﻿WEBVTT

00:00:12.616 --> 00:00:24.916
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:00:26.484 --> 00:00:28.987
حیاط وحش استرالیا

00:00:33.575 --> 00:00:36.953
یک دنیای باستانی از بیابان و غبار

00:00:41.750 --> 00:00:44.669
پنهان شده در میان بلندترین قله های کوه

00:00:45.253 --> 00:00:46.838
که در یک دره مخفی نهفته شده است

00:00:51.009 --> 00:00:54.304
اینجا در این منطقه جادویی

00:00:54.387 --> 00:00:57.766
حیوانات بی شماری برای فرار از کویر خشک جمع می شوند

00:01:22.624 --> 00:01:25.335
برای هر موجودی
که این دره را خانه می نامد

00:01:27.212 --> 00:01:29.798
اینجا بهشت است

00:01:32.550 --> 00:01:37.055
اما یک حیوان وجود دارد
که تعداد آنها بر چشم انداز غالب است ...

00:02:22.225 --> 00:02:25.395
‫بیش از دو هزار کانگورو
‫در این دره زندگی می‌کند...

00:02:25.478 --> 00:02:27.772
‫و این ماجرای یکی از آن‌هاست

00:02:31.151 --> 00:02:32.736
‫با مالا آشنا شوید

00:02:35.363 --> 00:02:38.867
‫این ماده کانگورو قرار است
‫با بزرگ‌ترین چالش زندگی‌اش رو به رو شود

00:02:43.371 --> 00:02:48.251
‫تا به امروز، مادرش،‌ لوانا
‫او را گرم و امن نگه داشته است

00:02:50.962 --> 00:02:54.215
‫اما حالا، برای نخستین بار...

00:02:54.299 --> 00:02:57.677
‫مالا برای ترک پناهگاه کیسه‌ای امن خود
‫آماده می‌شود

00:03:10.732 --> 00:03:13.026
‫به دنیا خوش آمدی، مالا

00:03:31.294 --> 00:03:34.964
‫از این مقطع به بعد
‫مالا با موانع بسیاری رو به رو خواهد شد

00:03:41.221 --> 00:03:45.683
‫او برای یاد گرفتن تمامِ نیازمندی‌های بقا
‫تنها 12 ماه وقت دارد

00:03:52.899 --> 00:03:55.693
‫و شرایط بر وفق مراد او نیست

00:04:00.240 --> 00:04:03.493
‫از هر پنج بچه‌کانگورو، تنها یکی‌شان
‫تولد یک‌سالگی‌اش را می‌بیند

00:04:09.249 --> 00:04:12.836
‫زیرا خطر در کمین این بهشت است

00:04:20.844 --> 00:04:22.512
‫جنگل سیاه

00:04:28.935 --> 00:04:30.603
‫دره را احاطه کرده

00:04:38.528 --> 00:04:43.575
‫با هجوم آتش به این جنگل
‫تنها تنومندترین درخت‌هایش باقی مانده

00:04:45.994 --> 00:04:49.247
‫بازمانده‌های سوخته‌ی زیست‌گاهی دیرین
‫و شکوفا

00:04:53.543 --> 00:04:56.671
‫کانگوروها به اینجا نمی‌آیند

00:05:02.510 --> 00:05:05.388
‫زیرا اینجا خانه‌ی بزرگ‌ترین دشمن‌شان است

00:05:17.984 --> 00:05:19.402
‫گله‌ی دینگوها

00:05:24.073 --> 00:05:26.910
‫میگالو سال‌هاست که سرگله‌ست

00:05:31.414 --> 00:05:33.833
‫او بهترین شکارچی این خانواده است

00:05:43.718 --> 00:05:47.722
‫پسرش یک دینگوی جوان و سیاه
‫به نام میرو است...

00:05:48.806 --> 00:05:52.143
‫...که مانند مالا،‌ زمستان سال قبل
‫به دنیا آمده

00:05:57.357 --> 00:06:00.193
‫میرو راه و روش شکار را تمرین کرده است

00:06:06.950 --> 00:06:09.327
‫حال وقت آن است
‫که خود را ثابت کند

00:06:22.465 --> 00:06:25.426
‫لوانا به دفعات اینجا بوده است

00:06:27.720 --> 00:06:29.806
‫او مادری با تجربه است...

00:06:29.889 --> 00:06:33.268
‫که با دخترش مالا پا به فرار نمی‌گذارد
‫مگر آنکه به شکارشان بیایند

00:06:34.894 --> 00:06:37.313
‫دستپاچه شدن می‌تواند مرگبار واقع شود

00:07:08.511 --> 00:07:10.471
‫میرو هنوز تجربه‌ی چندانی ندارد

00:07:11.597 --> 00:07:15.852
‫تازه دارد یاد می‌گیرد که کانگوروهای بالغ
‫می‌توانند از دینگوها سریع‌تر و فرزتر باشند

00:07:29.574 --> 00:07:33.661
‫باید دنبال شکاری کوچک‌تر و آسیب‌پذیرتر
‫بگردد

00:07:40.168 --> 00:07:41.252
‫مانند بچه‌کانگورو

00:08:15.870 --> 00:08:19.415
‫یا مادری که بچه‌اش را در کیسه حمل می‌کند

00:08:37.850 --> 00:08:39.352
‫او فرصتش را بدست آورده

00:08:48.653 --> 00:08:52.281
‫بچه‌ای بسیار بزرگ‌تر مالا
‫در کیسه‌ی مادر سنگینی می‌کند...

