﻿WEBVTT

00:00:00.363 --> 00:00:10.353
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:00:10.362 --> 00:00:20.352
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]

00:01:31.041 --> 00:01:32.000
‎سلام؟

00:02:10.164 --> 00:02:12.082
‎صبح بخیر، مادرت هست؟

00:02:56.126 --> 00:02:57.211
‎آماده‌ای؟

00:03:01.089 --> 00:03:02.925
‎من دیگه باید ‫برم. ‬

00:03:12.184 --> 00:03:15.062
‎عیسی، ‫آن پسرِ خدا…‬

00:03:15.354 --> 00:03:19.024
‎‫…‬ برزمین ‫نازل گردید و زجر کشید‫…‬‬

00:03:19.316 --> 00:03:21.818
‎‫… تا بهای‫ گناهانِ ما را بپردازد.‬‬

00:03:49.262 --> 00:03:52.849
‎[سی سال بعد]

00:03:52.975 --> 00:03:54.351
<c.color808080> تو در خطری</c>

00:03:54.643 --> 00:03:57.562
<c.color808080> تا وقتی پیشِ تو ام </c>
<c.color808080> اهمیتی نمی‌دم‫.‬ </c>

00:03:58.772 --> 00:04:01.692
<c.color808080>هیچ‌وقت به خاطرِ کمکی که بهم کردی ازت تشکر نکردم‫.‬</c>

00:04:01.984 --> 00:04:04.111
<c.color808080>خیلی شجاعانه بود، واقعن دلیرانه‫.‬ </c>

00:04:04.403 --> 00:04:06.655
<c.color808080>تا حالا آدمی به این زیبایی ندیدم‫.‬</c>

00:04:06.947 --> 00:04:09.574
<c.color808080>فک کنم عاشقت شدم‫.‬</c>

00:04:11.994 --> 00:04:14.955
<c.color808080>تو هم با من میای پیشِ پلیس؟</c>
<c.color808080>نه</c>

00:04:15.247 --> 00:04:16.248
<c.color808080>چرا؟</c>

00:04:17.582 --> 00:04:20.001
<c.color808080>من شارل رینگان رو کشتم‫.‬</c>

00:04:20.293 --> 00:04:22.295
<c.color808080>به کمیسر می‌گی اینو؟ </c>

00:04:23.296 --> 00:04:25.006
<c.color808080>اگه تو اصرار داشته باشی‫.‬</c>

00:04:27.217 --> 00:04:28.719
<c.color808080>نه، من نمی‌خوام‫.‬</c>

00:04:29.010 --> 00:04:32.431
<c.color808080>گوش بده، من خیلی خسته‌ام‫.‬</c>
<c.color808080>احساس خشکی می‌کنم تو خودم‫.‬ </c>

00:04:32.723 --> 00:04:37.102
<c.color808080>من یک مرد و یک شاهد رو کشتم‫.‬ </c>
<c.color808080>قتلِ یک روحِ بی‌ارزش</c>

00:04:37.394 --> 00:04:40.856
<c.color808080>همه‌ی اینا به خاطرِ اون سیاجر بود‫.‬</c>
<c.color808080>سیاجری که داشت «کارمن» می‌خوند‫.‬</c>

00:04:41.148 --> 00:04:44.985
<c.color808080>اگر قبلن بهت گفته بودم که</c>
<c.color808080>خونت تحتِ نظرِ پلیسه‫…‬</c>

00:04:45.277 --> 00:04:47.904
<c.color808080>شاید وقت پیدا می‌کردی که فرار کنی‫.‬</c>
<c.color808080></c>

00:05:19.311 --> 00:05:22.689
<c.color808080>شاید هم خوب شه‫.‬</c>
<c.color808080>من قبلن از این چیزا دیدم</c>

00:05:22.981 --> 00:05:26.735
<c.color808080>ما اجازه می‌دیم که پدرت </c>
<c.color808080>قضیه‌ی رینگان رو بفهمه‫.‬</c>

00:05:27.277 --> 00:05:28.862
<c.color808080>یه چیزیو فراموش کردی‫.‬</c>

00:05:29.863 --> 00:05:31.072
<c.color808080>من؟</c>

00:05:31.948 --> 00:05:33.992
<c.color808080>چیه منظورت؟؟</c>

00:05:34.826 --> 00:05:37.162
<c.color808080>چیزی نیست که تو نتونی درستش کنی‫.‬</c>

00:05:53.136 --> 00:05:55.347
اوووووه!

00:06:15.242 --> 00:06:30.997
<c.cyan>میک‌مک‌های سوت‌زننده‌ی لغزان</c>
<c.color8000ff>****ترجمه<c.yellow></c> یاشار یشمی ****</c>
<c.color8000ff>piebaldcrow@gmail.com</c>

00:07:15.802 --> 00:07:18.346
اگه گلوله رو بیرون‫ بکشم …‬
ممکنه ‫که تبدیل به یه گیاه بشه. ‬

00:07:18.638 --> 00:07:22.308
اگرم‫ بیرون نکشم،‬
ادامه‌ی زندگیش‫ رو لبه‌ی چاقو خواهد بود. ‫ ‬‬

00:07:22.600 --> 00:07:25.353
بهتره‫ حتی با وجودِ ریسکِ ‬ یهویی ‫مردن‬
زنده بمونه‫…‬

00:07:25.645 --> 00:07:28.356
تا‫ این ‫که‫ زنده بمونه،‬‬‬
‫بدونِ هر نوع آگاهی به زنده بودنش. ‬

00:07:28.648 --> 00:07:31.276
‫تو باس فلسفه می‌خوندی!

00:07:31.568 --> 00:07:33.445
شیر یا خط خوبه؟

00:07:36.698 --> 00:07:37.615
‫شیر!‬

00:07:37.907 --> 00:07:41.870
‫اوکی، می‌ذارم همین‌جوری بمونه. ‬
البته گیت‌های بازرسی فرودگاه بعدن بهش گیر می‌دن‫.‬

00:08:02.724 --> 00:08:04.350
اوه، خدای بزرگ
‫اونا قفلو ‫عوض کردن. ‬

00:08:04.642 --> 00:08:08.021
چی شده؟ موهاتو با قوطی‌باز‌کن
‫شونه کردی؟ ‬

00:08:08.313 --> 00:08:09.898
‫چیز میزام کجاست؟ ‬

00:08:10.190 --> 00:08:12.317
‫اولش که تو انبار بود. ‬
اما تو که مردمو ‫می‌شناسی…‬

00:08:12.609 --> 00:08:16.946
‫بعدِ سه روز دیگه چیزی جز یک سری ‬
لوازمِ به درد نخور باقی ‫نموند. ‬

00:08:24.704 --> 00:08:25.747
این که ‫کلاهِ منه!‬

00:08:29.459 --> 00:08:30.376
‫هی…‬

00:08:55.485 --> 00:08:56.819
‫بازیلِ عزیزم…‬

00:08:57.111 --> 00:08:59.322
‫واسه تو،‬
‫پشتِ وانت جاش گذاشته بودن. ‬

00:08:59.614 --> 00:09:00.990
‫۱۰۰٪ کتونه. ‬

00:09:02.033 --> 00:09:04.786
‫تو که شغل داری، زودی یک خونه‌ی جدید پیدا می‌کنی. ‬

00:09:10.291 --> 00:09:12.502
صبح بخیر
‫سرژ هستش؟ ‬

00:09:12.794 --> 00:09:15.755
‫خب… اگه کسی که باهام کار داره بازیل نباشه!‬
می‌بینم که ‫جون سالم به در بردی!‬

00:09:16.047 --> 00:09:17.382
نه ‫اون‌چنان!‬

00:09:17.674 --> 00:09:20.551
‫امیدوار بودم که اون سربِ تو کله‌ات‬
رو برداشته ‫باشن. ‬

00:09:20.843 --> 00:09:23.137
‫خب… من برگشتم، وفادار به شغلم. ‬

00:09:23.429 --> 00:09:26.099
‫اره، اما متاسفانه شغلت بهت وفادار نبود. ‬

00:09:26.391 --> 00:09:27.558
‫مجبور بودم که یکی رو جایگزینت کنم. ‬

00:09:29.435 --> 00:09:31.104
ایشون ‫لولاست. ‬

00:09:31.396 --> 00:09:32.897
سه ماه ‫آزمایشی. ‬

00:09:33.189 --> 00:09:36.150
‫- ما قبلن یک قراردادِ دائمی امضا کردیم. ‬
‫- اوه…‬

00:09:36.442 --> 00:09:39.195
‫خب، ما همدیگرو نبوسیدیم…‬

00:09:48.746 --> 00:09:50.039
‫آقای بازیل!‬

00:09:50.331 --> 00:09:52.959
‫‫آقای بازیل! ‬‬بی‌خیالِ اون عوضی‫‫. ‬‬
می‌خواستم بگم‫ من یه دوس پسر دارم. ‬

00:09:53.251 --> 00:09:54.711
‫اسمش ریکاردوئه. ‬

00:09:55.003 --> 00:09:58.881
‫اون هر شب منو با موتوسیکلتش می‌رسونه. ‬

00:09:59.173 --> 00:10:00.508
همیشه‌ هم همین‌جا پارک می‌کنه.

00:10:01.134 --> 00:10:03.219
جایی که ‫شما تیر خوردید. ‬

00:10:03.511 --> 00:10:04.887
‫یه روز که داشتیم موتور سواری می‌کردیم…‬

00:10:05.722 --> 00:10:10.476
‫ما یه صدایی شنیدیم!‬
‫انگار یه تیکه سنگ‌ریزه تو چرخ گیر کرده باشه. ‬

00:10:13.229 --> 00:10:15.189
‫اما آقای بازیل، سنگ‌ریزه نبود. ‬

00:10:16.983 --> 00:10:18.192
‫کدوم دست؟ ‬

00:10:21.320 --> 00:10:22.905
‫دوباره. ‬

00:10:32.749 --> 00:10:36.753
<c.cyan>سرشو گذاشت زیرِ پاهاش</c>
<c.cyan>و پنجه‌ی پاش زیرِ دماغش</c>

00:10:37.045 --> 00:10:40.173
<c.cyan>و شروع کرد به نصفه شدن</c>

00:10:40.465 --> 00:10:43.843
<c.cyan>چرخید و چمبره زد مث یه کرم هزارپا</c>

00:10:44.135 --> 00:10:46.888
<c.cyan>یه دفه پاهاش دورِ گردنش گیر کرد</c>

00:10:47.180 --> 00:10:51.809
<c.cyan>چرخ زد، مثِ یه توپ</c>
<c.cyan>و گاز زد زانوهاشو</c>

00:10:52.101 --> 00:10:55.229
<c.cyan>اون زنِ لاستیکی</c>

00:10:55.521 --> 00:10:58.691
<c.cyan>چه سرگرمی‌هایی که می‌تونن با اون زنه داشته باشن</c>
<c.cyan>اوه، کاراش دیوانه کننده است‫.‬</c>

00:10:58.983 --> 00:11:02.195
<c.cyan>کاراش بسه واسه این که </c>
<c.cyan>ذهنِ شما سرگرم بشه‫.‬ </c>

00:11:02.487 --> 00:11:06.157
<c.cyan>اون پایین مایین‌ها رو گشتن</c>
<c.cyan>و کلشو اون‌جا پیدا کردن‫.‬</c>

00:11:06.574 --> 00:11:09.660
<c.cyan>اون زنِ لاستیکی</c>

00:11:10.536 --> 00:11:11.704
‫ممنون… ‬

00:13:36.015 --> 00:13:37.308
پنج‌دقیقه وقت داری؟

00:13:41.353 --> 00:13:43.272
من ‫تمامِ عمرمو تو زندان بودم. ‬

00:13:43.564 --> 00:13:45.274
‫واسه همین منو «گنجه» صدا می‌زنن. ‬

00:13:45.983 --> 00:13:47.026
اسمِ منم ‫بازیله. ‬

00:13:47.318 --> 00:13:49.195
‫می‌دونم.‬ تو رو همه
به خاطرِ اون گلوله‌ای که تو سرته می‌شناسن

00:13:50.821 --> 00:13:54.158
‫تو ۲ ماه تو خیابونا بود‫ی‫…‬‬‬

00:13:54.450 --> 00:13:57.369
‫اما هیچ‌کاریت نشد، حتمن یه هدفی داری. ‬
‫چیه هدفت؟ ‬

00:13:58.245 --> 00:13:59.497
‫من فقط واسه امروزم زندگی می‌کنم… ‬

00:13:59.789 --> 00:14:02.958
‫با این یارو گلوله‌ تو مغزم، ‬
هر‫ لحظه می‌تونم از پا بیفتم. ‬

00:14:03.667 --> 00:14:06.587
‫من چی پس؟ ‬
‫«بیوه‌ساز» این زخمو بهم هدیه داد. ‬

00:14:06.879 --> 00:14:09.215
‫با گیوتین تو سالِ ۵۹. ‬

00:14:09.507 --> 00:14:13.260
‫گیوتین گیر کرد. ‬

00:14:13.552 --> 00:14:15.596
‫دو بار هم گیر کرد. ‬
‫منم تقاضای بخشش کردم. ‬

00:14:15.888 --> 00:14:17.807
اون گلوله ‫رو از سرت دربیار. ‬

00:14:18.766 --> 00:14:21.602
‫‫غیر ممکنه. ‬‬
جراح گفتش که‫…‬

00:14:21.894 --> 00:14:22.895
‫به خاطرِ این …‬

00:14:23.854 --> 00:14:26.899
‫دنبالم بیا. ‬
‫یه خونواده ‬میشناسم که ‫سرپرستیت رو قبول می‌کنن. ‬

00:14:50.756 --> 00:14:51.590
‫سلام. ‬

00:14:51.882 --> 00:14:53.092
‫سلام. ‬

00:14:53.634 --> 00:14:55.719
‫این مکسه. ‬
‫این‌جا برای ما خونه‌است. ‬

00:14:56.512 --> 00:14:59.431
‫ما خونمونو تقسیم می‌کنیم. ‬
‫این‬ جا هم در واقع‫ سهمِ ماست از پایتخت. ‬

00:14:59.723 --> 00:15:01.642
‫اگر هم که دزدی بخواد بیاد این‌جا…‬

00:15:05.980 --> 00:15:08.315
‫‫ها ها!‬‬
‫برو برو داخل، پسرِ کوچولوی من!‬

00:15:27.543 --> 00:15:29.420
‫بیا داخل! خجالت بازی درنیار. ‬

00:15:45.311 --> 00:15:46.395
‫ویکی… ‬

00:15:46.687 --> 00:15:48.022
‫بیا این‌جا که معرفیت کنم به دیگران. ‬

00:15:49.064 --> 00:15:52.109
‫این خانمه که تصمیم می‌گیره کی استخدام بشه. ‬

00:15:52.401 --> 00:15:55.362
‫- تویی که پوکه‌های رو زمینو جمع می‌کنی؟ ‬
‫- بله خانم. ‬

00:15:55.654 --> 00:15:56.739
‫دس نزن!‬

00:15:57.197 --> 00:15:58.782
‫من تامبولم.‬

00:15:59.074 --> 00:16:02.244
‫‫این‌جا آشغالا بازیافت می‌شه. ‬‬
‫ما دسته‌بندیشون می‌کنیم و تعمیرشون می‌کنیم. ‬

00:16:02.536 --> 00:16:04.288
‫همگی باهم. ‬

00:16:04.580 --> 00:16:06.040
‫‫حتی پیر کوچولو!‬‬

00:16:06.582 --> 00:16:09.626
‫البته ایشون یه هنرمندن. ‬

00:16:17.426 --> 00:16:20.679
پیر‫ چیزایی که بتونیم ازشون استفاده کنیم رو درست می‌کنه. ‬

00:17:00.302 --> 00:17:01.428
59...

