.358
آوامــووی

00:42:19.631 --> 00:42:25.006
‫درست لحظه‌ای که ما به
‫ساحل رسیدیم آتش‌فشان فعال شد.

00:42:25.190 --> 00:42:29.362
‫همه فرار کردن و من و کاتیا
‫رو توی جزیره تنها گذاشتن.

00:43:25.989 --> 00:43:28.575
‫هر سه چهار دقیقه انفجارهای
‫خارق‌العاده‌ای رخ می‌داد.

00:43:29.331 --> 00:43:33.112
‫فقط ما دو تا بودیم و در طول
‫24 ساعت یک روز

00:43:33.137 --> 00:43:36.971
‫یکی‌مون باید مراقب
‫بمب‌های آتش‌فشانی بود.

00:43:44.652 --> 00:43:48.542
‫اون‌ها قرمز رنگ‌اند برای همین توی
‫شب‌ها جرقه‌هاشون روی هوا دیده می‌شد.

00:43:48.567 --> 00:43:52.108
‫ما می‌تونستیم ببینیم که
‫بمبی سمت ما میاد یا نه.

00:43:52.133 --> 00:43:56.147
‫و توی لحظه‌ی آخر هرکی رو که
‫خارج از مسیر خوابیده بود، تکون می‌دادیم.

00:44:02.434 --> 00:44:04.199
‫ما تردید داشتیم.

00:44:04.357 --> 00:44:07.474
‫بریم نزدیک‌تر؟
‫یا قایق رو برداریم و فرار کنیم؟

00:44:11.653 --> 00:44:13.536
‫تصمیم گرفتیم پیش بریم.

00:44:19.080 --> 00:44:23.040
‫برای اینکه لذتی توی نزدیک
‫شدن به هیولا وجود داره.

00:44:23.065 --> 00:44:26.148
‫ندونستن اینکه آیا
‫دستش بهت می‌رسه؟

00:44:32.763 --> 00:44:34.864
‫من نمی‌تونم با کسی زندگی کنم که

00:44:34.889 --> 00:44:38.161
‫که نمی‌تونه روی قله‌ی یه آتش‌فشان
‫توی چنین عشقی سهیم باشه.

00:44:53.240 --> 00:44:56.160
‫کاتیا و موریس باید کاملاً هماهنگ می‌بودن.

00:44:56.832 --> 00:44:58.595
‫کوچکترین اشتباهی که
‫هرکدوم مرتکب می‌شدن

00:44:58.620 --> 00:45:00.675
‫می‌تونست برای
‫جفت‌شون گرون تموم شه.

00:45:02.200 --> 00:45:04.920
‫ولی موریس نمی‌تونست این
‫کار رو بدون کاتیا انجام بده.

00:45:05.600 --> 00:45:08.080
‫و کاتیا هم بدون موریس نمی‌تونست.

00:45:09.680 --> 00:45:12.760
‫و با همدیگه، برای آتش‌فشان اونجا هستن.

00:45:13.320 --> 00:45:16.280
‫آتش‌فشانی که نسبت به
‫ستایش اون‌ها، بی‌تفاوته.

00:45:18.456 --> 00:45:20.908
‫لازمه که آدم اعصابی قوی داشته باشه

00:45:20.932 --> 00:45:23.482
‫به این سادگی وحشت‌زده نشه.

00:45:25.334 --> 00:45:28.397
‫فرض کنیم که همسر من زخمی شد.

00:45:28.422 --> 00:45:29.958
‫کشته نشده، مجروح شده

00:45:29.983 --> 00:45:31.576
‫هیچکاری از دست من برنمیاد.

00:45:31.601 --> 00:45:34.935
‫در حالی‌که داره می‌میره من کنارشم
‫ولی هیچکاری از دستم برنمیاد.

00:45:34.960 --> 00:45:36.596
‫وحشتناکه.

00:46:33.360 --> 00:46:34.975
‫کاتیا و موریس می‌دونستن که

00:46:35.000 --> 00:46:37.120
‫که این سنگ‌ها خیلی بیشتر
‫از اون‌ها عمر می‌کنند.

00:46:42.680 --> 00:46:44.160
‫اون‌ها مذهبی نیستند.

00:46:45.360 --> 00:46:47.313
‫اون‌ها می‌گن که ما دانشمندیم.

00:46:48.120 --> 00:46:52.520
‫ما فقط همین یه دونه عمر کوتاه
‫رو داریم و بعد به خاک برمی‌گردیم.

00:47:07.680 --> 00:47:11.440
‫با همین یه دونه عمر کوتاه،
‫کاتیا آرزوی پیر شدن با

00:47:11.520 --> 00:47:15.960
‫آتش‌فشان‌ها رو داشت. زیر
‫و رو کردن تک تک سنگ‌هاش.

00:47:19.894 --> 00:47:22.816
‫رویایی وجود داره که
‫هنوز بهش نرسیده باشی؟

00:47:24.088 --> 00:47:26.830
‫بله، یه عالمه!
‫همه‌ی فوران‌هایی که هنوز ندیدیم.

00:47:30.200 --> 00:47:33.135
‫موریس دیوونه‌ی اینه
‫که به آتیش نزدیک‌تر بشه.

00:47:33.160 --> 00:47:35.214
‫مهم نیست چی پیش بیاد.

00:47:36.520 --> 00:47:37.722
‫او زمانی نوشت:

00:47:38.058 --> 00:47:41.636
‫شاید شما به فلسفه‌ی وجودی
‫خاصی نیاز داشته باشین

00:47:41.661 --> 00:47:43.977
‫تا با این هیولاهای
‫آتش‌فشانی سرشاخ بشین.

00:47:44.002 --> 00:47:45.746
‫فلسفه‌ی من ساده‌ست.

00:47:47.250 --> 00:47:50.523
‫من یه زندگی پرشور و کوتاه رو به یه
‫زندگی طولانی خسته‌کننده ترجیح می‌دم.

00:47:51.931 --> 00:47:55.111
‫یک زندگی جانفشانانه در
‫زیبایی پدیده‌های آتش‌فشانی.

00:48:33.820 --> 00:48:37.945
‫من یه نقشه‌ی خیلی جدی دارم
‫که از کودکی رویاش رو داشتم.

00:48:37.970 --> 00:48:40.413
‫که یا یه قایق روی جریان
‫گدازه‌ها شناور باشم.

00:48:40.958 --> 00:48:43.466
‫صرفاً حدود 15 کیلومتر.

00:48:43.535 --> 00:48:47.738
‫اگه که شدنی باشه همینجا
‫توی هاوایی انجامش می‌دیم.

00:48:47.763 --> 00:48:50.284
‫و من همه‌کاری
‫می‌کنم تا این اتاق بیفته.

