﻿WEBVTT

00:00:50.260 --> 00:00:56.260


00:00:56.750 --> 00:00:58.125
گئورگ؟

00:01:00.292 --> 00:01:02.250
هنوز اینجایی؟

00:01:02.917 --> 00:01:06.083
پاریس محاصره ‌شده،نمی‌خوای اینجا رو ترک کنی؟-
تو چی؟-

00:01:06.125 --> 00:01:08.458
فردا می‌خوام برم-
کجا؟ --کاسیس

00:01:08.500 --> 00:01:11.792
کجاست؟-
مارسی.با کشتی میرم-

00:01:12.750 --> 00:01:15.625
من ویزای خطر آمریکا دارم-
چی هست؟-

00:01:15.833 --> 00:01:18.375
.ویزای اضطراری برای افرادی که جونشون در خطره

00:01:18.583 --> 00:01:20.750
!الان خطری تهدیدت میکنه؟

00:01:21.000 --> 00:01:22.458
!بیخیال

00:01:22.792 --> 00:01:24.750
به خاطر کتابی که نوشتم
و مقاله‌های بی‌شماری که علیه حکومت تو روزنامه‌ها چاپ کردم

00:01:28.042 --> 00:01:30.583
میتونی یه لطف بزرگ در حقم بکنی؟

00:01:31.125 --> 00:01:33.125
یه پولی هم گیرت میاد

00:01:39.542 --> 00:01:42.625
این دوتا نامه رو به مقصد برسون-
چرا خودت این کار رو نمی‌کنی؟-

00:01:42.833 --> 00:01:45.833
.برای وایدله
.نویسنده‌ست

00:01:46.042 --> 00:01:48.667
...یه نویسنده بزرگ و معروف
نمیشناسمش-

00:01:48.875 --> 00:01:51.750
پرسیدم چرا خودت اونا رو تحویل نمی‌دی؟

00:01:51.792 --> 00:01:53.333
.سعی خودمو کردم

00:01:53.417 --> 00:01:57.750
.ولی صاحب هتل بهم مشکوک شده بود-
ترسیده بودی؟-

00:01:58.583 --> 00:02:00.625
بهتره بگم احتیاط کردم

00:02:00.667 --> 00:02:03.832
نامه ها برای کیه؟-
یکی برای یه زن نوشته شده-

00:02:03.833 --> 00:02:06.125
خب، مهمه؟
اونطور که معلومه طرف همسرشه

00:02:06.500 --> 00:02:08.750
.اون یکی برای کنسولگری مکزیکه

00:02:08.792 --> 00:02:12.082
.با وایدل رفیق بودم
...با یه ناشر کار می‌کردیم

00:02:12.083 --> 00:02:13.958
کِی پولم رو می‌گیرم؟

00:02:14.833 --> 00:02:17.083
.وقتی نامه‌ها رو تحویل دادی

00:02:21.583 --> 00:02:24.583
.هتل ریاد اتاق6
.اونجا منتظرتم

00:02:26.125 --> 00:02:28.083
چطوری به کاسیس میری؟

00:02:36.625 --> 00:02:39.332
هنوزم هاینز رو با خودت اینور اونور میبری؟-
نه-

00:02:39.333 --> 00:02:41.083
خوبه-
چرا؟-

00:02:43.042 --> 00:02:45.249
.چون جای خالی تو ماشین داریم

00:02:45.250 --> 00:02:47.083
.ولی فقط برای یه نفر

00:02:48.083 --> 00:02:49.917
میای؟

00:02:51.625 --> 00:02:53.375
آره میام

00:03:47.750 --> 00:03:49.583
ببخشید؟

00:03:55.750 --> 00:03:57.499
چرا همون پایین منتظر نموندی؟

00:03:57.500 --> 00:03:59.250
زنگ رو زدم

00:03:59.458 --> 00:04:02.458
نشنیدم-
نه انگار واقعا نشنیدی-

00:04:04.250 --> 00:04:07.499
.دنبال جا می‌گردم-
لطفا مدارکتون رو به من نشون بدین-

00:04:07.500 --> 00:04:09.875
.لطفا اول اتاق رو بهم نشون بدین

00:04:10.750 --> 00:04:12.958
.خود دانی
.اینجا به سختی مسافر قبول می کنیم

00:04:13.167 --> 00:04:15.292
.شاید بتونی راهنماییم کنی

00:04:15.833 --> 00:04:17.708
این یکی با نور ملایم و آفتاب صبحگاهی

00:04:18.167 --> 00:04:21.083
،آروم و دلباز
با آواز پرنده ها توی باغچه

00:04:24.083 --> 00:04:27.042
شما آلمانی هستین؟
همون حکومت اشغالگر با دیکتاتورهاش؟

00:04:28.958 --> 00:04:33.167
،مشخصات همه مسافرها ثبت شده
دو هفته پیش همه‌شون رو بررسی کردم

00:04:33.417 --> 00:04:38.083
لطفا همون اتاقی که آفتاب صبحش ملایمه
و تو باغچه اش پرنده ها آواز میخونن رو بهم بدین

00:04:40.583 --> 00:04:43.708
چند لحظه صبر کنید تا کلید رو از طبقه پایین بیارم

00:04:46.583 --> 00:04:49.000
،شماره 16 اتاق دلبازیه
...بهترین اتاقمه

00:04:49.375 --> 00:04:51.542
دو تا پنجره بزرگ با چشم‌انداز رو به جنوب

00:05:35.833 --> 00:05:39.208
نمی‌تونی تصور کنی این مرد
من رو توی چه دردسری انداخت

00:05:39.917 --> 00:05:43.042
عصر روز 15‌ام اومد اینجا
درست بعد اینکه شهر اِشغال شده بود

00:05:43.250 --> 00:05:45.917
.هتلم رو تعطیل نکرده بودم و تصمیم داشتم شب اینجا بمونم

00:05:46.375 --> 00:05:50.583
،پدرم همیشه می‌گفت حتی اگه جنگ شد اینجا رو رها نکنین
وگرنه اوضاع بهم میریزه و همه چی غارت میشه

00:05:57.375 --> 00:06:00.542
،آقای وایدل با ترس و لرز وارد شد

00:06:00.667 --> 00:06:02.458
.رفتارش به نظرم غیر عادی اومد

00:06:03.583 --> 00:06:06.458
،وقتی بهش فرم رو دادم
ازم خواست اطلاعاتش رو ثبت نکنم

00:06:06.583 --> 00:06:10.333
همونطور که میدونید
آقای لنگرون رئیس پلیس اینجا اصرار دارن همه خارجی‌ها مشخصاتشون ثبت بشه

00:06:10.667 --> 00:06:13.250
و ما ناچاریم دستوراتش رو اجرا کنیم.
متوجه هستید؟

00:06:14.250 --> 00:06:16.750
.ولی این آقای وایدل برا ثبت نامش حسابی اینجا رو بهم ریخت

00:06:16.792 --> 00:06:19.375
.یه بار هم قبلا با زنش تو این هتل اقامت داشتن

00:06:19.917 --> 00:06:21.625
اونا عاشق هم بودن

00:06:23.375 --> 00:06:26.917
وقتی صحبت از عشق و احساس میشه
تو موضع ضعف قرار می‌گیرم

00:06:28.292 --> 00:06:30.708
من همین‌ام دیگه
یه زن فرانسوی تمام و کمال

00:06:31.625 --> 00:06:33.583
گفتم فقط یه شب میتونی اینجا بمونی

00:06:33.792 --> 00:06:37.667
روز بعد از اتاق بیرون نیومد
برای همین در رو با شاه‌کلید باز کردم

00:06:38.167 --> 00:06:40.125
و با این صحنه‌ی دلخراش رو به رو شدم

00:06:41.500 --> 00:06:44.042
جسدش غرق خون شده بود

00:06:44.250 --> 00:06:46.208
رگش رو زده بود

00:06:53.458 --> 00:06:55.292
خُب الان کجاست؟

00:06:55.708 --> 00:06:59.333
خوشبختانه دوستی رو تو اداره پلیس سن سولپیس میشناختم
که متخصص همچین کارهایی بود:

00:06:59.542 --> 00:07:02.750
شناسایی اجساد ناشناس یا سوخته و
امور مربوط به کفن و دفن

00:07:04.500 --> 00:07:07.708
اون مرد بیشتر از اشغال و تصرف شهر منو توی دردسر انداخت

00:07:08.375 --> 00:07:10.667
با وجود این اتفاقات چیکار میخوای بکنی؟

00:07:14.500 --> 00:07:16.375
میخوای چمدون و وسایلش رو بگیری؟

00:07:20.125 --> 00:07:22.833
دیگه نمی خوام یادش بیفتم

00:07:47.542 --> 00:07:48.917
مدارکت

00:08:07.167 --> 00:08:09.417
!اون اینجاست
!ایناهاش

00:09:14.583 --> 00:09:16.500
.منم

00:09:19.708 --> 00:09:23.124
.کجا بودی؟نگران شدیم-
!کلر-

00:09:23.125 --> 00:09:24.249
چیکارا می‌کنی؟

00:09:24.250 --> 00:09:27.917
اونا میان و اتاق رو پیدا می‌کنن
بهشون میگیم اتاق بازی جینه

00:09:28.000 --> 00:09:30.958
اونجا اتاقک مخفیشه
همیشه آرزوی یکی از اینا رو داشت

00:09:36.458 --> 00:09:39.917
.شیرینی مارسیپان
به پسرم قول دادم

00:09:40.125 --> 00:09:44.166
.ملیسا و بچه اش تو مارسی‌ان
بعد اینکه کمی استراحت کرد،اونا رو میبری سمت کوهستان

00:09:44.167 --> 00:09:45.792
!اون از پس این کار برنمی‌آد

00:09:45.917 --> 00:09:48.875
یه مقدار مرفین و آمپول پنی‌سیلین
گیر آوردم

00:09:49.083 --> 00:09:52.167
.کلر چمدونش رو براش بسته-
گفتم که،اون نمیتونه-

00:09:52.375 --> 00:09:54.625
اونا خونه به خونه میگردن و
مشخصات همه ساکنین رو ثبت میکنن

00:09:54.667 --> 00:09:57.125
.شوهر یکی از همسایه‌ها پلیسه

00:09:57.167 --> 00:10:00.500
.امروز اتاقک مخفی رو دید
حتما گزارش میده. به زودی میان اینجا

00:10:01.042 --> 00:10:04.208
.اونا توی ولودروم اردوگاه زدن
تمام منطقه رو به دقت میگردن

00:10:05.125 --> 00:10:06.708
اسمش هم گذاشتن خونه تکونی بهاری

00:10:22.292 --> 00:10:24.083
حروم زاده‌ها

00:10:51.042 --> 00:10:54.917
اینم کلید اضافه برای در.
سفر چهار روز طول میکشه،باشه؟

00:10:55.292 --> 00:10:58.167
میتونی تو مسیر پنجره رو باز کنی

00:10:58.583 --> 00:11:00.542
تا یه خورده نور و هوای تازه بهت برسه

00:11:00.833 --> 00:11:04.250
ولی هر موقع جایی توقف کردین ببندش
نباید کسی ببینتت

00:11:04.625 --> 00:11:05.792
باشه؟

00:11:08.000 --> 00:11:11.917
،وقتی به ملیسا ملحق شدی
چند روزی صبر میکنی

00:11:12.250 --> 00:11:14.500
بعدش میبریشون پیش هنری توی کوهستان

00:11:14.708 --> 00:11:16.792
من چیکار باید...-
تو...-

00:11:17.542 --> 00:11:19.417
در واقع قراره کمکش کنی

00:11:26.167 --> 00:11:28.750
بگیرش،واسه توئه

00:11:29.625 --> 00:11:31.000
مرسی

00:12:16.125 --> 00:12:17.500
برو داخل

00:12:30.750 --> 00:12:34.167
مساله اینه که تو ناچاری مشخصاتت رو ثبت کنی

00:12:34.458 --> 00:12:36.833
قراره بریم سفر
اگه همه چی طبق روال پیش بره

00:12:38.458 --> 00:12:40.625
کجا می‌خواین برین؟

00:12:40.833 --> 00:12:42.625
مراکش-
عالیه!مخصوصا آفتابش-

00:14:07.875 --> 00:14:11.917
از دستش در رفته بود چقدر از هاینز مراقبت کرده

00:14:12.208 --> 00:14:15.542
بالاخره کوله‌پشتی اون نویسنده رو باز کرد

00:14:16.542 --> 00:14:19.125
برای فرار از بی حوصلگی شروع کرد به خوندن

00:14:19.958 --> 00:14:23.500
احساس کرد زبانش آشناست
زبان مادریش بود

00:14:23.958 --> 00:14:27.583
کلماتی به چشمش خورد که مادرش

00:14:27.792 --> 00:14:30.375
هنگامی که عصبی و بداخلاق می‌ شد با گفتن اونها نوازشش می کرد