00:08:54.867 --> 00:08:57.078
‫...اما آن مادر با تمام وجودش مبارزه می‌کند

00:09:11.217 --> 00:09:15.221
‫در چنین موقعیتی، برای مادر بسیار دشوار است
‫تا جان بچه‌اش را نجات دهد

00:09:46.794 --> 00:09:49.046
‫اما میرو تمرکز ندارد

00:09:53.718 --> 00:09:56.721
‫تجربه‌ی چندانی ندارد
‫و حواسش به راحتی پرت می‌شود

00:10:00.057 --> 00:10:01.491
‫برای دیگران هم آشکار است

00:10:09.984 --> 00:10:12.361
‫میرو باید بیاموزد تا از پس خود بربیاید

00:10:15.114 --> 00:10:16.657
‫وقتش در حال اتمام است

00:10:26.751 --> 00:10:30.296
‫میرو در نهایت از گله می‌رود
‫و خانواده‌ی خود را تشکیل خواهد داد

00:10:33.424 --> 00:10:37.678
‫وقتش که فرا برسد، باید شکارچی بهتری باشد

00:10:45.061 --> 00:10:48.147
‫بچه‌کانگورو شانس آورد
‫که جان سالم به در برد

00:10:53.694 --> 00:10:55.696
‫این درس مهمی برای مالا است

00:11:01.369 --> 00:11:04.830
‫کیسه‌ی لوانا دیگر آشیانه‌ی امنی نیست

00:11:27.520 --> 00:11:29.772
‫آفتاب تابستانی بر دره تابید

00:11:30.356 --> 00:11:31.983
‫روزها طولانی شده‌اند...

00:11:32.066 --> 00:11:34.193
‫و علف‌ها بلند و طلایی

00:11:35.403 --> 00:11:39.198
‫عنکبوت‌ها تارهای ظریف و چسبناک‌شان را...

00:11:39.282 --> 00:11:42.368
‫مانند پوششی ابریشمی بر طبیعت نهاده‌اند

00:12:01.387 --> 00:12:04.765
‫ماه‌ها از روزی که مالا
‫نخستین قدم‌های ابتدایی‌اش را...

00:12:04.768 --> 00:12:06.373
‫خارج از کیسه‌ی مادر طی کرده
‫می‌گذرد

00:12:09.562 --> 00:12:13.482
‫او حالا به رنگ زیبای خاکستری روشن
‫درآمده...

00:12:13.566 --> 00:12:15.067
‫...درست همانند مادرش

00:12:17.194 --> 00:12:22.074
‫مالا در خانواده‌ی کانگوروها
‫که «دسته» نامیده می‌شود، چشم به جهان گشوده

00:12:25.953 --> 00:12:27.413
‫اون جوان‌ترین بچه‌کانگورو است...

00:12:27.997 --> 00:12:30.791
‫و هنوز همه را نمی‌شناسد

00:12:37.256 --> 00:12:39.925
‫تک‌تک خویشاوندانش...

00:12:40.009 --> 00:12:44.263
‫خصوصیت‌های خاص خود را دارند

00:12:47.009 --> 00:12:55.263
— ماي موويیز —

00:12:57.109 --> 00:12:59.695
‫کانگوروها با یکدیگر به زبان...

00:12:59.779 --> 00:13:02.490
‫قدقد و خرخر ارتباط برقرار می‌کنند

00:13:09.330 --> 00:13:12.291
‫بامیر، بزرگ‌ترین کانگوروی نر
‫در این دره...

00:13:12.375 --> 00:13:14.168
‫و پدر مالا...

00:13:14.251 --> 00:13:15.961
‫پادشاه این دسته است

00:13:23.177 --> 00:13:27.640
‫چاک روی گوش چپش
‫یادگاری دوران مبارزه برای سلطنت است

00:13:32.978 --> 00:13:36.065
‫پادشاه که بامیر باشد
‫تنها کانگوروی نری است...

00:13:36.148 --> 00:13:38.609
‫که اجازه دارد در ملاء عام
‫با خانم‌ها خوش و بش کند

00:13:45.658 --> 00:13:47.243
‫وقتی رد می‌شود...

00:13:47.326 --> 00:13:52.456
‫نرهای دیگر باید دولا شوند
‫و برای ادای احترام سرفه کنند

00:13:57.253 --> 00:14:00.506
‫و او مرتب بهشان یادآوری می‌کند
‫که رئیس کیست

00:14:06.637 --> 00:14:11.684
‫در گوشه‌ی دسته، بچه‌کانگورویی قهوه‌ای
‫و بازیگوش به نام بورو وجود دارد

00:14:16.689 --> 00:14:20.985
‫بورو سن و سالش با مالا یکی است
‫ولی او بی‌پرواست

00:14:22.611 --> 00:14:26.073
‫در حالی که مالا هنوز حوالی کیسه‌ی مادرش
‫می‌پلکد...

00:14:28.200 --> 00:14:30.745
‫...بورو در حال گشتن دنیا بوده است

00:14:32.455 --> 00:14:35.416
‫و جهیدن را به خوبی یاد گرفته است

00:14:38.753 --> 00:14:42.256
‫اما مشکل اینجاست که بورو فقط بلد است
‫با یک سرعت حرکت کند

00:14:45.176 --> 00:14:47.261
‫مستقیم و جهنده و سریع

00:15:03.527 --> 00:15:07.072
‫مالا ترجیح می‌داد تمام مدت را
‫در کیسه‌ی مادرش بماند...

00:15:07.156 --> 00:15:09.158
‫اما این‌طوری زندگی را نخواهد آموخت

00:15:11.786 --> 00:15:13.913
‫کانگورویی که نتواند بجهد...

00:15:13.996 --> 00:15:16.373
‫کانگورویی است که نمی‌تواند
‫از خطر بگریزد

00:15:30.137 --> 00:15:33.015
‫این دسته همسایگان بسیاری
‫در دره دارد

00:15:33.766 --> 00:15:36.310
‫برخی دوست هستند و برخی دشمن

00:15:40.981 --> 00:15:42.650
‫مالا به کی می‌تواند اعتماد کند؟

00:15:55.079 --> 00:16:00.835
‫در زیرزمین دره، کسی زندگی می‌کند
‫که کانگوروها سعی دارند مزاحمش نشوند

00:16:06.799 --> 00:16:09.385
‫نام این وامبَت، وارین است

00:16:09.927 --> 00:16:11.887
‫همسایه‌ی بداخلاق

00:16:15.641 --> 00:16:18.394
‫وارین بعد از خارش صبح‌گاهی‌اش...