00:48:50.309 --> 00:48:54.734
‫قایقش شبیه یکی از کپسول‌های جمینی* میشه
‫(اشاره به کپسول‌های یکی از پروژه‌های ناسا)

00:48:54.860 --> 00:48:59.696
‫با یک لایه آلیاژ تیتانیوم و
‫آجرهای عایق توی قسمت پایینی.

00:49:00.387 --> 00:49:03.395
‫یه هلیکوپتر کپسول رو
‫روی گدازه‌ها رها می‌کنه.

00:49:03.473 --> 00:49:06.301
‫و ما از روی رودخونه به
‫سمت دریا شناور می‌شیم.

00:49:14.480 --> 00:49:16.240
‫موریس این نقشه رو از دل

00:49:16.265 --> 00:49:18.215
‫یه قایق‌سواری ماجراجویانه‌ی دیگه

00:49:18.240 --> 00:49:21.840
‫در طول اولین سفرشون به
‫اندونزی در سال 1971 بیرون می‌کشه.

00:49:27.040 --> 00:49:29.415
‫در اینجا، اون‌ها به روی بزرگترین

00:49:29.440 --> 00:49:31.440
‫ذخیره‌ی اسید سولفوریک جهان مطالعه می‌کنند.

00:49:39.873 --> 00:49:42.583
‫ما این ایده رو داشتیم که روی
‫دریاچه‌ی اسید قایق‌سواری کنیم.

00:49:42.608 --> 00:49:46.662
‫و چون کاری بود که تا بحال انجام نشده
‫به نظرم خیلی سرگرم کننده می‌اومد.

00:50:08.003 --> 00:50:10.448
‫کاتیا کاملاٌ مخالف بود.
‫اون یه ژئوشیمیدانه.

00:50:13.881 --> 00:50:18.458
‫مایکل ولف و من، که شیمیدان
‫بودیم از هر دخالتی امتناع کردیم.

00:50:19.059 --> 00:50:22.036
‫ما به خوبی از خطراتی
‫که وجود داشتن خبر داشتیم.

00:50:22.106 --> 00:50:24.911
‫هرچی نباشه اسید قوی بود.

00:50:42.480 --> 00:50:45.120
‫در نهایت هم این زمین‌شناس غافل بود که

00:50:45.145 --> 00:50:47.268
‫برنامه‌ی دریاچه‌ی اسید رو راه انداخت.

00:50:50.134 --> 00:50:53.993
‫ما یه قایق بادی به قیمت 100
‫فرانک از دست دوم فروشی خریده بودیم

00:50:55.521 --> 00:50:57.802
‫یه قایق دست دوم بود. قرار
‫نبود که از قایق نو استفاده کنیم.

00:50:57.827 --> 00:51:00.052
‫اونقدر هم احمق نبودیم.

00:51:09.738 --> 00:51:11.723
‫ما نگران نبودیم.

00:51:11.748 --> 00:51:14.332
‫شاید هم اولش بودیم
‫ولی خب خیلی هیجان انگیز بود.

00:51:14.357 --> 00:51:17.388
‫من همیشه دوست داشتم کاری رو
‫انجام بدم که دیگران بهم می‌گفتن نکن.

00:51:46.600 --> 00:51:49.615
‫یک مرتبه اسید تمام کابل فولادی رو خورد و

00:51:49.640 --> 00:51:52.400
‫و دریاچه بطری نمونه
‫رو با خودش کشید و برد.

00:51:58.360 --> 00:51:59.880
‫این ماموریت تموم شده.

00:52:01.840 --> 00:52:04.640
‫یه باد مخالف اون‌ها رو از ساحل دور می‌کنه.

00:52:05.680 --> 00:52:09.640
‫و سه ساعت بعدی رو
‫تقلا می‌کنن که برگردن.

00:52:12.120 --> 00:52:13.760
‫کاتیا به شدت عصبانیه.

00:52:25.188 --> 00:52:28.258
‫نمی‌خوام خیلی فلسفی بشم
‫ولی نیچه بود که می‌گفت:

00:52:28.283 --> 00:52:30.860
‫احمق کسیه که همه‌چیزش
‫رو از دست داده، به جز عقلش.

00:52:36.713 --> 00:52:39.128
‫شما رفتید روی سطح
‫دریاچه تا ترکیباتش رو

00:52:39.153 --> 00:52:41.690
‫از توی یه قایق پلاستیکی بررسی کنین؟

00:52:41.796 --> 00:52:44.878
‫ولی شیمیدان‌های گروه که
‫می‌دونستن اسید چه چیزی هست

00:52:44.902 --> 00:52:47.507
‫قبول نکردن که برن روی دریاچه.

00:52:47.532 --> 00:52:50.147
‫فقط زمین‌شناس بی‌فکر رفت.

00:52:50.172 --> 00:52:52.366
‫قبل از راه افتادن مشروب خوردیم.

00:52:52.640 --> 00:52:54.775
‫با گذشت زمان، موریس

00:52:54.800 --> 00:52:56.920
‫افسانه‌ی موریس کرافت رو کامل کرد.

00:52:56.945 --> 00:52:59.214
‫به شما میگن شیطان آتش‌فشان.

00:52:59.239 --> 00:53:01.264
‫آره، شاخ هم دارم.

00:53:02.897 --> 00:53:06.514
‫زیباترین پدیده‌ی ممکنه
‫فوق‌العاده‌ترین منظره‌ی طبیعی.

00:53:06.539 --> 00:53:08.807
‫دریای آزاد در مقایسه با این آشغاله.

00:53:12.080 --> 00:53:13.535
‫و با همدیگه

00:53:13.560 --> 00:53:16.640
‫اون و کاتیا توی نقش
‫خودشون خیلی خوب شده بودن.

00:53:17.244 --> 00:53:20.588
‫توی 20 سال گذشته چندتا
‫آتش‌فشان دیدین و بررسی کردین؟

00:53:20.613 --> 00:53:23.318
‫کاتیا 170 آتش‌فشان
‫دیده و من 150 تا.

00:53:23.343 --> 00:53:26.592
‫اون 20تا بیشتر از من دیده و این
‫توی رابطه‌مون مشکل درست کرده.

00:53:26.617 --> 00:53:29.363
‫مردم می‌گن شما دو تا
‫خودتون هم خیلی آتیشی هستین.

00:53:33.288 --> 00:53:35.131
‫من که فیلمساز نیستم.

00:53:35.584 --> 00:53:38.123
‫من یه آتش‌فشان شناس سرگردونم.

00:53:38.148 --> 00:53:40.333
‫که واسه سرگردونیش
‫مجبوره فیلم بسازه.

00:53:43.489 --> 00:53:45.735
‫برخلاف چیزی که موریس میگه

00:53:45.760 --> 00:53:48.000
‫فیلم‎‌هاشون چیز دیگه‌ای رو نشون میده.

00:53:56.200 --> 00:53:59.640
‫برای مثال، چجوری نشون دادن که
‫شغل‌شون کار خیلی طاقت‌فرسائیه؟

00:54:01.120 --> 00:54:03.190
‫شاید اینجوری.