00:14:30.958 --> 00:14:33.874
قصه پر از پیچ و خم و شخصیت های عجیب غریب بود

00:14:33.875 --> 00:14:35.750
شخصیت‌هایی در آستانه‌ی جنون

00:14:35.958 --> 00:14:39.333
همه‌ی‌ اونا درگیر وضعیتی هولناک و مبهم بودن

00:14:40.208 --> 00:14:42.500
حتی اونایی که به سختی مقاومت میکردن

00:14:43.208 --> 00:14:47.500
و یکی از اونا خیلی به خودش شباهت داشت

00:14:47.542 --> 00:14:49.832
با وجود پیچیدگی های شخصیتی،آزاردهنده نبود

00:14:49.833 --> 00:14:51.708
اونجور که کسی توی زندگی واقعی ممکن بود آزارش بده

00:14:51.917 --> 00:14:55.042
رفتارش براش قابل درک بود
چون می‌تو‌نست از اول تا آخر تصمیماتش رو

00:14:55.250 --> 00:14:59.292
تو زندگی خودش اجرا کنه

00:15:00.208 --> 00:15:02.999
شاید به این خاطر بود
که نویسنده‌ی مرحوم

00:15:03.000 --> 00:15:06.792
اون شخصیت رو جوری توصیف کرده بود
که نشانی از شر، در وجودش به چشم نیاد

00:15:13.792 --> 00:15:16.083
توی کوله پشتی دوتا نامه بود

00:15:16.292 --> 00:15:19.999
یکی از طرف ناشرش
که داستان رو ستایش کرده بود

00:15:20.000 --> 00:15:23.375
ولی افسوس می خورد که اون داستان قابل انتشار نیست

00:15:23.958 --> 00:15:27.291
دومی از طرف زنی بود که به نظر میرسید همسرش باشه

00:15:27.292 --> 00:15:31.417
نوشته بود منتظر برگشتنش نباشه
چون زندگی مشترکشون تموم شده

00:15:35.042 --> 00:15:39.333
یاد نامه هایی افتاد که پل از طرف وایدل بهش داده بود

00:15:39.417 --> 00:15:41.667
نامه ها هنوز توی جیب داخل کتش بود

00:15:41.875 --> 00:15:43.957
یکی از طرف کنسولگری مکزیک در مارسی

00:15:43.958 --> 00:15:47.833
که به آقای وایدل برای حضور و زندگی در مکزیک خوش‌آمد می‌گفت

00:15:48.208 --> 00:15:50.542
و ویزا و هزینه های سفرانتظارش رو ‌می‌کشید

00:15:51.833 --> 00:15:55.958
یکی هم از طرف همسرش
که می‌گفت باید مجددا ملاقاتش کنه

00:15:56.208 --> 00:15:58.624
مرد جوابی بهش نداده بود و زنش همچنان چشم انتظار بود

00:15:58.625 --> 00:16:01.250
فورا باید تو مارسی بهش ملحق می شد

00:16:02.000 --> 00:16:04.792
لحن نامه کمی آشفته بود ولی خوانا نوشته شده بود

00:16:04.958 --> 00:16:07.250
نه فقط خوانا

00:16:07.792 --> 00:16:08.999
بلکه کاملا بی‌نقص

00:16:09.000 --> 00:16:11.000
هرچه زودتر به من ملحق شو،عشق من

00:16:11.042 --> 00:16:13.917
بیا تا زندگی تازه و بهتری در مکزیک آغاز کنیم

00:16:13.958 --> 00:16:15.542
ماری

00:17:06.875 --> 00:17:08.083
هاینز

00:17:12.333 --> 00:17:13.708
هاینز

00:17:16.667 --> 00:17:18.042
هاینز

00:17:24.375 --> 00:17:26.167
پاشو

00:17:29.375 --> 00:17:30.875
پاشو

00:17:33.917 --> 00:17:36.417
نگاه کن! پنجره بازه!

00:17:48.208 --> 00:17:51.208
اوه چه بوی گندی هم!
اون مُرده

00:17:53.833 --> 00:17:55.542
بریم

00:17:58.208 --> 00:18:00.458
من وسایلش رو جمع می‌کنم
باشه

00:18:29.917 --> 00:18:32.750
فردای اون روز به مارسی رسید

00:18:32.958 --> 00:18:35.000
آسمان آبی،
بادی که بر نخل‌ها می‌وزید...

00:18:35.208 --> 00:18:37.542
هوا سرد بود و میسترال وزیدن گرفته بود
(باد سرد و خشکی که در فصل زمستان، در ساحل مدیترانه‌ای فرانسه می‌وزد)

00:18:38.792 --> 00:18:40.500
خسته بود

00:18:40.875 --> 00:18:43.625
هیچکش بهش نگاه نمی‌کرد
ترسناک بود

00:18:43.833 --> 00:18:47.958
نه فقط اینکه اونا بهت خیره بشن،
به صورت کثیف و خسته و لباسای پاره ات نگاه کنن

00:18:48.167 --> 00:18:52.500
ترسناک‌تر اینکه اونا نمی‌بیننت،
عملا تو دنیای اونها وجود خارجی نداری

00:18:55.667 --> 00:18:58.083
زنی به شونه اش زد و مرد سرش رو برگردوند

00:18:58.125 --> 00:18:59.958
وقتی دیدش

00:19:00.333 --> 00:19:02.667
زن بهش نگاه انداخت
سرش رو آروم تکون داد

00:19:02.708 --> 00:19:04.625
روش رو برگردوند و رفت

00:19:04.875 --> 00:19:06.667
مرد رفتنش رو نظاره کرد

00:19:06.875 --> 00:19:09.833
کت ساده و سیاهش ،کفش های ظریفش

00:19:10.083 --> 00:19:11.166
گام های خسته‌اش

00:19:11.167 --> 00:19:13.292
دوباره اومد سمتش

00:19:13.500 --> 00:19:15.500
بهش خیره شد
و دوباره به راه افتاد

00:19:16.583 --> 00:19:19.666
در یه آن،صدای آژیر ماشین پلیس

00:19:19.667 --> 00:19:22.458
و بعد هجوم مامورای پلیس
مرد از ترس دستگیری پا به فرار گذاشت

00:19:51.333 --> 00:19:53.667
می‌تونی دروازه وایستی؟

00:19:55.875 --> 00:19:58.250
ساعت چنده؟-
نزدیکای 11-

00:19:59.292 --> 00:20:02.125
این وقت روز مگه مدرسه نداری؟-
نه-

00:20:02.333 --> 00:20:04.042
امروز یکشنبه‌ست

00:20:06.958 --> 00:20:10.917
دوست داری بازی کنیم؟-
خیلی وقته بازی نکردم-

00:20:11.333 --> 00:20:13.917
فقط تو دروازه وایستا-
باشه-

00:20:14.500 --> 00:20:17.667
فهمیدی چی ازت خواستم؟
تو آلمانی هستی؟

00:20:18.042 --> 00:20:21.625
می‌تونی بفهمی چی میگم؟
نه، ولی اونا گلرهاشون رو خیلی دوست دارن-

00:20:23.583 --> 00:20:26.917
نمی‌دونستم
ولی اونا تو این زمینه خوبن، به هر حال

00:20:27.750 --> 00:20:29.250
درسته

00:20:30.333 --> 00:20:32.083
تو چی؟ تو دروازه بان خوبی هستی؟

00:20:33.083 --> 00:20:34.167
آره

00:20:34.458 --> 00:20:35.833
واقعا؟

00:20:35.875 --> 00:20:37.625
آره، واقعا

00:20:38.750 --> 00:20:39.833
ببینیم و تعریف کنیم

00:20:43.208 --> 00:20:44.917
کم باده

00:21:08.667 --> 00:21:10.750
چطور؟-
چی چطور؟-

00:21:10.792 --> 00:21:13.042
چجوری نمیتونم بهت گل بزنم

00:21:13.250 --> 00:21:17.542
به خاطرپای تگیه‌گاهت
که نشون میده میخوای کدوم سمت شوت کنی

00:21:20.167 --> 00:21:21.417
لعنتی

00:21:22.333 --> 00:21:23.583
آلمانی حرف می‌زنی؟

00:21:23.792 --> 00:21:27.083
لعنتی،پاس دو ضرب، بروسیا دورتموند

00:21:27.542 --> 00:21:31.167
همه اش همینقدر بلدی؟
چیزای دیگه ای هم بلدم

00:22:13.750 --> 00:22:16.125
باید با مامانت صحبت کنم

00:22:22.917 --> 00:22:26.083
اسم من گئورگه
دوست همسرتون هستم

00:22:27.167 --> 00:22:29.208
تو این سفر با هم بودیم

00:22:29.792 --> 00:22:33.000
زانوش جراحت داشت
عفونت کرد

00:22:33.625 --> 00:22:35.167
اون مُرده

00:23:27.833 --> 00:23:30.499
دنبال هتل می‌گشت

00:23:30.500 --> 00:23:32.333
جای آروم و دنجی که بتونه مخفی بشه

00:23:32.542 --> 00:23:34.500
هتل‌ها جای خالی نداشتن

00:23:34.917 --> 00:23:36.499
هفتمین هتل یه اتاق خالی داشت

00:23:36.500 --> 00:23:39.833
با وجود تابلویی که روش نوشته بود اتاق خالی نداریم

00:23:40.500 --> 00:23:41.917
پیش پرداخت برای یه هفته

00:23:43.458 --> 00:23:44.458
یه هفته؟

00:23:44.583 --> 00:23:48.292
اگه پلیس ها بیان اینجا
دستم خالی میشه

00:23:48.875 --> 00:23:51.249
شما مجوز اقامت ندارید

00:23:51.250 --> 00:23:53.333
ولی من نمی‌خوام اینجا موندگار بشم

00:23:53.625 --> 00:23:56.250
باید ثابت کنی

00:23:56.958 --> 00:23:58.333
چطوری اینکارو بکنم؟

00:23:58.542 --> 00:24:00.458
میری اداره پلیس

00:24:00.958 --> 00:24:03.708
بهشون ویزا و مجوز سفر با کشتی رو نشون میدی

00:24:04.333 --> 00:24:05.708
پس...

00:24:05.917 --> 00:24:08.458
به شرطی می‌تونم اینجا اتاق بگیرم

00:24:08.917 --> 00:24:12.250
که بتونم اثبات کنم نمی‌خوام بمونم؟

00:24:16.833 --> 00:24:18.208
چقدر میخوای؟

00:24:19.375 --> 00:24:23.583
می‌دونست زن آخرش اونو لو میده
امروز نشد فردا

00:24:23.750 --> 00:24:26.292
کلافه بود
دیگه براش اهمیتی نداشت

00:24:26.708 --> 00:24:30.916
مبلغی که زن براش نوشت شرم‌آور بود

00:24:30.917 --> 00:24:32.833
به قیمت همه‌ی دار و ندارش

00:24:34.542 --> 00:24:37.917
مردم رو دید که توی لابی پرسه می‌زنن،با نگرانی و بی‌تابی

00:24:38.125 --> 00:24:42.167
میخواستن سرگذشت خودشون رو
برای اون تازه وارد،
تعریف کنن

00:24:43.208 --> 00:24:45.958
و اینکه ویزا یا جواز ترانزیت‌شون برای کدوم کشور صادر شده

00:24:47.167 --> 00:24:50.042
بعدتر، تو اتاقش
یاد اون نویسنده افتاد

00:24:50.708 --> 00:24:54.958
آخرین دست‌نوشته‌اش رو برداشت
ولی دیگه اشتیاقی برای خوندنش نداشت

00:24:56.042 --> 00:24:59.875
گرسنه بود و سیگار مزه‌ی دهانش رو تلخ کرده بود

00:25:00.417 --> 00:25:03.542
روی تخت دراز کشید و سعی کرد بخوابه تا گرسنگی رو فراموش کنه

00:25:04.125 --> 00:25:07.041
فردا باید وسایل اون نویسنده رو به کنسولگری مکزیک تحویل می‌داد

00:25:07.042 --> 00:25:10.708
شاید هم از طرف کسایی که دنبالش می‌گشتن پولی گیرش میومد و چیزی برای خوردن می‌خرید

00:25:10.750 --> 00:25:12.292
و بعدتر...

00:25:13.292 --> 00:25:15.250
یه سری چیزا ممکن بود تغییر کنه

00:25:16.458 --> 00:25:18.542
گرسنگی عذابش می‌داد

00:25:48.750 --> 00:25:51.292
این قرارداد کاری منه

00:25:51.500 --> 00:25:52.708
کاراکاس

00:25:52.917 --> 00:25:55.625
من رهبر ارکسترم
میدونی کاراکاس کجاست؟

00:25:56.292 --> 00:25:59.625
می‌بینی؟
قراره از 10 سپتامبر شروع کنم

00:26:01.833 --> 00:26:03.625
این...