00:16:18.477 --> 00:16:20.938
‫باید سرکارش برود

00:16:32.867 --> 00:16:35.828
‫وارین همانند بقیه‌ی وامبت‌ها
‫تنها زندگی می‌کند

00:16:40.249 --> 00:16:42.877
‫و از سوراخ دلپذیرش به خوبی حفاظت می‌کند

00:16:49.633 --> 00:16:52.720
‫وارین مهمان ناخوانده نمی‌پذیرد

00:16:55.389 --> 00:16:58.100
‫از این رو، امروز قرار است
‫آزرده‌خاطر شود

00:17:02.229 --> 00:17:04.732
‫غریبه‌ای وارد قلمرویش شده...

00:17:07.902 --> 00:17:09.361
‫...علف وارین را می‌خورد!

00:17:14.116 --> 00:17:16.201
‫انگار خانه‌ی خودش است

00:17:19.872 --> 00:17:21.916
‫وای! چه گستاخانه

00:17:24.752 --> 00:17:27.922
‫وارین باید به این تازه به دوران رسیده
‫نشان دهد، که رئیس خودش است

00:18:24.853 --> 00:18:26.563
‫باید وارین را درک کنید

00:18:27.773 --> 00:18:30.567
‫همه خانواده ندارند تا تنها نباشند

00:18:31.568 --> 00:18:33.570
‫تا ازشان محافظت کند

00:18:41.120 --> 00:18:44.707
‫در آفتاب ظهرگاهی، حرارت بالا می‌رود

00:18:47.918 --> 00:18:50.838
‫کانگوروها دست‌هایشان را لیس می‌زنند
‫تا خنک شوند

00:18:59.221 --> 00:19:01.598
‫سپس وقت ریلکس کردن است

00:19:07.563 --> 00:19:10.774
‫اما کانگوروها فقط چرت‌های چند دقیقه‌ای
‫می‌زنند...

00:19:10.858 --> 00:19:13.944
‫با یک گوش شنوا برای شناسایی خطر

00:19:20.868 --> 00:19:23.704
‫مالا معانی صداهای مختلف را می‌آموزد

00:19:32.046 --> 00:19:33.839
‫دره‌ای پر از نغمه...

00:19:34.923 --> 00:19:36.759
‫...نوید مرتب بودن اوضاع است

00:19:45.309 --> 00:19:48.604
‫اما صدای جیغ، هشدار خطر است

00:19:53.817 --> 00:19:55.819
‫یک عقاب دم‌گوه‌ای

00:19:57.529 --> 00:19:59.323
‫این یکی یک خرگوش شکار کرده

00:20:02.951 --> 00:20:04.870
‫این پرندگان با گستره‌ی بال
‫بیش از دو متر...

00:20:04.953 --> 00:20:07.873
‫توانایی حمله کردن به یک کانگوروی بالغ را
‫دارند

00:20:12.002 --> 00:20:13.837
‫بورو حتی هنوز متوجه نشده

00:20:19.802 --> 00:20:22.387
‫و عقاب در حال شکار است

00:20:40.239 --> 00:20:42.741
‫با دید حرارتی‌اش در فراز آسمان...

00:20:42.825 --> 00:20:45.077
‫دنبال طعمه‌ای است

00:20:56.046 --> 00:20:59.967
‫بچه‌کانگورویی بی‌تجربه
‫وعده‌ی آسانی برایش خواهد بود

00:21:35.335 --> 00:21:39.256
‫خوشبختانه، همسایگان حواس‌شان
‫به همه چیز هست

00:21:46.722 --> 00:21:49.641
‫زاغی‌ها و غراب‌ها
‫برای حفظ قلمرویشان...

00:21:49.725 --> 00:21:53.145
‫تا مرز دره دنبال عقاب می‌روند
‫و او را می‌آزارند

00:22:04.865 --> 00:22:09.494
‫مالا حالا فهمیده که توجه به محیط اطرافش
‫چقدر اهمیت دارد

00:22:15.834 --> 00:22:19.880
‫شاید دفعه‌ی بعد، بورو فرصت دوباره‌ای
‫پیدا نکند

00:22:30.015 --> 00:22:31.850
‫طی روزهای طولانی تابستان...

00:22:31.934 --> 00:22:35.687
‫هوا پر از حشرات نیش‌زننده می‌شود

00:22:39.441 --> 00:22:40.817
‫میلیون‌ها

00:22:49.243 --> 00:22:51.995
‫برای کلافه کردن یک کانگورو
‫کافی هستند

00:23:00.504 --> 00:23:04.466
‫مالا نمی‌داند چگونه این غارتگران کوچک را
‫از خود دور کند

00:23:14.393 --> 00:23:17.896
‫اما یک موجود کوچک وجود دارد
‫که می‌تواند کانگوروها را کمک کند

00:23:20.607 --> 00:23:22.484
‫با ویلیِ دم‌جنبانک آشنا شوید

00:23:23.902 --> 00:23:27.781
‫حشره‌ای بالدار و لذیذ باعث می‌شود
‫تا ویلی از خود بی‌خود شود

00:23:29.157 --> 00:23:31.201
‫شکارشان بسیار سخت است...

00:23:32.077 --> 00:23:34.788
‫...اما ویلی حقه‌ی خاصی بلد است

00:23:37.457 --> 00:23:39.418
‫با حرکت کانگوروها...

00:23:41.753 --> 00:23:43.672
‫حشرات به پرواز در می‌آیند

00:24:09.281 --> 00:24:11.199
‫ویلی روی کانگوروها می‌پرد...