00:54:06.000 --> 00:54:07.040
‫یا اینجوری؟

00:54:10.360 --> 00:54:13.360
‫چطوری خیره شدن به پرتگاه رو نشون دادن؟

00:54:14.680 --> 00:54:16.360
‫شاید اینطوری.

00:54:21.560 --> 00:54:24.606
‫چجوری مقیاس‌های زمین‌شناسی رو
‫دسته‌بندی می‌کنن؟

00:54:27.000 --> 00:54:28.680
‫با چنین عکس‌هایی؟

00:54:41.000 --> 00:54:42.704
‫ولی پس این چی؟

00:54:52.400 --> 00:54:55.920
‫چرا این لحظه رو با فیلم‌های
‫سهمیه‌بندی شده‌شون ثبت کردن؟

00:54:58.240 --> 00:55:00.560
‫برای چی یا کی بود؟

00:55:11.480 --> 00:55:15.000
‫حالا و دوباره کاتیا و
‫موریس باید برگردن به آلزاس.

00:55:15.360 --> 00:55:18.400
‫تا عکس‌ها و ویدیوهاشون
‫رو تبدیل به کتاب و فیلم بکنند.

00:55:20.040 --> 00:55:23.040
‫اینجا، اون‌ها ساکن دنیای انسانی‌اند.

00:55:31.985 --> 00:55:33.548
‫بیا شروع شد.

00:55:36.476 --> 00:55:40.929
‫وقتی نمی‌تونم برم آتش‌فشان‌ها رو ببینم
‫خیلی بابتش حسرت می‌خورم.

00:55:41.003 --> 00:55:43.870
‫واسه همین برای خودم توی خونه
‫آتش‌فشان‌های کوچولو درست می‌کنم.

00:55:46.400 --> 00:55:49.322
‫اگه ازم بپرسی که خوشحالم یا نه
‫من میگم، قطعاً نیستم.

00:55:49.509 --> 00:55:51.806
‫برای اینکه این جهان خوب ساخته نشده.

00:55:53.675 --> 00:55:55.417
‫اگه من می‌تونستم سنگ بخورم

00:55:55.442 --> 00:55:57.926
‫پیش آتش‌فشان‌ها می‌موندم
‫و هیچوقت برنمی‌گشتم پایین.

00:56:04.683 --> 00:56:07.433
‫ما دیگه جهان رو با همه‌ی
‫چیزهای معمولیش نمی‌بینیم.

00:56:09.149 --> 00:56:11.751
‫من دوست دارم همیشه
‫دم دهانه‌ی آش‌فشان باشم.

00:56:11.938 --> 00:56:15.001
‫تا خودخواهانه نگاه‌شون کنم و فکر کنم.

00:56:19.040 --> 00:56:21.335
‫برای برگشتن به
‫خونه، پیش آتش‌فشان‌ها

00:56:21.360 --> 00:56:23.422
‫اون‌ها باید قبض‌هاشون رو پرداخت کنن.

00:56:24.520 --> 00:56:26.794
‫کاتیا عکس‌هاشون رو کاتالوگ می‌کنه.

00:56:27.040 --> 00:56:28.518
‫کتاب‌ها رو می‌نویسه

00:56:28.720 --> 00:56:30.480
‫و کارها رو سر و سامون میده.

00:56:33.000 --> 00:56:36.320
‫موریس تورهای سخنرانی رو به عهده می‌گیره
‫توی رسانه‌ها حاضر میشه.

00:56:36.644 --> 00:56:39.744
‫و بیهوده سعی می‌کنه برای سفر
‫با قایق روی گدازه‌ها برنامه بریزه.

00:56:39.769 --> 00:56:42.152
‫من می‌خوام روی جریان
‫گدازه‌های مذاب شناور بشم.

00:56:42.177 --> 00:56:43.813
‫ولی کاتیا دلش نمی‌خواد.

00:56:43.838 --> 00:56:46.970
‫بهم گفت همینجور که سوار میشم
‫تا برم آخرین عکسم رو ازم می‌گیره.

00:56:48.320 --> 00:56:50.280
‫بعلاوه اون فیلم‌هاشون
‫رو هم تدوین می‌کنه.

00:56:57.734 --> 00:57:01.164
‫بر روی یک آتش‌فشان، انسان می‌تونه
‫خودش رو در برابر موانع بسنجه.

00:57:02.406 --> 00:57:06.765
‫و در همون زمان هم به
‫دانشی درونی دست پیدا کنه.

00:57:06.790 --> 00:57:09.432
‫که در جهان پر دردسر ما چیزی ضروریه.

00:57:10.448 --> 00:57:13.816
‫در همین لحظه که ما این
‫تصاویر رو تحسین می‌کنیم

00:57:13.841 --> 00:57:16.661
‫سی عدد آتش‌فشان در سراسر
‫جهان در حال فوران هستند.

00:57:16.686 --> 00:57:18.336
‫آن‌ها چشم براه شما هستند.

00:57:21.079 --> 00:57:22.719
‫توپ در زمین شماست.

00:57:23.920 --> 00:57:25.200
‫خطر!

00:57:27.483 --> 00:57:29.520
‫خطر! خطر!

00:57:32.960 --> 00:57:36.375
‫در ایالات متحده‌،
‫آتش‌فشان شناس، "هری کلیگن"

00:57:36.400 --> 00:57:40.760
‫این عکس را در 17 می
‫1980 از کوه "سنت هلن" انداخت.

00:57:42.000 --> 00:57:44.295
‫در ادامه تعدادی از
‫معروف‌ترین عکس‌هایی را می‌بینیم

00:57:44.320 --> 00:57:46.422
‫که نشان می‌دهد روز بعد در
‫همین جا چه اتفاقاتی افتاده است.

00:57:46.560 --> 00:57:52.520
‫و از ساعت 8:32 دقیقه و 11.4 صدم‌ثانیه
‫به وقت تابستان اقیانوس آرام شروع شده.

00:57:58.635 --> 00:58:01.814
‫ما این پایین یه فوران داریم.

00:58:01.838 --> 00:58:04.487
‫یه ریزش داریم که الان سر باز می‌کنه.

00:58:06.414 --> 00:58:09.337
‫خیلی‌خب بچه‌ها، ردیفه!
‫تمام بخش شمال غربی.

00:58:10.566 --> 00:58:13.706
‫ونکوور! ونکوور!
‫شروع شد، خودشه.

00:58:16.149 --> 00:58:20.289
‫آقایون! ون و ماشین جاگیر شدن.

00:58:20.314 --> 00:58:22.797
‫سمت جنوب من پوشش داده شد.

00:58:24.003 --> 00:58:25.846
‫به من هم می‌خوره.