00:26:04.750 --> 00:26:07.124
گذرنامه‌ی منه
سروقت صادر شد

00:26:07.125 --> 00:26:10.250
اونا موسیقی مدرن می‌خوان
من به شخصه غافلگیر شدم

00:26:10.458 --> 00:26:14.041
تخصصم اجرای آثار مکس رگر(آهنگساز آلمانی قرن 19) و لوییجی نونو(آهنگساز ایتالیایی قرن20)ه-
ولی موسیقی مدرن اونم توی کاراکاس؟-

00:26:14.042 --> 00:26:15.958
یه همچین جایی کی به این چیزها گوش میده؟

00:26:18.667 --> 00:26:20.917
اونا برای پاسپورت 12تا عکس خواستن

00:26:21.125 --> 00:26:23.042
ببین یکی دو تا سه تا

00:26:23.083 --> 00:26:25.875
چهارتا پنج تا شیش تا

00:26:26.333 --> 00:26:29.625
هشت،نه،ده،یازده،دوازده
همه اش اینجاست

00:26:30.000 --> 00:26:32.458
عکس رو داری؟
ببین لبخند نزدم،گوشام هم معلومه

00:26:32.667 --> 00:26:35.167
که هر دوش هم اشتباه بود

00:26:35.375 --> 00:26:37.625
قبلا چندباری درخواست ویزام رد شده

00:26:38.208 --> 00:26:41.958
و این برام تجربه شده
این بلیط کشتیه

00:26:42.167 --> 00:26:44.708
کشتی دو جا توقف می‌کنه
آمریکا و مکزیک

00:26:45.125 --> 00:26:48.791
برا همین ترانزیت لازمم میشه
شاید فکر کنی

00:26:48.792 --> 00:26:51.541
این آدم‌های خوش‌شانس قراره تاییدیه ترانزیت‌‌شون رو بگیرن

00:26:51.542 --> 00:26:53.375
اما نه
اونا می‌ترسن

00:26:53.917 --> 00:26:56.875
می‌ترسن ما رو از کشتی پیاده کنن و همین‌جا نگهمون دارن

00:26:56.917 --> 00:26:58.208
اممم

00:26:59.292 --> 00:27:01.667
چیزی برای خوردن داری؟-
ها؟-

00:27:04.250 --> 00:27:05.375
ندارم

00:27:05.792 --> 00:27:07.666
به رهبر ارکستر نگاهی انداخت

00:27:07.667 --> 00:27:10.167
و همه‌ اونایی
که قصه‌هایی از سرگذشت‌شون برای گفتن داشتن

00:27:10.250 --> 00:27:12.500
اینکه چطور از مرگ فرار کردن

00:27:12.708 --> 00:27:16.583
درباره بچه‌ها
مردان و زنانی که در حین فرار از دستشون داده بودن

00:27:16.625 --> 00:27:20.833
چیزهای وحشتناکی که به چشم دیده بودن
نمی‌تونست بیشتر از این بهشون گوش بده

00:27:20.875 --> 00:27:24.792
جرات نداری بگی اونا شیرینن
من ازشون متنفرم

00:27:24.833 --> 00:27:28.042
اگه میتونستم تیکه تیکه‌شون میکردم

00:27:28.375 --> 00:27:31.750
واسه یه زوج آمریکایی بود
ایمی و جان بلومنبرگ

00:27:31.792 --> 00:27:35.250
اونا یه تصمیم دیوانه وار گرفتن
آخرین پروازی که به سمت واشنگتن می‌رفت رو سوار شدن

00:27:35.375 --> 00:27:39.833
نمی‌تونم اونا رو سرزنش کنم
جان مثل من یهودیه

00:27:40.125 --> 00:27:43.542
اونا نمی‌تونستن سگ‌ها رو با خودشون ببرن
میخوام با کشتی اونا رو ببرم

00:27:43.583 --> 00:27:46.542
توی مبادله ضمانت منو کردن و من هم در ازای اون ویزا گرفتم

00:27:46.583 --> 00:27:49.250
برای همین اینجا موندم
منتظر تاییدیه ترازیت برای مکزیک‌ام

00:27:49.292 --> 00:27:52.042
و گواهی دامپزشکیِ لعنتی

00:27:52.917 --> 00:27:54.917
من خونه شون رو طراحی کردم

00:27:54.958 --> 00:27:57.583
بعد یادش افتاد
مارسی همچین جاییه

00:27:57.625 --> 00:27:59.500
بندر!
نگاه کن!

00:27:59.667 --> 00:28:03.500
و بندرها جایی‌ان که قصه‌ها روایت میشن
این چیزیه که اونا به خاطرش اینجان

00:28:03.542 --> 00:28:06.458
آدمای اینجا حق دارن قصه شون رو تعریف کنن

00:28:06.667 --> 00:28:08.625
و بعد...
اون داستان‌ها شنیده بشن

00:28:08.833 --> 00:28:11.875
نمی‌خوام تو مکزیکت موندگار بشم

00:28:12.083 --> 00:28:15.167
ازشون متنفرم
با اون آدمای احمقشون

00:28:15.208 --> 00:28:18.167
اون‌ها خیلی افراطی‌ان
سعی دارن ما رو بترسونن

00:28:18.375 --> 00:28:21.833
بیمه عمرم.لعنتی
این دیوونگیه

00:28:24.667 --> 00:28:26.292
813.

00:28:27.000 --> 00:28:28.875
نوبت توئه

00:28:29.875 --> 00:28:31.792
آره

00:28:47.458 --> 00:28:51.042
فقط پاسپورت.ممنون
شما می‌خواید؟

00:28:51.250 --> 00:28:53.375
برای ویزا؟
ویزای ترانزیت

00:28:54.708 --> 00:28:57.042
کجا؟
آمریکا

00:29:05.167 --> 00:29:07.125
دارید چیکار می‌کنید؟

00:29:07.167 --> 00:29:10.542
این نامه ها و دست‌نوشته‌ها...

00:29:10.583 --> 00:29:12.667
شماره نوبت‌تون لطفا

00:29:17.417 --> 00:29:19.167
اینه؟

00:29:25.917 --> 00:29:28.083
اینجا چیکار دارید؟

00:29:28.875 --> 00:29:33.291
من سر‌کنسول نیستم
من برای طبقه بندی درخواست‌ها اینجام

00:29:33.292 --> 00:29:35.458
و در نهایت جابه‌جایی اون‌ها

00:29:35.667 --> 00:29:38.374
برای کار وایدل اینجا اومدم

00:29:38.375 --> 00:29:40.417
وایدلِ نویسنده؟
بله

00:29:41.208 --> 00:29:43.917
من...
یه لحظه لطفا

00:29:58.000 --> 00:30:00.583
سر‌ کنسول‌ منتظر شماست
...بفرمایید

00:30:22.083 --> 00:30:24.625
همسرتون اینجا بود

00:30:28.833 --> 00:30:31.958
دو تا ویزا
بلیط سفر با کشتی

00:30:32.625 --> 00:30:34.625
چک بانکی

00:30:35.333 --> 00:30:39.666
بانک وسترن یونیون توی کانبیِر یه شعبه داره
سر ساعت باز میکنه

00:30:39.667 --> 00:30:43.000
تا زمان حرکت کشتی‌تون فقط سه هفته فرصت دارید

00:30:43.167 --> 00:30:47.041
هرچه زودتر کارهای مربوط به ترانزیت آمریکا و اسپانیا رو هماهنگ کنید

00:30:47.042 --> 00:30:51.249
اونا دارن توی آیکس و کاسیس اردوگاه می‌سازن
پاک‌سازی‌ها به زودی شروع میشه

00:30:51.250 --> 00:30:53.957
عذر میخوام،
سوء‌تفاهمی پیش اومده

00:30:53.958 --> 00:30:56.707
هیچ راه مستقیمی برای سفر به مکزیک وجود نداره

00:30:56.708 --> 00:31:00.833
برای همچین سفری شما به ترانزیت نیاز دارید
می‌ترسن شماها اونجا موندگار بشین

00:31:05.833 --> 00:31:08.417
اسم همسرتون چی بود؟

00:31:13.417 --> 00:31:15.417
اسم همسرتون

00:31:17.125 --> 00:31:20.500
به نظر میرسه اسمش رو فراموش کردین

00:31:22.208 --> 00:31:24.666
تقریبا هر روز اینجا می‌اومد

00:31:24.667 --> 00:31:26.667
تا خبری از شما بگیره

00:31:27.500 --> 00:31:29.500
زود برگرد...عشق من

00:31:30.250 --> 00:31:31.792
ماری

00:31:33.042 --> 00:31:34.833
ماری

00:31:35.667 --> 00:31:37.333
آره خودشه! ماری

00:31:38.208 --> 00:31:40.500
گریه امانش نمی‌داد

00:31:44.458 --> 00:31:46.750
اون منو ترک کرد

00:31:49.458 --> 00:31:53.083
یه چیز برام جالبه
بیشتر مثل یه سواله

00:31:54.500 --> 00:31:56.749
کی اول فراموش میکنه

00:31:56.750 --> 00:31:59.875
مرد که رها شده
یا زن که اون رو ترک کرده؟

00:32:03.333 --> 00:32:07.042
کنجکاوم نظر شما رو به عنوان یه نویسنده بدونم

00:32:12.542 --> 00:32:15.167
به سختی میتونم به یاد بیارمش

00:32:24.875 --> 00:32:27.917
روزی بود که برای اولین بار دیدمش

00:32:28.208 --> 00:32:31.499
در حالی که کنار پنجره نشسته بود
و می‌خواست سفارشش رو نقدی پرداخت کنه

00:32:31.500 --> 00:32:33.875
داشت برش کوچک و گرمی از مارگاریتا می‌خورد

00:32:34.042 --> 00:32:36.208
و شراب گل رز خنکی می‌نوشید

00:32:36.917 --> 00:32:40.667
آدمای بیرون با کیسه‌های خریدشون مشغول قدم زدن بودن

00:32:40.750 --> 00:32:44.041
با خودش می‌گفت وحشت و آشوب به زودی بر اینجا مسلط خواهد شد

00:32:44.042 --> 00:32:48.042
و اینا همه‌ی فکر و ذکرشون رفتن به خریده

00:32:48.292 --> 00:32:52.749
براش از فیلمی گفتم که زامبی‌ها یه مرکز خرید رو محاصره کردن

00:32:52.750 --> 00:32:56.708
گفت بله، حتی مردگان هم قدرت فکر کردن به چیزهای بهتر رو از دست دادن

00:33:35.292 --> 00:33:37.708
حال داری بازی کنیم؟

00:33:40.833 --> 00:33:43.083
برات یه چیزی آوردم

00:33:43.500 --> 00:33:45.750
نمی‌تونم مریضم

00:33:46.875 --> 00:33:49.917
مامانت هست؟
سر کاره-

00:34:18.542 --> 00:34:21.000
رادیو هم گوش میدی؟
شکسته-

00:34:27.458 --> 00:34:30.375
از جایی افتاده؟
نمی‌دونم-

00:34:36.708 --> 00:34:38.750
میتونی درستش کنی؟

00:34:41.250 --> 00:34:43.375
سعی خودمو میکنم

00:34:45.375 --> 00:34:46.458
کمکم میکنی؟

00:34:59.042 --> 00:35:00.625
هممم...

00:35:04.167 --> 00:35:05.750
باشه...