00:24:11.283 --> 00:24:13.660
‫و در لحظه‌ی مناسب حمله می‌کند

00:24:19.166 --> 00:24:21.084
‫در زمینه‌ی مبارزه با حشرات...

00:24:24.463 --> 00:24:27.341
‫...مالا دوست صمیمی جدیدی پیدا کرده

00:24:46.068 --> 00:24:47.361
‫پاییز از راه می‌رسد

00:24:48.028 --> 00:24:50.238
‫و روزها کوتاه و کوتاه‌تر می‌شوند

00:25:02.501 --> 00:25:07.381
‫با تاریک شدن آسمان
‫دنیای تماشایی جدیدی پدیدار می‌شود

00:25:15.847 --> 00:25:17.224
‫این دره زیر نور مهتاب...

00:25:17.307 --> 00:25:21.395
‫سرشار از مناظر و صداهای جدید
‫و گوناگون است

00:25:33.156 --> 00:25:36.284
‫مالا کم‌کم با قوانین دنیایش آشنا می‌شود

00:25:43.959 --> 00:25:45.419
‫همین‌طور مخاطراتش

00:25:59.975 --> 00:26:03.145
‫اما هنوز خیلی چیزها هست که ندیده

00:26:18.243 --> 00:26:21.663
‫حتی برای یک بچه‌کانگوروی مضطرب هم
‫کافی است...

00:26:21.746 --> 00:26:23.623
‫تا اندکی بازیگوشی کند

00:26:30.881 --> 00:26:33.300
‫منظره‌ی جدیدی مقابل مایا پدیدار می‌شود

00:26:43.143 --> 00:26:47.355
‫باز شدن چترهای اسرار‌آمیز
‫قارچ‌های درخشان

00:26:50.192 --> 00:26:53.653
‫در این جنگل حیات مستمر است

00:27:02.537 --> 00:27:04.748
‫در دوردست‌ترین نقاط غارها...

00:27:06.249 --> 00:27:08.793
‫کرم‌های شب‌تاب در تاریکی می‌درخشند

00:27:11.671 --> 00:27:15.467
‫دریایی از هزاران چراغ چشمک‌زننده

00:27:21.139 --> 00:27:24.726
‫تک‌تک‌شان اطراف‌شان را نورانی می‌کنند

00:27:36.363 --> 00:27:40.575
‫اما حتی چیزی عجیب‌تر از این
‫در اعماق جنگل دیده می‌شود

00:27:59.553 --> 00:28:03.181
‫جادوی مهتاب، منظره را تغییر می‌دهد

00:28:08.812 --> 00:28:10.981
‫همین‌طور بسیاری از جانورانش را

00:28:17.988 --> 00:28:22.492
‫فلس‌ها، خزها و پرها
‫نور فرابنفش را جذب می‌کنند

00:28:23.285 --> 00:28:25.412
‫و رنگ‌هایی درخشان و جدید پدید می‌آورند

00:28:37.716 --> 00:28:40.552
‫اندکی صورتی بر سینه‌ی یک کوئول

00:28:46.433 --> 00:28:49.352
‫یا یک طوطی با کاکل نئون‌اش

00:28:53.315 --> 00:28:54.983
‫چنین پدیده‌ی نادری...

00:28:55.066 --> 00:28:59.904
‫تنها به وفور در جنگل اطراف دره‌ی مالا
‫پیدا می‌شود

00:29:34.397 --> 00:29:38.318
‫با صبحی تازه
‫مالا بچه‌کانگوروی تازه‌ای است

00:29:47.494 --> 00:29:50.205
‫بالاخره توانش را پیدا کرده...

00:29:50.288 --> 00:29:54.793
‫همین‌طور اعتماد به نفسش را
‫تا از دنیای خارج از کیسه‌ی مادرش لذت ببرد

00:30:05.679 --> 00:30:07.639
‫اما این تازه قدم اولش است

00:30:11.017 --> 00:30:14.479
‫در اندک شش ماهی دیگر
‫باید روی پای خودش بایستد

00:30:15.897 --> 00:30:18.316
‫هنوز درس‌های بسیاری برای آموختن مانده

00:31:03.611 --> 00:31:05.238
‫با رسیدن پاییز...

00:31:05.321 --> 00:31:08.199
‫روزهای داغ و خسته‌کننده‌ی تابستان
‫به پایان رسیده‌اند

00:31:13.788 --> 00:31:17.834
‫بورو به این پدیده‌ی نو به نام مِه
‫خیره مانده است

00:31:25.133 --> 00:31:26.801
‫تغییری در هوا پدیدار شده

00:31:29.133 --> 00:31:36.801


00:31:41.441 --> 00:31:45.612
‫هوای خنک نوید رسیدن فصل مشت‌زنی را
‫آورده است

00:31:48.239 --> 00:31:50.158
‫و بورو مشتاق است شرکت کند

00:31:52.994 --> 00:31:54.954
‫چند حرکت برای آموختن وجود دارد

00:31:58.082 --> 00:32:00.293
‫قفل کردن سر

00:32:03.880 --> 00:32:04.881
‫کشتی گرفتن

00:32:09.344 --> 00:32:12.305
‫و کشیدن چنگال‌های بسیار تیز

00:32:16.476 --> 00:32:20.647
‫اما ماهر شدن در قوی‌ترین فن کانگوروها
‫از همه سخت‌تر است

00:32:24.025 --> 00:32:28.029
‫لگدهای محکم‌شان که می‌تواند استخوان‌ها را
‫بشکند

00:32:37.038 --> 00:32:42.752
‫بورو می‌آموزد که لگد زدن
‫نیازمند قدرت و تعادل است

00:32:49.509 --> 00:32:52.679
‫بورو در سن یادگیری این مهارت‌هاست

00:32:59.227 --> 00:33:01.980
‫اما روزی، باید دسته را ترک کند...