00:58:27.920 --> 00:58:31.095
‫پنجاه و سه کیلومتر از
‫سمت شرقی کوه "آدامز"

00:58:31.120 --> 00:58:33.200
‫یه کوهنورد این
‫عکس‌ها رو می‌گیره.

00:58:34.960 --> 00:58:37.440
‫پنجاه و شش کیلومتر از سمت شمال غربی

00:58:37.840 --> 00:58:39.487
‫این عکس گرفته شده.

00:58:40.680 --> 00:58:44.760
‫درجایی جلوتر یه دوربین هشت میلی‌متری
‫فیلمبرداری این تصاویر رو ثبت می‌کنه.

00:58:52.947 --> 00:58:54.993
‫اما موریس و کاتیا

00:58:55.018 --> 00:58:57.640
‫اون‌ها از این فوران
‫فیلم یا عکسی نگرفتند

00:58:57.800 --> 00:59:00.240
‫چون نمی‌تونستن اون رو ببینن یا بشنون.

00:59:03.824 --> 00:59:06.543
‫من تلویزیون رو روشن
‫کردم و دیدم یه گزارشگر

00:59:06.568 --> 00:59:08.698
‫داره از یه انفجار بزرگ
‫توی سنت هلن حرف می‌زنه.

00:59:10.439 --> 00:59:13.947
‫به کاتیا گفتم ببین ما این فوران
‫رو از دست دادیم. باورنکردنیه.

00:59:13.978 --> 00:59:16.025
‫می‌تونستم اون لحظه همه رو بکشم.

00:59:25.840 --> 00:59:28.560
‫همانطور که خاکستر توی
‫مناطق اطراف سرازیر می‌شد

00:59:30.000 --> 00:59:32.480
‫کاتیا و موریس به محل نزدیک می‌شدند.

01:02:01.520 --> 01:02:04.680
‫کاتیا و موریس سه ماه رو
‫وسط خاکسترها سپری کردن.

01:02:05.880 --> 01:02:09.840
‫و به رصد، عکاسی و
‫بررسی این نیرو پرداختند.

01:02:12.520 --> 01:02:15.935
‫و کم‌کم اون‌ها و دوستان محقق‌شون

01:02:15.960 --> 01:02:18.694
‫تصاویر واضح‌تری از
‫این رویداد رو نقاشی کردن

01:02:18.719 --> 01:02:21.320
‫با اعدادی مثل 2.8

01:02:21.640 --> 01:02:25.440
‫عدد کیلومتر مربع‌ زمین‌هایی
‫که از کوه جدا شده بودند.

01:02:27.480 --> 01:02:30.335
‫بیست و پنج هزار
‫نیروی انفجار در مقایسه با

01:02:30.360 --> 01:02:33.375
‫بمب‌های اتمی. مثل همون
‫بمب اتمی که ایالات متحده

01:02:33.400 --> 01:02:34.640
‫به روی هیروشیما انداخت.

01:02:36.000 --> 01:02:39.360
‫57
‫تعداد رسمی کشته شده‌ها.

01:02:44.384 --> 01:02:48.464
‫در لحظه‌ای، اون‎‌ها فیلم‌های ذوب
‫شده‌ی "دیوید جانستون" رو پیدا می‌کنند.

01:02:50.323 --> 01:02:53.878
‫یکی از دو آتش‌فشان نشان
‫در واقعه‌ی سنت هلن کشته شد.

01:02:53.903 --> 01:02:56.548
‫یه دوست خیلی قدیمی
‫بود به اسم دیوید جانستون.

01:02:56.573 --> 01:02:59.219
‫اون در ده کیلومتری
‫شمال آتش‌فشان بود.

01:02:59.625 --> 01:03:01.914
‫ضربه‌ی اصلی انفجار به اون خورد.

01:03:01.939 --> 01:03:04.344
‫فقط انقدر فرصت داست
‫که توی دستگاه مخابره‌اش بگه

01:03:04.369 --> 01:03:06.563
‫ونکوور! ونکوور شروع شد.

01:03:06.588 --> 01:03:08.409
‫و هیچوقت هم جنازه‌ی
‫بیچاره رو پیدا نکردیم.

01:03:08.434 --> 01:03:11.386
‫انفجار کاملاً نابودش کرده بود.

01:03:13.712 --> 01:03:16.306
‫و اصلاً برای چی توی
‫چنین جای خطرناکی بود؟

01:03:16.616 --> 01:03:20.303
‫خب ما انتظار داشتیم که فوران به
‫سمت شمال آتش‌فشان حرکت کنه.

01:03:20.558 --> 01:03:23.792
‫ولی ما فکر می‌کردیم از هفت
‫یا هشت کیلومتر جلوتر نمی‌ره.

01:03:24.315 --> 01:03:26.370
‫در حقیقت 30 کیلومتر پیش رفت.

01:03:31.600 --> 01:03:34.381
‫مهم نیست که اون‌ها بعد از
‫فوران چه چیزی کشف کردند

01:03:35.240 --> 01:03:37.215
‫اون‌ها به هیچ وجه به درک
‫این مسئله نزدیک نشدن که

01:03:37.240 --> 01:03:40.600
‫پاسخ حیاتی‌ترین سوال رو چگونه به دست بیارن.

01:03:41.764 --> 01:03:45.655
‫ما نمی‌دونیم که شدت یک فوران
‫رو چطور از قبل اندازه بگیریم.

01:03:45.680 --> 01:03:48.108
‫و یا چیزی که بهش می‌گیم "ماشه"

01:03:48.133 --> 01:03:50.787
‫یعنی لحظه‌ای که
‫فوران واقعاً شروع میشه.

01:03:50.821 --> 01:03:53.688
‫اون لحظه‌ی خاصی که مواد
‫آلی ثبات‌شون رو از دست می‌دهند رو

01:03:53.713 --> 01:03:56.593
‫می‌تونیم اندازه بگیریم.
‫ولی یک مرتبه فوران شروع میشه.

01:04:00.040 --> 01:04:01.520
‫از این لحظه به بعد

01:04:01.545 --> 01:04:05.556
‫اون‌ها زندگی‌شون رو وقف
‫این مدل از آتش‌فشان‌ها می‌کنند.

01:04:06.280 --> 01:04:07.629
‫آتش‌فشان‌های خاکستری.

01:04:08.120 --> 01:04:09.440
‫آتش‌فشان‌های مرگبار.

01:04:15.013 --> 01:04:18.192
‫این‌ها بیشتر من رو جذب می‌کنند
‫چون که این‌ها کمتر شناخته شده هستند.

01:04:18.217 --> 01:04:20.827
‫خطرناک‌ترند و دسترسی
‫بهشون سخت‌تره.

01:04:27.793 --> 01:04:30.520
‫این‌ها مثل بمبی می‌مونند
‫که آشوب‌شون یه انفجاره.

01:04:30.545 --> 01:04:32.786
‫ولی میزان آشوب ناشناخته‌ست.