00:35:26.625 --> 00:35:28.750
میتونی نگهش داری؟
این شکلی؟

00:35:42.000 --> 00:35:45.667
باشه،حالا بگیرش جلوی شعله

00:35:48.000 --> 00:35:51.541
خیلی نزدیک هم نه
جایی که دماش کمتره

00:35:51.542 --> 00:35:53.583
آره همینجوری

00:35:56.625 --> 00:35:58.792
اینو یه مدت ازت قرض میگیرم

00:36:01.542 --> 00:36:04.083
باشه
یه کم اینورتر

00:36:08.042 --> 00:36:10.375
بذار امتحان کنیم درست شده

00:36:11.000 --> 00:36:14.083
نفست رو تو نده
راحت نفس بکش

00:36:15.792 --> 00:36:19.125
انگار داری فوتبال بازی میکنی
راحت و آروم نفس بکش

00:36:22.875 --> 00:36:26.167
حالا قاشق رو کنار بذار

00:36:35.333 --> 00:36:36.917
بله

00:36:37.333 --> 00:36:39.582
یه کمی نزدیک‌تر

00:36:39.583 --> 00:36:40.750
برش گردون

00:36:48.917 --> 00:36:51.333
باشه
خوبه

00:36:52.792 --> 00:36:54.917
حالا بیا یه نگاه بهش بندازیم

00:37:12.333 --> 00:37:14.292
چی شده؟

00:37:15.208 --> 00:37:17.250
این آواز رو می‌شناسم

00:37:17.500 --> 00:37:20.708
مادرم می‌خوند تا خوابم ببره

00:37:27.958 --> 00:37:29.958
ماهیِ خال خالی

00:37:31.208 --> 00:37:33.208
شنا می‌کرد تا خونه‌

00:37:35.333 --> 00:37:37.000
فیل

00:37:38.083 --> 00:37:40.292
پای‌کوبی می‌کرد تا خونه

00:37:41.542 --> 00:37:43.208
مورچه

00:37:44.792 --> 00:37:46.875
می‌دوید تا خونه

00:37:47.875 --> 00:37:49.917
فانوس‌ها روشن‌ شدن

00:37:50.583 --> 00:37:52.833
روز به سر اومده

00:38:49.417 --> 00:38:52.083
مامانم میخواد بدونه شغلت اینه؟

00:38:53.417 --> 00:38:54.542
آره

00:38:55.125 --> 00:38:58.125
من تعمیرکار رادیو تلویزیون‌ام

00:39:06.167 --> 00:39:08.958
دوره کارورزی رو تموم کردی؟

00:39:09.000 --> 00:39:10.542
نه

00:39:10.667 --> 00:39:13.833
فاشیست‌ها دستور دادن جلوی این کارها گرفته بشه

00:39:27.792 --> 00:39:30.375
میشه دوباره اون آهنگ رو بخونی؟

00:39:32.792 --> 00:39:34.708
مامان میخواد آواز خوندن‌ات رو ببینه

00:39:46.792 --> 00:39:48.875
پروانه

00:39:50.292 --> 00:39:52.250
اومده خونه

00:39:53.833 --> 00:39:55.750
خرس کوچولو

00:39:57.000 --> 00:39:58.958
اومده خونه

00:40:02.833 --> 00:40:05.792
ماهی خال خالی
نه،صبر کن

00:40:06.167 --> 00:40:08.125
شنا می‌کنه تا خونه

00:40:08.917 --> 00:40:11.458
فانوس‌ها روشن‌ شدن

00:40:12.292 --> 00:40:14.417
روز به سر اومده

00:40:16.125 --> 00:40:18.250
حالا ماهی اومد

00:40:19.000 --> 00:40:20.750
ماهی

00:40:21.875 --> 00:40:23.833
شنا می‌کنه تا خونه

00:40:26.333 --> 00:40:28.208
فیل

00:40:28.833 --> 00:40:30.792
اومده خونه

00:40:32.833 --> 00:40:34.625
مورچه

00:40:35.708 --> 00:40:37.667
می‌دوئه تا خونه

00:40:38.208 --> 00:40:40.333
چراغ‌ها روشن‌ان

00:40:41.500 --> 00:40:43.625
روز به سر اومده

00:40:46.000 --> 00:40:48.125
روباه و غاز

00:40:49.292 --> 00:40:51.292
میرن به خونه

00:40:53.042 --> 00:40:54.958
گربه و موش

00:40:55.875 --> 00:40:57.875
میرن به خونه

00:40:59.000 --> 00:41:01.000
مرد و زن

00:41:01.542 --> 00:41:03.542
میرن به خونه

00:41:03.583 --> 00:41:05.666
مکث کرد

00:41:05.667 --> 00:41:08.708
انگار نفسش بند اومده بود

00:41:08.958 --> 00:41:11.708
بغض کرده بود

00:41:11.875 --> 00:41:14.249
ملیسا و دریس بهش خیره شدن

00:41:14.250 --> 00:41:19.333
دریس گفت دیروقته و
اگه می‌خواد میتونه شب اونجا بخوابه

00:41:20.208 --> 00:41:25.000
گفت کار مهمی داره،
شب به هتل برگشت

00:41:25.667 --> 00:41:29.457
قول داد فردا رو با دریس بگذرونه

00:41:29.458 --> 00:41:32.167
اون آواز از ذهنش بیرون نمی‌رفت

00:41:32.500 --> 00:41:38.375
مثل افکار وهم انگیزی بود که تو ذهنش پرسه می‌زد

00:41:38.500 --> 00:41:43.333
قصه ها برای خودشون بافته می‌شن

00:41:44.083 --> 00:41:48.333
همچنان که شب روی خونه‌مون سایه انداخته

00:42:18.875 --> 00:42:20.708
یه لحظه

00:42:25.458 --> 00:42:27.958
برگه‌ها و مجوز اقامت

00:42:28.167 --> 00:42:30.458
روی میزه
نه بابا؟

00:42:30.625 --> 00:42:32.917
زودباش بیارش

00:42:35.833 --> 00:42:38.625
عجله کن وقت نداریم

00:43:11.208 --> 00:43:14.750
مامان مامان

00:43:17.875 --> 00:43:21.125
ولم کن

00:43:21.292 --> 00:43:23.458
ول کنم
مامان

00:43:23.958 --> 00:43:26.542
به زن نگاه کرد
مثل شعله‌‌ی شمعی کم‌رمق، در حال خاموشی بود

00:43:27.167 --> 00:43:30.207
صدای فریاد همسر و فرزندانش رو شنید

00:43:30.208 --> 00:43:32.832
متوجه شد دیگران هم مثل اون نگاهش میکنن

00:43:32.833 --> 00:43:36.917
اون‌ها بی احساس بودن؟
یا خیالشون راحت بود که جای اون زن نبودن؟

00:43:37.167 --> 00:43:40.917
توی راهرو اون زن و سگ‌هاش رو دید

00:43:41.000 --> 00:43:44.957
نگاهشون به هم گره خورد
مدتی طولانی بهم خیره شدن

00:43:44.958 --> 00:43:47.375
بعد از هم روی برگردوندن

00:43:48.000 --> 00:43:51.458
و می‌دونست چیزی که اون‌ها رو وادار به سکوت کرده بود

00:43:51.750 --> 00:43:52.917
احساس شرم بود

00:43:54.667 --> 00:43:57.792
اون‌ها شرمسار بودن
به شکل بدی هم شرمسار بودن

00:44:01.542 --> 00:44:03.874
فردای اون روز رفت دنبال دریس

00:44:03.875 --> 00:44:07.125
که با هم برن بازارچه کنار دریا

00:44:27.500 --> 00:44:30.958
من و مامان می‌خوایم بریم کوهنوری
با ما میای؟

00:44:34.750 --> 00:44:36.750
اگه تونستی

00:44:37.333 --> 00:44:40.499
تیراندازی به قوطی های حلبی

00:44:40.500 --> 00:44:42.417
بریم تمرین کنیم

00:44:42.458 --> 00:44:44.542
اینجاست؟
اممم آره

00:44:44.583 --> 00:44:47.667
وایستا
ببین به این راحتی هم نیست

00:44:51.417 --> 00:44:53.083
پای تکیه‌گاه...

00:44:54.292 --> 00:44:57.333
لعنتی
یه فرصت دیگه داری

00:45:00.917 --> 00:45:04.333
نه! صبر کن، خیلی نزدیکی
یه کم برگرد عقب

00:45:08.417 --> 00:45:10.417
بستنی میوه ای

00:45:13.917 --> 00:45:17.458
یه کاری دارم که باید انجام بدم
زود برمی‌گردم باشه؟

00:45:17.750 --> 00:45:19.749
کجا میری؟

00:45:19.750 --> 00:45:22.542
اونور خیابون
اون ساختمونی که پرچم داره

00:45:23.042 --> 00:45:26.417
خیلی طول نمیکشه
زود برمی‌گردم

00:45:43.000 --> 00:45:45.458
چیزی میخوری؟

00:46:06.292 --> 00:46:08.292
آقای وایدل!

00:46:11.292 --> 00:46:13.083
آقای وایدل!

00:46:17.792 --> 00:46:18.875
بله

00:46:28.417 --> 00:46:31.875
چرا واسه ویزای آمریکا اقدام نکردید؟

00:46:32.875 --> 00:46:35.500
خیلی از هم‌دوره‌ای هات این‌کار رو کردن

00:46:36.083 --> 00:46:40.458
ترسیدی درخواست‌ات برای ویزا رد بشه.

00:46:42.208 --> 00:46:43.833
درست می‌گم؟

00:46:44.792 --> 00:46:47.249
یه سری مقاله توی جبهه‌ی نو

00:46:47.250 --> 00:46:51.417
و انتشار خبر تیراندازی به اتحادیه‌های کارگری در آلمریا توسط سازمان سیا

00:46:52.875 --> 00:46:54.917
شما در اون نقش داشتین

00:46:55.792 --> 00:46:57.375
نه

00:46:59.917 --> 00:47:02.958
جبهه‌ی نو یه روزنامه‌ی کمونیستیه

00:47:03.750 --> 00:47:06.083
من تو انتشار اون اخبار نقشی نداشتم

00:47:12.250 --> 00:47:15.582
چرا مکزیک؟

00:47:15.583 --> 00:47:18.208
فکر کردی اونا به کمونیست‌ها خوش‌آمد میگن؟
گفتم که تو اون ماجرا نقشی نداشتم

00:47:18.250 --> 00:47:20.208
چه چیزی شما رو به مکزیک کشوند؟

00:47:20.750 --> 00:47:22.750
چطوری میخواید خرج زندگی‌‌تون رو توی اون کشور درآرید؟

00:47:23.042 --> 00:47:26.000
می‌خوام یه کسب و کاری راه بندازم

00:47:31.792 --> 00:47:34.000
چه کسب و کاری؟

00:47:34.250 --> 00:47:36.583
تعمیرات رادیو و تلویزیون

00:47:37.167 --> 00:47:40.583
نمی‌خواید از ماجراهایی که بهتون گذشته بنویسید ؟
نه

00:47:42.917 --> 00:47:46.000
ولی این کاریه که نویسنده‌ها انجامش میدن

00:47:50.500 --> 00:47:55.125
وقتی پسر بچه بودم از طرف مدرسه به گردش می‌رفتیم

00:47:56.375 --> 00:47:57.792
یه وقت‌هایی خیلی خوش می‌گذشت

00:47:58.417 --> 00:48:00.082
ولی بدبختانه

00:48:00.083 --> 00:48:04.167
روز بعدش معلم ازمون خواست یه انشا بنویسیم

00:48:04.333 --> 00:48:06.292
با موضوع اردویی که از طرف مدرسه رفتیم

00:48:07.958 --> 00:48:11.333
بعد تعطیلی‌ها
همیشه موضوع انشا این بود

00:48:12.042 --> 00:48:14.542
تو تعطیلات چه کارهایی کردم

00:48:14.750 --> 00:48:16.332
یا

00:48:16.333 --> 00:48:19.000
بهترین قسمت تعطیلات

00:48:21.375 --> 00:48:25.083
حتی بعد تعطیلات کریسمس
هدایا و جشن‌ها

00:48:25.583 --> 00:48:27.583
یه وقتایی موضوع انشا این بود

00:48:28.125 --> 00:48:29.917
کریسمس من

00:48:31.167 --> 00:48:34.332
انگار باید اون لحظات رو طوری می‌گذروندم

00:48:34.333 --> 00:48:37.000
تا بتونم باهاش یه انشای کلاسی بنویسم

00:48:38.375 --> 00:48:41.541
و برای همه نویسنده هایی که با من توی کمپ بودن

00:48:41.542 --> 00:48:43.792
اون اتفاقات وحشتناک

00:48:44.333 --> 00:48:47.875
تنها مصالح‌شون برای نوشتن بود

00:48:49.042 --> 00:48:51.375
کمپ،فرار

00:48:52.042 --> 00:48:53.792
مرگ

00:48:54.375 --> 00:48:56.125
جنگ

00:49:01.875 --> 00:49:04.667
دیگه نمی‌خوام از اون انشاهای مدرسه‌ای بنویسم

00:49:07.417 --> 00:49:11.292
برای آدمی مثل شما ادعای سنگینیه

00:49:27.708 --> 00:49:29.708
اون از جاش تکون نخورد

00:49:37.833 --> 00:49:39.500
من رو ببخشید

00:50:20.083 --> 00:50:23.833
انگار از حرف‌ام خوشتون نیومد؟
چیزی دیگه ای می‌خواید؟

00:50:27.583 --> 00:50:29.542
می‌خواید از اینجا برید؟

00:50:30.833 --> 00:50:32.625
به آمریکا؟

00:50:34.500 --> 00:50:36.250
به سمت مکزیک

00:50:37.583 --> 00:50:39.042
کِی؟

00:50:39.250 --> 00:50:40.875
بیست و سوم این ماه

00:50:41.542 --> 00:50:43.500
با کشتی مونترئال

00:50:46.375 --> 00:50:49.625
می‌تونیم بریم جای دیگه بستنی بخوریم
تو بندر مثلا

00:50:51.333 --> 00:50:52.875
باشه؟

00:50:53.167 --> 00:50:55.833
یا بریم روی پای تکیه‌گاهت کارکنیم

00:50:57.833 --> 00:51:00.000
فهمید پسرک مشغول گریه بود

00:51:00.583 --> 00:51:03.125
در حالی که سعی داشت
اشک هاش رو پاک ‌کنه

00:51:03.792 --> 00:51:05.167
باید برم

00:51:05.458 --> 00:51:08.583
دید که سعی می‌کنه خودش رو نگه داره
و خواست که پسرک رو در آغوش بگیره و دلداریش بده

00:51:08.625 --> 00:51:11.167
براش توضیح بده چرا ناچاره اونجا رو ترک کنه

00:51:11.583 --> 00:51:14.500
برو درتو بذار!