00:17:01.720 --> 00:17:02.971
42...

00:17:03.639 --> 00:17:04.932
104!

00:17:07.726 --> 00:17:08.852
‫نیکل. ‬

00:17:09.144 --> 00:17:12.523
‫اونو ‫«ماشین حساب» صداش می‌زنیم. ‬‬
‫‫پدر: قاره‌پیما. مادر:‌خیاط.

00:17:12.815 --> 00:17:15.067
‫اونم یه قطب‌نما تو چشاش داره. ‬

00:17:15.359 --> 00:17:18.195
‫مردِ سفید، ‬
‫یک قطب‌نما در چشم‌هایش…‬

00:17:18.487 --> 00:17:21.573
‫… گرسنگی… ‬
‫… به بالا فوران می‌کند…‬

00:17:21.865 --> 00:17:23.951
‫‫… و از کیر به کون می‌شتابد…‬‬
آره‫!‬

00:17:24.243 --> 00:17:26.120
‫‫«قطب‌نما در چشم‌هایش»‬‬
‫باس یادداشتش کنم. ‬

00:17:26.411 --> 00:17:28.914
‫قبلن تو برزیل یه نویسنده بود. ‬

00:17:29.206 --> 00:17:31.166
‫اسمِ من فراکاسه. ‬

00:17:31.458 --> 00:17:32.876
‫من تو گلوم…‬

00:17:33.168 --> 00:17:34.545
‫… یه میله‌ی کربنی دارم. ‬

00:17:34.837 --> 00:17:38.674
‫‫وقتی یه بطری آب ترکید ‬‬
‫یکی از ریه‌هاش رو از دست داد. ‬

00:17:38.966 --> 00:17:42.511
‫… علاوه بر اون یه دونه دینام‬
‫هم تو شکمم دارم. ‬

00:17:42.803 --> 00:17:45.097
‫… و سه تا از مفصل‌های گردنمم هم تیتانیومیه. ‬

00:17:45.389 --> 00:17:49.184
‫بیا، بیا دست بزن بهش، آره بزن‬
بزن دیگه،‫ جنسش تیتانیومه. ‬

00:17:49.476 --> 00:17:50.394
‫‫بزن!‬‬
‫بزن دیگه!‬

00:17:51.270 --> 00:17:52.187
‫اوه!‬

00:17:52.479 --> 00:17:55.107
‫یکی از رویاهاش اینه که اسمش‬
تو کتاب گنیس ثبت بشه ‫. ‬

00:17:55.357 --> 00:17:59.027
‫من قبلن این کارو کردم. تو سالِ ۷۷!‬
‫۲۱۲ متر:‫ رکورد واسه‬‬ جابه‌جاییِ‫‫ گلوله‌ی توپ‬‬ِ‫‫ انسا‬‬نی‫‫. ‬‬

00:17:59.319 --> 00:18:01.363
‫ما که هیچ‌وقت تائیدیه‌ی گنیس رو ندیدیم. ‬

00:18:01.655 --> 00:18:03.740
‫قبلن که بهت گفته بودم!‬
ازم دزدینش!

00:18:05.242 --> 00:18:07.619
‫آهای! تو!‬
چرا ناراحتش می‌کنی؟ ها؟

00:18:17.921 --> 00:18:20.757
‫حالا که تو عضوی از ‬
‫خانواده‌ی ما هستی…‬

00:18:21.049 --> 00:18:25.554
‫… یه تیکه خامه از ‬
‫یخچال واسم بیار. ‬

00:18:38.859 --> 00:18:40.444
‫طبقه‌ی پایین پسر!‬

00:18:43.363 --> 00:18:43.989
‫آهههههه. ‬

00:18:51.413 --> 00:18:52.539
روح دیدی؟

00:18:52.831 --> 00:18:54.833
‫ایشون یکمی کج‌خلقن…‬

00:18:55.125 --> 00:18:59.046
‫… اما به جاش همیشه اولین کسیه که ‬
خودشو برای‫ دیگران خم می‌کنه!نه؟‬

00:18:59.338 --> 00:19:02.841
‫تو بندبازی؟ ‬
‫نه! من ظرفِ سبزیجاتِ یخچالم!‬

00:19:03.133 --> 00:19:04.676
‫مثِ این که از اولِ تولدش … ‬

00:19:05.427 --> 00:19:08.639
وقتی پدرش می‌خواسته کتکش بزنه
‫‫‫‫ ‫تو آبدارخونه قایم می‌شده!‬

00:19:08.930 --> 00:19:11.350
‫‫و اونم از بچگی همیشه تو گنجه می‌موند…‬‬

00:19:11.642 --> 00:19:15.395
‫… بدونِ این که بندِ کفشش رو ببنده. ‬
‫آخه اون یادش رفته که چطور باس گره زد. ‬

00:19:18.231 --> 00:19:19.107
‫بیاید دیگه!‬

00:19:19.399 --> 00:19:21.902
‫بیاید سرِ میز بشینید، شله قلم‌کار آماده است!‬

00:19:37.042 --> 00:19:38.877
<c.cyan>صحبت با گویشِ فلاندرزی</c>

00:22:14.199 --> 00:22:15.867
‫می‌تونم کمکتون کنم؟ ‬

00:22:16.159 --> 00:22:19.204
‫بله! می‌خواستم اقای «دو فیونیلت» رو ببینم. ‬

00:22:19.496 --> 00:22:21.247
‫‫به روی چشم،‬‬
‫قرارِ قبلی دارید؟ ‬

00:22:21.539 --> 00:22:24.209
‫‫بهتره این‌جوری بگم که‬…
‫‫‫من یه چیزی تو سرم دار‬م…

00:22:24.501 --> 00:22:25.710
که به ایشون مربوطه‪.‬

00:22:26.002 --> 00:22:29.464
‫اگر این چیزی که تو سرتونه یک پروژه یا ایده است،‬
‫بهتره اونو ایمیل کنید. ‬

00:22:29.756 --> 00:22:34.094
‫می‌تونم یه اسکن ازش بفرستم، ‬
اما ترجیح می‌دم که خودشونو ببینم.

00:22:34.386 --> 00:22:36.054
‫شما بایست این‌جارو ترک کنید. ‬

00:22:36.346 --> 00:22:37.305
‫بله، اخطار!‬

00:22:37.597 --> 00:22:38.348
‫اخطار!‬

00:22:38.640 --> 00:22:40.767
‫اخطار! اخطار!‬

00:22:51.152 --> 00:22:51.903
‫بووووو!‬

00:22:52.195 --> 00:22:54.989
‫کاری نداره که! به این دلقکِ راهِ خیابونو نشون بده. ‬

00:22:56.032 --> 00:22:57.700
‫یه گلوله تو سرش؟‌‬

00:22:57.992 --> 00:23:00.328
‫حداقل مارو یادش نمی‌ره دیگه!‬

00:23:27.689 --> 00:23:30.150
‫‫بچه‌ها، من یکیرو این‌جا نیاز دارم. ‬‬
‫برو!‬

00:23:46.833 --> 00:23:49.460
‫ما در زمینه‌ی تهیه‌ی ‬بمب‌های ضدِ نفر‫…‬

00:23:49.711 --> 00:23:52.547
پیش‌رو‫ محسوب می‌شویم. ‬

00:23:52.839 --> 00:23:56.259
‫ما فروشمونو تو خلیج چهار برابر کردیم…‬

00:23:56.968 --> 00:24:00.555
‫… و تضمینِ وقوعِ خسارت رو‬
‫از ۷ درصد به ۹ درصد رسوندیم. ‬

00:24:01.556 --> 00:24:04.601
‫همون طور که می‌دونید، ما هیولا نیستیم!‬

00:24:04.893 --> 00:24:07.145
‫ما نمی‌خوایم هیچ‌کی بمیره!‬

00:24:07.437 --> 00:24:09.022
‫ما فقط به خوبی می‌دونیم که…‬

00:24:09.314 --> 00:24:12.859
‫یک سرباز زخمی شده خیلی بیش‌تر از ‬
‫یک سرباز مرده خرج بر می‌داره. ‬

00:24:13.151 --> 00:24:17.906
‫اسلحه‌ی CB‪-‬87 ما، ‬
‫۲۰۲ موشک شلیکه می‌کنه…‬

00:24:18.198 --> 00:24:21.201
‫… و معادلِ چهار زمینِ فوتبال رو‬
با خاک ‫یکسان می‌کنه. ‬

00:24:21.492 --> 00:24:24.662
‫ما در خلیجِ فارس، کوزوو…‬

00:24:25.747 --> 00:24:28.875
‫… و افغانستان حضور داریم…‬
‫به بیانِ دیگه… زمانش رسیده که‬ کسی که‫…‬

00:24:29.167 --> 00:24:32.462
‫‫‫‫… مغزِ متفکرِ تمامِ این رخداد‌هاست
‫‫به جمع معرفی شود…

00:24:32.754 --> 00:24:35.548
‫و الان مدیر عاملِ شرکت:‬
فرانسوا ماکونی

00:24:39.761 --> 00:24:42.180
‫ممنونم، ممنونم.‬
‫واقعن ممنونم ازتون. ‬

00:24:47.602 --> 00:24:49.562
‫ردیاب‌ها…‬

00:24:50.063 --> 00:24:52.857
‫… موادِ منفجره یا گلوله‌ها…‬

00:24:53.149 --> 00:24:55.318
‫… اونایی که برای ما هستن از همه بهترن…‬

00:24:55.610 --> 00:24:58.071
‫… مالِ ما از همه مهاجم‌تر و موفق‌تر هستند. ‬

00:25:02.033 --> 00:25:05.328
‫هر چند که رمبو به عنوانِ شاعر کار خودشو شروع کرد، ‬
اما در نهایت‫ چیزی جز یک دلالِ اسلحه ‬نشد‫. ‬

00:25:05.620 --> 00:25:08.164
‫خب، من…‬
‫من ‬می‌خوام ‫خلافش رو انجام ‬بدم‫.‬

00:25:08.456 --> 00:25:10.667
‫اما… اما… اما قبل از‬ این که بخوام‫ بازنشست‬ بشم‫…‬

00:25:11.209 --> 00:25:14.879
<c.color808080>[ واژه‌ی مهمات و جاه‌طلبی در فرانسوی هم‌قافیه هستند ]</c>
… من‫ قافیه‌ی جاه‌طلبی رو با ‬
مهمات‫ پر می‌کنم…‬

00:25:15.171 --> 00:25:17.340
‫… زندگی کردن با دینامیت. ‬

00:25:17.632 --> 00:25:20.760
‫زنده‌باد ویجیلنت آرمیمنت‫.‬‬

00:25:39.112 --> 00:25:40.863
‫شب‌خوش جناب رئیس جمهور. ‬

00:25:41.864 --> 00:25:43.574
‫ژنرال…‬

00:25:43.866 --> 00:25:45.827
ژوزف، شب خوش!