01:04:43.964 --> 01:04:47.199
‫ابرهایی از خاکستر داریم که تا
‫30 یا 40 کیلومتر هم بالا می‌روند.

01:04:47.224 --> 01:04:49.638
‫و موج‌هایی از سنگ‌های آتش‌فشانی دارن که
‫سرعت‌شون به هزار کیلومتر در ساعت می‌رسه

01:04:49.663 --> 01:04:53.626
‫و همه‌چیز رو تا فاصله‌ی 40 کیلومتری
‫در عرض چند لحظه نابود می‌کنه.

01:04:58.800 --> 01:05:01.199
‫آتش‌فشان‌های خاکستری
‫شاید کشنده باشند

01:05:01.400 --> 01:05:04.640
‫ولی خاکسترشون، حاصلخیزترین
‫خاک جهان رو می‌سازه.

01:05:05.000 --> 01:05:07.800
‫همونطور که می‌بینید این
‫شلغم عظیم رو تولید کرده.

01:05:11.520 --> 01:05:15.200
‫برخلاف آتش‌فشان‌های قرمز
‫که از جدا شدن صفحات بوجود می‌آیند

01:05:15.440 --> 01:05:18.960
‫آتش‌فشان‌های خاکستری از برخورد صفحات بوجود
‫می‌آیند که فشار و گرمای زیادی تولید می‌کنند

01:05:19.040 --> 01:05:22.672
‫و همین‌طور پیش میره و میره تا
‫به یک آزادسازی فاجعه بار می‌رسه.

01:05:24.200 --> 01:05:28.920
‫چند نمونه مثال از چنین فوران‌هایی:
‫"وزوویوس" در سال 79

01:05:29.400 --> 01:05:31.815
‫"تامبورا" در سال 1815

01:05:31.920 --> 01:05:34.240
‫و "پله" در 1902

01:05:37.440 --> 01:05:39.460
‫این یکی از موارد نسبتاً کوچک است:

01:05:39.720 --> 01:05:41.920
‫"گالونگ گونگ" در سال 1982

01:05:48.400 --> 01:05:51.480
‫و این هم آتش‌فشان "اونا اونا" در سال 1983

01:05:55.528 --> 01:05:58.567
‫از 350 آتش‌فشان شناس در سراسر جهان

01:05:58.685 --> 01:06:01.685
‫فقط 50تاشون که من هم یکی از اون‌هام

01:06:01.710 --> 01:06:04.371
‫متخصص آتش‌فشان‌های انفجاری هستند

01:06:04.396 --> 01:06:06.549
‫آتش‌فشان‌های خاکستری،
‫اون‌هایی که کشنده‌اند.

01:06:35.058 --> 01:06:36.800
‫قبل از هر فوران آتش‌فشانی

01:06:36.825 --> 01:06:40.245
‫آتش‌فشان مثل یه آدم مریض لرزه می‌گیره.

01:06:40.270 --> 01:06:43.387
‫زمین سر وقت مواد آلی
‫در حال صعود رو تکون میده.

01:06:43.412 --> 01:06:46.305
‫متورم هم می‌شه. مثل یه
‫دمل که داره پا می‌گیره.

01:06:46.917 --> 01:06:49.932
‫سراشیبی‌ها تندتر می‌شن.
‫دهانه‌ها گشادتر می‌شن.

01:06:50.030 --> 01:06:53.014
‫و بخار آتش‌فشان هم تغییر می‌کنه.

01:06:53.039 --> 01:06:55.278
‫به شدت بدبو می‌شه.

01:06:55.303 --> 01:06:57.814
‫ترکیبات گازهای آتش‌فشانی تغییر می‌کنند.

01:06:57.985 --> 01:07:00.923
‫و مثل اینکه تب داشته باشه
‫حرارتش مدام بالاتر می‌ره.

01:07:03.440 --> 01:07:05.720
‫ممکنه قبل از فوران،
‫نشانه‌هایی وجود داشته باشه

01:07:06.200 --> 01:07:10.228
‫اما هیچ قطعیتی وجود نداره و هیچ راهی
‫برای فهمیدن زمان‌بندی دقیق انفجار نداریم.

01:07:11.200 --> 01:07:13.840
‫و زمان بندی در جهان انسان‌ها همه چیزه.

01:07:17.640 --> 01:07:19.040
‫در سال 1884

01:07:19.240 --> 01:07:23.280
‫زمان، به جای ریتم وحشی
‫زمین، به روی ماشین‌ها تنظیم شد.

01:07:24.560 --> 01:07:27.672
‫زمان دیگه به وسیله‌ی خورشید
‫و ماه و ستاره‌ها گفته نمی‌شد

01:07:27.711 --> 01:07:30.921
‫بلکه به فواصل زمانی
‫غیرواقعی متکی بود تا

01:07:30.955 --> 01:07:34.548
‫بتوان قطارهایی که مواد آلی بیرون کشیده شده
‫از دل زمین را جابه‌جا می‌کردند، هماهنگ کرد.

01:07:35.800 --> 01:07:39.276
‫و چون امپراطوری بریتانیا از
‫این زمان‌بندی بسیار استقبال کرد

01:07:39.301 --> 01:07:41.240
‫خیلی زود نقشه‌ی جهان را شکل داد.

01:07:45.360 --> 01:07:47.560
‫اما برای آتش‌فشان‌ها
‫نمی‌توان برنامه‌ریزی کرد.

01:07:49.640 --> 01:07:52.080
‫طول انفجار هرگز مشخص نیست.

01:07:59.990 --> 01:08:03.763
‫آیا آتش‌فشان شناسی که
‫به یه موقعیت انفجار میره

01:08:03.788 --> 01:08:06.342
‫داره یه جور رولت روسی* بازی می‌کنه؟

01:08:06.367 --> 01:08:08.077
‫(*نوعی بازی که یک گلوله در هفت‌تیر
‫می‌گذارند و شانسی شلیک می‌کنند.)

01:08:08.102 --> 01:08:10.833
‫نا زمانی که فقط جون خودش
‫رو به خطر بندازه، مشکلی نیست.

01:08:11.278 --> 01:08:15.293
‫ولی وقتی مسئولین ازش
‫می‌پرسند چیکار می‌خواد بکنه

01:08:15.479 --> 01:08:18.510
‫من وقت‌‌هایی که شک دارم می‌گم
‫اینجا رو تخلیه کنید.

01:08:23.911 --> 01:08:26.711
‫این یه نقشه از "نوادا دل روئیزه".

01:08:26.736 --> 01:08:29.616
‫یک آتش‌فشان خاکستری
‫در رشته کوه "آند" کلمبیا.

01:08:30.200 --> 01:08:32.793
‫این تصویر تهدیداتی که در صورت
‫فوران موجب میشه رو نشون میده

01:08:32.818 --> 01:08:35.200
‫و همه‌ی نشونه‌ها معتقدند که فوران می‌کنه.