00:33:02.063 --> 00:33:04.315
‫و برای مقام نرِ برتر مبارزه کند

00:33:07.485 --> 00:33:10.363
‫پادشاه بامیر هم پیش‌تر همین مسیر را
‫پیموده است...

00:33:14.617 --> 00:33:17.203
‫سال‌ها با مشت‌زنی به مقام برتر رسیده

00:33:19.455 --> 00:33:23.710
‫حالا تنها در صورتی مبارزه می‌کند
‫که کسی جسارت به چالش کشیدنش را پیدا کند

00:33:30.133 --> 00:33:33.177
‫و یک جوان جویای نامی وجود دارد...

00:33:34.304 --> 00:33:36.931
‫که معتقد است سلطنت حق اوست

00:33:39.309 --> 00:33:42.312
‫رفتارش با بانوان هم همین‌گونه است

00:33:45.398 --> 00:33:47.025
‫نامش دوئن است

00:33:51.112 --> 00:33:54.908
‫حرکت پاصافِ بامیر
‫به زبان کانگورویی به معنای "کنار بکش" است

00:33:58.328 --> 00:34:00.079
‫اگر دوئن اطاعت نکند...

00:34:00.830 --> 00:34:02.790
‫بامیر مجبور است با او مبارزه کند

00:34:05.877 --> 00:34:08.046
‫و بورو تماشاچی است

00:34:25.855 --> 00:34:30.276
‫بامیر فن قفل کردن سر را پیاده می‌کند
‫اما نمی‌تواند دوئن را زمین بزند

00:34:38.701 --> 00:34:40.067
‫دوباره تلاش می‌کند

00:34:45.208 --> 00:34:46.876
‫محاسبه‌ای اشتباه...

00:34:48.169 --> 00:34:49.504
‫اما هنوز تمام نشده

00:34:57.512 --> 00:35:02.058
‫اشتباهی خجالت‌آور و سهوی از جانب دوئن
‫پایان مبارزه را رقم می‌زند

00:35:11.776 --> 00:35:14.570
‫بامیر پیروزی‌اش را جشن می‌گیرد

00:35:18.449 --> 00:35:21.744
‫سلطنت فعلاً برای خودش می‌ماند

00:35:35.216 --> 00:35:39.012
‫سه ماه از چشم به جهان گشودن مالا می‌گذرد

00:35:40.138 --> 00:35:42.473
دیگر در کیسه‌ی مادرش جا نمی‌شود

00:35:50.982 --> 00:35:54.068
‫مالا تمام مسیرها و میانبرهایی
‫که سال‌های سال...

00:35:54.152 --> 00:35:57.530
‫به این دره راه داشتند را می‌آموزد

00:36:12.628 --> 00:36:15.006
‫وقتی به بالای تپه می‌رسند...

00:36:15.089 --> 00:36:19.552
‫لوانا به مالا می‌آموزد
‫تا حرکت نکند، نگاه کند و گوش دهد

00:36:29.604 --> 00:36:31.856
‫زیرا کانگورویی بادقت...

00:36:32.398 --> 00:36:34.859
‫می‌تواند زمزمه‌ی خطر را از میان درختان
‫بشنود

00:36:45.161 --> 00:36:47.622
باد بوی خاصی را با خود می‌آورد

00:36:52.752 --> 00:36:55.296
‫صدایی در اعماق جنگل شنیده می‌شود

00:37:12.897 --> 00:37:13.898
‫در راه هستند

00:38:06.409 --> 00:38:08.703
‫شکار باعث شده مالا دستپاچه شود

00:38:21.465 --> 00:38:23.217
‫او از لوانا جدا شده

00:38:28.347 --> 00:38:29.265
‫گم شده

00:38:37.607 --> 00:38:39.066
‫میرو که پیش‌تر شکست خورده...

00:38:39.150 --> 00:38:42.069
‫برایش واجب است که این بار
‫اشتباه نکند

00:38:52.246 --> 00:38:56.542
‫در میان آن همه کانگوروی در حال فرار
‫گزینش طعمه برایش دشوار است

00:39:10.640 --> 00:39:13.643
‫یک کانگورو تصمیم گرفته فرار نکند

00:39:14.227 --> 00:39:17.980
‫پادشاه دسته، بامیر
‫محکم سرجایش ایستاده

00:39:36.791 --> 00:39:39.710
‫کانگورویی به درشتی او
‫می‌تواند لگدی مرگبار وارد کند

00:39:47.927 --> 00:39:50.638
‫دینگوی شنی خطر بزرگی را
‫به جان خود می‌خرد

00:39:52.890 --> 00:39:54.767
‫او به باقی گله‌اش نیاز دارد...

00:39:56.394 --> 00:39:58.354
‫...اما نیروی کمکی‌اش
‫جای دیگری سرگرم است

00:40:04.735 --> 00:40:07.947
‫گویا میرو مرتکب اشتباه دیگری
‫شده است...

00:40:08.030 --> 00:40:09.448
‫...یک ماده‌ی بالغ

00:40:11.993 --> 00:40:14.537
‫هدفی از این دشوارتر برایش وجود نداشت

00:40:26.340 --> 00:40:29.885
‫باری دیگر، میرو را قال گذاشتند

00:40:47.820 --> 00:40:50.406
‫مالا نیز مرتکب اشتباه گزافی شده است

00:40:54.660 --> 00:40:57.955
‫همه‌ی ماده‌ها، در حال نگهداری
‫از بچه‌های خودشان هستند

00:41:04.253 --> 00:41:08.924
‫تنها امید زنده ماندن برای مالا
‫دنبال کردن بو و صدای لواناست