00:26:27.076 --> 00:26:28.578
‫بهتره قانونِ جدیدی که تصویب شده رو…‬

00:26:28.870 --> 00:26:30.580
‫بهتون یادآوری کنم…‬

00:26:30.872 --> 00:26:34.542
‫یک مینِ ‬ضدِ نفر‫ در سطحِ زمینِ بازی‬
قرار داده شده‫. ‬

00:26:34.834 --> 00:26:37.170
‫آره، این چالش جدیدیه که توسطِ …‬

00:26:37.462 --> 00:26:38.921
‫… سازمان لیگ پیشنهاد داده شده. ‬

00:26:41.799 --> 00:26:45.678
‫متاسفانه اونی که الان معلقه ‬
‫به عنوانِ مهاجم عمرِ کوتاهی داشت…‬

00:26:45.970 --> 00:26:49.640
‫… تیمِ میهمان هم بهای مهمان بودنش رو پرداخت کرد. ‬

00:27:00.193 --> 00:27:03.571
‫- شما امشب درخشان بودید. ‬
‫− ممنونم ژرژ. ‬

00:27:04.780 --> 00:27:07.909
‫تو تاریخ آرتور رمبو یک دلالِ اسلحه محسوب می‌شد؟‬
<c.color808080>[ آرتور رمبو‫:‬ شاعر فرانسوی و بنیان‌گذار شعر مدرن ]</c>

00:27:08.201 --> 00:27:12.079
آره، اما دلالِ اسلحه بودن باعث نشده که
وقتی پاشو‫ قطع کردن از قانقاریا نمیره. ‬

00:27:14.248 --> 00:27:16.000
بودلر، از سفلیس؟
<c.color808080>[ بودلر‫:‬ شاعر و نویسنده‌ی فرانسوی ]</c>

00:27:16.292 --> 00:27:17.543
‫ورلن، مرگ بر اثرِ هذیان گویی…‬
<c.color808080>[ ورلن: شاعر فرانسوی و چهره‌ی مکتبِ سمبولیسم ]</c>

00:27:17.835 --> 00:27:19.712
لورکا ‫وقتی گلوله خورد که…‬
<c.color808080>[ لورکا‫:‬ شاعر و نویسنده‌ی اسپانیایی ]</c>

00:27:20.004 --> 00:27:22.006
‫… نروال خودشو از تیرِ چراغ دار زد.‬
<c.color808080>[ نروال‫:‬ شاعر و نویسنده‌ی فرانسوی ]</c>

00:27:22.298 --> 00:27:25.968
‫قربان، من هیچ‌وقت بچمو به شاعر شدن تشویق نخواهم کرد!‬

00:27:36.687 --> 00:27:39.565
‫فردا، ‬
‫ساعت ۱۰ صبح منو از خواب بلند کن. ‬

00:27:40.942 --> 00:27:42.026
‫چشم قربان!‬

00:27:44.695 --> 00:27:47.365
‫تو چه مدت واسه ما کار کردی؟ ‬

00:27:48.616 --> 00:27:49.825
‫ماهِ دیگه می‌شه ۳۰ سال. ‬

00:27:50.409 --> 00:27:51.410
‫آه…‬

00:27:52.286 --> 00:27:53.329
‫چرا ما…‬

00:27:53.621 --> 00:27:56.832
این‌جا رو ‫واسه‫ ۳۰ سالِ آینده‌ی کاریت…‬‬

00:27:57.124 --> 00:27:59.460
‫با ابزار‌های پیش‌رفته آپگرید نکنیم؟ ‬

00:28:00.795 --> 00:28:04.423
‫خب… بهترین سوپ‌ها تو دیگ‌چه‌های قدیمی درست می‌شه. ‬

00:28:05.132 --> 00:28:06.258
هوووم‫…‬

00:28:07.051 --> 00:28:08.135
‫تغییر در حالِ وقوعه. ‬

00:28:09.679 --> 00:28:11.806
‫حداقلش هر ۳۰ سال یک‌بار. ‬

00:30:20.059 --> 00:30:22.311
‫چرا این سگه نمی‌تونه پایینِ تخت بخوابه؟ ‬

00:30:22.603 --> 00:30:24.021
‫ناله‌کردن رو بس کن!‬

00:30:24.313 --> 00:30:26.023
پرندگانِ پر

00:30:26.315 --> 00:30:28.359
‫‫هی، مامان بزرگ!‬‬
‫نون تست!‬

00:30:56.720 --> 00:30:58.555
‫روزت خوب گذشت؟ ‬

00:30:58.847 --> 00:31:01.267
‫‫- بله بابا!‬‬
‫- منم یه شب رویایی داشتم. ‬

00:31:01.558 --> 00:31:05.354
‫سخنرانیم فوق‌العاده بود. ‬
منو با‫ رمبو مقایسه کردن. ‬

00:31:05.646 --> 00:31:06.772
‫می‌دونی که رمبو کیه؟ ‬

00:31:07.064 --> 00:31:08.607
‫آره، اما تو که بدنت اون‌قدر خوش‌فرم نیست. ‬

00:31:11.235 --> 00:31:13.737
‫نه، نه «رمبو»، منظورم «رمبوی شاعره»‬
<c.color808080>[ ‫(‬شاعر‫)‬Rimbaud و Rambo‫(‬بازیگر‫)‬ ]</c>

00:31:16.448 --> 00:31:18.283
‫ببرش به رخت‌خواب. ‬

00:31:18.575 --> 00:31:19.660
‫‫بله قربان!‬‬

00:32:44.203 --> 00:32:46.246
‫سلام، بله. ‬

00:32:46.538 --> 00:32:49.792
نه،‫ صبر کنید…‬
‫چجوری این شماره رو به دست آوردین؟‌‬

00:32:50.083 --> 00:32:51.210
بله، می‌فهمم‫. ‬

00:32:51.502 --> 00:32:55.339
‫نه، نه، نه، این نوع معامله‌ها رو ‬
‫‫نباس پای تلفن انجام داد. ‬‬

00:32:55.631 --> 00:32:57.633
‫نه! همین‌طور…‬

00:32:57.925 --> 00:32:59.676
‫یک مکانِ ‫عمومی رو ترجیح می‌دم…‬‬

00:32:59.968 --> 00:33:01.803
‫می‌دونم… بگو چهارشنبه…‬

00:33:02.095 --> 00:33:04.640
‫ساعت ۳ بعد از ظهر، ‬
دپارتمانِ ‫ورزشِ گالری‌های لافایته.‬

00:33:05.265 --> 00:33:06.391
‫بله، همونه. ‬

00:33:18.987 --> 00:33:19.947
‫وافل…‬

00:33:20.239 --> 00:33:21.156
‫تو بروکسل.‬

00:33:23.367 --> 00:33:26.578
‫زیاد نخورین‌ها. ‬
‫عرق نیشکر رو تو خمیر خوابوندم. ‬

00:33:26.870 --> 00:33:28.121
‫هی… بسه دیگه!‬

00:33:28.413 --> 00:33:31.625
<c.color808080>[ صحبت با گویشِ فلاندرزی ]</c>

00:33:38.924 --> 00:33:41.677
<c.color808080>[ صحبت با زبانِ چینی ]</c>

00:33:45.055 --> 00:33:48.392
‫عجله‌کن، مینوت‌ها!‬
اونام باس زود آماده بشه.

00:33:48.684 --> 00:33:50.102
‫آقای فراکاسو…‬

00:33:50.811 --> 00:33:53.772
‫این شما نیستید؟‬
توی کتابِ رکورد‌های گنیس؟

00:33:54.064 --> 00:33:55.357
بعلللهه!

00:33:56.608 --> 00:33:58.110
‫سالِ ۷۷‬

00:34:00.988 --> 00:34:02.656
‫چی بهتون گفته بودم؟‬

00:34:02.948 --> 00:34:05.993
‫چی بهتون گفته بودم…‬
ها ها!هاها!

00:34:07.869 --> 00:34:10.872
‫«در ۱۴ جولای ۱۹۷۷،‬
تئودور هنری دو مونتریول…»

00:34:11.164 --> 00:34:13.125
‫کی تئودور هنریه؟ ها؟ کی؟ ‬

00:34:13.750 --> 00:34:15.377
‫… «رکوردِ قبلی جابه‌جایی گلوله‌ی توپ‌… ‬

00:34:15.669 --> 00:34:19.923
که دستِ آقای گرامپی در سالِ ۶۶ بود ‫را‬
‫۹ متر ‫جابه‌جا کرد.» هاها!‬‬

00:34:20.215 --> 00:34:24.052
‫‫«۹ متر جابه‌جا کرد»‬‬

00:34:28.932 --> 00:34:29.766
‫آره!‬

00:34:33.645 --> 00:34:35.355
می‌دیش به من بچه؟
اوه‫ نه!‬

00:34:35.647 --> 00:34:37.149
‫اوه آره، لطفن، بدش به من. ‬

00:34:37.441 --> 00:34:39.901
‫اما نه…‬
اگر‫ بدیش به من…‬

00:34:40.193 --> 00:34:42.279
‫اون‌وقت تی‌شرتم رو امضاء می‌کنی؟ آره؟‬

00:34:46.700 --> 00:34:47.784
‫‫«تی. هنری»…‬‬

00:34:48.076 --> 00:34:49.536
‫‫تیری هانری.‬‬

00:34:49.828 --> 00:34:52.164
‫‫فراکاسو، من یه شغل واست سراغ دارم. ‬‬

00:34:52.456 --> 00:34:54.416
‫شوخی نمی‌کنم. ‬

00:34:54.708 --> 00:34:57.210
اما فک ‫کنم …‬
یه ‫شکار باشه. ‬

00:34:57.502 --> 00:34:59.796
‫ایده‌ای تو ذهنت داری؟‌‬

00:35:00.839 --> 00:35:03.467
‫استاد دارن یک راز رو با ما درمیون می‌ذارن. ‬

00:35:03.717 --> 00:35:06.511
‫اما خب، کیه که اهمیت بده، تو که کنجکاو نیستی. ‬

00:35:17.731 --> 00:35:19.357
‫اوه… اوه!‬

00:35:26.323 --> 00:35:27.324
‫ساعت چنده؟ ‬

00:35:27.616 --> 00:35:31.203
‫فردا، ساعت ۱۰ صبح، ‬
‫روبروی مقبره‌ی ساشا گویتری‬
<c.color808080>[ ساشا گویتری‫:‬ بازیگر، فیلم‌نامه نویس و کارگردان فرانسوی ]</c>

00:35:55.143 --> 00:35:56.311
‫آقای مارکونی؟‬

00:35:57.479 --> 00:35:59.815
‫من پیغام رسونِ عمر بولونگا هستم. ‬

00:36:00.565 --> 00:36:03.068
‫عمر بولونگا…‬
همون دیکتاتورِ سابق…؟

00:36:03.360 --> 00:36:07.405
‫سابق و آینده. ‬
‫ایشون دارن مهیای یک انقلاب می‌شن. ‬

00:36:08.490 --> 00:36:10.033
‫من زاویه‌ی نگاه سیاسی ندارم. ‬

00:36:10.325 --> 00:36:14.037
‫ما نارنجک، ریفل و مین نیاز داریم. ‬

00:36:14.329 --> 00:36:17.916
‫و DGA، کمیته‌ی صادرات،‬
‫‫معاهده‌ی اوتاوا؟ ‬‬

00:36:18.208 --> 00:36:20.168
‫‫شما اسلحه‌ها رو دارید. ‬‬
‫توی انبار. ‬

00:36:20.460 --> 00:36:23.338
‫شما هیچ بخشِ صادرات ندارید توی زامبیا. ‬

00:36:23.630 --> 00:36:25.465
‫اما ما یکی داریم. ‬

00:36:25.757 --> 00:36:29.177
‫و این باس نظرِ منو جلب کنه؟ ‬
چک‫ کنید. ‬

00:36:29.469 --> 00:36:34.558
‫ما به شما دو برابر پولِ نقد می‌دیم…‬
و ‫بیش‌تر از اون الماس، البته اگر کودتا به بار بشینه. ‬

00:36:34.849 --> 00:36:35.809
‫ادامه‌بده. ‬

00:36:36.101 --> 00:36:37.978
‫حسابِ ملی آقای بولونگا…‬

00:36:38.270 --> 00:36:39.771
‫… مین‌های الماس‌کوب‌شده…‬

00:36:40.063 --> 00:36:43.149
‫‫عطسه نکن!‬‬
‫یه فکری بکن! سریع!‬

00:36:43.441 --> 00:36:47.445
‫گورخرها سفید‌ هستن با خط‌های مشکی،‬
‫یا مشکی‌اند با خط‌‌های سفید؟‬

00:36:47.737 --> 00:36:48.863
‫اوه، کوتوله!‬

00:36:49.155 --> 00:36:52.033
‫آیا دورف‌ها هم بینِ کوتوله‌ها هستن؟ ‬
Are there dwarfs among pygmies?

00:36:52.325 --> 00:36:54.327
‫چرا می‌گیم «سیا» و مثلن نمی‌گیم «سیا کچل»…‬

00:36:54.619 --> 00:36:57.247
‫یا چرا می‌گیم «اف‌بی‌آی» و نمی‌گیم «اف‌بی‌آی تف» ؟‬

00:36:57.539 --> 00:36:58.582
‫فک کن…‬

00:36:58.873 --> 00:37:01.918
‫‫… ‫اما زیاد لفتش نده، ‬‬‬
‫‫ما دوشنبه‌ برمی‌گردیم ‬‬کوناکری‫‫.‬‬

00:37:28.194 --> 00:37:29.112
تو!