01:08:35.800 --> 01:08:39.880
‫همانطور که دانشمندان زمین‌شناسی
‫کلمبیا در گزارشاتی به مقامات اطلاع دادند.

01:08:41.120 --> 01:08:44.575
‫این گزارش در هفتم اکتبر 1985 ارائه شده

01:08:44.600 --> 01:08:48.120
‫بیان کرده که احتمال صد در صدی
‫از بهمن گل و لای هم وجود داره که

01:08:48.440 --> 01:08:52.200
‫که خطر زیادی برای آرمرو
‫و شهرهای اطراف خودش داره.

01:08:53.880 --> 01:08:55.815
‫کاتیا و موریس عضو گروهی هستند که

01:08:55.840 --> 01:08:58.926
‫که خواهان سیستم‌های هشدار
‫دهنده و برنامه‌های تخلیه محل‌اند.

01:09:00.480 --> 01:09:01.920
‫اون‌ها می‌دونند چه اتفاقی می‌افته.

01:09:03.600 --> 01:09:06.880
‫اما تصمیم گیرنده‌ها معتقدند
‫این طرح‌ها خیلی هزینه‌بره.

01:09:29.640 --> 01:09:35.200
‫در 14 نوامبر 1985، این تصاویر
‫در سراسر جهان پخش می‌شوند.

01:09:40.880 --> 01:09:43.480
‫آتش‌فشان روز گذشته فوران کرده است.

01:09:43.880 --> 01:09:47.004
‫بهمن گِل، اواخر شب
‫روستا‌های اطراف رو بلعید.

01:09:47.680 --> 01:09:49.160
‫وقتی که اهالی خوابیده بودند.

01:09:54.920 --> 01:09:58.400
‫کاتیا سر می‌رسه در حالی که موریس
‫برای یه تور سخنرانی توی فرانسه‌ست.

01:09:58.960 --> 01:10:00.640
‫و آخرین فیلم‌شون رو نمایش میده.

01:11:02.200 --> 01:11:05.200
‫آمار رسمی کشته‌ها تا
‫22هزار نفر افزایش پیدا می‌کنه.

01:11:06.160 --> 01:11:07.960
‫و بعد هم 23 هزار نفر

01:11:09.320 --> 01:11:11.600
‫بعضی گزارشات 25هزار نفر اعلام کردند.

01:11:12.960 --> 01:11:14.840
‫عدد دقیق مشخص نیست.

01:11:19.720 --> 01:11:21.760
‫بازماندگان بعدتر تعریف کردند

01:11:22.429 --> 01:11:28.794
‫من به رودخونه‌ی روی کوه
‫نگاه کردم و یه عالمه گِل دیدم.

01:11:31.491 --> 01:11:35.264
‫و بعد خورد بهم و تمام بدنم رو پوشوند.

01:11:36.973 --> 01:11:39.840
‫مردم می‌دویدن این طرف و اون طرف

01:11:39.865 --> 01:11:42.934
‫پسرم کشیده شده تو
‫زنم رو موج گِل کشید و برد

01:11:44.018 --> 01:11:47.284
‫من تنها کسی‌ام که باقی
‫مونده یا فقط ما دوتا موندیم.

01:11:49.343 --> 01:11:52.882
‫ما تکه‌هایی از دست و پا و سر پیدا کردیم.

01:11:54.103 --> 01:11:58.041
‫خانواده‌ای که اومده بودیم
‫دنبالشون رو پیدا نکردیم.

01:12:09.480 --> 01:12:11.464
‫کاتیا مشتاق اومدن موریس بود

01:12:11.489 --> 01:12:13.048
‫که احتمالاً همون لحظه داشت درباره‌ی

01:12:13.073 --> 01:12:15.880
‫قدرت‌های مخرب و متفاوت
‫آتش‌فشان‌ها سخنرانی می‌کرد.

01:12:19.040 --> 01:12:22.160
‫برای اولین‌بار کاتیا هدف
‫زندگیش رو زیر سوال می‌بره.

01:12:27.679 --> 01:12:30.742
‫سخت‌ترین زمان موقعیه که
‫اینجور مشکلات پیش میاد.

01:12:30.808 --> 01:12:36.012
‫روستاها نابود می‌شن
‫مردم مصیبت‌زده‌ هستند.

01:12:37.308 --> 01:12:40.355
‫اون لحظه خجالت می‌کشیم که
‫به خودمون بگیم آتش‌فشان شناس.

01:12:50.528 --> 01:12:53.911
‫در قرن 18 و 19 فاجعه‌های
‫بزرگی اتفاق می‌افتاد.

01:12:53.936 --> 01:12:55.552
‫با قربانی‌های بسیار زیاد.

01:12:55.577 --> 01:12:57.611
‫اغلب هم به دلیل کمبود اطلاعات.

01:12:58.352 --> 01:13:02.227
‫اما توی قرن بیستم که همه اطلاعات
‫دارن چطور چنین چیزی ممکنه؟

01:13:05.319 --> 01:13:08.147
‫مثل یه غده توی گلوم موند.

01:13:08.172 --> 01:13:12.078
‫22 هزار کشته در روئیز کلمبیا
‫روز 13 نوامبر 1985

01:13:12.103 --> 01:13:16.454
‫فقط به این خاطر که مقامات به
‫حرف آتش‌فشان شناس‌ها گوش ندادند.

01:13:20.320 --> 01:13:22.400
‫کاتیا و موریس زندگی‌شون
‫رو وقف این کردند که

01:13:22.520 --> 01:13:25.400
‫ضربان قلب زمین رو ثبت کنند.

01:13:25.640 --> 01:13:27.160
‫و اینکه خونش چجوری
‫جریان پیدا می‌کنه.

01:13:28.120 --> 01:13:32.240
‫و حالا حس می‌کنند قلب انسانی
‫خودشون با هر تپش پاره می‌شه.

01:13:45.600 --> 01:13:47.600
‫خیلی وقت پیش موریس گفته بود

01:13:48.177 --> 01:13:50.106
‫برای من خیلی مشکله که
‫بتونم آدم‎‌ها رو درک کنم.

01:13:50.131 --> 01:13:51.669
‫منظورم اینه، من خودم یه آدمم!

01:13:51.916 --> 01:13:56.557
‫اینجوری نیست که من
‫همیشه ازشون فراری باشم. نه.

01:13:58.497 --> 01:14:01.685
‫ولی معتقدم که با زندگی روی
‫آتش‌فشان‌ها و به دور از آدم‌ها

01:14:01.953 --> 01:14:04.797
‫در نهایت عاشق انسان‌ها خواهم شد.