00:41:51.384 --> 00:41:55.137
یک بچه کانگورو اصلا بدون مادرش
دوام نمی‌آورد

00:41:58.307 --> 00:42:01.185
‫و گله‌ی دینگوها هنوز در حال شکار است

00:42:15.574 --> 00:42:17.743
‫بامیر هنوز استوار است

00:42:26.961 --> 00:42:30.714
‫ما حالا الباقی گله
‫به ندای دینگوی شنی پاسخ می‌دهند

00:43:01.245 --> 00:43:03.914
‫دسته‌جمعی بامیر را محاصره کرده‌اند

00:43:20.181 --> 00:43:23.684
‫دینگوها معمولاً به بزرگ‌ترین کانگوروها
‫حمله نمی‌کنند

00:43:27.480 --> 00:43:31.442
‫اما حتی بامیرِ مقتدر هم نمی‌تواند
‫برای همیشه مبارزه کند

00:44:31.377 --> 00:44:34.838
‫دسته پادشاه خود را از دست داد

00:45:18.090 --> 00:45:20.926
‫مالا هنوز مادرش را پیدا نکرده

00:45:23.679 --> 00:45:25.222
‫می‌گردد...

00:45:28.601 --> 00:45:29.768
‫...و می‌گردد

00:45:39.403 --> 00:45:40.613
‫و سپس، در نهایت...

00:45:42.615 --> 00:45:43.949
‫...عطری آشنا

00:46:03.344 --> 00:46:05.846
‫این بار واقعاً خودش است

00:46:35.709 --> 00:46:38.879
‫کوهستان اطراف
‫هوای خنک را...

00:46:38.962 --> 00:46:40.381
‫در دره متراکم کرده است

00:46:45.177 --> 00:46:47.221
‫زمین رفته‌رفته یخ می‌زند

00:46:55.396 --> 00:46:57.106
‫با رسیدن زمستان...

00:46:57.189 --> 00:47:00.317
‫مرگ بامیر باعث شده
‫دره پادشاه نداشته باشد

00:47:08.158 --> 00:47:10.494
‫دسته سرگردان شده

00:47:16.667 --> 00:47:20.587
‫دنیای مالا از جوانب دیگری هم
‫در حال تحول است

00:47:26.844 --> 00:47:30.389
‫لوانا بچه‌ی جدید دیگری
‫در کیسه‌ی خود دارد

00:47:37.980 --> 00:47:39.690
‫مالا خواهری بزرگ‌تر شد

00:47:43.152 --> 00:47:45.904
‫اما لوانا دیگر شیر کافی
‫برای او ندارد

00:47:50.826 --> 00:47:52.953
‫زمان مناسبی برای مالا نبود

00:47:57.166 --> 00:48:01.128
‫سرمای زمستان به برگ‌ها
‫و حتی سلول‌های علف‌ها نفوذ می‌کند

00:48:04.506 --> 00:48:06.842
‫از داخل آن‌ها را متلاشی می‌کند

00:48:11.013 --> 00:48:14.600
‫در سرمای طاقت‌فرسا
‫آذوقه کمیاب می‌شود

00:48:19.062 --> 00:48:24.067
‫و علفی که مالا مجبور به خوردنش است
‫کم‌کم ارزش غذایی خود را از دست می‌دهد

00:48:34.495 --> 00:48:37.998
‫بچه کانگوروهای بسیاری
‫از زمستان جان سالم به در نمی‌برند

00:48:40.626 --> 00:48:43.879
‫آن‌ها آذوقه‌ی ساده‌ای برای دینگوها هستند

00:48:49.426 --> 00:48:52.012
‫شکم‌های گرسنه در گله‌ی دینگوها
‫بیشتر شده

00:48:58.227 --> 00:49:01.104
‫نسل جدیدی از جنگجویان
‫پا به عرصه گذاشته‌اند

00:49:06.527 --> 00:49:09.196
‫این توله‌ها در بهار
‫آماده‌ی شکار می‌شوند...

00:49:09.905 --> 00:49:13.700
‫همان هنگام که اکثر بچه‌کانگوروهای دسته
‫از کیسه‌ی مادرهایشان بیرون می‌آیند

00:49:40.561 --> 00:49:42.312
‫اما جای یک نفر خالی‌ست

00:49:54.032 --> 00:49:56.910
‫میرو دیگر در گله جایی ندارد

00:50:04.293 --> 00:50:06.837
‫برای نخستین بار، او تک و تنهاست

00:50:12.634 --> 00:50:14.636
‫با رسیدن توله‌های جدید...

00:50:14.720 --> 00:50:16.513
‫میرو را بیرون کردند

00:50:27.065 --> 00:50:30.903
‫او بدون حمایت خانواده‌اش
‫آینده‌ی مشخصی ندارد

00:50:36.617 --> 00:50:39.620
‫و زمستان تازه شروع شده است

00:50:51.423 --> 00:50:56.011
‫هر سال، برف شدید
‫کوهستانِ اطراف دره‌ی مالا را می‌پوشاند

00:51:13.028 --> 00:51:16.698
‫دره معمولاً از آب و هوای سخت
‫در امان است...

00:51:20.035 --> 00:51:23.956
‫...اما آب و هوای زمین
‫رفته‌رفته غیرقابل پیش‌بینی می‌شود

00:51:36.051 --> 00:51:38.553
‫دسته در کولاک گیر افتاده

00:51:50.107 --> 00:51:53.026
‫حتی دوئنِ مقتدر هم مجبور شده
‫پناه بگیرد

00:52:43.410 --> 00:52:47.372
‫مالا برای زنده ماندن تا بهار
‫باید تمام توانش را به کار گیرد

00:53:18.779 --> 00:53:23.408
‫دسته تا پایان زمستان
‫به حالت بقا خواهد رفت

00:53:30.779 --> 00:53:43.408


00:54:46.616 --> 00:54:48.285
‫بهار از راه رسید

00:54:54.958 --> 00:54:57.544
‫مالا نخستین زمستان خود را
‫با موفقیت گذراند

00:55:02.883 --> 00:55:05.260
‫حالا هشت ماه است
‫که از کیسه بیرون آمده...