00:37:30.739 --> 00:37:31.865
‫‫آره، تو!‬‬

00:37:32.157 --> 00:37:34.367
‫من که نمی‌دونم شیطنتت باز در موردِ چی گل کرده…‬

00:37:34.659 --> 00:37:38.121
‫… اما تو می‌تونی یا همین‌جوری خودت تنهایی بری‬
‫و هر کار خواستی بکنی…‬

00:37:38.413 --> 00:37:41.291
‫‫… یا این که با ما بمونی و از ما درخواستِ کمک کنی!‬‬

00:37:41.583 --> 00:37:43.251
‫روشن بود حرفم؟ ‬

00:37:43.543 --> 00:37:45.503
‫خب تو بعضی از چیزا نیاز به کمک دارم!‬

00:37:45.795 --> 00:37:46.838
‫مثلِ چی؟ ‬

00:37:48.006 --> 00:37:52.218
‫من کارخونه‌ی سازنده‌ی گلوله‌ای ‬
‫که پدرم رو کشت پیدا کردم. ‬

00:37:52.510 --> 00:37:56.806
‫من باس در آنِ واحد دو کار رو انجام بدم…‬
‫‫‫‫که خب دست تنها نمی‌تونم. ‬‬‬‬

00:38:02.270 --> 00:38:03.938
‫بزارید یه جمع‌بندی بکنم…‬

00:38:11.905 --> 00:38:13.865
‫اینا زاغ سیاهِ بیرون رو چوب می‌زنن.‬

00:38:14.157 --> 00:38:16.785
‫دلال هم داخله. ‬

00:38:17.035 --> 00:38:19.996
‫‫مواد هم داخلِ صندوقِ پست مخفی شده. ‬‬

00:38:20.288 --> 00:38:22.582
‫از اون طرف بریم، اگر مجبور شدین بگردین…‬

00:38:22.874 --> 00:38:25.293
‫باس حواستون باشه که مواد مثِ برف سفیده.یالا بریم. ‬

00:38:36.054 --> 00:38:40.642
‫تا حالا واستون پیش اومده که یه جا ‬
هم تصادف کنید
‫و هم شلاق بخورید‫؟‬‬

00:38:40.934 --> 00:38:42.185
‫‫اوه، پیری رو ببین. ‬‬

00:38:47.607 --> 00:38:48.525
بله؟

00:38:48.817 --> 00:38:51.778
‫کنترلِ آزبست هستیم. یه مشکل به ما گزارش شده. ‬

00:38:52.070 --> 00:38:54.280
‫اما ما که این‌جا آزبست نداریم. ‬
<c.color808080>[ آزبست یا پنبهٔ نسوز یا پنبهٔ کوهی در اصل یک کانی سیلیکاتی حاصل از ماگما و در واقع نوعی سنگ آذرین درونی است. ]</c>

00:38:55.490 --> 00:38:58.409
‫آبزست ممکنه دقیقن بیخِ گوشتون باشه. ‬

00:38:58.701 --> 00:38:59.744
‫اما تا یه چشم به هم بزنید…‬

00:39:00.036 --> 00:39:02.413
‫… ما هم مشکل رو حل می‌کنیم. ‬

00:39:02.705 --> 00:39:05.333
‫پس… هیچ نیازی به سوراخ کردنِ قایق هم نیست. ‬
<c.color808080>[ قایق‫:‬ منظور کفِ خانه‌ی آن دو نفر است ]</c>

00:39:05.625 --> 00:39:06.709
‫آه!‬

00:39:07.293 --> 00:39:08.795
‫اوه! اما…‬

00:39:09.087 --> 00:39:11.256
‫بیوه‌زن بهم گفتش که هیچ‌وقت ‬
‫منو ترک نمی‌کنه. ‬

00:39:11.548 --> 00:39:14.843
‫هر جا که من برم،اونم وبالِ گردنمه. ‬

00:39:15.134 --> 00:39:16.177
‫دمت گرم!‬

00:39:39.659 --> 00:39:40.702
‫رسیدِ من چی پس؟ ‬

00:39:40.994 --> 00:39:43.162
هر چی آدم الکلی‌تر
‫کارش هم درست‌تر و باحال‌تر.‬

00:40:02.223 --> 00:40:04.851
‫ببخشید، سالنِ پرواز کدوم ‌طرفه؟‬

00:40:08.313 --> 00:40:12.984
‫اوه داداش! یه دونه گردنبندِ جادویی می‌خوای؟ ‬
گردنبندی که تو رو ببره به بهشت؟

00:40:13.276 --> 00:40:16.487
‫قدرتِ این گردنبند تو رو از ارواح خبیثه دور نگه می‌داره. ‬

00:40:16.779 --> 00:40:18.197
‫اما آره… ها ها ها ها‬

00:40:18.489 --> 00:40:20.908
‫ها ها، تو رئیسه هستی؟ فرمانده. ‬

00:40:28.082 --> 00:40:29.083
‫این‌جا!‬

00:40:29.375 --> 00:40:31.210
‫اما گردنبنده تو رو در مقابلِ شیطان و ‬

00:40:31.502 --> 00:40:32.670
‫هوی و هوسِ عمل‌هات حفظ می‌کنه‌ها!‬

00:40:32.962 --> 00:40:35.965
‫عودهام هم اجازه می‌ده که بتونی با ‬
‫ارواحِ نیاکان ارتباط برقرار کنی. ‬

00:40:36.257 --> 00:40:40.595
‫من هزار بار بهت گفتم!‬
بازدیدکننده‌ها رو به حالِ خودشون بزار!

00:40:40.887 --> 00:40:42.847
‫این دیگه آخرین اخطارم بهت بود! گورتو گم‌کن!‬

00:40:43.139 --> 00:40:47.393
‫ببخشید حضرات آقا. ‬
‫امیدوارم که گردشِ امن و امانی رو سپری کنید.‬

00:41:04.786 --> 00:41:06.829
‫عذر می‌خوام، لطفن قربان!‬

00:41:07.121 --> 00:41:08.039
‫سلام. ‬

00:41:08.331 --> 00:41:09.957
‫ما دنبالِ پروازهای آمریکا هستیم. ‬

00:41:10.249 --> 00:41:11.793
‫سالنِ پرواز‌های خروجی؟‬

00:41:12.085 --> 00:41:14.253
‫آره، ما می‌خوایم بریم منهتن تا …‬

00:41:14.545 --> 00:41:15.546
‫… بچمون رو ببینیم. ‬

00:41:16.839 --> 00:41:19.092
‫شما اول باس ساک‌هاتون رو تحویل بدین.‬

00:41:19.384 --> 00:41:20.718
‫این دختر هم خواهرخونده‌ی پسرمه…‬

00:41:21.010 --> 00:41:23.930
‫‫… پسرم سالِ ۱۹۸۹ این‌جا رو‬‬
‫به مقصدِ نیویورک ترک کرد. ‬

00:41:24.680 --> 00:41:28.059
‫نیویورک؟‬
شما دارید با من صحبت می‌کنید؟
<c.color808080>[ به انگلیسی ]</c>

00:41:28.768 --> 00:41:30.019
‫تو سالِ ۱۹۸۸. ‬

00:41:30.311 --> 00:41:31.562
‫۱۲ دسامبرِ ۱۹۸۸.‬
‫‫یه عالمه کاره که باس قبل رفتن انجام بدیم. ‬‬

00:42:04.804 --> 00:42:06.931
<c.cyan>آخرین اعلام برای پروازِ کوناکری</c>

00:42:07.223 --> 00:42:09.267
<c.cyan>هواپیمایی لوفاستا، شماره‌ی ۲۰۲</c>

00:42:18.776 --> 00:42:21.195
‫ناخن‌های گرفته شده‌ی وینستون چرچیل.‬

00:42:24.448 --> 00:42:26.117
‫دندونِ آسیابِ مرلین…‬

00:42:27.493 --> 00:42:28.786
‫مونرو.‬

00:42:31.581 --> 00:42:34.083
پای شلمانصرِ اول
<c.color808080>[ شلمانصرِ اول یکی از شاهان عاشوری بود ]</c>

00:42:34.375 --> 00:42:35.960
‫قلبِ لوئی شانزدهم. ‬
<c.color808080>[ لوئی شانزدهم پادشاهی بود که در زمانِ او انقلاب کبیر فرانسه رخ داد ]</c>

00:42:36.252 --> 00:42:37.920
‫انگشتِ ماتیس. ‬
<c.color808080>[ آنری ماتیس‫:‬ نقاشِ قرن بیستمی فرانسوی در سبک دریافت‌گری ]</c>

00:42:39.714 --> 00:42:41.841
‫چشمِ موسلینی...‬
<c.cyan>در ادامه می‌گه‫:‬ متاسفانه شانس نداشتم داشته باشمش</c>

00:42:48.139 --> 00:42:52.476
‫هر وقت که کمیسیونِ تسلیحات شروع به کار کرد، ‬
‫ما هم به سعودی‌ها خبر می‌دیم.‬

00:42:52.768 --> 00:42:56.647
‫آره، این یارو به تنهایی ‬
‫‫بیش‌تر از یک گروه می‌ارزه.‬‬

00:42:58.024 --> 00:43:00.902
‫ما هم بهشون کد‌های منبع ‬
‫رو نخواهیم داد. ‬

00:43:01.819 --> 00:43:05.615
‫‫اگر کار کرد؟ ‬‬
‫بازارِ سارایوو رو یادت می‌آد؟‌‬
<c.color808080>[ سارایوو‫:‬ پایتختِ بوسنی و هرزگووین‫.‬ نسل‌کشی صرب‌ها ]</c>

00:43:21.464 --> 00:43:26.385
‫خسارت‌های متعادله که باعث می‌شه ‬
بازار ارزش پیدا ‫کنه. ‬

00:43:36.020 --> 00:43:37.480
‫اما البته…‬

00:43:42.401 --> 00:43:44.570
‫این دقیقن همون چیزیه که من هی می‌خوام بهت بگم. ‬

00:43:45.529 --> 00:43:47.281
‫من و تو، توی وزارت دفاع…‬

00:43:48.366 --> 00:43:50.493
‫‫‫‫‫… کار می‌کنیم…‬‬‬‬‬

00:43:50.785 --> 00:43:52.745
‫… نه تو وزارتِ حمله. ‬

00:43:53.037 --> 00:43:55.247
‫حتمن دوستِ خوبم. ‬

00:43:55.539 --> 00:43:57.792
‫تو همیشه موردِ احترامِ من بودی. ‬

00:43:58.542 --> 00:43:59.877
‫سلامِ منو به خانم برسون. ‬

00:44:39.667 --> 00:44:43.504
‫‫قرار ساعتِ پنج بعد از ظهر در رستورانِ ترین بلو:‬‬
‫چشمِ موسیلینی رسید. ‬

00:44:53.139 --> 00:44:55.599
‫من همین الانش هم ۱۰ دقیقه دیر کردم. ‬
عجله کن!

00:44:59.728 --> 00:45:00.896
‫این صدا دیگه چی بود موریس؟‬

00:45:01.188 --> 00:45:03.065
‫‫- اسمِ من استفانه قربان. ‬‬
‫- آره، استفان. ‬

00:45:03.357 --> 00:45:06.610
‫فک کنم پنجر کردیم قربان. ‬
عذر می‌خوام. الان می‌رم ‫نگاه می‌کنم. ‬

00:45:09.947 --> 00:45:11.115
‫ای دهاتی!‬

00:45:32.469 --> 00:45:33.554
‫سلام. ‬

00:45:33.846 --> 00:45:37.099
‫‫من یک جا رزرو کرده بودم. ‬‬
به نامِ دو فونولیت.

00:45:37.391 --> 00:45:39.518
‫بله. ‬
‫منتظرِ شما هستن. ‬

00:45:45.232 --> 00:45:47.610
‫من دستِ راستِ آقای دوفونولیست هستم. ‬

00:45:47.902 --> 00:45:51.822
‫ایشون ازم خواستن به شما بگم که ‬
‫دیگه علاقه‌ای به چشمِ موسیلینی ندارن. ‬

00:45:52.114 --> 00:45:56.619
‫اما اگر شما پاشنه‌ی آشیل یا سیبِ حوا رو ‬
‫دارید، ایشون طلبه‌اش هستن. ‬

00:46:01.749 --> 00:46:04.960
‫یک، دو، سه… تست می‌شه. ‬
‫یک، دو، سه… تست می‌شه. ‬

00:46:05.252 --> 00:46:08.213
‫من نماینده‌ی عمر بولونگا هستم. ‬

00:46:24.355 --> 00:46:26.398
‫ادامه بده، یه پیشنهاد به من بده. ‬

00:46:26.690 --> 00:46:29.985
‫‫قبل از این که اسب رو ببینی، ‬‬
‫کارتِ شرط‌بندیش رو نخر.‬

00:46:30.277 --> 00:46:32.696
‫این‌جوری دعوامون هم نمی‌شه. ‬

00:46:34.239 --> 00:46:36.158
‫اگر چشمِ موسیلینی رو داری…‬

00:46:36.450 --> 00:46:39.578
‫‫… من به جاش دندونِ آسیابِ مرلین رو می‌دم. ‬‬

00:46:39.870 --> 00:46:40.829
‫معامله‌ی عادلانه‌ایه. ‬

00:46:41.538 --> 00:46:43.957
‫من انگشتِ متیس و ‬
‫‫ناخن‌های چرچیل رو دارم…‬‬

00:46:44.249 --> 00:46:47.044
‫فقط قیمت رو بگو…‬
حالا نظرت چیه آقای لازار؟

00:46:48.671 --> 00:46:51.298
‫یه مشکلی برای آقای لازار پیش اومد.‬
‫ایشون مجبور شدن برن. ‬

00:46:52.466 --> 00:46:55.427
‫متاسفانه، آقای لازار‫ ‬‬
‫خیلی ناگهانی مجبور شدن برن… ‬

00:46:55.719 --> 00:46:57.513
‫‫… تا خونشون رو از آتیش نجات بدن. ‬‬

00:46:58.055 --> 00:46:59.139
‫شما کی هستین؟ ‬

00:47:00.766 --> 00:47:04.144
‫من نماینده‌ی عمر بولونگا هستم. ‬

00:47:05.562 --> 00:47:06.689
‫بولونگا؟‌‬

00:47:07.564 --> 00:47:09.817
‫- من فک می‌کردم که…‬
‫- کارِ ما تموم شده؟‬

00:47:10.109 --> 00:47:10.984
‫اصلنم. ‬

00:47:11.902 --> 00:47:13.570
‫یه انقلابِ مردمی…‬

00:47:14.697 --> 00:47:16.615
‫یه انقلابِ مردمی…‬

00:47:16.907 --> 00:47:19.451
‫عمر به جایی برخواهد گشت ‬
‫که برای خودِ عمر بود. ‬

00:47:20.494 --> 00:47:22.287
‫من به سیاست علاقه‌ای ندارم. ‬

00:47:22.579 --> 00:47:24.081
‫بایست بهش علاقه داشته باشی… مثلِ کره و نون. ‬

00:47:28.836 --> 00:47:30.212
‫دو برابر نقد…‬

00:47:30.504 --> 00:47:31.880
‫… به اضافه‌ی الماس…‬

00:47:32.172 --> 00:47:33.173
‫… اگر که غاصب…‬

00:47:33.465 --> 00:47:37.469
‫‫… به زانو دربیاد‬‬
‫و ما بولونگا رو پس بگیریم. ‬

00:47:40.556 --> 00:47:41.974
‫کی، کجا، چطور؟ ‬

00:47:42.266 --> 00:47:45.227
‫سه‌شنبه، بیست و هفتم، یکی از مردای تو. ‬
‫فقط یکی…‬

00:47:45.519 --> 00:47:49.148
‫اونو با نمونه‌ها، ساعتِ یک ربع به سه‬
‫بفرست به ایستگاه. ‬

00:47:49.440 --> 00:47:52.776
‫اون یه بلیط واسه کری لا چپل می‌خره.‬

00:47:53.068 --> 00:47:54.194
‫و اون‌جا رو با …‬

00:47:54.486 --> 00:47:55.571
‫… سی درصد نقد…‬

00:47:55.863 --> 00:47:58.157
‫به دلار و سنت ترک می‌کنه. ‬

00:48:01.368 --> 00:48:04.163
‫‫- خب؟‬‬
‫- اوپراتور منو بهش وصل کرد!‬

00:48:04.455 --> 00:48:07.332
‫مالکونی؟‬
خودِ عمر بالونگا باهات صحبت می‌کنه.