01:15:57.120 --> 01:15:59.680
‫آتش‌فشان‌ها باید نابود بشن تا بتونن
‫چیزهای جدید بسازن

01:16:00.672 --> 01:16:03.832
‫اما این چرخه‌ی فرمان ناپذیر باید
‫جان انسان‌ها رو هم بگیره؟

01:16:08.749 --> 01:16:11.545
‫آتش‌فشان‌ها زیباترین چیز
‫در طبیعت هستند اما کشنده‌اند.

01:16:11.570 --> 01:16:15.963
‫اما یکی از رویاهای من اینه که
‫آتش‌فشان‌ها دیگه کسی رو نکشند.

01:16:22.272 --> 01:16:28.029
‫توی آرمرو اون بهمن‌های گلی
‫پایین ریخت و 25 هزار نفر رو کشت.

01:16:28.737 --> 01:16:32.729
‫می‌تونستیم جلوی چنین چیزی رو بگیریم
‫اگه که به تخلیه‌ی مردم فکر کرده بودیم.

01:16:33.652 --> 01:16:36.847
‫گزارشات فنی برای
‫مردمی که هیچ چیز در مورد

01:16:36.872 --> 01:16:39.958
‫آتش‌فشان‌ها نمی‌دونند،ذره‌ای اهمیت نداره.

01:16:40.618 --> 01:16:42.734
‫پس ما فکر کردیم به جاش
‫برنامه‌هایی مثل فیلم بسازیم.

01:16:43.389 --> 01:16:46.644
‫اگه به دولت تصاویر قربانیان رو نشون بدیم

01:16:46.669 --> 01:16:49.717
‫آسیبی که به بار آورده
‫خطری که داره

01:16:49.742 --> 01:16:52.664
‫ممکنه حرف‌مون رو باور کنند.
‫شاید بتونیم متقاعدشون کنیم.

01:16:57.920 --> 01:16:59.655
‫کاتیا و موریس راه افتادن

01:16:59.680 --> 01:17:01.415
‫برای شکار کمیاب‌ترین

01:17:01.440 --> 01:17:05.280
‫و مرگبارترین قدرت‌ها، برای ساخت
‫یک فیلم جدید در مورد خطرات آتش‌فشانی.

01:17:05.304 --> 01:17:15.304
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
آوامووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@AvaMovie_in

01:17:21.840 --> 01:17:25.000
‫یک سال تمام وقت‌شون رو گرفت
‫تا بتونن این تصاویر رو بگیرن.

01:17:25.280 --> 01:17:27.477
‫توی کوه آگوستین آلاسکا.

01:17:36.362 --> 01:17:40.902
‫ما می‌دونستیم که بخاطر نوع پرتاب
‫سنگ‌های آتش‌آفشانی، کارمون خیلی خطرناکه

01:17:41.002 --> 01:17:44.190
‫ولی اولین بار بود که
‫انقدر نزدیک شده بودیم.

01:17:44.315 --> 01:17:46.284
‫حدوداً 50 متر فاصله داشتیم.

01:17:51.995 --> 01:17:56.230
‫تو مثل یه مگس توی یه قابمله‌ی
‫شیر در حال جوشیدن می‌مونی.

01:18:04.432 --> 01:18:07.690
‫یک پدیده‌ی کاملاً خاموش بود.

01:18:09.185 --> 01:18:11.560
‫دیدنش اصلاً ترسناک نبود.

01:18:19.095 --> 01:18:22.579
‫ما مثل یه آهن‌ربا مجذوبش شده بودیم
‫و بهش نزدیک و نزدیک‌تر می‌شدیم.

01:18:22.603 --> 01:18:24.548
‫می‌گفتیم ما کاملاً دیوونه‌ایم.

01:18:24.664 --> 01:18:28.625
‫لحظه‌ی منحصر به فردی برای ما بود
‫واسه همین گفتیم بذار ریسک کنیم.

01:18:39.960 --> 01:18:42.175
‫دوربین طوری می‌لرزه
‫انگار داره تلگراف می‌زنه که

01:18:42.200 --> 01:18:44.280
‫بمونه یا فرار کنه.

01:18:48.360 --> 01:18:51.440
‫شاید به این دلیل که همکارشون
‫"یورگن کینله"

01:18:51.560 --> 01:18:54.200
‫قراره اون‌ها رو از جلوی
‫ابر سوزان خاکستر کنار بکشه

01:18:54.280 --> 01:18:55.520
‫درست در آخرین لحظه.

01:19:43.440 --> 01:19:46.960
‫سال‌ها بعد، در آگهی فوت‌شان به
‫به این موضوع اشاره شد

01:19:47.080 --> 01:19:50.200
‫که با وجود اینکه کاتیا و
‫موریس همیشه اصرار داشتند که

01:19:50.249 --> 01:19:51.689
‫خطرات همیشه باید به حداقل برسه

01:19:53.480 --> 01:19:56.905
‫اما چنین مطالعه‌ای از نزدیک
‫هم حتماً باید انجام می‌شد.

01:20:22.440 --> 01:20:23.840
‫موریس یکبار گفته بود

01:20:24.760 --> 01:20:28.720
‫ببین چقدر ما آدم‌ها در مقابل
‫قدرت آتش‌فشان، حقیریم.

01:20:30.000 --> 01:20:33.520
‫تنها چیزی که از این سفر کوتاه ما
‫باقی می‌مونه اینه که می‌تونیم بنویسیم

01:20:34.032 --> 01:20:36.029
‫قصه تعریف کنیم و فیلم بسازیم.

01:21:18.960 --> 01:21:21.000
‫وقتی که هر لحظه ممکنه بمیری

01:21:22.400 --> 01:21:24.194
‫چه چیزی پشت سرت باقی می‌ذاری؟

01:21:30.163 --> 01:21:32.233
‫من چیزهای قشنگ زیادی دیدم.

01:21:33.559 --> 01:21:40.122
‫با تمام تجربه‌هایی که دارم
‫احساس می‌کنم بیشتر از صد سالمه.

01:21:47.738 --> 01:21:51.004
‫صداقانه بخوام بگم، من
‫بدون هیچ ترسی میرم.

01:21:51.851 --> 01:21:54.804
‫من همه‌کاری می‌کنم تا باز
‫هم همینجوری زندگی کنم.

01:22:00.440 --> 01:22:02.628
‫ما باهم همه کار می‌کنیم.
‫من و موریس.

01:22:02.659 --> 01:22:05.362
‫ما نمی‌تونیم بدون همدیگه کار کنیم.

01:22:09.391 --> 01:22:11.789
‫خوشم میاد وقتی که
‫جلوی من راه میره

01:22:11.823 --> 01:22:13.905
‫از اونجایی که دو برابر من وزن داره

01:22:14.914 --> 01:22:17.102
‫می‌دونم هرجایی که اون بره
‫پس من هم می‌تونم برم.

01:22:19.578 --> 01:22:22.156
‫دنبالش می‌رم چون اگه قرار باشه که بمیره

01:22:22.181 --> 01:22:24.698
‫ترجیح میدم من هم باهاش باشم
‫پس میرم دنبالش.