00:52:14.250 --> 00:52:18.083
رهبر ارکستره چی شد؟
نتونست قبول بشه-

00:52:19.083 --> 00:52:21.707
میتونی برام یه خوراکی بخری؟

00:52:21.708 --> 00:52:24.875
ببخشید؟
میتونی برام خوراکی چیزی بخری؟

00:52:25.917 --> 00:52:29.083
همه‌ی پولم خرج سیر کردن شکم اینا شده
چیزی برام نمونده

00:52:29.542 --> 00:52:32.707
فکر میکردم گواهی دامپزشکی زودتر از اینا بیاد

00:52:32.708 --> 00:52:34.375
همینجا منتظر باش

00:52:37.958 --> 00:52:41.833
زن یه یادداشت به من داد
اون به کل کر و لال بود

00:52:42.417 --> 00:52:44.083
همین الان میرم

00:52:44.250 --> 00:52:47.707
پناهجوهای زیادی سعی میکردن با این کارها پول ناچیزی به جیب بزنن

00:52:47.708 --> 00:52:50.874
اونا یادداشت یا اسباب بازی کوچکی رو میز مشتری‌ها می‌ذاشتن

00:52:50.875 --> 00:52:52.875
و تقاضای کمک مالی داشتن

00:52:53.083 --> 00:52:56.167
ولی این زن دنبال دکتر برای پسرش می‌گشت

00:52:56.208 --> 00:52:59.208
و دنبال این بود که بین آلمانی‌ها یه دکتری پیدا کنه

00:52:59.375 --> 00:53:02.958
برای همین رفت و بین پناهجوها پرس ‌و‌ جو کرد

00:53:03.208 --> 00:53:07.292
طولی نکشید که تو هتل نزدیک بندرگاه یه دکتر پیدا کرد

00:53:07.458 --> 00:53:09.792
پزشک اطفال از کاسل

00:53:10.417 --> 00:53:12.207
سلام روزتون بخیر
بفرمایید

00:53:12.208 --> 00:53:14.958
فهمیدم دکتر اونجاست

00:53:15.375 --> 00:53:17.167
چند لحظه

00:53:17.191 --> 00:53:19.191
آوامــووی

00:53:23.042 --> 00:53:25.000
این برای شماست

00:53:32.792 --> 00:53:35.832
ما نیاز فوری به یه پزشک داریم
منظورش از ما کیه؟

00:53:35.833 --> 00:53:38.124
یه پسربچه
حدودا 8ساله

00:53:38.125 --> 00:53:40.500
مشکلی هست؟
نمیدونم-

00:53:41.583 --> 00:53:45.291
اون بچه مشکل تنفسی داره
چرا نبردینش اورژانس؟

00:53:45.292 --> 00:53:48.000
اون و مادرش شهروند غیرقانونی‌ان

00:53:48.708 --> 00:53:51.333
شما چی؟
منم همینطور-

00:53:53.750 --> 00:53:56.042
خیلی دوره؟
ده دقیقه تا اونجا راهه-

00:53:56.208 --> 00:53:58.375
چند لحظه
من کیفم رو بردارم

00:54:06.958 --> 00:54:09.375
زودی برمی‌گردم
باشه-

00:54:22.833 --> 00:54:25.833
به خاطر چیزیه که خورده؟
نمی‌دونم-

00:54:27.208 --> 00:54:30.125
از دیروز ندیدمش

00:54:33.083 --> 00:54:35.250
من پدرش نیستم

00:54:35.583 --> 00:54:37.917
اون پسر یکی از دوستامه

00:54:40.417 --> 00:54:43.292
که به تازگی مُرده

00:54:46.708 --> 00:54:49.749
مادرش کر و لاله
اسم پسر چیه؟

00:54:49.750 --> 00:54:51.792
دریس؟
آفریقاییه؟

00:54:52.458 --> 00:54:55.250
مادرش ملیسا مراکشیه

00:54:56.833 --> 00:54:58.833
دریس مبتلا به آسمه

00:55:01.208 --> 00:55:04.250
نفست رو نگه دار و عمیق بده بیرون

00:55:08.542 --> 00:55:10.875
میتونی لباست رو بپوشی

00:55:11.792 --> 00:55:14.458
این اواخر زیاد بیرون رفتی؟

00:55:16.750 --> 00:55:19.625
باید چند روزی تو رختخواب بگذرونی

00:55:20.125 --> 00:55:22.458
به مادرت بگو برات یه چیز خوشمزه درست کنه

00:55:23.833 --> 00:55:26.124
غذایی که خیلی دوست داری چیه؟

00:55:26.125 --> 00:55:30.250
امکان نداره، حتما یه غذایی هست که به شکل ویژه‌ای دوست داشته باشی
درسته؟

00:55:31.167 --> 00:55:33.583
پنکیک، مثلا؟

00:55:35.417 --> 00:55:39.083
شاید مامانت بتونه برات بپزه

00:55:40.500 --> 00:55:42.667
من میرم پیشش

00:55:45.750 --> 00:55:47.417
یه لحظه میاین اینجا؟

00:55:52.458 --> 00:55:54.333
فقط مادرش

00:55:59.625 --> 00:56:03.292
پسرتون حمله‌ی شدید تنفسی(آسم) بهش دست داده
باید چند روزی تو رختخواب استراحت کنه

00:56:04.625 --> 00:56:08.207
چندتا قرص براش نوشتم که روزی سه بار بعد هر وعده غذایی مصرف کنه

00:56:08.208 --> 00:56:10.374
باد میسترال براش خوب نیست

00:56:10.375 --> 00:56:14.708
من و مامان داریم می‌ریم کوهنوردی
کوهنوردی حالت رو بهتر میکنه-

00:56:15.542 --> 00:56:18.417
با اون پسره چیکار کردی؟
ببخشید؟-

00:56:19.208 --> 00:56:23.250
حتما یه کاری باهاش کردی که نمی‌خواد ببینتت

00:56:24.000 --> 00:56:27.000
حتی تو اتاقش راهت نمیده

00:56:32.917 --> 00:56:35.083
دارم از پیشش میرم...

00:56:36.083 --> 00:56:38.833
تو باهاشون نمیری کوهنوردی؟

00:56:39.083 --> 00:56:42.583
اون پسربچه امیدوار بود تو جای پدرش رو براش پر کنی

00:56:48.750 --> 00:56:51.083
چرا باهاشون نمیری؟

00:56:51.708 --> 00:56:53.958
من دارم اینجا رو به مقصد مکزیک ترک میکنم

00:56:58.667 --> 00:56:59.667
چی؟

00:57:03.250 --> 00:57:04.833
چی؟

00:57:05.333 --> 00:57:08.625
منم می‌خوام برم همونجا
خُب چرا نمیری؟-

00:57:10.667 --> 00:57:14.500
هنوز مدارکت ناقصه؟
نه همه رو گرفتم-

00:57:14.708 --> 00:57:17.292
کشتی‌ات کی حرکت میکنه؟
سه شنبه-

00:57:18.792 --> 00:57:20.958
پس مشکل چیه؟

00:57:23.750 --> 00:57:26.250
ناچارم یه نفر رو جا بذارم

00:57:26.917 --> 00:57:29.083
کی؟
یه زن-

00:57:34.292 --> 00:57:36.708
بریم یه چیزی بخوریم؟

00:57:39.875 --> 00:57:43.000
ما سه هفته وقت داریم

00:57:43.083 --> 00:57:46.792
تا اون موقع نیازی به اون ویزای لعنتی یا حتی ترانزیت نداری

00:57:48.667 --> 00:57:51.542
همه‌ی کارها رو تنظیم کرده بودم
بلیط کشتی هم داشتم

00:57:54.000 --> 00:57:57.417
دیگه آماده‌ی حرکت بودیم
لنگرها آماده کشیدن بودن

00:57:59.375 --> 00:58:00.792
اما اون پیاده شد

00:58:01.792 --> 00:58:05.500
و من دنبالش رفتم
و حالا نمی‌تونی از اینجا خارج بشی؟

00:58:09.625 --> 00:58:11.375
می‌تونم

00:58:11.417 --> 00:58:14.625
من ویزا دارم،ترانزیت
و بلیط کشتی

00:58:17.250 --> 00:58:20.707
کشتی اسپرانزا سه شنبه حرکت میکنه
ساعت 9شب
از اسکله شماره 12

00:58:20.708 --> 00:58:22.917
از راه لیسبون و مونته ویدئو

00:58:24.000 --> 00:58:27.457
من امروز ترانزیت رو گرفتم
برای پرتغال و اروگوئه

00:58:27.458 --> 00:58:29.625
پس سوار میشی؟

00:58:29.750 --> 00:58:31.792
تا دو هفته دیگه معلوم نیست چه اتفاقاتی اینجا بیفته

00:58:31.833 --> 00:58:34.416
،کشتی الان توی لیونه
حتما در جریان هستی

00:58:34.417 --> 00:58:36.833
پس میخوای بری و تنهاش بذاری؟

00:58:44.583 --> 00:58:47.708
باید یه بیمارستان دایر کنم
اونا منتظر منن

00:58:49.625 --> 00:58:52.708
این شغل منه
بیشتر از این نمی‌تونم صبر کنم

00:58:53.292 --> 00:58:55.958
اون خانوم میدونه؟
بهش گفتم

00:58:58.708 --> 00:59:01.666
باید برم
آدمای نیازمند کمک، منتظرم‌ هستن

00:59:01.667 --> 00:59:03.792
اون میدونه
فهمیدم-

00:59:07.167 --> 00:59:08.250
متوجهی؟

00:59:09.042 --> 00:59:11.042
بله متوجهم

00:59:12.000 --> 00:59:15.708
تو عذاب وجدان گرفتی و ابراز همدردی من رو میخوای

00:59:22.125 --> 00:59:24.875
بعید می‌دونم عرضه‌‌اش رو داشته باشی

00:59:25.167 --> 00:59:27.167
یا حتی تسکین دادن

00:59:39.167 --> 00:59:41.250
تونستی پیداش کنی؟

00:59:49.167 --> 00:59:51.625
بیا یه چیزی بخور
مرسی-

00:59:52.833 --> 00:59:54.000
ادامه بده

00:59:57.708 --> 01:00:00.457
تو اونی هستی که نیاز به دکتر داره

01:00:00.458 --> 01:00:03.167
شاید...