00:48:07.624 --> 00:48:10.252
‫فک کردی تموم شده کارم باهات؟‬
ها! ها!

00:48:10.544 --> 00:48:13.046
‫آفرین! تو خیلی کارت درسته. ‬

00:48:13.338 --> 00:48:15.841
‫ممکنه که من نتونم جهان رو به آتیش بکشم…‬

00:48:16.133 --> 00:48:19.011
‫‫… اما شک نکن که آلونکِ خودم رو‬‬
‫حسابی گردگیری می‌کنم.‬

00:48:19.303 --> 00:48:21.680
‫به هر حال، ‬
‫یکی از آدمات با نمونه‌ها رو…‬

00:48:21.972 --> 00:48:25.184
‫واسم بفرست به ایستگاهِ راه‌آهنِ شرقی.‬
‫فردا ساعتِ یک ربع به سه. ‬

00:48:25.475 --> 00:48:28.937
‫اون باس یه بلیط برای ‬
‫لا فرتی میون بگیره. ‬

00:48:29.229 --> 00:48:32.774
‫آدمت با اولین قسطِ سفارشِ ما‬
‫‫ایستگاه رو ترک خواهد کرد.‬‬

00:48:33.066 --> 00:48:34.234
‫روشن شد؟ ‬
‫‫اوکی. خدافز. ‬‬

00:48:38.989 --> 00:48:41.074
‫برای بقیه‌اش هم آماده‌اید پسرا؟‬

00:48:42.367 --> 00:48:43.493
‫منظورت از «پسرا» چیه؟‬

00:48:46.079 --> 00:48:49.791
‫خب بقیه‌اش دیگه خیلی اکشن‌طوره. ‬

00:48:50.083 --> 00:48:53.086
‫آها! وقتی نوبتِ اکشن‌بازی که رسید، دخترا دیگه خوب نیستن؟‬

00:48:55.589 --> 00:48:56.423
‫ببین، از جهتِ نظری…‬

00:48:56.715 --> 00:48:58.216
‫اوووم…‬

00:49:00.218 --> 00:49:01.762
‫تو یه واقعیش نیستی…‬

00:49:02.638 --> 00:49:03.722
‫واقعی چی نیستم؟‬

00:49:05.891 --> 00:49:08.268
‫یه دخترِ واقعی نیستم؟ منظورت این بود؟‬

00:49:08.560 --> 00:49:09.811
‫نه من نمی‌خوام اینو بگم. ‬

00:49:10.103 --> 00:49:11.104
‫چرا، منظورت همین بود. ‬

00:49:11.396 --> 00:49:14.107
‫- نه. ‬
‫‫- چرا. منظورت همینی بود که من گفتم. ‬‬

00:49:14.399 --> 00:49:15.358
‫نه. ‬

00:49:15.359 --> 00:49:19.738
‫‫‫تو منظورت این بود که ‬‬‬
‫من یه چیزی بینِ دختر و پسرم!‬

00:49:20.030 --> 00:49:21.490
‫آره. منظورت همین بود. ‬

00:49:21.782 --> 00:49:25.786
‫اما هر وقت من چپیدم تو چمدون،‬
‫اون وقت عضوِ گروهم دیگه؟‬

00:49:50.268 --> 00:49:53.188
<c.cyan>آقایان و خانم‌ها</c>

00:49:53.480 --> 00:49:56.358
<c.cyan>قاچاقچی‌های اسلحه در این ایستگاه تردد می‌کنند</c>

00:49:56.650 --> 00:49:58.235
<c.cyan>مراقب باشید</c>

00:49:59.069 --> 00:50:02.948
<c.cyan>لطفن از فروشنده‌های دوره‌گرد مین نخرید</c>

00:50:03.240 --> 00:50:06.868
<c.cyan>ممکنه باعثِ صدمه زدن به خودتون بشید</c>

00:50:07.828 --> 00:50:09.663
<c.cyan>ممنون از توجهتون</c>

00:50:39.401 --> 00:50:42.696
‫واو! این دیگه چیه؟ ‬

00:50:42.988 --> 00:50:46.283
‫یک کیلو ۷۲۰ گرم فولاد‬
‫۳۵۰ گرم پولی‌کربنات…‬

00:50:46.575 --> 00:50:48.243
‫… ۷۰ گرم کولار.‬

00:50:51.746 --> 00:50:54.082
‫اینم یه یوزی کوچولو نیست؟‬

00:50:54.374 --> 00:50:57.210
‫این یه مکِ ۱۰ باس باشه، شایدم یازده!‬

00:50:57.502 --> 00:50:59.087
‫نه، نه!‬

00:50:59.880 --> 00:51:02.340
‫اگه پاتو بزاری روش لنگتو قطع می‌کنه. ‬

00:51:02.632 --> 00:51:03.516
‫اوه…‬

00:51:04.009 --> 00:51:05.594
‫شایدم جونتو بگیره.‬

00:51:15.687 --> 00:51:16.980
‫اوووووووه، بسه دیگه…‬

00:51:17.272 --> 00:51:19.649
‫اینا رو باس بازیافت کرد. ‬
‫نه این که ازشون استفاده کرد. ‬

00:51:19.941 --> 00:51:22.903
‫اینا که قراضه نیستن. ‬
‫این خودش یه تانک رو قراضه می‌کنه. ‬

00:51:23.195 --> 00:51:24.362
‫صدا نشنوم!‬

00:51:24.905 --> 00:51:26.698
‫این یه بازیه کثیفه. ‬

00:51:26.990 --> 00:51:29.659
‫اگر می‌خواید ادای آل‌کاپون رو در بیارید‬
‫برید شیکاگو!‬

00:51:29.951 --> 00:51:30.827
‫اوه… اگه من این‌جا نبودم…‬

00:51:31.119 --> 00:51:34.581
‫- ‫واسه فازِ ۲ عملیات آماده‌ای؟‬‬
‫‫- وقتی آهن داغه باس شکلش داد!‬‬

00:51:34.873 --> 00:51:37.209
بریم تو کارش!

00:51:38.084 --> 00:51:40.086
‫دو فولونت؟ بولونگا صحبت می‌کنه!‬

00:51:40.378 --> 00:51:42.631
‫آدمت که پیداش نشد!‬

00:51:42.923 --> 00:51:46.593
‫‫معامله رو فسخ می‌کنم!‬‬
‫کمپانی ویجیلانت به من یه پیشنهادِ بهتر داده!‬

00:51:46.885 --> 00:51:51.264
‫‫الماس‌ها رو فراموش کن!‬‬
‫‫همین‌طور خاویاری که می‌خواستی با پولِ الماسا بخوری!‬‬

00:52:18.416 --> 00:52:20.126
‫لطفن مارکونی رو برام بگیرید. عمر بولونگا هستم. ‬

00:52:20.418 --> 00:52:22.754
‫اگه می‌شه یکمی جدی‌تر باش لطفن!‬

00:52:23.046 --> 00:52:25.215
‫مارکونی؟‬
‫بولونگا مثِ یه سگ عصبانیه.‬

00:52:25.507 --> 00:52:28.718
‫آدمت که‫ نمونه‌ها رو نیاورد! ‬‬

00:52:29.010 --> 00:52:30.595
‫معامله‌ رو فراموش کن و به تاریخ بسپر!‬

00:52:30.887 --> 00:52:35.308
‫کمپانی اوبرویلرز مشتری‌های بهتری هستن.‬
‫خداحافظ. ‬

00:53:31.531 --> 00:53:33.742
‫تامبول،‬
‫من باس فردا بینِ ۱ تا ۲ بعد از ظهر برم بیرون.‬

00:53:34.033 --> 00:53:35.869
‫دو تا کوسه‌ات طعمه رو گرفتن؟‬

00:53:36.661 --> 00:53:39.330
‫فعلن که نه.‬
‫من الان فقط دارم…‬

00:53:39.622 --> 00:53:40.915
…‫نشونشون می‌دم که چطور می‌شه طعمه رو گرفت…‬

00:53:42.250 --> 00:53:45.128
‫‫… اما وقتی طعمه رو بخورن، حسابی به تور می‌افتن.‬‬

00:53:45.420 --> 00:53:47.714
‫‫اونا خیلی گنده‌ان.‬‬
‫پس من باس…‬

00:53:48.006 --> 00:53:51.676
‫‫‫پس «ما» باس…‬‬‬
‫«ما» هستیم که قلاب رو می‌کشیم بالا.‬

00:53:52.385 --> 00:53:54.554
‫نه، نه تا وقتی که خودشون رو نشون بدن. ‬

00:53:58.099 --> 00:54:00.894
نه! گی نه! گی نه!
‫«نشون دادن»‬
<c.color808080>[ تلفظِ کلمه‌ی «گی» و «نشون دادن» در فرانسوی شبیه به هم است ]</c>

00:54:01.186 --> 00:54:02.520
‫نشون دادن. ‬

00:54:03.062 --> 00:54:04.772
‫آره. خب…‬

00:54:05.064 --> 00:54:08.860
‫من دو تا داوطلب واسه مستقر شدن رو سقف نیاز دارم.‬
‫ممنون ماشین حساب.‬

00:54:09.152 --> 00:54:12.655
‫خیلی خوبه که آدم یکی رو داشته باشه که بتونه بشمره.نه؟ ‬

00:54:13.156 --> 00:54:14.032
‫خوبه…‬

00:54:21.247 --> 00:54:23.666
‫اوه… اون وقت شما کجا داری می‌رید؟‬

00:54:23.958 --> 00:54:25.502
‫خب، هر جایی که شما می‌رید. ‬

00:54:26.503 --> 00:54:29.881
‫عذرمی‌خوام. ‬
اما باس یه مسئله‌ی ظریف رو پیگیری کنم

00:54:30.173 --> 00:54:31.799
‫ترجیح می‌دم تنها برم. ‬

00:54:32.550 --> 00:54:34.928
‫اوه! می‌فهمم. ‬

00:54:35.512 --> 00:54:38.223
‫این حقیقتیه که در مسئله‌ی ظرافت…‬

00:54:38.515 --> 00:54:41.226
…‫و حتی انعطاف…‬

00:54:43.728 --> 00:54:45.897
‫‫… تو یه متخصص محسوب می‌شی.‬‬

00:55:03.122 --> 00:55:05.917
‫‫«دیوا سکسی»!‬‬
‫دیوونه‌اش می‌شی. ‬

00:55:06.209 --> 00:55:08.211
‫چه لباسِ چرت و پرتی. ‬

00:55:09.003 --> 00:55:12.757
‫خیلی هم خوبه!اما به جای این لباسِ هنری، لباس شب داری؟‬

00:55:13.049 --> 00:55:14.384
‫من لخت می‌خوابم. ‬

00:55:14.676 --> 00:55:15.969
‫هی! هانری…‬

00:55:17.011 --> 00:55:18.054
‫تو گفتی هنری با i…‬

00:55:18.346 --> 00:55:20.181
‫‫باس بگی هانری! با y‬‬

00:55:23.726 --> 00:55:25.019
‫اوه! مطمئنی؟‬

00:55:25.311 --> 00:55:27.188
‫‫- گفتم تیری هنری؟‬‬
‫- آره!‬

00:55:27.480 --> 00:55:30.817
‫تیری هنری غلطه؟ باس بگم تیری هانری؟‬

00:55:31.109 --> 00:55:35.280
‫‫اوه! سخت نگیر حالا. ‬‬
‫من همیشه الکی گیر می‌دم به این‌چیزا!‬

00:55:35.822 --> 00:55:38.283
‫‫- خب، اون‌جوری که تو می‌خوای عمل کنیم؟‬‬
‫- آره!‬

00:55:39.575 --> 00:55:41.452
‫- به زودی می‌بینمت!‬
‫- آره، همین امشب!‬

00:55:48.543 --> 00:55:49.666
‫خب چی شد؟‬

00:55:50.175 --> 00:55:51.200
‫من فک می‌کردم داری کوسه می‌گیری…‬

00:55:51.212 --> 00:55:54.882
‫نه این که ماهی قرمز ‬
‫یا گلفیش تهِ آرزوهات باشه!‬