00:55:05.343 --> 00:55:08.263
‫و با گذر روزها، استقلال بیشتری پیدا می‌کند

00:55:10.724 --> 00:55:14.811
‫هم اکنون، تمام توجه لوانا
‫جلب خواهر کوچکش، دورا است

00:55:18.148 --> 00:55:21.526
‫بورو هرروز بیش از دیروز
به یک نر بالغ شباهت پیدا می‌کند

00:55:24.487 --> 00:55:27.073
‫دیگر مشت‌زنی با مادرش
‫راضی‌اش نمی‌کند...

00:55:27.157 --> 00:55:29.868
‫...دنبال گذران وقت با نرهای جوان دیگر است

00:55:38.043 --> 00:55:40.754
‫دسته‌ی کانگوروها
‫یک عالمه آذوقه گیرشان آمده

00:55:43.131 --> 00:55:45.217
‫وفوری از نعمت برایشان مهیاست...

00:55:47.093 --> 00:55:49.596
‫که هیچ زحمتی هم برایش لازم نیست

00:55:57.479 --> 00:56:00.638
‫اما مالا فهمیده که هوای گرم...

00:56:00.640 --> 00:56:03.568
‫با خود خارش می‌آورد

00:56:05.237 --> 00:56:09.074
‫خز ضخیمی که برای گذران زمستان
‫نیازمندش بوده، حالا باید کنده شود

00:56:15.080 --> 00:56:18.792
‫هیچ‌کس در میان‌شان از این اصلاح بهاری
‫در امان نیست

00:56:37.644 --> 00:56:40.230
‫ویلیِ دم‌جنابنک که مثل همیشه
‫فرصت‌طلب است...

00:56:41.273 --> 00:56:44.776
‫این فرصت را غنیمت می‌شمارد
‫تا لوازم ساخت لانه‌اش را مهیا کند

00:56:50.240 --> 00:56:53.535
‫لانه‌اش را با علف درهم تنیده
‫و تار عنکبوت ساخته...

00:56:53.618 --> 00:56:57.789
‫و اندکی خز نرم باعث می‌شود
‫تا راحت‌تر از این هم شود

00:57:02.085 --> 00:57:05.005
‫لانه‌اش نظر ماده پرنده‌ی دیگری را
‫به خود جلب کرده

00:57:16.641 --> 00:57:19.853
‫شاید ویلی به زودی صاحب زن و زندگی شود

00:57:26.568 --> 00:57:29.112
‫جفت‌گیری در ذهن دوئن هم هست

00:57:31.614 --> 00:57:33.992
‫مدت بسیاری را
‫منتظر لحظه‌ی مناسبش مانده

00:57:38.163 --> 00:57:41.750
‫اما حالا که بامیر مرده
‫و تخت سلطنت خالی شده...

00:57:41.833 --> 00:57:44.502
با خواستگارهای زیادی
‫باید رقابت کند

00:57:47.672 --> 00:57:50.967
‫یکی از ماده‌های جوانِ دسته
‫به فصل جفت‌گیری‌اش رسیده

00:57:52.052 --> 00:57:54.637
‫دوئن نخستین نری است
‫که با او جفت‌گیری می‌کند

00:58:12.030 --> 00:58:14.824
‫اما ماده برای تن دادن آماده نیست

00:58:34.594 --> 00:58:37.722
‫او در سرتاسر دره می‌چرخد
‫تا خودش را به رخ بکشد

00:58:39.140 --> 00:58:43.061
‫تا شاید نرِ بزرگ‌تر و جذاب‌تری
‫پیدا شود

00:58:52.362 --> 00:58:54.906
‫دوئن قرار است محک زده شود

00:59:00.336 --> 00:59:04.883
‫بسیاری از نرهای دیگر نیز شانس خود را
‫امتحان می‌کنند و به تعقیب می‌پیوندند

00:59:13.967 --> 00:59:16.177
‫نام این اتفاق، قطار جفت‌گیری است

00:59:19.055 --> 00:59:23.226
‫ماده آن نری را انتخاب می‌کند
‫که بتواند اختیار قطار را حفظ کند

00:59:33.403 --> 00:59:35.488
‫اگر دوئن بتواند در رأس بماند...

00:59:35.572 --> 00:59:39.784
‫ممکن است برایش فرصتی باشد
‫تا خود را به عنوان پادشاه دسته معرفی کند

00:59:43.830 --> 00:59:45.915
‫حال که بالاترین مقام خالی است...

00:59:45.999 --> 00:59:48.251
‫تمام نرهای دره اینجا جمع شده‌اند

01:00:02.182 --> 01:00:04.893
‫با چالاکی و تغییرجهت‌های ماده...

01:00:04.976 --> 01:00:08.897
‫نر جلودار مرتب عوض می‌شود

01:00:37.133 --> 01:00:38.968
‫هیجان در حال افزایش است

01:00:50.855 --> 01:00:53.274
‫ماده بین سنگ‌ها پناه می‌گیرد

01:01:00.406 --> 01:01:03.910
‫امان دوئن بریده شده
‫اما رقابت بسیار نزدیک است

01:01:13.461 --> 01:01:15.713
‫او حمله به رقبایش را شروع می‌کند

01:01:43.616 --> 01:01:46.494
‫نرهای جوان‌تر، این مناسبت را
‫به درگیری تبدیل می‌کنند

01:01:51.374 --> 01:01:53.167
‫و ماده به این نتیجه رسیده...