01:00:03.833 --> 01:00:06.583
آقا تصمیم‌اش رو گرفته

01:00:06.750 --> 01:00:09.666
میخواد بره مکزیک و پسرک رو اینجا تنها بذاره

01:00:09.667 --> 01:00:11.167
چی شده؟

01:00:12.167 --> 01:00:15.500
تصمیم‌ات قطعیه یا چیزی جا انداختم؟

01:00:15.667 --> 01:00:18.708
معلومه اون پسر رو دوست داری

01:00:18.917 --> 01:00:22.833
متوجه شدم وقتی توی اتاقش راهت نداد چقدر آزرده‌خاطر شدی

01:00:24.000 --> 01:00:28.000
تو دوستش داری ولی داری رهاش میکنی
اون پسر من نیست-

01:00:28.458 --> 01:00:32.042
چه فرقی داره؟
اونم زن من نیست

01:00:53.125 --> 01:00:56.791
صدای قدم‌های زن رو شنید،
و بعد صدای زنگ در

01:00:56.792 --> 01:00:58.792
و بعد در دل شب ناپدید شد

01:01:01.042 --> 01:01:03.958
کمی بعد مونت‌ونتو رو ترک کرد

01:01:04.333 --> 01:01:08.917
پشت سرش رو که دید،
دکتر رو نظاره کرد که درمانده نظر می‌اومد

01:01:08.958 --> 01:01:11.083
دکتر داشت اشک می‌ریخت

01:01:11.375 --> 01:01:13.542
برگشت به هتلش

01:01:13.583 --> 01:01:15.792
به تنهایی خودش

01:01:35.167 --> 01:01:37.833
بله؟
گئورگ‌ام-

01:01:39.917 --> 01:01:42.167
همون که عصر دیروز باهاش بودم

01:01:47.292 --> 01:01:49.250
اون اینجا نیست

01:01:51.833 --> 01:01:54.667
یه کم صبر کنی،
زود برمیگرده

01:02:08.125 --> 01:02:10.250
چایی؟
با کمال میل-

01:02:18.208 --> 01:02:21.583
حالا کجا هست؟
رفته دیدن اون پسربچه

01:02:22.542 --> 01:02:24.625
برای دریس اتفاقی افتاده؟

01:02:25.167 --> 01:02:26.167
نه

01:02:26.583 --> 01:02:28.208
فقط یه چک‌آپه

01:02:31.083 --> 01:02:34.000
اون دکتر خوبیه
تو کارش بهترینه

01:02:37.917 --> 01:02:40.875
تو مارسی مغازه‌ی دسته دوئی خوب سراغ داری؟

01:02:41.750 --> 01:02:45.500
دنبال چیز خاصی هستی؟
نه.می‌خوام اینا رو بفروشم-

01:02:46.208 --> 01:02:48.375
پولات ته کشیده؟

01:02:49.125 --> 01:02:50.458
درسته

01:02:57.833 --> 01:03:00.083
اون ممکنه دیرتر بیاد

01:03:00.375 --> 01:03:03.375
احتمالا رفته بلیطش هم تایید کنه

01:03:03.583 --> 01:03:06.708
پس تصمیمش واسه رفتن قطعیه؟
آره.قطعیه

01:03:09.458 --> 01:03:11.417
و تو می‌مونی؟

01:03:11.458 --> 01:03:13.333
انتخاب دیگه ای هم دارم؟

01:03:13.542 --> 01:03:15.958
تو چی؟ می‌خوای بری؟

01:03:18.625 --> 01:03:22.208
ماجرای اون باری که داشتی می‌رفتی رو برام تعریف کرد
از چی حرف می‌زد؟

01:03:23.167 --> 01:03:26.083
لنگرها کشیده شده بودن که زن پیاده شد

01:03:26.375 --> 01:03:28.333
یه همچین چیزی
بله

01:03:28.917 --> 01:03:31.458
ولی حالا می‌خوای تو کشتی بمونی؟

01:03:33.083 --> 01:03:35.250
چی عوض شده؟

01:03:36.125 --> 01:03:37.708
همه چی

01:03:44.125 --> 01:03:46.292
کی اول فراموش میکنه

01:03:46.583 --> 01:03:49.750
مرد که رها شده
یا زن که اون رو ترک کرده؟

01:03:52.625 --> 01:03:54.625
تو چی فکر میکنی

01:03:57.000 --> 01:03:59.292
اون من‌ رو فراموش کرده
کی؟-

01:04:01.333 --> 01:04:03.125
شوهرم

01:04:03.458 --> 01:04:07.125
از کجا میدونی؟
سر‌کنسول بهم گفت-

01:04:09.042 --> 01:04:10.833
کدوم سر کنسول‌؟

01:04:11.167 --> 01:04:13.042
مکزیکیه

01:04:15.625 --> 01:04:18.332
بهش مشکوک شده بود؟
گفتم ما باید بریم-

01:04:18.333 --> 01:04:22.250
کنارش نشست و به حرف‌هاش گوش داد
در حالی که سیگار دود می‌کرد،چیزی می‌نوشت،الکل می‌نوشید

01:04:22.375 --> 01:04:25.292
همچنان که زن تعریف می‌کرد چطور شوهرش رو ترک کرده

01:04:25.333 --> 01:04:28.458
ژرمن‌ها در آستانه‌ی اشغال شهر بودن

01:04:28.875 --> 01:04:31.667
سوار ماشین دکتر شدم
همونجا دیدمش

01:04:32.542 --> 01:04:34.374
با هم از دست ژرمن‌ها فرار کردیم

01:04:34.375 --> 01:04:37.582
سوار شدن به ماشین‌اش

01:04:37.583 --> 01:04:40.332
و نوشتن نامه‌ی خداحافظی برا شوهرم،برام کار آسونی بود

01:04:40.333 --> 01:04:42.167
کل ماجرا همین بود.

01:04:42.250 --> 01:04:45.750
زن تو مارسی دنبالش می‌گشت
هرجایی که ممکن بود باشه...

01:04:45.917 --> 01:04:49.833
تو کنسولگری مکزیک،
جلوی کنسولگری آمریکا

01:04:49.958 --> 01:04:53.583
توی کانبیِ‌یر در مونت‌ونتو

01:04:54.625 --> 01:04:56.875
جستجویی که بی‌حاصل و مایوسانه بود

01:05:02.083 --> 01:05:04.041
از اون موقع تا حالا دنبالش‌ام

01:05:04.042 --> 01:05:07.207
از اونایی که دیده بودنش
تا کسانی که ممکن بود ازش خبری داشته باشن

01:05:07.208 --> 01:05:09.499
از وسترن یونیون

01:05:09.500 --> 01:05:12.041
تا کنسولگری مکزیک و آمریکا

01:05:12.042 --> 01:05:14.042
همیشه دیر رسیدم

01:05:15.750 --> 01:05:18.874
اونا میگن که
کسانی که رها شدن هرگز فراموش نمی‌کنن

01:05:18.875 --> 01:05:20.958
ولی این حقیقت نداره

01:05:21.833 --> 01:05:25.958
اونا ترانه‌های غمناک و قشنگی دارن که در تنهایی خودشون زمزمه میکنن
حس دلسوزی و ترحم باهاشون هست

01:05:27.750 --> 01:05:31.167
اونایی که کسی رو ترک میکنن تنها ترن

01:05:31.958 --> 01:05:34.083
ترانه‌ای برای زمزمه ندارن

01:05:34.625 --> 01:05:35.833
ماری

01:05:37.917 --> 01:05:40.125
اون تو رو فراموش نکرده

01:05:41.042 --> 01:05:43.292
خودش رو از من مخفی کرده

01:05:44.542 --> 01:05:46.958
چرا اون موقع از کشتی پیاده شدی؟

01:05:49.375 --> 01:05:51.583
میخواستی برگردی پیشش؟

01:05:53.583 --> 01:05:55.542
نمیدونم

01:05:59.417 --> 01:06:01.708
پس چرا داری دنبالش می گردی؟

01:06:02.792 --> 01:06:04.958
ویزای من دست اونه

01:06:05.625 --> 01:06:08.292
بی اون نمی تونم از اینجا خارج بشم

01:06:09.292 --> 01:06:13.625
براش نامه نوشتم
یه واسطه توی پاریس نامه رو بهش رسوند

01:06:13.833 --> 01:06:17.707
براش نوشتم که باید به مارسی بیاد

01:06:17.708 --> 01:06:20.125
که ویزاهامون اونجاست

01:06:21.250 --> 01:06:23.583
نامه رو گرفته

01:06:23.917 --> 01:06:25.875
مطمئنم

01:06:35.750 --> 01:06:37.917
دکتر رو دوست داری؟

01:07:16.708 --> 01:07:19.125
من هوات رو دارم

01:07:29.792 --> 01:07:31.958
تو کی هستی؟

01:07:50.625 --> 01:07:53.750
اینجا چیکار داری؟
می‌خواستم ببینمت-

01:07:55.292 --> 01:07:56.958
واقعا؟

01:08:10.125 --> 01:08:13.542
پسرک حالش بهتر شده
کورتیزون روش اثر کرده

01:08:14.250 --> 01:08:17.125
تا دو سه روز دیگه میتونه دوباره راه بیفته و بازی کنه

01:08:17.458 --> 01:08:19.750
کوله پشتی ها رو آوردی؟

01:08:20.708 --> 01:08:22.625
و کفش های کوهنوردی

01:08:23.083 --> 01:08:25.583
برنامه‌ ای که ریختی یه کم دیوانه‌واره

01:08:25.750 --> 01:08:29.333
چه برنامه ای؟-
اینکه میخوای از کوه های پیرنه عبور کنی-

01:08:33.083 --> 01:08:35.792
بلیط کشتی‌ات رو فروختی؟

01:08:37.875 --> 01:08:40.625
بلیط کشتی‌ات رو فروختی؟

01:08:55.708 --> 01:08:59.208
می‌تونم برای ماریا ویزا و بلیط کشتی برای مکزیک بگیرم

01:09:02.667 --> 01:09:04.625
پس بجنب

01:09:05.958 --> 01:09:08.417
من و ماری بهت ملحق میشیم

01:09:10.625 --> 01:09:12.792
23‌ام این ماه.با کشتی مونترئال

01:09:15.167 --> 01:09:18.375
حالا میگی چقدر پول میخوای؟
5هزارتا؟

01:09:18.875 --> 01:09:22.083
فکر کنم 2هزارتا به عنوان پیش پرداخت کار رو راه بندازه

01:09:22.250 --> 01:09:24.458
باید به مامورها رشوه بدی

01:09:24.625 --> 01:09:27.916
ولی تو واسطه های خوبی داری
خوش شانس بودیم تو رو پیدا کردیم

01:09:27.917 --> 01:09:29.624
من چیزی نمی‌خوام

01:09:29.625 --> 01:09:32.417
با اینکه تو حسابم پول زیادی ندارم

01:09:33.792 --> 01:09:35.708
حالا خواهش می‌کنم برید

01:09:37.208 --> 01:09:39.750
من تاریخ تولد ماریا و اطلاعات ضروریش رو می‌خوام

01:09:40.542 --> 01:09:43.625
ساعت 2 بعد از ظهر تو مونت‌ونتو می‌بینمتون

01:09:43.792 --> 01:09:46.500
ویزا و بلیط کشتی رو به دست‌تون می‌رسونم

01:09:52.708 --> 01:09:56.750
از دریچه‌ی پنجره نگاه کرد و ماری و ریچارد رو دید

01:09:57.583 --> 01:10:01.583
زن جوری نگاهش کرد انگار متوجه شده بود مرد به تماشای اون ایستاده

01:10:01.750 --> 01:10:03.708
و لبخندی زد.

01:10:05.458 --> 01:10:07.667
کمی بعد کنار هم نشستن

01:10:08.167 --> 01:10:10.874
این ویزا...اینم بلیط کشتی
ویزا و بلیط رو با خودش آورده بود

01:10:10.875 --> 01:10:14.374
ریچارد اعتماد نکرد و به سمت بندر رفت

01:10:14.375 --> 01:10:16.791
تا صحت بلیط رو چک کنه

01:10:16.792 --> 01:10:20.458
میشه اینو برام چک کنید
بله بفرمایید-

01:10:31.833 --> 01:10:36.500
دوتایی نشستن و منتظر موندن
هرکسی اونها رو می‌دید تصور می‌کرد عاشق و معشوق هم‌ان

01:10:37.958 --> 01:10:40.625
دیدم دست هم رو گرفتن

01:10:41.167 --> 01:10:43.333
در حالی که ماری اشک می‌ریخت

01:10:44.250 --> 01:10:46.791
کمی بعد ماری گفت که نمی‌دونه

01:10:46.792 --> 01:10:50.207
که اشک‌اش از‌ شوقه یا یاس

01:10:50.208 --> 01:10:53.708
مرد رو دیدم که بوسیدش
و زن که اجازه داد ببوستش

01:11:03.542 --> 01:11:06.916
کمی بعد که ریچارد برگشت
اونا سفارش پیتزا و شراب داده بودن

01:11:06.917 --> 01:11:10.166
همونطور که ریچارد می‌گفت
یه کم برای جشن گرفتن زود بود

01:11:10.167 --> 01:11:13.707
چون مدارک سفر به اسپانیا و آمریکا هنوز ناقص بود

01:11:13.708 --> 01:11:16.792
کشتیتون کی حرکت میکنه؟
23ام

01:11:17.250 --> 01:11:18.916
این ماه؟

01:11:18.917 --> 01:11:21.958
فکر نکنم برای ماه بعد کشتی مونده باشه

01:11:23.042 --> 01:11:26.583
شما باید فورا تقاضای ترانزیت همسرتون رو ثبت کنید

01:11:26.750 --> 01:11:28.625
خیلی سخته...