00:55:57.093 --> 00:55:58.302
‫ما که ازدواج نکردیم. ‬

00:56:00.221 --> 00:56:01.889
‫نه! ما ازدواج نکردیم. ‬

00:56:02.932 --> 00:56:05.768
‫به هر حال،‬
‫من حداقل مثلِ تو منحرف نیستم. ‬

00:56:06.894 --> 00:56:09.564
‫منم حداقل مثلِ تو بندباز نیستم. ‬

00:56:09.856 --> 00:56:13.109
‫مامانم همیشه می‌گفت از ‬
‫این دخترایی که پیچ می‌دن برحذر باش!‬

00:56:14.819 --> 00:56:16.279
‫اما من بپیچون نیستم. ‬

00:56:19.157 --> 00:56:22.785
‫من فقط یک روحِ حساسم!‬
‫توی یک جسمِ منعطف!‬

00:56:23.077 --> 00:56:24.412
‫این فرق می‌کنه!‬

00:56:33.504 --> 00:56:35.298
‫‫الو؟‬‬
‫گوش بده من!‬

00:56:35.590 --> 00:56:36.549
‫تو بهم گوش کن!‬

00:56:36.841 --> 00:56:37.967
‫خرِ نفهم!‬

00:56:38.259 --> 00:56:40.178
‫‫من نفرت دارم از این مسخره‌بازی‌هات!‬‬

00:56:40.470 --> 00:56:42.972
‫اون الماس‌های بولونگا رو هم ‬
‫هر جایی که دوس داری فرو کن!‬

00:56:43.264 --> 00:56:47.477
‫می‌خوای باهام بازی کنی شاسکول؟‬
‫می‌خوای واست دندون و انگشت…‬

00:56:47.769 --> 00:56:52.356
‫‫… استخونای بیشتری از پادشاه‌های عاشوری بیارم؟‬‬
می‌خوای موزه‌ی بغداد رو بیش‌تر از این بچاپم؟

00:56:52.648 --> 00:56:55.359
‫اگه دلت جنگ می‌خواد،‬
‫بهتره بیش‌تر به عواقبش فک کنی!‬

00:56:56.986 --> 00:56:59.071
‫وقتی یکی طلاق گرفته…‬

00:56:59.363 --> 00:57:01.991
‫… به نفعشه که با زنِ نخست وزیر…‬

00:57:02.241 --> 00:57:04.535
‫… رابطه‌های افلاطونی نداشته باشه. ‬

00:57:05.161 --> 00:57:09.290
‫من نوار‌های ضبط شده‌ات رو هم تو خونه دارم. ‬

00:58:19.026 --> 00:58:20.695
خب، این چطوره؟

00:58:20.987 --> 00:58:24.073
‫مامان بزرگ و بابابزرگمون این کارهارو‬
‫تو تاریکی انجام می‌دادن. با پیژامه!‬

00:58:24.365 --> 00:58:27.827
‫خب انجام دادنِ این کارها جلوی همه…‬

00:58:28.119 --> 00:58:31.455
‫… یکم بیش‌تر دراماتیکه…‬

00:58:31.747 --> 00:58:36.002
…‫‫یکمی هم بیش‌تر خلاقانه است،‬‬
‫یکمی هم بیش‌تر انعطاف‌پذیره، نه؟‬

00:58:39.380 --> 00:58:40.589
‫بازیل! هی!‬

00:58:40.881 --> 00:58:41.841
بووو!

00:58:45.511 --> 00:58:46.429
‫اوه..!‬

00:58:55.521 --> 00:58:56.480
‫بریم دیگه!‬

00:59:09.785 --> 00:59:14.790
‫خب بگو ببینم… ‫واسه چنین نمایشِ خطرناکی‬‬
‫زیادی دختر نیستم؟‬

00:59:15.374 --> 00:59:18.627
‫نه خب! فی‌الواقع ما نیاز به آدمی داریم که…‬

00:59:18.919 --> 00:59:19.837
‫انعطاف‌پذیر باشه!‬

00:59:20.838 --> 00:59:25.384
‫ما نیاز به آدمی مثلِ تو داریم. ‬
‫گربه‌طور و مونث.‬

01:00:31.367 --> 01:00:32.368
‫‫اوه عزیزم…‬‬

01:02:17.222 --> 01:02:18.766
‫- ماریگنان؟‬
‫-۱۵۱۵‬

01:02:19.058 --> 01:02:20.809
‫- ناکازاکی؟‬
‫- ۱۷ کیلوتن!‬

01:02:21.101 --> 01:02:22.019
بوس؟

01:02:31.695 --> 01:02:32.863
‫سلام قربان!‬

01:02:33.155 --> 01:02:37.493
‫‫یه اتفاق‌های غیر معمولی‬‬
‫ تو طولِ شب رخ داده.‬

01:02:44.208 --> 01:02:45.626
‫قربان!‬

01:02:49.505 --> 01:02:52.424
‫- بیا موریس. ‬
‫‫- استفان هستم قربان!‬‬

01:03:10.734 --> 01:03:13.487
‫یک بسته برای آقای دوفولونیت دارم. ‬

01:03:13.779 --> 01:03:16.698
‫اوه! چه بدشانسی. ‬
‫همین الان رفتن. ‬

01:03:16.990 --> 01:03:18.242
‫بدش به من. ‬

01:03:18.534 --> 01:03:20.327
‫یکم سنگینه‌ها!‬

01:03:20.619 --> 01:03:21.370
‫آه…‬

01:03:24.206 --> 01:03:25.290
‫برو داخل. ‬

01:03:31.672 --> 01:03:32.756
‫بزار اون‌جا. ‬

01:04:11.003 --> 01:04:13.839
‫۷ متر و پنجاه‌ سانتی‌متر و چهار میلی‌متر. ‬

01:04:45.078 --> 01:04:47.956
‫همون لاستیکِ قدیمی. ‬

01:04:48.248 --> 01:04:50.959
‫با اون دختره، تو مست و لایعقل می‌شی. ‬

01:04:52.836 --> 01:04:54.379
‫اون تو مغزش چیزای با‌مزه‌ای داره. ‬

01:04:54.671 --> 01:04:56.632
‫بالاها رو می‌پاد.‬

01:04:56.923 --> 01:04:59.551
‫و اون پایین‌ها پیداش می‌کنه. ‬

01:05:00.093 --> 01:05:04.681
‫همون لاستیکِ قدیمی. ‬

01:05:25.202 --> 01:05:27.162
مادر به فولان!

01:05:27.704 --> 01:05:30.374
‫‫دستاتو شستی؟‬‬
‫بله!‬

01:05:31.541 --> 01:05:32.584
‫بزار ببینم!‬

01:05:32.876 --> 01:05:34.628
‫هی! تو!‬

01:05:36.880 --> 01:05:38.673
‫سرِ میزِ غذا خنده موقوف!‬

01:05:41.176 --> 01:05:43.428
‫تجارِ مرگ چطور پیش می‌رن؟‬

01:05:43.720 --> 01:05:47.557
‫اونا به قلاب افتادن، هر چی بیش‌تر تقلا کنن،‬
‫بیش‌تر گرفتار می‌شن. ‬

01:05:47.849 --> 01:05:50.268
‫اوه… وقتی به ‬
‫‫اوه مادرای بیچاره‌ای فک می‌کنم که…‬‬

01:05:50.560 --> 01:05:53.188
‫بچه‌هاشون رو به خاطرِ مین‌ها‬
‫از دست دادن…‬

01:05:55.482 --> 01:05:57.150
‫تامبول رو می‌شناسی ؟‬

01:05:58.318 --> 01:06:01.530
‫دو تا دخترِ کوچولو داشت. ‬
‫‫یه روز بعد از ظهر تو فویر دو ترون…‬‬

01:06:01.822 --> 01:06:03.949
‫… تامبول دید که بچه‌هش واردِ هزارتو شدن!‬

01:06:04.241 --> 01:06:05.909
‫هیچ‌وقت دیگه برگشتنشونو ندید. ‬

01:06:06.201 --> 01:06:09.704
‫تامبول سال‌ها خیابون‌ها رو جست و جو کرد‬

01:06:09.996 --> 01:06:12.082
‫دستِ آخر هم به یک بی‌خانمان تبدیل شد. ‬

01:06:12.374 --> 01:06:15.460
‫و بعد از همه‌ی این اتفاقا،‬
‫ما رو به فرزندی قبول کرد. ‬

01:06:15.752 --> 01:06:16.837
‫فی‌فی‌فی‌‌فی…‬

01:06:17.129 --> 01:06:19.339
‫‫پچپچه‌ کردن دیگه بسه. ‬‬

01:06:20.215 --> 01:06:22.217
‫بگو ببینم تاس کبابم چطوریاست؟‬

01:06:22.509 --> 01:06:25.137
‫‫۶۲٪ چربی،۴ درصد پروتئین، ۷ درصد کربن…‬‬
‫اوووووه!‬

01:06:25.387 --> 01:06:26.304
‫ساکت بینیم باو!‬

01:06:26.596 --> 01:06:29.224
از اون ‫جایی که تاس کبابت شور شده…‬

01:06:29.474 --> 01:06:32.185
‫باس با کمربندِ مشکی‬
‫زد این‌جا!‬

01:06:32.477 --> 01:06:33.979
‫معلومه که شور نشده…‬

01:06:34.271 --> 01:06:36.314
‫بزرگش نکنین الکی. ‬

01:06:36.606 --> 01:06:39.359
‫تو چی؟ دستور پختی واسه‬
پختنِ اون دو تا ماهی داری؟

01:06:39.651 --> 01:06:42.654
‫‫سرخ کردن. ‬‬
‫باس بیش‌تر تو تابه تف داده بشن. ‬

01:06:44.531 --> 01:06:45.615
تو ‫تابه!‬

01:07:22.444 --> 01:07:26.364
‫‫- فراسکاس! تو مطمئنی؟‬‬
‫- نگران نباش، حالش اون‌جا خوبه. ‬

01:07:33.121 --> 01:07:35.582
‫‫خب برو دیگه! ما هم آخرین چکِ پروازِ فراسکاس رو انجام می‌دیم. ‬‬

01:07:47.010 --> 01:07:48.011
‫ماشین حساب!‬

01:07:48.303 --> 01:07:49.721
‫فاصله: ۱۳۸ متر. ‬

01:07:50.013 --> 01:07:52.641
‫سرعتِ باد: ۱۲ کیلومتر بر ساعت. ‬
‫جهت: جنوب به سمتِ جنوبِ غربی. ‬

01:07:52.891 --> 01:07:54.434
‫‫اوکی. ‬‬
‫وزنِ موشک؟‬

01:07:54.726 --> 01:07:56.102
‫۷۶ کیلو. ‬

01:07:56.394 --> 01:07:59.064
‫- چهار کیلو روش ‫بذارید. ‬‬
‫- ‫‫البته تقصیرِ تاموبله. ‬‬‬

01:07:59.356 --> 01:08:00.774
‫اوکی… اصن می‌گیم ۸۰ کیلو. ‬

01:08:01.066 --> 01:08:02.484
چی خورده مگه انقدر وزنش اضافه شده؟

01:08:02.776 --> 01:08:06.237
‫‫تست: ۷۰ گرم‬‬
‫‫‫کره: ۳۷ گرم‬‬‬
‫دو…‬

01:08:06.529 --> 01:08:08.615
‫‫‫باشه. باشه. ‬‬‬
‫‫خب دیگه. حاضر باشید. ‬‬

01:08:17.999 --> 01:08:19.334
‫رمینگتون…‬

01:08:20.293 --> 01:08:22.170
‫برای گواهیِ کمیته…‬

01:08:23.630 --> 01:08:24.506
حمله!

01:08:30.929 --> 01:08:32.263
‫باس زودتر بفرستیمش!‬

01:08:32.555 --> 01:08:35.433
‫نه! خیلی زوده هنوز. ۵۹…‬

01:08:37.394 --> 01:08:38.895
‫۵۸…‬

01:08:39.187 --> 01:08:40.563
‫۵۷…‬

01:08:41.856 --> 01:08:42.649
‫۵۶…‬

01:08:44.442 --> 01:08:46.111
‫‫۵۵ ثانیه. ‬‬

01:08:46.403 --> 01:08:47.404
‫اوه!‬

01:08:57.247 --> 01:08:58.498
‫چی شد؟ ‬

01:08:58.790 --> 01:09:03.128
‫‫‫خب اینم بازیافتیه دیگه!‬‬‬
‫‫نمی‌شه که مثلِ نوش کار کنه!‬‬

01:09:03.420 --> 01:09:04.295
‫اوه! ‬

01:09:17.684 --> 01:09:18.685
‫گنجه!‬

01:09:19.602 --> 01:09:21.604
‫ای پیرِ خرفت!‬

01:09:22.564 --> 01:09:24.149
‫بازیافتیه دیگه!‬

01:10:18.661 --> 01:10:19.579
‫آتش!‬

01:11:37.490 --> 01:11:38.491
‫مراقب باش!‬

01:11:45.206 --> 01:11:46.332
‫بدو! بیا این‌ور!‬

01:11:51.629 --> 01:11:52.380
‫مواظب باش!‬

01:12:19.490 --> 01:12:21.534
‫باتریش تموم شد؟ ‬
‫چرا آخه؟‬

01:12:21.826 --> 01:12:23.828
‫‫- خب بازیافتیه این!‬‬
‫‫- بازیافتیه؟‬‬

01:12:24.120 --> 01:12:27.498
‫من رکوردِ پرتابِ انسانی رو شکستم!‬
‫اما دیگه مدرکی ندارم!‬

01:12:27.790 --> 01:12:28.916
‫یه دقیقه صب کن!‬

01:12:29.208 --> 01:12:30.042
‫صب کنم؟؟؟؟‬

01:12:30.334 --> 01:12:34.797
‫من خودمو وقفِ فیلم‌برداری کردم دیگه!‬
‫حالا هم دنیا تموم نشده که!‬