01:22:24.723 --> 01:22:27.050
‫گاهی اوقات هم من جلو میرم.

01:22:37.240 --> 01:22:40.215
‫مجموعه‌ای از نیروها
‫در طول زمان بلند زمین‌شناسی

01:22:40.240 --> 01:22:43.080
‫در درون سیاره با هم برخورد می‌کنند.

01:22:43.520 --> 01:22:46.040
‫برای یک آن که ماشه
‫کشیده بشه، یک فوران،

01:22:46.520 --> 01:22:48.920
‫که تا ابد زمین رو تغییر می‌ده.

01:22:51.480 --> 01:22:54.360
‫و در طول دو میلیون سال حضور بشریت

01:22:54.960 --> 01:22:58.000
‫دو تا انسان کوچولو
‫توی یه جا به دنیا میان

01:22:58.720 --> 01:22:59.960
‫توی یک زمان

01:23:00.840 --> 01:23:02.680
‫و هر دو عاشق یک چیزاند

01:23:04.722 --> 01:23:07.720
‫و اون عشق ما رو به
‫زمین نزدیک‌تر کرد.

01:23:13.295 --> 01:23:15.545
‫سلام "توتو"
‫من موریس هستم.

01:23:16.219 --> 01:23:19.290
‫ما بخاطر یه فوران
‫داریم می‌ریم ژاپن.

01:23:20.135 --> 01:23:22.721
‫ظهر سه‌شنبه‌ست و ما توی فرودگاهیم.

01:23:22.746 --> 01:23:26.062
‫یه فورانی توی کوه "آنزن" پیش
‫اومده که من رو خیلی مجذوب می‌کنه.

01:23:26.087 --> 01:23:28.387
‫ما دیروز از "مارتینیک"* برگشتیم
‫(شهری در فرانسه)

01:23:28.412 --> 01:23:30.286
‫داشتیم فکر می‌کردیم بیایم پاریس

01:23:30.311 --> 01:23:32.184
‫ولی امروز داریم می‌ریم ژاپن.

01:23:32.749 --> 01:23:36.265
‫خیلی‌خب، با عشق
‫خداحافظ.

01:23:44.960 --> 01:23:47.240
‫سوم ژوئن 1991

01:23:47.640 --> 01:23:51.640
‫کوه آنزن بعد از یه چرت
‫200 ساله از خواب بیدار شد.

01:23:52.480 --> 01:23:54.680
‫کوه از ماه می فعال شده بود

01:23:55.200 --> 01:23:58.480
‫اما امروز چیزی درون
‫زمین تغییر خواهد کرد.

01:24:32.240 --> 01:24:36.560
‫ما همیشه امیدواریم، اما نمی‌تونیم
‫مطمئن باشیم، ما هیچی نمی‌دونیم.

01:24:36.800 --> 01:24:40.200
‫کلی چیز اون بالا هست
‫که راه رو بند آورده و باید

01:24:40.320 --> 01:24:41.800
‫بیان بیرون. ولی کی؟

01:24:51.240 --> 01:24:54.000
‫درست بعد از ساعت 4 عصر
‫بارون گرفت.

01:24:55.720 --> 01:24:57.840
‫بادهای شمالی خاکسترها
‫رو بلند کرده بودن.

01:24:59.360 --> 01:25:01.240
‫این‌بار به نظر چیزی فرق داشت.

01:25:04.560 --> 01:25:06.560
‫مه جلوی دیدشون رو تار می‌کنه.

01:25:07.040 --> 01:25:09.080
‫واسه همین کاتیا و موریس با دوست‌شون
‫هری گلیکن

01:25:09.160 --> 01:25:11.640
‫نزدیک‌تر می‌شن تا بتونن نمای بهتری بگیرن.

01:26:12.600 --> 01:26:16.800
‫خبرنگاری که دوربینش رو ول
‫کرده بود این تصاویر رو گرفت.

01:26:30.720 --> 01:26:33.280
‫و این لحظه درست قبل از انفجاره.

01:26:33.960 --> 01:26:36.840
‫آخرین نمای به جا مونده
‫از کاتیا و موریس کنار هم.

01:26:44.560 --> 01:26:48.640
‫مقامات ژاپنی این عکس رو به
‫"ایو" دوست کاتیا و موریس دادند.

01:26:49.440 --> 01:26:52.160
‫کوزه‌های خاکسترشون که توی معبد شیمبارا

01:26:52.240 --> 01:26:54.170
‫در دامنه‌ی کوه آنزن، آرمیده.

01:26:58.080 --> 01:27:01.680
‫در نزدیکی محل جریان گدازه‌ها
‫علائم روی زمین

01:27:01.760 --> 01:27:04.280
‫ثابت می‌کنند که کاتیا و موریس کنار هم بودن.

01:27:06.520 --> 01:27:08.083
‫دو تا از وسایل‌شون کشف شد.

01:27:08.600 --> 01:27:10.520
‫یک دوربین و یک ساعت.

01:27:11.200 --> 01:27:13.200
‫که عقربه‌هاش برای همیشه
‫در زمان یخ زده بودند.

01:27:13.680 --> 01:27:15.527
‫در ساعت 4:18 دقیقه‌ی عصر.

01:27:19.880 --> 01:27:23.520
‫درست بر فراز دریای چین شرقی،
‫کوه "پیناتوبو" شروع به لرزیدن می‌کنه.

01:27:24.520 --> 01:27:27.360
‫و در عرض یک هفته
‫تماشایی‌ترین فوران آتش‌فشانی

01:27:27.480 --> 01:27:30.240
‫که فیلیپین تا به حال به
‫خودش دیده اتفاق خواهد افتاد.

01:27:31.520 --> 01:27:33.891
‫58هزار نفر از محل حادثه تخیله می‌شن.

01:27:34.951 --> 01:27:37.644
‫مسئولین علائم هشدار
‫دهنده رو جدی گرفتند.

01:27:37.678 --> 01:27:41.560
‫با تشکر از فیلم کاتیا و موریس
‫درباره‌ی شناخت آتش‌فشان‌ها.

01:27:49.240 --> 01:27:51.960
‫اونطرف جهان، نزدیک مرز فرانسه و آلمان

01:27:52.440 --> 01:27:57.640
‫در زیرِ زمینِ فرو رفته در خواب، خط گسل‌های
‫ووژ و راین به طور نامحسوسی جابه‌جا می‌شوند.

01:28:20.183 --> 01:28:25.207
‫داستان من و کاتیا و آتش‌فشان‌ها
‫یه داستان عاشقانه‌ست.

01:28:30.650 --> 01:28:32.697
‫چیزی که قطعیه اینه که

01:28:33.175 --> 01:28:35.807
‫ما نمی‌تونیم حتی تصور کنیم
‫که جور دیگه‌ای زندگی کنیم.

01:28:35.831 --> 01:28:55.831