01:11:28.792 --> 01:11:31.458
فقط توی قسمتی که علامت خورده بنویس

01:11:31.625 --> 01:11:34.624
همراهِ متقاضیِ ترانزیت

01:11:34.625 --> 01:11:37.083
داری بهم میگی چطور کارم‌ رو انجام بدم؟

01:11:40.125 --> 01:11:42.042
آدم عجیبی هستی

01:11:42.542 --> 01:11:45.416
چون می‌خوام با زنم مهاجرت کنم؟

01:11:45.417 --> 01:11:48.042
چند روز پیش همچین چیزی نمی‌خواستی

01:11:48.208 --> 01:11:50.541
از کار واقعیت حرف زدی

01:11:50.542 --> 01:11:53.124
و اینکه ماهیت انگل وار نویسنده ها

01:11:53.125 --> 01:11:55.292
چقدر برات نفرت‌انگیزه

01:11:56.167 --> 01:11:59.125
حالا با من از عشق واقعی حرف میزنی؟

01:11:59.833 --> 01:12:01.417
همم؟

01:12:01.458 --> 01:12:05.042
دوتایی‌تون رو تصور کن
یه خونه جمع و جور توی مکزیک دارین

01:12:06.167 --> 01:12:09.042
از سر کار برگشتی
و همسرت

01:12:09.208 --> 01:12:11.917
که افتخار دیدنش رو داشتم

01:12:12.208 --> 01:12:14.333
و بسیار مهربونه

01:12:15.833 --> 01:12:17.833
اونجا نشسته

01:12:18.792 --> 01:12:21.291
سبزی‌ها رو برای شام خورد می‌کنه

01:12:21.292 --> 01:12:24.792
صدای وزش باد میان بوته‌ها می‌پیچه،
و تو به تماشای اون نشستی

01:12:25.167 --> 01:12:28.292
شاید تو باید نویسنده می‌شدی

01:12:55.958 --> 01:13:00.125
یه چند روزی طول می‌کشه مدارکت آماده بشه
بعدش میتونی بیای و اونها رو تحویل بگیری

01:13:01.833 --> 01:13:03.292
مرسی

01:13:09.083 --> 01:13:11.083
آخرین سوال

01:13:12.167 --> 01:13:15.042
آخرین چیزی که نوشتی چی بود؟

01:13:25.500 --> 01:13:27.792
مردی که به تازگی مرده بود

01:13:28.917 --> 01:13:31.292
پشت دری بزرگ منتظر بود

01:13:33.000 --> 01:13:35.250
تا در جهنم ثبت‌نام کند

01:13:35.917 --> 01:13:38.292
دقایق بسیاری منتظر ماند

01:13:38.833 --> 01:13:40.958
و بعد ساعت‌ها و روزها و ماه‌ها

01:13:41.375 --> 01:13:43.125
و سالها به همین منوال گذشت

01:13:43.708 --> 01:13:47.167
سرانجام از کسی در آن حوالی پرسید:

01:13:47.208 --> 01:13:50.708
من سالهاست منتظر ثبت‌نام در جهنم‌ام
اما این در باز نمی‌شود.

01:13:50.750 --> 01:13:53.792
مرد نگاهی بهش کرد

01:13:53.917 --> 01:13:55.542
و پاسخ داد:

01:13:55.583 --> 01:13:58.417
جهنم همینجاست

01:14:04.917 --> 01:14:08.458
ریچارد نمی‌خواست اون تو کشتی همراهش باشه

01:14:08.500 --> 01:14:10.583
ولی ماری اصرار کرد

01:14:13.583 --> 01:14:16.167
ریچارد دست گئورگ رو فشرد

01:14:16.208 --> 01:14:18.583
بعد در رو برای ماری نگه داشت

01:14:18.625 --> 01:14:21.292
طوری که انگار اون می‌خواد بره

01:14:25.375 --> 01:14:29.625
رفت طبقه‌ی بالا تا منتظر ماری بمونه

01:14:30.792 --> 01:14:35.375
بطری شرابی که شب خداحافظی باهاش مست کردن
هنوز روی میز بود

01:14:35.708 --> 01:14:38.292
نشست،
و دوباره در تنهایی خودش از اون شراب نوشید

01:14:38.500 --> 01:14:41.125
سیگاری دود کرد
به انتظار نشست

01:14:41.292 --> 01:14:44.042
سمت پنجره رفت
بازش کرد

01:14:44.375 --> 01:14:46.542
دید ماری داره به سمتش میاد

01:15:41.542 --> 01:15:43.500
وایستا

01:16:01.125 --> 01:16:02.708
بیا

01:16:11.958 --> 01:16:13.542
بیا

01:16:31.708 --> 01:16:33.375
متاسفم

01:16:36.500 --> 01:16:38.083
چرا؟

01:16:41.042 --> 01:16:43.292
برا چی متاسفی؟

01:16:47.083 --> 01:16:49.250
من باهات نمیام

01:16:51.208 --> 01:16:54.500
نمی‌تونم باهات بیام
همینجا میمونم

01:16:59.042 --> 01:17:01.208
این کارا برا چیه

01:17:04.167 --> 01:17:06.750
می‌خواستم ریچارد سوار کشتی بشه

01:17:07.042 --> 01:17:09.292
اون باید بره مکزیک

01:17:10.292 --> 01:17:12.042
پس تو چی؟

01:17:15.583 --> 01:17:17.750
من دارم دنبال ردی از شوهرم می‌گردم

01:17:38.000 --> 01:17:39.457
گئورگ

01:17:39.458 --> 01:17:42.583
صبر کن

01:17:49.417 --> 01:17:51.833
...ماری
شوهرت مُرده

01:17:53.625 --> 01:17:55.375
نه...

01:17:55.500 --> 01:17:57.542
نمُرده

01:18:14.542 --> 01:18:17.832
گفت ریچارد سوار کشتی شده بود

01:18:17.833 --> 01:18:21.916
وقتی گروهی از افسرهای فرانسوی مدعی شدن کابین برای اوناست

01:18:21.917 --> 01:18:24.916
اون و چند نفر دیگه به زور پیاده شدن

01:18:24.917 --> 01:18:28.874
داشت به ریچارد و داستان غم‌انگیزش گوش می داد

01:18:28.875 --> 01:18:32.332
ماری پیش ریچارد نشسته بود تا بهش دلداری بده

01:18:32.333 --> 01:18:35.166
اون تسکین پذیر نبود
کاملا از نظر روحی بهم ریخته بود

01:18:35.167 --> 01:18:38.207
گئورگ هنوز کنارپنجره نشسته بود

01:18:38.208 --> 01:18:42.583
به نظرش اومد تمام روز رو اونجا گذرونده

01:18:43.292 --> 01:18:47.541
کمی بعد از اونجا زد بیرون
اونجا رو به سمت اتاقش ترک کرد

01:18:47.542 --> 01:18:51.082
یادش نمی‌اومد چندبار کیفش رو بسته

01:18:51.083 --> 01:18:55.583
یه بار دیگه به ماری نگاه انداخت
ولی اون بهش نگاه نکرد

01:18:55.750 --> 01:18:59.708
بعدش تمام شب رو پیاده‌روی کرد
تا اینکه رسید به هتلش

01:19:00.208 --> 01:19:03.874
دراز کشید و حساب کرد چند روز دیگه از اونجا میره

01:19:03.875 --> 01:19:07.958
بعدش اون لالایی که برای دریس می‌خوند تو ذهنش اومد

01:19:08.583 --> 01:19:11.042
هیچ‌وقت اینطور احساس سرما نکرده بود

01:19:35.083 --> 01:19:36.667
دریس؟

01:19:39.792 --> 01:19:41.542
منم

01:19:44.708 --> 01:19:46.833
صبح بخیر

01:19:55.833 --> 01:19:58.000
من دنبال ملیسا و دریس می‌گردم

01:19:59.250 --> 01:20:01.499
مگه اینجا خونه‌شون نیست؟

01:20:01.500 --> 01:20:03.457
اونا رفتن

01:20:03.458 --> 01:20:04.999
کجا ؟

01:20:05.000 --> 01:20:06.667
یه جای دور

01:20:08.458 --> 01:20:10.708
کِی از اینجا رفتن؟

01:20:15.917 --> 01:20:17.500
مرسی

01:20:38.083 --> 01:20:40.083
ببخشید

01:20:41.000 --> 01:20:42.583
شرمنده

01:20:45.833 --> 01:20:48.250
میشه دعوتت کنم با هم چیزی بخوریم؟

01:20:57.292 --> 01:20:58.875
ممنون

01:21:07.042 --> 01:21:09.208
به سلامتی‌‌‌‌‌‌‌ت
بله

01:21:10.125 --> 01:21:11.708
سلامتی تو

01:21:31.458 --> 01:21:33.667
سگ‌هات کجان؟
رفتن

01:21:35.083 --> 01:21:36.750
فرار کردن؟

01:21:37.042 --> 01:21:38.417
مّردن

01:21:40.458 --> 01:21:44.250
ببخشید نمی‌دونستم...
نمیخوام درباره اش صحبت کنم-

01:21:47.667 --> 01:21:51.042
فقط میخوام بخورم و بنوشم و تنها نباشم

01:21:52.542 --> 01:21:56.417
گفت زن بهش سیگار تعارف کرد

01:21:56.583 --> 01:22:00.416
پول نوشیدنی رو با پیشخدمت حساب کرد
و کمی پیاده‌روی کردن

01:22:00.417 --> 01:22:03.167
رودی ریکیوتی یه معمار بود

01:22:03.208 --> 01:22:06.916
درباره اون معمار ریکیوتی حرف زدن ...

01:22:06.917 --> 01:22:09.167
و پل پیاده رویی که طراحی کرده بود

01:22:09.208 --> 01:22:13.583
که به شکل چشم‌نوازی محوطه‌ی پانی‌یِر رو به قلعه‌ی قدیمی متصل می‌کرد

01:22:14.292 --> 01:22:18.583
اینکه مشتاق بود تو مارسی بمونه به همین خاطر بود

01:22:20.167 --> 01:22:24.542
و بلوک هایی که با بتن شفاف و طرح‌دار پوشیده شده

01:22:24.833 --> 01:22:29.125
طوری که از فضای داخلی و در میان بافت طرح‌دارش می‌تونی فضای بیرونی رو ببینی.
زیباست.

01:22:34.583 --> 01:22:36.708
میشه یکی هم به من بدی؟

01:22:50.250 --> 01:22:53.083
با هم سیگار کشیدن
و مرد حس کرد

01:22:53.458 --> 01:22:57.042
در این لحظه چقدر احساس آرامش میکنه

01:22:57.208 --> 01:23:01.042
می‌تونست ماری رو فراموش کنه
همه چی آروم بود

01:23:40.417 --> 01:23:44.292
آخرین روزها رو توی اتاقش می‌گذروند

01:23:44.333 --> 01:23:45.875
به انتظار

01:23:46.083 --> 01:23:48.833
تنها چیزی که میخواست رفتن از اونجا بود

01:23:50.792 --> 01:23:53.083
فقط شب‌ها از هتل بیرون می‌رفت

01:23:54.833 --> 01:23:58.792
اتفاقی ریچارد رو دید که آشکارا افسرده به نظر می‌اومد

01:23:59.083 --> 01:24:02.083
مثل ترسو‌ها مخفی شده بود

01:24:02.500 --> 01:24:05.625
می‌ترسید از اینکه ماری رو ببینه

01:24:10.792 --> 01:24:12.208
بعدش شروع کرد به بستن چمدون و جمع کردن وسایلش

01:24:12.875 --> 01:24:14.500
آخرین روزی بود که اونجا می‌گذروند

01:24:14.542 --> 01:24:18.792
فردای اون روز سوار کشتی شده بود و ناپدید می‌شد

01:25:11.042 --> 01:25:13.750
بالاخره پیدات کردم

01:25:15.000 --> 01:25:17.042
همه برگشتن تا اونا رو ببینن

01:25:17.083 --> 01:25:21.708
به نظر می‌رسید این آغوش پرشور و حرارت
مشتری‌های منو رو یه کم عصبی کرده

01:25:22.292 --> 01:25:26.708
مردمی که خودشون درگیر مصیبت و بدبختی‌ان
خوش ندارن لذّت و خوشحالی بقیه رو ببینن

01:25:30.042 --> 01:25:33.500
فضای دلگیر و غم‌زده‌ای بر مونت ونتو حکم‌فرما بود

01:25:34.458 --> 01:25:38.208
بلوار آوینیون پاک سازی شده بود
همونطور که پیش‌بینی می‌شد

01:25:38.417 --> 01:25:41.624
اردوگاه ها پر بودن
و تبعید و دیپورت پناهجوها شروع شده بود

01:25:41.625 --> 01:25:44.292
اونا به سمت مارسی رهسپار شدن

01:25:45.292 --> 01:25:50.041
بگفت ماری مدام با خودش تکرار میکرد
که حتما باید اونو با خودش ببره

01:25:50.042 --> 01:25:54.167
از اینکه هرگز نتونه پیداش کنه خیلی می‌ترسید

01:25:56.542 --> 01:26:00.000
اونا به هتل گئورگ رفتن
دلش نمیخواست برگرده هتل خودش