01:12:35.089 --> 01:12:36.799
‫اما باتریش تموم شده!‬

01:12:40.636 --> 01:12:43.556
‫این یه قانونِ نانوشته است: ‬
‫به چیزی که نباس دست بزنی دست نزن!‬

01:12:43.931 --> 01:12:45.141
‫ پودرش خواهیم کرد. ‬

01:12:45.433 --> 01:12:48.519
‫- خودشه!‬
‫- کدِ ۵! سریع بیارش این‌جا! ‬

01:12:53.482 --> 01:12:56.444
‫- شما مادام سیسی هستید؟‬
‫‫- بله. ‬‬

01:12:56.736 --> 01:12:58.279
‫برای همسرتون مشکلی پیش اومده. ‬

01:12:58.946 --> 01:13:00.948
‫چه اتفاقی افتاده؟ ‬

01:13:01.782 --> 01:13:05.161
‫همسرتون خجالت‌زده است: ‬
‫‫اجازه‌ی اقامتِ شما رو گم کرده. ‬‬

01:13:05.953 --> 01:13:07.663
‫خب من فقط باید یه المثنی درخواست بدم!‬

01:13:07.955 --> 01:13:11.334
‫خب این همون کاریه که من کردم. ‬
‫‫‫با ادوارد مونژان تماس گرفتم…‬‬‬

01:13:11.626 --> 01:13:13.586
‫…‫دوستِ منه و رئیس پلیسه…‬‬

01:13:13.878 --> 01:13:15.588
‫اما سوابقِ شما رو پیدا نکرد. ‬

01:13:16.297 --> 01:13:18.424
‫اما من به شما اطمینان می‌دم که…‬

01:13:18.716 --> 01:13:20.051
‫چرا گمش کردی آخه؟ ‬

01:13:21.469 --> 01:13:22.386
‫اصن شما کی هستی؟ ‬

01:13:23.679 --> 01:13:26.599
‫من یکی از سهام‌دار‌های کمپانی‌ای هستم‬
‫که همسرِ شما رو استخدام کرده. ‬

01:13:26.891 --> 01:13:29.352
‫خب مشخصه که فعالیت‌های شما …‬

01:13:29.644 --> 01:13:31.187
‫…‫به امنیتِ ملی مربوطه. ‬‬

01:13:31.479 --> 01:13:32.897
‫علاوه بر این، واضحن…‬

01:13:33.189 --> 01:13:35.900
‫… ما نسبت به امنیتِ بچه‌ی شما هم احساسِ مسئولیت می‌کنیم…‬

01:13:36.192 --> 01:13:40.196
‫من هر وقت بخوام می‌تونم ‬
‫به دوستم مونژان فشار بیارم.‬

01:13:40.488 --> 01:13:42.657
‫خب من فردا شب ایشون رو می‌بینم. ‬

01:13:42.949 --> 01:13:44.909
‫نظرِ شما چیه؟ ‬

01:13:47.662 --> 01:13:48.704
‫بهش نشون بده. ‬

01:13:50.122 --> 01:13:52.458
‫اونا توی کشتی‌سازیِ نیروی دریای‬
‫دقیقن یکی مثلِ این دستگاه رو دارن. ‬

01:13:52.750 --> 01:13:54.335
‫می‌دونی کجاست؟ ‬

01:13:54.627 --> 01:13:56.754
‫این دستگاه باید …‬

01:13:57.046 --> 01:13:59.674
‫‫‫… کنارِ ورودیه‌ی جدارِ پلاستیکی نصب بشه… ‬‬‬

01:13:59.924 --> 01:14:01.008
‫… مثلِ این. ‬

01:14:01.300 --> 01:14:04.553
‫این جوری باس نصب بشه که بتونه هوا رو به بیرون هدایت کنه…‬

01:14:04.845 --> 01:14:06.347
‫… این‌جوری…‬

01:14:06.639 --> 01:14:11.060
‫…تکنیسین‌ها پشتِ این درِ محافظت‌شده کار می‌کنن…‬

01:14:11.352 --> 01:14:13.396
‫‫… زمانِ ناهار بهترین زمانه…‬‬

01:14:13.688 --> 01:14:17.024
‫وقتی سیستم رو متوقف کردن. ‬

01:14:17.316 --> 01:14:19.193
‫- من باید چی کار کنم؟ ‬
‫- تقریبن هیچی. ‬

01:14:19.485 --> 01:14:23.781
‫‫تو فقط آخرین تیوبِ این‌جا رو شل می‌کنی،‬‬
‫‫و این توپِ استیل رو هم میندازیش تو این سوراخ…‬‬

01:14:24.073 --> 01:14:26.283
‫… فقط همین. ‬

01:14:27.868 --> 01:14:29.245
‫این کار خطرناکه؟ ‬

01:14:29.537 --> 01:14:31.831
‫برگشتن به سومالیا…‬
‫هم خطرناکه!‬

01:14:32.498 --> 01:14:34.542
‫گفتی کجا بذارمش؟ ‬
آه!

01:14:35.710 --> 01:14:39.296
‫خودتو برای تمیز کردنِ ‬
گرد و خاک‌های این زیر اذیت نکن.

01:15:12.288 --> 01:15:14.373
‫یه دقیقه وقت داری؟ ‬

01:15:17.793 --> 01:15:20.588
‫این‌جا پارک کردن با چنین باری قدغنه. ‬

01:15:20.880 --> 01:15:23.048
‫نگران نباش! سریع کارمو می‌کنم. ‬

01:16:16.518 --> 01:16:18.312
‫خدایا!‬

01:16:43.379 --> 01:16:46.090
‫عجیبه!‬
‫معمولن قبلش بهم خبر می‌داد. ‬

01:16:46.382 --> 01:16:49.385
‫اگه زمانِ مدیریتِ پدرش بود،‬
‫عمرن بهتون اجازه می‌داد بیاید داخل!‬

01:16:51.303 --> 01:16:52.596
‫- هیچی رو نباید امضا کنم؟ ‬
‫- نه!‬

01:16:52.888 --> 01:16:54.014
‫خیلی ممنون. ‬

01:17:05.693 --> 01:17:08.946
‫بازیل! این مدرکِ رشوه!‬
‫چی هست اصن؟ ‬

01:17:09.238 --> 01:17:11.073
‫می‌تونه یه ویدئو باشه…‬

01:17:11.365 --> 01:17:14.243
‫… نوار، پاکتِ نامه،‬
‫عکس…‬

01:17:14.535 --> 01:17:16.745
‫می‌تونه هر چیزی باشه و هرجا!‬

01:17:17.663 --> 01:17:18.872
‫ممنون از توضیحاتت. ‬

01:17:19.540 --> 01:17:21.083
‫بالاخره یه جایی اون‌جاست. ‬

01:17:23.085 --> 01:17:24.503
‫هیچی…‬

01:17:33.429 --> 01:17:34.888
بسته کجاست؟

01:17:35.180 --> 01:17:37.641
‫نمی‌فهمم. همین‌جا بود!‬

01:17:37.933 --> 01:17:39.476
‫پرستار گذاشتتش یه جای دیگه؟ ‬

01:17:39.768 --> 01:17:42.146
‫نه امروز پرستار نیست، ‬
‫پسرتون امروز با مادرشه. ‬

01:17:42.438 --> 01:17:44.481
‫ ‫مادرش…‬‬
‫اوه… آره. درسته. ‬

01:17:44.773 --> 01:17:46.358
‫بسته رو واسم پیدا کن و بیار. ‬

01:17:46.650 --> 01:17:49.695
‫- من مطمئنم که این‌جا بود…‬
‫‫- فقط برو. برو. ‬‬

01:17:51.989 --> 01:17:53.657
‫اوه! از این بهتر نمی‌شه دیگه…‬

01:18:01.331 --> 01:18:03.751
<c.cyan>امروز بعد از ظهر، در کشتی‌سازیِ ای دی بی‫…‬</c>

01:18:04.042 --> 01:18:06.253
<c.cyan>منجر به خسارتِ زیادی شده است‫.‬</c>

01:18:06.545 --> 01:18:08.422
<c.cyan>هیچ دلیلی برای این حادثه گزارش نشده است‫.‬</c>

01:18:08.714 --> 01:18:11.759
<c.cyan>تحقیقات برای تعیینِ علتِ این حادثه ادامه دارد‫.‬ </c>

01:18:12.050 --> 01:18:15.637
<c.cyan>مدیر عاملِ کمپانی، نیکلاس تیبولت دو فونولیت‫…‬</c>

01:18:15.929 --> 01:18:18.891
<c.cyan>در چندین پرونده‌ی اختلاس درگیر بوده است‫…‬</c>

01:18:19.183 --> 01:18:21.977
<c.cyan>اما هر بار او تبرئه شده است‫.‬</c>

01:18:22.269 --> 01:18:24.313
<c.cyan> من هر کی که بتونه یه ذره مدرک رو کنه رو‫…‬ </c>

01:18:24.605 --> 01:18:26.273
<c.cyan>به مبارزه دعوت می‌کنم‫.‬ </c>

01:18:26.565 --> 01:18:28.609
<c.cyan>این یه تهمته‫.‬ </c>

01:18:28.901 --> 01:18:30.611
<c.cyan>ادامه‌ی اخبار در ای سی آی‫…‬</c>

01:18:50.255 --> 01:18:52.883
‫آروم باش، آروم باش، نفس بکش. ‬

01:18:55.802 --> 01:18:59.097
‫تمرینِ ذهنی:‬
‫سوال‌های حیاتی.‬

01:18:59.389 --> 01:19:00.933
‫شماره‌ی دوازده…‬

01:19:01.225 --> 01:19:03.477
‫… کی داستان‌‌های بامزه رو اختراع کرد؟ ‬

01:19:03.769 --> 01:19:07.773
‫شماره‌ی ۲۷: چرا هر وقت یه جایی رو تو نقشه‬
‫جست و جو می‌کنیم جای پاره شده است؟‬

01:19:08.065 --> 01:19:11.568
‫شماره‌ی ۶۲: ‬
‫چه مقدار از فرسایشِ زمین به علتِ راه‌رفتنه؟‬

01:19:16.323 --> 01:19:18.951
<c.cyan>رئیسِ کمپانی، نیکولاس تیبولت دو فونولیت‫…‬</c>

01:19:19.201 --> 01:19:22.537
<c.cyan>در چندین پرونده‌ی اختلاس درگیر بوده است‫...‬</c>

01:19:22.829 --> 01:19:24.915
<c.cyan>و هر بار او تبرئه شده است‫.‬ </c>

01:19:26.333 --> 01:19:27.459
‫اه! چرت و پرت!‬

01:19:27.751 --> 01:19:29.127
<c.cyan>هر کی یه ذره مدرک رو کنه‫…‬</c>

01:19:29.419 --> 01:19:30.170
<c.cyan>این یه تهمته‫.‬</c>

01:19:30.462 --> 01:19:32.839
<c.cyan>ادامه‌ی اخبار در ای سی آی‫…‬</c>

01:19:39.763 --> 01:19:41.765
‫پس دلت جنگ می‌خواد؟ ‬

01:19:42.057 --> 01:19:43.976
‫خب مثِ یه رعد رو سرت فرود می‌آد. ‬

01:19:44.268 --> 01:19:45.769
‫شروع کنیم قربان؟ ‬

01:19:46.270 --> 01:19:47.271
‫شروع کن!‬

01:19:47.854 --> 01:19:49.606
‫‫‫- شروع کن. ‬‬‬
‫- شروع کن. ‬

01:19:50.148 --> 01:19:51.358
‫- شروع کن. ‬

01:20:29.062 --> 01:20:30.355
‫اوووه! …‬

01:20:51.251 --> 01:20:52.127
‫خب اینم از عزیزِ دلمون . ‬

01:20:53.837 --> 01:20:56.923
فک می‌کردی ما تو زندون پوسیدیم؟

01:20:57.549 --> 01:21:00.469
از رای دادگاهِ ما خوشت اومد؟

01:21:11.438 --> 01:21:13.064
‫تمرینِ شماره هشت: پول…‬

01:21:13.356 --> 01:21:16.401
وجه، نقد، پول، چرکِ کفِ دست، خرج کردن،
‫سود، سرمایه… ‬

01:21:16.693 --> 01:21:19.404
‫دفترچه حساب، پنی‌ها…‬

01:21:35.712 --> 01:21:36.755
‫آره!‬

01:22:07.953 --> 01:22:08.870
‫نه!‬

01:22:10.539 --> 01:22:12.666
‫نچ نچ نچ نچ … سسسس‬

01:22:14.751 --> 01:22:15.835
‫اوه…‬

01:22:51.913 --> 01:22:53.081
‫اوه!‫نه!‬‬

01:23:01.673 --> 01:23:04.384
‫من اومدم که یه درسِ کوچولو بهت بدم…‬

01:23:04.676 --> 01:23:08.930
‫… اما این دلقکا یه ایده‌ی دیگه بهم دادن. ‬

01:23:12.142 --> 01:23:13.727
‫اوه… نه…‬

01:23:15.312 --> 01:23:16.438
‫چی میگی؟‬

01:23:19.441 --> 01:23:21.401
‫تو هیچ وقت چنین ریسکی نمی‌کنی. ‬

01:23:22.360 --> 01:23:23.695
چه ریسکی؟

01:23:25.196 --> 01:23:30.201
‫جفتِ ما بی خیالِ فروختنِ ‫سلاح به اون شورشی‌هایی که ‬‬
‫داشتن یه کودتا راه می‌انداختن شدیم. ‬

01:23:30.493 --> 01:23:33.038
‫اونا هم یه بمب تو کشتی سازی دریایی من‬
‫کار گذاشتن…‬