01:01:53.251 --> 01:01:56.760
‫که هیچ‌کدام از این تازه به دوران رسیده‌ها
‫با او جفت‌گیری نمی‌کنند

01:01:59.465 --> 01:02:01.467
‫پس، زیرکانه پا به فرار می‌گذارد

01:02:14.230 --> 01:02:17.900
‫اما دوئن دست‌خالی برنگشت

01:02:17.984 --> 01:02:21.696
‫با عملکرد امروزش، سلطنت به او رسید

01:02:25.617 --> 01:02:29.746
‫روزی، نوبت مالا خواهد شد
‫تا در این مراسمات شرکت کند

01:02:36.753 --> 01:02:38.630
‫بورو حتی زودتر ملحق خواهد شد

01:02:40.423 --> 01:02:42.467
‫دنیای بزرگ‌سالان نزدیک است

01:02:43.885 --> 01:02:47.138
‫چیزی نمانده تا بورو دره را
‫ترک کند

01:02:48.097 --> 01:02:50.642
‫درست مانند کانگوروهای نر دیگر

01:03:01.069 --> 01:03:04.364
شادابی بهاری به همه‌جای دره می‌رسد

01:03:07.825 --> 01:03:10.328
‫دوره‌ی عشق‌ورزیدن
‫و حیاتی دوباره

01:03:18.878 --> 01:03:22.256
‫هرچند، وارین هنوز حواسش جمع است

01:03:25.218 --> 01:03:28.054
‫غریبه‌ی دیگری نزدیک سوراخش نشده

01:03:31.808 --> 01:03:34.185
‫اما دلیل نمی‌شود سهل‌انگاری کند

01:03:44.153 --> 01:03:45.279
‫دردسر از راه رسید

01:03:50.743 --> 01:03:52.036
‫ترس به خودت راه نده...

01:03:53.996 --> 01:03:56.207
‫...حواس وارین از همیشه جمع‌تره

01:03:58.167 --> 01:03:59.836
‫تمریناتش را انجام داده

01:03:59.919 --> 01:04:01.337
کارش را بلد است

01:04:04.549 --> 01:04:05.550
‫صبر کنید

01:04:06.843 --> 01:04:09.387
‫انگار این علف‌دزد با بقیه فرق داره

01:04:10.054 --> 01:04:11.139
‫واقعاً ممکنه؟

01:04:13.850 --> 01:04:17.562
‫وای، به حق چیزهای ندیده و نشنیده!

01:04:17.645 --> 01:04:19.439
‫او یک وامبت ماده است

01:04:23.151 --> 01:04:26.070
‫زندگی پر از غافل‌گیری است

01:04:33.786 --> 01:04:37.331
‫همسایه‌ی بداخلاق
‫عمیقاً عاشق شده

01:04:41.169 --> 01:04:44.797
‫و حالا این مالاست که تنها شده...

01:04:44.881 --> 01:04:46.799
‫...و حفاظت مادرش را ندارد

01:04:48.593 --> 01:04:53.765
‫برای نخستین بار در زندگی کوتاهش
‫باید کاملاً روی پای خود بایستد

01:06:36.951 --> 01:06:41.163
‫میرو سه ماه است که از گله جدا شده
‫و تنها زندگی می‌کند

01:06:48.796 --> 01:06:50.798
‫نیروی کمکی هم ندارد

01:06:56.470 --> 01:06:59.557
‫نمی‌تواند مرتب مرتکب اشتباه شود

01:07:01.684 --> 01:07:02.894
‫میرو و مالا...

01:07:02.977 --> 01:07:07.398
‫هرچیزی که در 12 ماه گذشته آموخته‌اند را
‫باید در این مقطع اجرا کنند

01:07:40.014 --> 01:07:42.808
‫میرو تک و تنها دنبال مالا افتاده

01:07:59.533 --> 01:08:01.577
‫میرو کاملاً حواسش جمع است

01:08:14.840 --> 01:08:17.009
‫مالا بسیار تحت فشار است

01:09:26.746 --> 01:09:31.250
‫رقابتی سنگین‌تر از رقابت بین
‫شکارچی و طعمه وجود ندارد

01:09:40.342 --> 01:09:44.805
‫انگیزه‌ی میرو، نیازی بدوی‌اش بود
‫گرسنگی

01:09:50.311 --> 01:09:54.106
‫اما انگیزه‌ی مالا بسیار ژرفاتر بود

01:09:55.316 --> 01:09:57.193
‫میل به زندگی

01:10:12.458 --> 01:10:14.752
‫امروز اوضاع بر وفق مراد میرو نبود

01:10:17.713 --> 01:10:20.716
‫اما با ایستادگی و اراده‌ی راسخ...

01:10:20.800 --> 01:10:23.469
‫بالاخره شکارچی بزرگی خواهد شد...

01:10:24.136 --> 01:10:25.888
‫...درست مثل پدرش

01:11:54.727 --> 01:11:59.231
‫مالا توانسته بر شرایط پیروز شود
‫و به نقطه‌ی عطفی مهم دست یابد

01:11:59.315 --> 01:12:03.068
‫نخستین سال کامل خارج از کیسه‌ی مادر

01:12:15.080 --> 01:12:18.250
‫بچه کانگوروهای جدید این فصل
‫از راه رسیدند...

01:12:18.334 --> 01:12:20.873
‫و دارند نخستین جهش‌های ناشیانه‌یشان را
‫انجام می‌دهند...

01:12:21.545 --> 01:12:23.005
‫...درست مثل ماالا در کودکی

01:12:26.133 --> 01:12:28.177
‫انگار عمری از آن روزها گذشته

01:12:34.225 --> 01:12:39.605
‫روزی خواهد رسید که مالا به بچه‌های خودش
‫درس‌هایی که آموخته را می‌آموزد

01:12:43.317 --> 01:12:46.153
‫روش‌ها و رسومات کانگوروها را...

01:12:46.237 --> 01:12:48.906
‫که طی عصرهایی طولانی...

01:12:50.366 --> 01:12:55.829
‫در این دره‌ی مخفی و اسرارآمیز و پرشگفتی
‫پابرجا باقی مانده

01:13:28.740 --> 01:13:48.740
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]