01:26:00.125 --> 01:26:04.083
ماری در حالی که کیفش رو نشون می‌داد
گفت هرچی لازم بوده برداشته
و همه‌چی آماده ست

01:26:09.500 --> 01:26:11.625
خیلی تشنمه

01:26:11.875 --> 01:26:14.000
فقط آب دارم

01:26:14.708 --> 01:26:16.292
همینم خوبه

01:26:17.208 --> 01:26:20.582
زن کنارش نشست
در حالی که خسته بود

01:26:20.583 --> 01:26:22.833
و یه لیوان آب خواست

01:26:23.125 --> 01:26:25.749
بعدتر جلوی آینه‌ی حمام

01:26:25.750 --> 01:26:28.625
،دوباره یاد شوهرش افتاد
اون نویسنده‌ی ناکام

01:26:29.000 --> 01:26:31.542
می‌خواست همه‌چی رو بهش بگه

01:26:36.917 --> 01:26:40.582
وقتی برگشت دید رو تخت خوابش برده

01:26:40.583 --> 01:26:44.500
در نهایتِ آرامش،
ملایم و بی سر و صدا

01:26:44.750 --> 01:26:47.167
اولین بار بود اون رو در این وضعیت می‌دید

01:26:49.125 --> 01:26:52.542
حتما روزها و شب های بی‌پایانی رو قدم زده بود و به انتها رسونده بود

01:26:53.333 --> 01:26:56.625
آفتاب درومده بود
باید می‌رفتن کنسولگری

01:26:56.667 --> 01:26:58.792
و سریعتر سوار کشتی بشن

01:27:09.542 --> 01:27:11.708
زود برمی‌گردم

01:27:17.542 --> 01:27:20.666
گفت هیچ شکی نداره

01:27:20.667 --> 01:27:23.583
که مدارک رو به موقع تحویل می‌گیره

01:27:24.333 --> 01:27:27.958
فقط سه ساعت قبل حرکت کشتی فرصت داشتن

01:27:28.125 --> 01:27:31.833
ماری رو دید که گوشه ای نشسته
آفتاب صبحگاهی به اون کنج می‌تابید

01:27:32.000 --> 01:27:35.291
.در حالی که دستانش رو برای چشم‌هاش سایبون کرده بود
آقای وایدل!

01:27:35.292 --> 01:27:38.999
ناگهان یاد دریس افتاد
که اونجا نشسته بود

01:27:39.000 --> 01:27:41.957
آقای وایدل!
با بستنی که بهش نگاه هم نکرد

01:27:41.958 --> 01:27:45.250
بعد اسمش خونده شد

01:27:46.833 --> 01:27:48.542
ماری!

01:28:17.333 --> 01:28:19.375
به سمت بندرگاه لطفا

01:28:27.125 --> 01:28:29.916
مثل رفتن به خرید کریسمس توی نیویورکه

01:28:29.917 --> 01:28:32.500
تو نیویورک بودی؟-
بله-

01:28:32.667 --> 01:28:35.666
از اونجا برام یه کت خرید-
ریچارد؟-

01:28:35.667 --> 01:28:37.625
نه، شوهرم

01:28:42.792 --> 01:28:46.332
دم نرده‌ها می‌ایسته
و به لنگرگاه پشت سرش نگاه می‌کنه

01:28:46.333 --> 01:28:49.124
تو قطار هم همیشه صندلی‌های عقب میشینه

01:28:49.125 --> 01:28:50.917
واقعا؟
بله

01:28:53.167 --> 01:28:55.082
کدوم نرده‌ها؟

01:28:55.083 --> 01:28:57.167
کشتی...

01:28:57.792 --> 01:28:59.875
کدوم کشتی؟

01:29:00.208 --> 01:29:02.667
کشتی خودمون
مونترئال

01:29:03.250 --> 01:29:06.958
چی باعث شده فکر کنی اون تو مونترئاله؟

01:29:07.583 --> 01:29:10.083
اون مکزیکیه بهم گفت

01:29:12.167 --> 01:29:14.750
تو برگشتی کنسولگری؟

01:29:17.375 --> 01:29:20.000
چهره‌اش رو تصور کن

01:29:20.792 --> 01:29:23.167
وقتی دم نرده ها ایستاده

01:29:23.708 --> 01:29:27.208
و من اسمش رو زمزمه میکنم
و اون برمی‌گرده سمت من

01:29:28.292 --> 01:29:30.874
اون کنار نرده ها نمی‌ایسته

01:29:30.875 --> 01:29:32.458
چرا

01:29:32.708 --> 01:29:34.542
اونجاست

01:29:35.708 --> 01:29:37.875
و من‌ رو می‌بخشه

01:29:38.000 --> 01:29:41.292
من میشناسمش
می‌خنده و منو می‌بخشه

01:29:46.292 --> 01:29:47.958
هممم؟

01:29:49.500 --> 01:29:51.583
از اون خوشت میاد

01:30:20.708 --> 01:30:22.875
این بلیط کشتی توئه

01:30:24.792 --> 01:30:26.375
و

01:30:27.917 --> 01:30:30.499
باید شماره رو اینجا وارد کنی

01:30:30.500 --> 01:30:32.625
این تاییدیه‌ی ترانزیته

01:30:33.917 --> 01:30:35.667
باشه؟
مرسی

01:30:36.042 --> 01:30:38.417
مواظب باش
گمش نکنی

01:30:53.292 --> 01:30:55.042
لطفا نگه دارید

01:30:56.625 --> 01:30:59.958
چی شده؟
یه چیزی فراموش کردم-

01:31:02.167 --> 01:31:03.750
گئورگ...

01:31:04.042 --> 01:31:06.875
چیز مهمیه؟
خودمو می‌رسونم

01:31:39.000 --> 01:31:40.708
سلام

01:31:42.500 --> 01:31:44.083
سلام

01:32:00.708 --> 01:32:02.292
ریچارد؟

01:32:02.708 --> 01:32:05.333
چی می‌خوای؟

01:32:05.375 --> 01:32:09.042
مگه الان نباید سوار کشتی باشی؟-
برات بلیط کشتی آوردم-

01:32:13.583 --> 01:32:17.167
فقط وسایل ضروری رو بردار-
نمی‌فهمم-

01:32:19.167 --> 01:32:22.082
ریچارد با تعجب بهش خیره شد

01:32:22.083 --> 01:32:25.874
می‌دونست باید سریعا یه بهونه‌ای جور کنه

01:32:25.875 --> 01:32:28.207
فرصتی برای گفتن حقیقت باقی نمونده نبود

01:32:28.208 --> 01:32:30.417
از ریچارد کارمزدش رو خواست

01:32:30.583 --> 01:32:34.000
ریچارد هیچی ازش نپرسید
پول رو بهش داد

01:32:34.042 --> 01:32:36.458
5هزارتا
تقریبا همه موجودی نقدی که داشت

01:32:36.542 --> 01:32:40.291
بلیط رو بهش داد و ریچارد با عجله رفت پایین

01:32:40.292 --> 01:32:43.291
از پنجره ریچارد رو نگاه کرد

01:32:43.292 --> 01:32:45.458
که پایین منتظر تاکسی ایستاده بود

01:32:45.625 --> 01:32:49.167
و وقتی تاکسی رسید
ریچارد یه بار دیگه بهش نگاه انداخت

01:32:49.458 --> 01:32:52.792
یه حس تحقیرآمیزی تو نگاهش نبود؟

01:32:53.958 --> 01:32:57.332
ریچارد فکر می‌کرد اون کلاه برداره
یه آدم سودجو

01:32:57.333 --> 01:33:00.917
کسی که از مصائب پناهجوها برای منفعت خودش استفاده می‌کنه

01:33:04.292 --> 01:33:08.292
به دریا نگاه کرد
بالاخره صدای ناقوس کشتی به گوش رسید

01:33:08.500 --> 01:33:11.917
و کشتی مونترئال رو دید که به دریا زده

01:33:13.917 --> 01:33:18.000
منتظر موند
تا اینکه که کشتی در مسیر افق ناپدید شد

01:33:18.583 --> 01:33:22.082
نگاه تمسخرآمیزی به من انداخت
لبخندی زد

01:33:22.083 --> 01:33:25.166
.حوصله ات رو سر بردم-
ازم پرسید که حوصله ام رو سر برده؟-

01:33:25.167 --> 01:33:28.000
حالا چیکار میخوای بکنی؟
پول که دارم

01:33:28.417 --> 01:33:30.875
کفش‌های کوهنوردی دکتر هم مناسب پاهامه

01:33:30.917 --> 01:33:33.167
میخوام باهاش از کوه‌های پیرنه عبور کنم

01:33:33.583 --> 01:33:36.125
خودت گفتی دیوونگیه

01:33:37.958 --> 01:33:40.167
آوینیون اِشغال شده؟

01:33:41.917 --> 01:33:43.125
بله

01:33:51.583 --> 01:33:53.875
می‌تونم اینو پیشت بذارم؟

01:34:04.417 --> 01:34:06.125
البته

01:34:42.542 --> 01:34:44.458
ماری...

01:35:17.625 --> 01:35:19.500
عذر می‌خوام...
بله؟

01:35:19.542 --> 01:35:23.083
یه خانومی دیروز قرار بوده سوار کشتی مونترئال بشه

01:35:23.125 --> 01:35:25.708
میخواستم ازتون بخوام اگه بشه

01:35:26.333 --> 01:35:30.583
کریم...
حواست به اسکله 12 باشه
زود باش، زیاد وقت نداریم

01:35:31.208 --> 01:35:34.292
لطفا لیست مسافرین رو بررسی کنید

01:35:34.500 --> 01:35:37.667
ببینم واقعا سوار اون کشتی شده؟-
اسمش چیه؟-

01:35:37.708 --> 01:35:39.458
ماری

01:35:39.500 --> 01:35:42.083
وایدل

01:35:42.250 --> 01:35:44.792
و- ا- ی- د- ل.

01:35:45.042 --> 01:35:46.917
ماری وایدل
ماری وایدل

01:35:46.958 --> 01:35:49.417
بله
بله سوار اون کشتی بود.

01:35:50.625 --> 01:35:52.208
منظورت چیه بود؟

01:35:52.250 --> 01:35:54.292
من عمیقا متاسفم

01:35:54.333 --> 01:35:58.125
ما معمولا این اطلاعات رو در اختیار خویشاوندان نزدیک قرار میدیم.
ولی...

01:35:58.167 --> 01:36:01.917
می‌دونی
اونا به دروازه‌‌ی شهر رسیدن،
حملات هوایی هم به زودی شروع میشه

01:36:02.083 --> 01:36:04.167
از چی حرف می‌زنی؟

01:36:04.542 --> 01:36:07.375
فکر کردم می‌دونستی...
چی رو می‌دونستم ؟

01:36:07.708 --> 01:36:11.750
صبح امروز کشتی مونترئال به مین دریایی برخورد کرد
قبل اینکه به جزایر بالئاری برسن

01:36:11.792 --> 01:36:14.417
کشتی غرق شده و هیچکس زنده نمونده

01:36:17.083 --> 01:36:18.833
همدردی من رو بپذیرید

01:36:44.042 --> 01:36:46.292
در حالی که پشتش به در بود توی کافه‌ نشسته بود...

01:36:46.500 --> 01:36:49.500
و هربار که در باز می‌شد از جا تکون می‌خورد

01:36:49.750 --> 01:36:53.875
ولی نمی‌خواست سرش رو برگردونه

01:36:53.917 --> 01:36:56.125
یا گوشه چشمی به بیرون داشته باشه

01:36:56.333 --> 01:36:58.625
کاری که همیشه انجامش می‌داد

01:36:58.875 --> 01:37:01.333
ممکن بود ماری پیداش بشه

01:37:01.375 --> 01:37:06.125
همچون کشتی شکسته‌هایی که بعد از نجات معجزه‌آسا به ساحل میرسن

01:37:06.250 --> 01:37:10.250
یا مثل روحی که از دنیای مردگان برگشته باشه

01:37:10.292 --> 01:37:12.708
با نذر و نیاز و دعای خالصانه

01:37:14.042 --> 01:37:17.667
سعی کردم از خطری که در پیش بود آگاهش کنم،
جایی که بتونه مخفی بشه رو بهش معرفی کردم

01:37:18.417 --> 01:37:21.458
پاکسازی‌ها از صبح اون روز شروع شده بود

01:37:23.125 --> 01:37:25.917
ولی کماکان توی بار نشسته بود

01:37:27.792 --> 01:37:29.125
چشم انتظار

01:37:30.083 --> 01:37:31.875
چشم انتظارش.

01:37:31.899 --> 01:37:35.899
ترجمه:نوید

01:37:35.923 --> 01:37:45.923