01:23:33.330 --> 01:23:35.498
‫…قبل از این که بیان به تو حمله کنن. ‬

01:23:35.790 --> 01:23:38.543
‫‫ما هم سعی کردیم به کمکت بیایم…‬‬

01:23:39.544 --> 01:23:40.795
‫مگه نه لیبرسکی؟ ‬

01:23:41.087 --> 01:23:43.006
‫فقط یکم دیر رسیدیم.‬

01:23:44.632 --> 01:23:46.092
‫این ایده عالیه. ‬

01:23:46.384 --> 01:23:47.677
‫صب کن، صب کن…‬

01:24:06.529 --> 01:24:07.363
‫آه!‬

01:24:07.655 --> 01:24:10.158
‫من بهت نوار و همه‌ی شواهد رو می‌دم. ‬

01:24:10.450 --> 01:24:13.203
دندون‌ها، انگشت‌ها
‫و چپاول‌های موزه‌ی بغداد رو هم می‌دم. ‬

01:24:13.495 --> 01:24:15.955
‫اونا رو بردار و از این جا برو. ‬

01:24:18.833 --> 01:24:20.293
‫نچ، اونا کافی نیست. ‬

01:24:20.585 --> 01:24:23.546
‫وااااااااای‬
‫چرت و پرت نگو دیگه. ‬

01:24:26.049 --> 01:24:28.676
‫باشه!‬
‫من نبایست دستگاهتو دست‌کاری می‌کردم.‬

01:24:28.927 --> 01:24:30.637
‫اما تو هم توپ‌های منو دزدیدی. ‬

01:24:32.138 --> 01:24:33.056
‫کدوم توپ‌ها؟ ‬

01:24:33.932 --> 01:24:35.350
‫خب…‬

01:24:36.017 --> 01:24:37.560
…‫همون کامیونِ مهماتم. ‬

01:24:38.686 --> 01:24:40.814
‫ما یه کامیونِ تسلیحات دزدیدیم. ‬

01:24:41.105 --> 01:24:42.774
‫- ‫‫ما همچین کاری کردیم؟ ‬‬‬
‫‫‫ -‫ نه!‬‬‬‬

01:24:43.900 --> 01:24:44.776
‫اون کارِ ما نبوده. ‬

01:24:46.236 --> 01:24:47.612
‫من هیچ کامیونی رو ندزدیدم. ‬

01:24:47.904 --> 01:24:50.406
من می‌گم احتمالن کارِ اونا بوده.

01:24:51.574 --> 01:24:54.202
‫آره، احتمالن کارِ اونا بوده. ‬

01:24:54.661 --> 01:24:57.121
‫این یارو… این یارو خودشه. ‬

01:24:57.413 --> 01:25:00.250
‫این یارو توی ویدئوهای امنیتی بودش. ‬

01:25:00.542 --> 01:25:02.085
‫خودشو به جای یه مستخدم جا زده بود. ‬

01:25:02.377 --> 01:25:04.504
‫من فک می‌کردم واسه تو کار می‌کنه. ‬

01:25:04.796 --> 01:25:06.172
‫منم فک می کردم واسه تو کار می‌کنه...‬

01:25:06.464 --> 01:25:07.799
‫…‫حقه‌های کثیف، شماره‌ی ۲. ‬‬

01:25:08.091 --> 01:25:11.219
‫چه بلبشویی شده!‬
تو واسه‫ کی کار می‌کنی؟ ‬

01:25:11.511 --> 01:25:15.348
‫اممم… خب من واسه خودم کار می‌کنم. ‬

01:25:16.891 --> 01:25:18.893
‫‫دیدی این وسط من هیچ‌کاره‌ام. ‬‬

01:25:19.185 --> 01:25:20.770
‫باس این یارو رو سوال‌پیچ کنیم.ها؟ ‬

01:25:21.062 --> 01:25:22.814
‫لیموی من بیرون پارک شده. ‬

01:25:23.106 --> 01:25:24.732
‫دیر نرسیدیم؟ ‬

01:25:25.024 --> 01:25:27.860
‫‫خیلی هم دیر کردین. ‬‬
‫این اساتید دیگه مسئله‌مون نیستن. ‬

01:25:28.695 --> 01:25:29.571
‫ این بابا مسئله‌مونه. ‬

01:25:31.906 --> 01:25:33.116
‫اوه…‬

01:25:33.992 --> 01:25:36.286
‫آیسخولوس‫ وقتی مرد که…‬‬
<c.color808080>[ آیسخولوس: که با نامِ آشیل هم مشهور است، یکی از تراژدی‌نویسانِ یونانِ باستان است ]</c>

01:25:36.578 --> 01:25:38.162
‫‫… یه لاک‌پشت از اون بالا خورد تو کله‌اش!‬‬

01:25:38.454 --> 01:25:42.875
‫جان باپتیست لولی، ‬
وقتی داشت با موزیک ضرب می‌گرفت ‫از قانقاریا مرد. ‬
<c.color808080>[ لولی‫:‬ آهنگ‌سازِ فرانسوی و زاده‌ی ایتالیا ]</c>

01:25:43.167 --> 01:25:47.505
‫بارباروسا، به این خاطر مرد که وقتی می‌خواست ‬
‫‫از رودخونه رد بشه، یادش رفت زرهشو در بیاره.‬‬
<c.color808080>[ باربوسا‫:‬ شاهِ آلمانی در قرنِ یازدهم ]</c>

01:25:47.797 --> 01:25:52.635
‫و من… من هم مثِ اونا احمقانه مردم. ‬
‫مثِ یه اسکل. ‬

01:26:34.969 --> 01:26:37.263
‫گنجه! نقشه‌ی دوم!‬

01:26:37.555 --> 01:26:42.643
‫ا-ض-ط-ر-ا-ر-ی‬

01:28:01.973 --> 01:28:04.600
‫همه بیرون!‬
‫‫ها ها ها !‬‬

01:28:18.823 --> 01:28:20.283
‫بندازشون بالا!‬

01:28:28.291 --> 01:28:30.251
‫‫۲۴۰، ۲۳۰…‬‬

01:28:30.543 --> 01:28:32.378
‫… ۲۲۰، ۲۱۰…‬

01:28:33.170 --> 01:28:37.633
‫… ۲۰۰، ۱۹۰، ۱۸۰، ۱۷۰…‬

01:28:37.925 --> 01:28:40.344
‫… ۱۶۰، ۱۵۰…‬

01:28:42.513 --> 01:28:44.181
‫…۱۳۰، ۱۲۰…‬

01:28:44.473 --> 01:28:47.018
‫…۱۱۰، ۹۰، ۷۰…‬

01:28:49.061 --> 01:28:51.022
‫و… و…و… الان!‬

01:28:51.314 --> 01:28:52.773
‫آشغالارو بنداز پایین. ‬

01:29:02.617 --> 01:29:03.701
‫آروم!‬

01:29:18.049 --> 01:29:19.508
‫اوه، گندش بزنن…‬

01:29:19.800 --> 01:29:21.594
جابه‌جاییِ زباله‌ها!

01:29:56.796 --> 01:29:58.506
‫اونا بالای سرمونن…‬
‫روی پل!‬

01:29:58.798 --> 01:30:01.759
‫آب که از سر گذشت، ‬
‫چه یک وجب، چه صد وجب!‬

01:30:03.677 --> 01:30:05.262
‫امیدوارم از خورشید لذت ببری!‬

01:30:05.554 --> 01:30:07.890
‫ما پولِ تعطیلاتت توی ‬
‫شمالِ آفریقا رو پرداخت کردیم. ‬

01:30:16.148 --> 01:30:18.818
‫گنجه، فرودِ خوبی بود، ممنون!‬

01:30:19.110 --> 01:30:21.862
‫‫ها! ها! این ‫بازیافتیه!‬‬‬

01:30:38.879 --> 01:30:39.880
‫دوباره!‬

01:30:42.633 --> 01:30:43.676
‫دوباره!‬

01:31:31.515 --> 01:31:32.808
‫اینو میشناسی؟ ‬

01:31:49.992 --> 01:31:53.203
‫و تو! تو هم اینو می‌شناسی؟ ‬

01:32:07.593 --> 01:32:10.638
‫سسسس! نچ نچ نچ…‬

01:32:10.929 --> 01:32:12.306
‫حرکت نکن. ‬

01:32:13.766 --> 01:32:14.808
‫حرکت نکن. ‬

01:32:30.699 --> 01:32:32.368
‫شما فدیه می‌خواین؟ ‬

01:32:35.454 --> 01:32:37.956
‫‫لعنتی‌ها، یه قیمت بگین…‬‬
‫ما پرداخت می‌کنیم. ‬

01:32:40.167 --> 01:32:41.251
‫‫من یکی از دوستای…‬‬

01:32:41.543 --> 01:32:43.462
‫رئیس جمهورِ این جمهوری هستم. ‬

01:32:43.754 --> 01:32:47.049
‫این نارنجک رو وردارین! واقعن احمقانه است!‬

01:32:47.841 --> 01:32:51.303
ما تماس می‌گیریم باهاش،
‫شمام مطمئن باشید که ایشون بهتون پرداخت خواهد کرد‬

01:32:51.595 --> 01:32:53.013
‫شمرده حرف بزن احمق!‬

01:32:58.435 --> 01:32:59.645
‫شما چی می‌خواین؟‬

01:33:02.815 --> 01:33:04.775
‫ببخشید…‬

01:33:05.067 --> 01:33:07.111
‫بابتِ بچه‌ها معذرت می‌خوام. ‬

01:33:09.154 --> 01:33:12.074
‫اوه، آره…‬
‫معذرت می‌خوام. ‬

01:33:12.366 --> 01:33:13.826
‫از زنایی که …‬

01:33:14.118 --> 01:33:16.286
‫…‫تو جنگ بهشون تجاوز شده،‬‬
‫عذر می‌خوام.‬

01:33:16.578 --> 01:33:19.998
‫من به آدمایی اسلحه می‌فروشم که‬
‫‫جنگ‌ها رو تموم می‌کنن. ‬‬

01:33:20.290 --> 01:33:21.333
‫‫ حروم‌زاده‌!‬‬

01:33:21.625 --> 01:33:23.961
‫تو هنوز مینِ ضدِ نفر می‌فروشی!‬

01:33:29.133 --> 01:33:31.844
‫من به تروریست‌ها اسلحه می‌فروشم.‬

01:33:32.136 --> 01:33:34.430
بوئینگِ سیصدی که توی آنکارا منفجر شد…

01:33:34.721 --> 01:33:37.182
‫موادِ منفجره‌اش مالِ ما بود. ‬

01:33:37.474 --> 01:33:40.436
وقتی تو حواست نبود، من به
‫ETA و AIR…‬

01:33:40.727 --> 01:33:42.312
‫اسلحه می‌فروختم. ‬

01:33:42.604 --> 01:33:46.358
‫و دارفور،‬
فک می‌کنی مواد منفجره‌اش از کجا اومده بود؟

01:33:47.025 --> 01:33:49.194
چی؟ تو با اونا معامله کردی؟

01:33:49.486 --> 01:33:51.488
‫عوضیِ ناکس!‬

01:37:03.597 --> 01:37:06.600
‫قاچاق‌چی‌های ویدئو‬

01:37:19.821 --> 01:37:21.907
‫برید توی یوتیوب…‬

01:37:22.199 --> 01:37:24.910
‫… و تایپ کنید:‬
‫«دستگیریِ دلالانِ اسلحه»‬

01:37:46.598 --> 01:37:48.975
‫رفقا! بیاین ببینید!‬

01:37:57.692 --> 01:37:59.569
‫‫آقای مارکونی، لطفن!‬‬

01:37:59.861 --> 01:38:02.322
‫قیمتِ سهامِ شما سقوط کرده. ‬

01:38:02.614 --> 01:38:06.284
شما ممکنه به ۱۵ سال حبس محکوم بشید.
‫برای دفاع چی دارید بگید؟‬

01:38:06.576 --> 01:38:08.536
‫ما می‌تونیم براتون لینکِ یوتیوب رو بفرستیم…‬

01:38:11.456 --> 01:38:14.960
‫دوستانِ سیاسیِ پیشینِ فونولیت، او را ترک کردند…‬

01:38:15.251 --> 01:38:17.879
‫… حتی شخصِ رئیس‌جمهور…‬

01:38:18.129 --> 01:38:20.423
‫… به مکانِ نامعینی فرار کرده است…‬

01:38:20.715 --> 01:38:25.553
‫ما انتظار داریم که بالاخره روزی بسته ‌شدنِ‬
‫‫کشتی‌سازیِ نیروی دریاییِ یوبرویلیر را ببینیم. ‬‬

01:38:39.859 --> 01:38:42.278
‫در همان لحظه‌ای که آن دو سوداگرِ مرگ‬
درب را شکستند…

01:38:42.570 --> 01:38:46.866
‫… بازیل، آن افتخارِ شیطان،‬
‫‫‫سینه‌اش را فراخ کرد و تلافی را آغاز…‬‬‬
‫در آن زمان بود که دختر جیغ کشید و آه‌آه‌اش به آسمان شتافت…‬

01:38:51.371 --> 01:38:53.832
‫نیازی به باهوش بودن نیست…‬

01:38:54.124 --> 01:38:57.293
‫‫… تا دریابیم که آن‌ها با‬‬
‫چشم‌های شیمن دنیا را می‌نگریستند.‬
<c.color808080>[ شیمن‫:‬ یک شخصیتِ عاشق در اپرایی با همین نام نوشته‌ی آنتونیو ساچینی ]</c>

01:38:57.585 --> 01:38:59.170
‫و بر هیچ‌کس پوشیده نیست که…‬

01:38:59.462 --> 01:39:02.132
‫‫… آن دو چون شعله‌های آتشی سوزان بودند. ‬‬
<c.color808080>[ واضح است که استاد در حالِ نوشتنِ داستانِ پورن است ]</c>

01:39:20.462 --> 01:44:15.132
« برتر موویز – مرجع دانلود فیلم و سریال » [ bartarmoviz ]